راه های اثبات هلال ماه در مذهب تشیع در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 راه های اثبات هلال ماه در مذهب تشیع در word دارای 203 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد راه های اثبات هلال ماه در مذهب تشیع در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

    
فهرست
مقدمه    7
«روش تحقیق»    10
«قلمرو تحقیق»    10
«بیان مسأله»    10
«پیشینه تحقیق»    11
هدف تحقیق:    11
1-1 «بخش اول»: واژه شناسی    12
1-1-1 ماده «هلل» و مشتقات آن در كتابهای لغت    12
1-2 بخش دوم : ‌آشنایی با تقویم هجری    17
1-2-1 تقویم هجری قمری    17
1-2-2 مبانی تقویم هجری قمری    18
1-2-3 تقویم هجری قمری هلالی    19
1-2-4  تقویم هجری قمری قرار دادی    20
1-2-5 چرا در تقویم هجری قمری اختلاف پیش می آید؟    20
1-2-6 مقایسه ی تقویم هجری شمسی و هجری قمری    21
1-3 «بخش سوم»تنجیم و ستاره شناسی    22
1-3-1 تعریف علم نجوم :‌    22
1-3-2 حكم تنجیم :    23
1-3-2-1 خبر دادن از تحولات فلكی :    23
1-3-3 ادله جواز علم نجوم    24
1-3-3-1 روایاتی كه دلالت بر مذموم بودن علم نجوم دارند.    25
1-3-2-2- اخبار از آینده با توجه به اوضاع فلكی بدون اعتقاد به تاثیرات آنها:    26
1-3-2-3  اخبار از حوادث با اعتقاد به حیات افلاك و عدم استقلال آنها در تاثیر بر رویدادهای زمینی    27
1-3-4  چند مساله مرتبط با تنجیم    27
1-3-4-1  آیا تصدیق منجم و ترتیب اثر دادن به سخن او جایز است ؟    27
1-3-4-2 آیا یاد گیری و یاد دادن علم نجوم جایز است؟    28
1-3-4-3 آیا حكم رمل و فال و كار هایی از این قبیل مثل تنجیم است؟    28
2-1 بخش اول : «نگرشی بر رویت هلال در علم نجوم»    29
2-1-1 پیدایش ماه    31
2-1-2  وضعیت تکوینی ماه    32
2-1-3 کرویّت یا مسطح بودن زمین    33
2-1-4 مدار گردش ماه    33
2-1-5 قوانین کپلر    34
2-1-6 اهله ی ماه    35
2-1-7 حرکات ماه    37
2-2 بخش دوم «بررسی پدیده های وابسته به مدار ماه »    38
2-2-1 جزر و مد :    38
2-2-3 ج)ماه گرفتگی (خسوف)    41
2-2-4 مشاهده نور زمین تاب:    42
2-2-5 جهت یابی به وسیله ماه    42
2-3 بخش سوم :‌    43
ماههای قمری    43
2-3-1 انواع ماه قمری    43
2-3-1-1 ماه قمری حسابی :    43
2-3-1-2 ماه قمری متوسط:    43
2-3-1-3  ماه قمری هلالی فلکی :    43
2-3-1-4 ماه قمری هلالی شرعی :    44
2-3-2 پدیده قران نیّرین یا حالت مقارنه و محاق    44
2-3-3  رکوردهای رؤیت هلال    46
2-3-4  آشنایی با معیارهای رؤیت هلال    48
3-1 بخش اول : «رؤیت  و اثبات هلال»    53
3-1-2 دلالت احادیث بر اعتبار رؤیت    55
3-1-4 فروع رؤیت    58
3-1-4 -1 فرع اول : انفراد در رؤیت    58
3-1-4-1-1 دلایل اعتبار انفراد در رؤیت    59
الف-اطلاق احادیث رؤیت  :    59
3-1-4-2 فرع دوم رؤیت ،راهی علم آور    61
3-1-5 مؤید ها    62
3-1-6 دلائل عدم اعتبار رؤیت  هلال با چشم مسلح    64
3-1-7 مؤیدات و شواهد عدم اعتبار رؤیت  هلال با چشم مسلح    66
3-1-8 ادلّه و مؤیّد ات اعتبار رؤیت  با چشم مسلح    68
3-1-9 رؤیت  قبل از زوال    70
3-1-10 بررسی روایات دیدن هلال در طول روز    71
3-1-11 دیدگاه فقیهان ،درباره دیدن هلال در روز    72
3-1-12 نظر عامه در دیدن هلال در روز.    74
3-1-13 تطوق وغیوبت شفق    74
3-2« بخش دوم : بیّنه»    76
3-2-1 بیّنه در لغت :    76
3-2-2 بیّنه در قرآن    76
3-2-3 بیّنه در اصطلاح :    76
3-2-4  بیّنه در روایات    77
3-2-5 بیّنه از دیدگاه فقها    77
3-2-6 مفهوم عدالت    78
3-2-7 معانی شهادت    79
3-2-8 ویژگیها و شرایط شهادت    80
3-2-8-2 ذكوریت:    80
3-2-8-3 توافق در اوصاف    81
3-2-8-4 شهادت بر رؤیت    82
3-2-9 دیدگاههای فقیهان شیعه در شمارشاهدان رؤیت هلال    83
3-2-9-2 گواهی پنجاه عادل:    83
3-2-9-3 رؤیت مطلقاً به بیّنه ثابت نمی شود.    85
3-2-9-4 رؤیت به بیّنه (دو شاهد) مطلقاً ثابت می شود    86
3-2-10 دیدگاه فقهای عامه :‌    86
3-2-11 فـروع بیّنه    92
3-2-11-1  شهادت بر شهادت :    92
3-2-11-2  آیا بیّنه علم آور است؟    93
3-3  بخش سوم :‌ «شیاع»    94
3-3-1 تعریف تواتر و شیاع از نظر فقها    94
3-3-2 شیاع در آثار فقها    94
3-3-3  بررسی استقلال یا وحدت تواتر و شیاع ،از نظر فقها    96
3-3-4 دلائل حجیّت تواتر و شیاع مفید علم    97
3-3-5 «شیاع ظنّی»    98
3-3-6 دلایل حجیّت شیاع ظنّی    99
3-3-6-1 فحوای حجیّت بیّنه:    99
3-3-6-2 روایات :    99
3-3-6-3  سیره عقلا :    100
3-3-7 نقد و بررسی ودلایل شیاع ظنّی    100
3-4 بخش چهارم :‌ «گذشت سی روز و اثبات هلال»    102
3-4-1 دلایل اعتبار گذشت سی روز    103
3-4-1-1 اجماع:    103
3-4-1-2 روایات:    104
3-4-1-3 علم عادی:    104
3-4-2 دلایل فقها   بر گذشت سی روز :    105
3-4-3 فروع قاعده گذشت سی روز    105
3-4-3-1 فرع اول :    105
3-4-3-2 فرع دوم:    106
3-4-3-3 فرع سوم :    107
3-4-3-4 فرع چهارم    107
3-5 بخش پنجم: «حكم حاكم»    109
3-5-1 تعاریف حكم حكومتی    109
3-5-2 برخی مصادیق حكم حكومتی    111
3-5-3 نظریه ها در مورد سنخ حكم حكومتی    112
3-5-3-1 نظریه نخست :احكام حكومتی ، احكامی اولیه هستند . 113
3-5-3-2 نظریه دوم : احكام حكومتی ، احكامی ثانویه هستند    113
3-5-4 دو نكته در خصوص تعارض حكم حكومتی    117
3-5-5 حكم حاكم به ثبوت هلال    118
3-5-6 عدم حجیّت حكم حاكم مطلقاً    120
3-5-7 دلائل عدم حجیّت حكم حاكم    120
3-5-8 نقد و بررسی    123
3-5-9 حجیّت حكم حاكم    126
3-5-10 دلائل حجیّت حكم حاكم در رؤیت  هلال    128
3-5-10-2 شیوه فقها در كتابهای فقهی    129
3-5-10-3 روایات خاصه    130
3-5-10-4 سیره    132
3-5-10-5 سیره پیامبر(ص)    132
3-5-10-7 سیره ائمه(ع)    135
3-5-11 آراء دیگری در خصوص حكم حاكم:    137
3-5-11-1  اصالت حكم حاكم    137
3-5-11-2  قول به تفصیل:    138
3-5-11-3 تفصیل بین هلال رمضان و شوال    138
3-5-12 چگونگی حكم    139
3-5-13 قلمرو نفوذ حكم حاكم در رؤیت  هلال    140
3-5-14 حرمت نقض حكم حاكم    143
3-5-15 «ادله عدم جواز نقض»    144
3-5-17 حكم حاكم اهل سنّت در ثبوت هلال    146
3-5-18 ادله حجیّت حكم حاكم اهل سنّت    148
3-5-18-1 سیره ائمه اطهار(ع)    149
3-5-18-2 دلائل قائلان به عدم اجزا    152
4-1 بخش اول  « افقها »    155
4-1-1 نظریه مشهور:    157
4-1-3  نظر فقهای عامه    158
4-1-4خلاصه دیدگاهها    160
4-1-5 معیار در نزدیکی و دوری شهرها:    161
4-1-5-2  امکان رؤیت با نبود مانع    164
4-1-5-3  اختلاف اقالیم و تفاوت مناظر    165
4-1-5-4 منزله و مرحله    166
4-1-6  دلایل قائلان به عدم تعمیم    167
4-1-6-1  ظاهر آیه شریفه:    168
4-1-6-2  روایات :    169
4-1-6-3  قیاس رؤیت هلال به طلوع و غروب خورشید.    172
4-1-6-4  عقل    173
4-1-6-5  سیره مسلمانان    175
4-1-6-6  اجماع    176
4-1-6-7  شهرت :    177
4-1-6-8  روایت کُرَیب:    177
4-2 بخش دوم «دلایل دیدگاه غیر مشهور» یا دلایل تعمیم ثبوت هلال    181
4-2-2 روایات    183
4-2-2-1  اطلاق رؤیت:‌    184
4-2-2-2  اطلاقات روایات بینه :    185
4-2-3 روایات خاصه.    187
4-2-4 رؤیت طریقیت دارد نه موضوعیت    190
4-2-5 مویدات نظریه تعمیم    194
4-2-5-1 وحدت لیله القدر    194
4-2-5-2  وحدت عید فطر و قربان    195
4-2-5-3  دعای سمات:‌    196
4-2-5-4 سیره پیامبر(ص)    197
4-2-5-5 علم    197
4-2-5-6 مذاق شرع    198
4-2-5-8 حرمت روزه در روز عید فطر و قربان    201
4-2-5-9 پیامدها    201
نتیجه :    202
پیشنهادات:    205
«فصل پنجم»    205
ضمائم :    205
1- جدایی زاویه ای    206
2- مقارنه ماه و خورشید    206
3- سن ماه    206
4- حد دانژون    207
5- مدت مكث    207
6- ارتفاع هلال    208
7- اختلاف سمت    208
8- فاز ماه    208
9- طول كمان هلال    208
10- نا پیوستگی هلال    209
11- ضخامت بخش میانی    209
12- فاصله ماه از زمین    210
منابع و مآخذ :‌    212

«چكیده»
بحث ثبوت هلال ماه از مباحثی است كه همه انسانها به نوعی به آن نیاز دارند. شریعت مقدس اسلام نیز برخی از اعمال و عبادات را معلّق به ثبوت هلال ، نموده است.
مهمترین عامل تعیین كننده در رؤیت هلال و آغاز ماههای قمری، افق است ، هر نقطه ای روی كره زمین افق مخصوص به خودش را دارد.بر این اساس معیار متخصصین دینی و فقهای عظام در رؤیت هلال بر اساس افق مشخص می شود.
بیشتر فقها ، رؤیت هلال ماه را در هر شهری ، تنها برای مردمان همان شهر و ساکنان روستاها و شهرهای نزدیک به آن معتبر     می دانند.
دیدن هلال و ثابت شدن ماه در سرزمینی برای دیگر سرزمینها کافی است و می توان با دیدن هلال و ثابت شدن ماه در هر سرزمینی از کره زمین روزه گرفت، یا روزه گشاد.
شماری از باورمندان این دیدگاه می گویند: ماه اگر در سرزمینی ثابت شد، سرزمینهای را در بر   می گیرد که در شب، سرزمینی که در افق آن هلال دیده شده ، یکسان باشند،هر چند این یکسانی در پاره ای از شب باشد.
برخی از مجتهدین ،‌حكم حاكم را نیز برای پذیرش دیده شدن هلال  كافی می دانند. هر چند كه حاكم شخصاً ‌ندیده باشد و از راههای دیگر برایش یقین به رؤیت هلال حاصل شده باشد. .البته از نظر منجمین و به تبع آن برخی نرم افزارها پیشرفته نجومی هم كه از لحاظ صحت و دقت تجربه شده باشد و اصطلاحاً اطمینان به رؤیت یا عدم رؤیت هلال ایجاد كند از نظر برخی  مراجع برای اثبات رؤیت یا عدم رؤیت هلال كافی است.
واژگان کلیدی :
«هلال ،‌رؤیت ، محاق ،‌تعمیم ، گواهان ، بیّنه ، حاكم ، افق»

مقدمه
« وَ القَمَرَ قَدَّرْناهُ مَنازِلَ حَتّی عَادَ كَالعرْجُونِ الْقَدیمِ.»
« و برای گردش ماه منازلی معین كردیم (كه در آن منازل سیر می كند) تا مانند شاخه خشك خرما باز گردد.»
پیش از گام نهادن در  وادی تحقیق و پژوهش با مجهولات عدیده ای در مورد هلال مواجه بودم ، به گونه ایكه در زمره «یسئلونك عن الاهله …»  قرار داشتم ، نه از جنبه تكوینی هلال و نه از بعد فقهی آن ، اطلاعات چندانی نداشتم .اینكه چرا ماه ،‌این سلطان شب ، گاهی بیست و نه روزه و گاهی سی روز بطول می انجامد،زمانی بصورت هلال باریك ظاهر می شود ،‌و پس از اینكه مبدل به قرص كامل می گردد، مجددا به شكل هلال در می آید و به مدت یك یادو شب،‌رخ زیبایش را از زمینیان می پوشاند.
گروهی امروز نماز عید می خواندند و می گفتند«اسئلك بحق هذا الیوم الذی جعلته للمسلمین عیدا…» و فردا گروه دیگری در همان شهر و گاه در همان مسجد ،‌عین همین عبارت را می گفتند و معلوم نبود منظور از «للمسلمین»در این عبارات كیست؟!
عده ای به هم تبریك عید می گفتند و جماعتی در حال روزه بودند و دعای «یا علی یاعظیم …و هذا شهر عظمته و كرمته…و هو شهر رمضان…»می خواندند و گاه در یك لحظه و حتی یك خانه این اختلاف جانكاه دیده می شد ، در حالی كه اسلام دین «توحید»در تمام زمینه ها ست و خواهیم دید حتی با وجود اختلاف فتاوی هیچ موجبی برای این اختلاف ها نیست.
مردم از این بیم دارند كه در سال های بعد نیز این امر تكرار شود و در نتیجه بعضی از نا آگاهان تعلیمات اسلام را زیر سوال ببرند.این امر هنگامی  نگران كننده تر می شود كه می بینیم در اغلب كشورهای اسلامی مساله رویت هلال حل شده و لااقل اهل یك كشور با یكدیگر هماهنگ هستند،‌ولی در كشور ما چگونه است؟
شاید تنها ما هستیم كه این مساله را حل نكرده ایم ، با این كه فقهای قوی وآگاهی داریم. مشكل اصلی در این است كه با مساله رویت هلال كه از «موضوعات»است مانند یك مساله فقهی و «حكمی از احكام شرع»برخورد می كنیم .در حالی كه می دانیم مردم هر چند در مسائل و احكام فقهی یا باید مجتهد باشد یا از مجتهدی پیروی كنند، ولی در موضوعات (مانند رویت هلال)هر كس می تواند به یقین و اطمینان خود عمل كند.
توضیح این كه وجوب روزه ماه مبارك رمضان از ضرویات اسلام و واضحات قرآن است و هیچ كس در آن تردید ندارد،و چون اصل وجوب از ضروریات دین است، طبعا تقلید هم در آن راه  ندارد ؛ولی در احكام ،‌جزئیات،‌شرایط و موانع روزه باید یا مجتهد بود یا از مجتهدان آگاه تبعیّت كرد.امّا این كه امروز ماه مبارك رمضان است ، یا نیست ، از موضوعاتی است كه هر كس می تواند در آن به تشخیص خود عمل كند ،‌یعنی هر گاه بر كسی ثابت شد كه روز اول ماه رمضان است می تواند روزه بگیرد و اگر عید ثابت شد ،‌افطار كند.
گر چه مردم روی اعتمادی كه به مراجع دارند در این گونه موضوعات مهم نیز به سراغ مراجع می روند تا بهتر تشخیص دهند ،‌اما مراجع از نظر شرعی هیچ الزامی به نظر دادن در باره این موضوع ندارند و می توانند  بگویند این مساله از موضوعات است و خودتان تحقیق كرده و عمل كنید.
از سوی دیگر اگر هر یك از مردم در این مساله كه جنبه عمومی و اجتماعی دارد،جداگانه به تحقیق بپردازد اختلافات زیادی ،‌به سبب تعدد منابع تحقیق ، به وجود می آیدكه با روح اسلام سازگار نیست. همان گونه كه رجوع به مراجع به طور جداگانه نیز از این مشكل  دور نخواهد بود ،‌زیرا ممكن است چند نفر از شهود نزدیك مرجع بزرگوار به گونه ای گواهی می دهند و چند نفر به شكل دیگر نزد مرجع بزرگوار دیگری ،‌یا شهود كه نزدیك مرجع گواهی می دهند، ممكن است مورد اعتماد دیگری نباشند، یا اصلا شهودی كه نزد این مرجع می روند ،‌موفق به درك محضر مرجع دیگر نشوند.این امور سبب می شود هلال ماه بر یكی ثابت شود، و بر دیگری ثابت نگردد ،‌و اختلاف جانكاه و نگران كننده ای میان مردم پیدا شود و عظمت عید و ماه مبارك و شعائر مربوط به آن زیر سوال رود و حتی به یك شهر و در یك خانه نیز كشیده شود.
استهلال یا تلاش برای رؤیت هلال،كه در منابع اسلامی بخصوص فقه شیعه مورد تایید قرار گرفته ،مورد توجّه جمع زیادی از مردم جهان در گذشته و حال بوده وهست، اعتقادات مذهبی و علایق علمی و تنظیم  تقویم قمری از جمله مهمترین انگیزه های توجه مردم و دانشمندان به این امر است.

«روش تحقیق»
در این رساله با توجه به موضوع آن ،‌كه نظری و استدلالی است ،‌به صورت كار كتابخانه ای انجام گرفته ،‌البته به صورت میدانی نیز امكان دارد به این ترتیب كه به رصد ماه ،‌ پرداخته شود . امّا به دلیل نبود امكانات مخصوص از این روش صرف نظر شده است . و ابزار گردآوری اطلاعات فیش برداری بوده است. كه در این راستا اطلاعات مورد نیاز از منابع مختلف استخراج و مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است.
«قلمرو تحقیق»
آنچه در این رساله مورد توجه و تاكید قرار گرفته است بررسی آیات و روایات مختلف و نظرات فقیهان (شیعه ،‌سنی)در مورد هلال می باشد و همچنین سعی بر آن شده تا دستاورد های علمی و نجومی در این بحث آورده شود تا با استفاده از آن به ضرورت اثبات هلال ماه پرداخته شود ودر نتیجه به ایجاد وحدت امت اسلامی و رفع موانع و مشكلات  فراروی همدیگر پرداخته شود.

«بیان مسأله»
با توجه به این كه بحث ثبوت هلال از مباحث  مهم و ضروری مكتب اسلام می باشد و برخی از اعمال و عباداتها به ثبوت هلال بستگی دارد لذا بر آن شدیم به بحث پیرامون اثبات هلال پرداخته تا بتوانیم طرح های پژوهشی  كاربردی در زمینه های فقهی و نجومی برای روشن شدن نقاط مبهم و دستیابی به اطلاعات و نرم افزار های تسهیل كننده رؤیت هلال بپردازیم و همچنین به بررسی ملاك های علمی و برطرف نمودن اختلافات موجود با توجه به پیشرفت های علمی برسیم ودر نهایت به تقویم قمری بر اساس ملاك واحد برای جهان اسلام دست پیدا نماییم.
«پیشینه تحقیق»
بحث رؤیت هلال و راههای ثبوت آن، از اموری است كه معمولا مردم با آن سروكار دارند به همین جهت مباحث زیادی در رابطه با این امر دركتب غالب فقهای شیعه و سنّی ، ابواب صوم و حج ، و بعضاً به صورت مقاله ، وارد شده است . لذا در این رابطه با اثبات هلال در داخل  و خارج كشور تحقیقاتی انجام شده است ، ولی تا كنون نتایج واحدی بدست نیامده است و در خارج كشور علما تلاش های ارزنده ای به صورت فردی انجام داده اند. از جمله عالم بیدار ودور اندیش ومصلح زمان شناس امام موسی صدر بود كه برای از بین بردن نگرانی و اضطراب و وحدت امت اسلامی دست به كار شد ولی نتیجه ای حاصل نشد. و در زمینه تلاش های جمعی فعالیت هایی صورت گرفت. مثلا در جلسه تقویم اسلامی در جده كه ایران هم در آن جلسه حضور داشت، كه هدف عربستان  آن بود كه مكه مكرمه را مرجع رؤیت هلال قرار دهند ولی یه نتیجه نرسید.
هدف تحقیق:
یكی از مهم ترین مقوله ها در مكتب اسلام مقوله اثبات هلال ماه می باشد چون بحث ثبوت هلال از مباحثی است كه همه انسان ها به نوعی به آن نیاز دارند و شریعت اسلام نیز برخی از اعمال و عبادات را معلّق به ثبوت هلال ، نموده است.لذا در این پایان نامه به مقایسه آرا و نظرات عالمان شیعه و عالمان غیر شیعه در مورد رؤیت هلال پرداخته می شود. همچنین به این موضوع كه آیا اثبات هلال از طریق چشم غیر مسلح  مشخص می شود یا خیر می پردازیم. در نهایت به بررسی ملاك های اصلی فقها در اثبات حلول ماه و معیار متخصصین و فقهای عظام در رؤیت هلال و مساله اتحاد و اختلاف فقها پرداخته می شود.
1-1 «بخش اول»: واژه شناسی
1-1-1 ماده «هلل» و مشتقات آن در كتابهای لغت

هَلَّ السَّحابُ بِالمَطَرِ هَلَّاً و اِنهَلَّ بِالمَطَرِ اِنهَلالاً .
باران با شدت بارید .
اَلتهلیل : قول لا اله الا الله .
یَتَهَلّلُ السَّحابُ بِبَرقِه :‌  ابر درخشان می شود .
یَتَهَلَّلُ الرَّجُلُ فَرِحاً  :‌  از خوشحالی تابناك می شود . 
أُهِلَّ : ماضی مجهول است از اهلال. و اهلال به معنی :‌بانك بلند كردن ،‌فریاد كشیدن ،‌آواز برآوردن ،‌نام بردن . و اهلال در اصل به معنی :‌آواز برآوردن است . و هلال ،‌هر ماه كه بدین نام نامیده شده ،‌بدان جهت است كه هنگام دیدن آن به تكبیر و دعا آواز برمی آورند . و اهلال در حج به تلبیه آواز برداشتن است . 
أَهِلَّه : جمع هلال است . به معنی:  ماه نو . و به دو شب اول ماه هلال گفته می شود ، و برخی گفته اند :‌در سه شب اول هلال است  ، . بعضی هم گفته اند : تا هنگامیكه خط نورانی باریكی آن را به شكل دائره بیرون می آورد . بدین نام نامیده می شود . 
اَلهِلالُ :‌ اوّل لیلهٍ و الثانیه و الثالثه ،‌ثم هو قمرٌ .
هلال :‌شب اول تا شب سوم ماه و پس از آن ، به ماه قمر می گویند .
وَالهِلالُ ما یُضَمُّ بینَ الحنوَیْنِ من حدیدٍ أو خشَب؛ والجمع الأهلَّهُ .
و هلال به چوب یا آهنی كه میان پالان نهند ،‌جمع آن :‌الاهله .
والهِلالُ :‌السنانُ الذی له شُعبتان یُصاد به الوحش.
هلال : به پیكان دو شاخه كه با آن حیوانات وحشی را شكار می كنند .
أُهِلَّ الهِلالُ : هلال ماه آشكار شد ،‌ماه شب اول آشكار شد .
هَلَّلَ الرَّجلُ :‌ لا اله اله الله گفت .
اِسْتَهَلَّ الصَبی :‌در وقت ولادت بلند گریه كرد .
أهَلَّ اَلْمُعْتَمَر :‌هنگامی گفته شود كه تلبیه گو صدایش را بلند كند. 
اَهَلِّ الرَّجُلُ : بسوی ماه شب اول نگاه كرد .
أهْللْنا الشَهْر والسْتَهْلَلْناه : هلال ماه را دیدیم .
وهالَّ الاجیر مُهالَّهً و هِلالاً :‌اجاره كرد او را از این هلال تا آن هلال .
ابن الاعرابی :‌وَالْهِلالُ ما یَبْقی فی الحَوضِ من الماءِ الصافی :‌ هلال آب صاف و زلال است كه در حوض باقی می ماند . 
1-1-2 ماده «هلل» در احادیث و قرآن
ابن اثیر  بعضی از احادیثی را كه از طریق عامه ضبط شده و در آنها ماده «هلل» آمده ،‌ذكر نموده است ، ایشان گفته است در احادیث حج مكرراً «اهلال» ذكر شده و آن عبارت از رفع صوت به تلبیه است.
گفته می شود . أهَلَّ المُحْرِمُ بِالحَجْ یُهلُّ إهْلالاً :
این عبارت وقتی گفته می شود كه حاجی تلبیه بگوید و صدایش را بلند كند.
وَالْمُهَلّ :‌موضع اهلال و آن میقاتی است كه از آن محرم می شوند .
حدیث عمر : «أن ناساً قالُوا لَه :‌إنا بینَ الجبال لا نُهِلُّ الهِلالَ اذا أهَلَّه الناس.»
یعنی ما به خاطر وجود كوه هلال ماه را نمی بینیم هنگامی كه سایرین می بینند .
فخرالدین   طریحی روایتی را از طریق خاصه ذكر كرده است :‌
فی دعاء الهلال « اللهم أهلّه علینا بالامن و الایمان»كه اهله هم با ادغام و هم با فك روایت شده است.
بعضی از شارحین گفته اند در صورتی این عبارت صحیح است كه منظور از «أهله» تاباندن و نمایاندن هلال(اطلعه وأرانا ایاه) باشد ،كه در اینصورت معنای دعا می شود :‌خدایا دیدن هلال را بر ما مقرون به امن و ایمان قرار بده.
و عنه ، عن محمد بن عبدالحمید ، عن محمد بن الفضیل ،‌عن ابی الحسن الرضا (ع). 
فی حدیث قال :‌ صوموا للرؤیه ،‌ وافطروا للرؤیه .
در حدیثی آمده است : با دیدن هلال ماه روزه بگیرید و با دیدن آن افطار كنید…
منابع و مآخذ :‌
1. قرآن كریم
2. صحیفه سجادیه
3- انصاری (الشیخ الاعظم)، مرتضی ، المكاسب المحرمه ، قم ،موسسه مطبوعاتی دار الكتاب ، 1214.
4- ابن رشد ،احمد بن محمد،‌ بدایه الاسلام ، بیروت،دارالمعرفه ، بی تا .
5- ابن رشد ،‌احمد بن محمد، بدایه المجتهد و نهایه المقتصد ، دمشق ،جلد، ‌دارالفكر ، 1415 ه.ق.

6- ابن ادریس (الشیخ ابی جعفر)، محمد بن منصور، السرائر، قم،‌انتشارات اسلامی ، وابسته به جامعه مدرسین ، 1410 .
7- آرام ،‌احمد،‌تاریخ اسلام ،‌تهران ،‌امیركبیر،‌1377 هجری شمسی.
8- اچ تامسون ،‌رابرت جسترو و مالكم ،‌مبانی و مرزهای ستاره شناسی،‌مشهد، ‌ترجمه تقی عدالتی و جمشید قنبری،انتشارات آستان قدس رضوی، 1363 .
9- ابن منظور،‌ ‌محمد بن مكرم ،‌لسان العرب،‌‌بیروت ،دارصادر،‌بی تا .  
10- انیس،‌ابراهیم ،‌المعجم الوسیط،‌بی جا،‌ مكتب نشر‌ الثقافه الاسلامیه ، 1412 هجری قمری.
11- آملی ،‌محمد تقی ،‌مصباح الهدی،‌‌مشهد ،مطبعه فردوسی ،‌بی تا .
12- انصاری،‌عبدالله ،‌مجموعه رسائل فقهیه و اصولیه ، قم ، ‌انشارات مفید ،،‌بی تا .
13- انصاری ، محمد بن احمد ، الجامع الاحكام القرآن، بیروت ، دار احیاء التراث العربی، بی تا.
14- اصفهانی ،‌الراغب حسین،‌معجم مفردات الفاظ القرآن ،‌بی جا،‌درالكتاب العربی،‌بی تا.
15- ابن حیان اندلسی،‌محمد بن یوسف ،‌تفسیر البحر المحیط،‌بی جا،‌دار الكتب العلمیه ،‌چاپ اول،‌1413
16- ابن كثیر،عماد الدین،‌ ‌تفسیر قرآن العظیم ،‌‌بیروت ،دار المعرفه ،‌بی تا
17-  ابن بابویه القمی ‌(شیخ صدوق)،‌ابو جعفر محمد ،‌من لا یحضره الفقیه ،‌‌قم ،منشورات جماعه   المدرسین فی الحوزه العلمیه ،‌1392 هجری.
18-  بحرانی ، شیخ یوسف ، حدائق الناضره ، نجف اشرف ، دار الكتب الاسلامیه ، 1377.
19- بكائی(‌شیخ)، محمد حسن ،‌ترتیب العین ،‌قم ،‌مؤسسه النشر الاسلامی ،‌1414 هجری قمری .
20- جابری عربلو ،‌محسن ، فرهنگ اصطلاحات فقه ،‌تهران ،‌امیركبیر ،‌بی تا.
21- جزیری ،‌عبدالرحمان ،‌الفقه علی المذاهب الاربعه ، بیروت، ‌داراحیاء التراث العربی .
22- جزری،‌مبار ك بن محمد ،‌النهایه فی غریب الحدیث و الاثر،‌بی جا،‌ دار احیاء‌ الكتب العربیه ، ‌1383 هجری قمری.
23- جبعی عاملی،‌محمّد بن مكّی(شهید اوّل)،الدروس الشرعیه، قم،‌انتشارات اسلامی ،‌‌وابسته به جامعه مدرسین ‌بی تا .
24- حر عاملی،محمد بن حسن ،وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشرعیه، بیروت ، دار احیاءالتراث العربی ، 1391.
25- حلی (علامه) ، حسن بن یوسف ، منتهی المطلب ، بی جا ، چاپ سنگی ، بی تا
26- حلی(محقّق) ، نجم الدین ابولقاسم ، شرایع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام ، بیروت ، دارالاضوا ، 1403.
27- حلی ، حسن بن یوسف ، مختلف الشیعه ‌فی احكام الشریعه ، تهران ،‌دانشگاه تهران1334.
28- حلی ،نجم الدین ابولقاسم ،‌المعتبر ،بی جا،‌ چاپ سنگی ، بی تا .
29- حلّی ،‌حسن بن یوسف ‌،تذكره الفقها،‌تهران ،‌‌المكتبه المرتضویه ،‌1400 قمری.
30-حلّی، ابن فهد . مهذب البارع فی شرح مختصر النافع ،بی جا،‌‌انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین قم . بی تا.
31- حلّی،‌حسن بن یوسف،‌تحریر الاحكام ، بی جا ، ‌مؤسسه طوس ، بی تا . 
32- حكیم ،‌محمد تقی ،الاصول العامه للفقه المقارن ، بی جا،‌‌موسسه آل البیت. بی تا.
33-طبرسی،‌ فضل بن حسن ،‌مجمع البیان فی تفسیر القرآن ، ‌بیروت ،‌دار احیاء‌التراث العربی،‌1379 .
34- حسینی طهرانی،‌سید محمد حسین،‌رساله حول مسئله رؤیه الهلال،‌بی جا،‌ بی تا.
35- حسینی،حجت الحق،‌عمیق ،‌مجید،‌مجموعه جهان اسرار آمیز فضا، تهران ،‌پیدایش، ‌1382.
36- حلبی،‌ابو صلاح ،‌تحقیق رضا استادی ،‌كافی،‌اصفهان ،‌مكتبه الامام امیر المؤمنین،‌بی تا.
37- حسن زاده ،‌امیر،‌احمدی،‌محمد،‌شعبانی،‌یوسف،‌ماه نو مبانی علمی رؤیت هلال،‌‌مشهد ، انتشارات آستان قدس رضوی،‌چاپ اول،1387 هجری شمسی.
38- حسینی،‌سید احمد، رسائل الشریف المرتضی،‌‌قم ، (رساله فی الرد علی اصحاب العدد). دار القرآن الكریم ،‌بی تا .
39- حسینی الزبیدی،‌محمد مرتضی ،‌تاج العروس ،‌ بی جا،‌مطبعه حكومه الكویت ،‌1391 هجری قمری.
40- حائری،‌ابراهیم ‌،كاوشی نو در فقه اسلامی،‌ قم ، ‌انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی،‌ش 15-16 ،‌‌بهار و تابستان 1377 . ‌
41- حماد الجوهری ،‌اسماعیل ،‌الصحاح،‌‌بیروت ،دار العلم للملایین ،‌1399 هجری قمری.
42- خمینی ، روح الله ، تحریر الوسیله ، تهران،مكتبه الاعتماد، 1403ق.
43- خمینی ،‌روح الله ،‌ولایت فقیه ،‌قم ،‌امیر كبیر،‌1360 .
44- خرازی،‌محسن ،‌مجله فقه اهل بیت ،‌1377،‌شماره 43و45و49 .
45- خوانساری،‌سید احمد،‌جامع المدارك فی شرح المختصر النافع ، قم ،‌دوّم ،‌مؤسسه اسماعیلیان ،‌ ‌1405 قمری.
46- خوانساری ،‌محمد باقر بن رحیم ،‌جوامع الفقهیه ، ‌‌بی جا ،متشكل از یازده كتاب ،‌1276 هجری.
47- خواجه پور،‌محمدرضا ،‌نجوم به زبان ساده ،‌تهران ،‌انتشارات گیتاشناسی،‌1369.
48- دهخدا،‌علی اكبر،‌لغت نامه ‌،بی جا ،‌ زیر نظر دكتر محمد معین ،‌چاپخانه دولتی ایران ،‌1337 هجری شمسی .
49- ‌رِضَا ،محمد رشید ،‌المنار،‌بیروت ، ‌دارالمعرفه ،‌بی تا
50- راوندی،‌قطب الدین ،‌فقه القرآن ،‌‌بیروت ،در سلسله الینابیع الفقهیه،‌الدار الاسلامیه ،‌1410 هجر ی قمری.
51- زحیلی ،‌وهبه ،‌الفقه الاسلامی و ادلته ، دمشق ، دارالفكر،1418 قمری.
52-زمخشری،محمد بن عمر ،‌اساس البلاغه ، بی جا ،‌ ‌تحقیق عبدالرحیم محمود،‌ انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی ،‌بی تا .
53- سبزواری ، سید عبدالاعلی ، مهذب الاحكام ، نجف ،مطبعه الادب ، ‌1980 م.
54- سبزواری، (محقق) ،‌ محمد باقر بن محمد، كفایه الاحكام ، ‌قم ،‌1300
55- سجستانی،‌ابو داود سلیمان ، سنن ابی داود،‌بیروت ،داراحیاء التراث العربی ،‌بی تا .
56-سیوطی ،‌جلال الدین عبدالرحمان ، جامع الاحادیث . دمشق ، بی تا
57- سوره(‌ابوعیسی)، محمدبن عیسی ، ‌سنن ترمذی،‌بیروت ،‌دار احیاء‌التراث العربی،‌بی تا
58-  شیرازی،‌محمّد ،‌الفقه ،‌دار العلوم ،‌بیروت ،‌چاپ دوم ،‌1408 قمری.
59- صیاد ،‌محمدرضا ،‌تقویم هجری شمسی ،بی جا ،‌ ‌مهر 1377،‌شماره 37،‌مجله نجوم .
60- صیاد ،‌محمدرضا،‌باقری،‌محمد‌،طاری،‌حسن ،‌بررسی نقش مشخصه سن هلال ماه در پیش بینی رؤیت هلال ماههای قمری،‌ بی جا ‌، ماهنامه نجوم ،‌شماره 63، 1375 .
61- صیاد ،‌محمدرضا،‌باقری،‌محمد‌،طارمی،‌حسن ، ركورد را شكستند،‌ بی جا ،‌ ماهنامه نجوم ،‌مجله شماره 7،‌تیر 1376.
62- طوسی ، ابی جعفر محمد بن حسن ، المبسوط فی فقه الامامیه ،بی جا، المكتبه ، المرتضویه لاحیاء و آثار الجعفریه 1387 ه.
63-  طوسی (شیخ الطائفه) ابی جعفر بن الحسن ، تهذیب الاحكام ، تهران ، دارالكتب الاسلامیه ، 1390 هجری)
64- طباطبایی حكیم ،‌سید محسن ،مستمسك العروه الوثقی ، قم، داراكتب العلمیه ،‌بی تا.
65-  طباطبائی ،‌ محمد حسین،‌المیزان فی تفسیر القرآن،‌قم،‌ ‌ منشورات جماعه المدرسین ، بی تا 
66- طباطبائی ، ‌سید محسن ،‌مستمسك العروه الوثقی، ‌قم ،  دار الكتب العلمیه ،‌بی تا .
68- طوسی (شیخ طائفه)،ابی جعفر محمد بن الحسن ،‌‌النهایه ،‌بیروت ،‌دارالكتاب العربی،‌بی تا.
69- عسقلانی ، ابن حجر ، فتح الباری فی شرح البخاری ، بیروت ، دارالمعرفه ، بی تا.
70- عاملی الجبعی(شهید ثانی) ، زید الدین ، مسالك الافهام ، قم ، ‌دارالهدی ، بی تا.
71– علی ناصف،‌منصور،‌التاج الجامع للاصول فی احادیث الرسول،‌‌بیروت دار احیاء التراث العربی ،‌بی تا
72- عبداللهی،رضا،‌تحقیقی در زمینه گاه شماریها هجری قمری و مسیحی،‌‌تهران ،سپهر،‌چاپ اول،‌1365.
73- عدالتی،‌تقی،‌فرخی،‌حسن ،‌اصول و مبانی جغرافیایی ریاضی، مشهد ،‌آستان قدس رضوی‌،‌1374 هجری شمسی.
74- عدالتی ،‌تقی،‌قنبری،‌جمشید،‌نجوم و اختر فیزیك مقدماتی،‌مشهد ،دانشگاه امام رضا(ع)، ‌جلد اول،‌1384.
75- عاملی،‌شیخ بهاءالدین ،‌جامع عباسی، بمبئی،‌چاپخانه گلزار حسنی ‌، ‌1323 هجری قمری.
76- غزالی،ابی حامد محمد بن محمد،احیاء علوم الدین ،‌بیروت ،‌دارالمعرفه ،‌بی تا
77-  فخر المحققین ،‌محمد بن حسن بن یوسف ،‌ایضاح ‌الفوائد فی شرح اشكالات القواعد،‌بی جا ،‌ طبعه الاوّلی،‌1388 هجری قمری
78- فیض كاشانی ،‌محمد حسن ،الوافی،‌‌اصفهان ، مكتبه الامام امیرالمؤمنین،بی تا .
79- فراهیدی ،‌خلیل بن احمد، ‌العین ،‌ بی جا ،‌مؤسسه دارالهجره ،‌1405 هجری قمری.
80- قدامه مقدسی،عبدالله بن احمد ،‌المغنی ،‌بیروت ،‌دارالكتب العلمیه ،‌1424
81- كاشانی ،‌فیض،‌مفاتیح الشرایع ،‌‌بی جا،مجمع الذخائر الاسلامیه،‌بی تا.
82- گلپایگانی ،علی ،آراء ‌المراجع فی الحج، قم،دارالقرآن الكریم ، بی تا.
83 -مجلسی ،  محمد باقر ، بحار الانوار ، بیروت ، موسسه الوفا، 1403هجری قمری.
84- مجلسی ، محمد باقر، مراه العقول ، تهران ، دار الكتب الاسلامیه ، 1376 هجری شمسی.
85 – موسی عاملی ، محمد ، مدارك الاحكام ، بیروت ،موسسه آل البیت ، ‌1411 هجری قمری.
86- موسوی خویی ، ابولقاسم ، مستند العروه الوثقی ، قم، لطفی ، 1409 هجری قمری.
87- موسوی خویی،  ابوالقاسم،منهاج الصالحین ،‌بیروت ،‌دارالزهرا ، بی تا .
88- مفید( شیخ) ، محمد بن محمد نعمان،المقنعه، قم،   انتشارات اسلامی ، وابسته به جامعه مدرسین قم ، بی تا .
89- مولانا شیخ النظام ،—— ‌،الفتاوی الهندیه ، بیروت ،داراحیاء التراث العربی، ‌بی تا .
90- مجلسی،‌محمد باقر،‌ملاذ الاخبار فی فهم تهذیب الاخبار،بی جا ،‌ ‌مكتبه آیه الله المرعشی ،‌1460 هجری قمری.
91- مقدس اردبیلی،‌شیخ احمد،‌مجمع الفائده و البرهان ،‌ بی جا ،‌مؤسسه النشر الاسلامی، ،‌1414 قمری.
92- مختاری،‌رضا ،‌نعمتی،محمدرضا،‌رؤیت هلال،‌‌قم، مؤسسه بوستان كتاب قم،1383.
93- موحد نژاد،‌علیرضا ‌،گیاهی یزدی،‌حمیدرضا،رؤیت هلال ماه ،‌مجله نجوم ، بی جا ،‌‌شماره 123،‌آبان 1382 .
94- معین ،‌محمد، ‌فرهنگ معین ،‌تهران ،‌انتشارات امیر كبیر،‌1372 هجری شمسی .
95- مروارید ،علی اصغر، سلسله الینابیع الفقهیه،‌بیروت ،‌مؤسسه فقه الشیعه ،‌1410 هجری قمری. چاپ اول.
96- مكارم شیرازی ،‌ناصر،‌انوار الفقاهه، قم، ‌امیرالمؤمنین، 1383 .
97- نوری طبرسی ،‌الحاج میرزا حسین ،مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل ، بیروت ، آل البیت احیاء التراث.، 1408.
98- نجفی ، (الشیخ) محمد حسن ، جواهر الكلام فی شرح شرائع الاسلام ، بیروت ، موسسه المرتضی العاملیه، 1412.
99- نائینی ،‌میرزا حسن ،‌تنبیه الامه و تنزیه المله ،بی جا ،‌‌شركت انتشار،‌1361 هجری قمری .
100- نراقی ،‌احمد بن مهدی ،‌مستند الشیعه فی احكام الشریعه ، ‌قم ، الشریعه ،‌مكتبه آیه العظمی المرعشی،‌النجفی،‌1408 قمری.
101- یزدی ،‌سید محمد كاظم،‌العروه الوثقی،‌قم ،‌مؤسسه اسماعیلیان ،‌1370 ،‌بیروت .

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

تعطیل یا اجرای حدود در زمان غیبت امام معصوم(ع) در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 تعطیل یا اجرای حدود در زمان غیبت امام معصوم(ع) در word دارای 60 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد تعطیل یا اجرای حدود در زمان غیبت امام معصوم(ع) در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

فهرست مطالب

پیشگفتار                                       
مقدمه                                           
فصل اول ـ کلیات                                   
1- تعریف حد                                       
2- مبانی قرآنی حدود                               
3- آیا عدم اعتقاد به برخی از احکام اسلام مانند حدود موجب خروج از اسلام
است.                                           
فصل دوم                                        
موافقان اجرای علنی حدود در زمان غیبت امام معصوم (ع)           
دلایل موافقان اجرا                                   
الف ـ تامین مصلحت عامه                               
ب ـ مطلق بودن ادله حدود                               
اجرا در ملاء عام                                   
فصل سوم ـ مخالفان اجرای حدود در زمان غیبت                   
نظریه تعطیل با استناد به قاعده درأ                        
نقد نظریه اجرای علنی حدود                           
نظریه های مختلف در تایید تعطیل حدود                       
1- انکارگرایی(ذات گرایی)                               
2- مصلحت گرایی                                    
3- عرف گرایی                                       
فهرست پی نوشت ها                                       
فهرست منابع و مآخذ

مقدمه
حدود در کنار قصاص، دیات و تعزیرات مجموعه مجازاتهایی را تشکیل
می دهند که در قوانین جزایی ما وجود دارند.
بحث اجرای حدود، چگونگی اجرا، شرایط تحقق مجازات حدی، اشخاصی که صلاحیت صدور حکم بر اجرای حدود را دارند، اشخاصی که صلاحیت اجرای حدود را دارند، علنی یا غیر علنی بودن اجرای حدود و … از دیر باز در بین علمای فقه و حقوق مورد گفت وگو بوده است و در این خصوص آراء و نظرات مختلفی صادر شده است.
آنچه مسلم است نظر مشهور علمی در دوران حاضر بر اجرای حدود در زمان غیبت است که در حال حاضر و در قوانین جزایی کشور ما هم به این نظر عمل می شود اما مخالفان اجرا هم خود از محققان و علمای بزرگ فقه امامیه بوده و هستند و برای نظرات خود نیز دلایل قابل توجه ای دارند و در این راستا تحقیقات خوبی انجام داده و در بین علما و دانشمندان زمان حاضر نیز طرفداران نسبتاً زیادی دارند به طوری که قابل نادیده گرفتن نیستند .
اینجانب بدون موضع گرفتن در این موضوع و بدون طرفداری از هیچ یک از دو گروه، تلاشم بر آن است که آراء و نظرات هر دو گروه را بیان کرده و نقدهای وارده بر آن را نیز در حد توان علمی خود جمع آوری کرده و بیان نمایم و نتیجه گیری و موضع گیری را به خوانندگان گرامی واگذار نمایم.

فهرست منابع و مآخذ
1- محقق داماد، سید مصطفی ، قواعد فقه بخش جزایی، مرکز نشر علوم اسلامی، چاپ چهارم، تابستان 1383
2- محقق حلی، شرایع السلام، انتشارات دانشگاه تهران، ج 4
3- خوانساری، آیت الله حاج سید احمد، جامعه المدارک فی شرح المختصر النافع، ناشر مولف، چاپ دوم 1364
4- موسوی اردبیلی، آیت الله سید عبدالکریم، ناشر منشورات مکتبه امیرالمونین، چاپ اول 1413 ه.ق
5- نجفی، محمد حسن، جواهر الکلام، چاپ بیروت، لبنان، 1981
6- جفری لنگرودی، محمد جعفر، مبسوط در ترمینولوژی حقوق، انتشارات گنج دانش، جلد سوم، چاپ اول ، 1378
7- معین، محمد، فرهنگ فارسی یک جلدی، انتشارات راه رشد، چاپ دوم، 1384
8- محقق داماد ، سید مصطفی ،چشم اندازی بر حدود و اجرای علنی آن، گفتگو با مجله دانشگاه علوم اسلامی رضوی
9- سادات حسینی، چشم اندازی بر حدود و اجرای علنی آن، گفتگو با مجله دانشگاه علوم اسلامی رضوی
10- گنجی، اکبر، اجرای حدود در زمان ما ، مجله افتاب ، شماره نهم ، 1380
11- پیر عباسی، یحیی، اجرای علنی حدود در قرآن، نشریه کیهان، 7/6/80

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

بررسی کتاب اقسام جوهر در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 بررسی کتاب اقسام جوهر در word دارای 103 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد بررسی کتاب اقسام جوهر در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

اقسام جوهر
ملاهادی سبزواری در اقسام جوهر می نویسد :
وجوهر كان محل جوهر                هیولی اوحل به من صور
و جوهر لیس بذاك و بذا              ان فسهمار كب جسما اخذا
و دونه نفس اذا تعلق                  جسما و الا عقل المفارق
علامه طباطبائی نیز در اقسام جوهر می نویسد :
قسموا الجوهر – تقسیما اولیا – الی خمسه اقسام الماده و الصوره و الجسم و النفس و العقل و مستند هذا التقسیم فی الحقیقه استقراء ما قام علی وجوده البرهان من الجواهر
ابن سینا در تعلیل اینكه چرا تعداد اقسام جوهر منحصر در پنج قسم است می نویسد :
ان كل جوهر فاما ان یكون جسماً و اما ان یكون غیر جسم كان غیر جسم فاما ان یكون جزء جسم و راما ان لایكون جز جسم بل یكون مفارقا الاجسام بالجمه فان كان جزء جسم فاما ان یكون صورته و اما ان یكون مادته و ان كان مفارقاً لیس جزء فاما ان تكون لها علاقه تصرف ما فی الاجسام بالتحریك و یسقی نفساً اویكون متبرئاً عن المواد من كل جهته وسیمی عقلاً
علامه طباطبائی در تعریف هر یك از اقسام پنجگانه جوهر می نویسد
فالعقل هو الجوهر العجزد عن الماده ذاتاً‌و فعلاً و النفس هی (( الجوهر العجرد عن الماده ذاتاً المتعلق بها فعلاً و الماره هی الجوهر الحمال للقوه و الصوره الجمسیمه هی الجوهر المفید لفعلیه الماده من حیث الا متدادات الثلاثه و الجسم هو الجوهر الممتد فی جهات الثلاث
تعریف عرض
عرض ماهینی است كه اگر در خارج موجود شود وجودش در موضوعی است كه بی نیاز از آن می باشد مانند سفیدی سیاهی شجاعت دوری و نزدیكی هر یك از این امور به گونه ای هستند كه اگر درخارج تحقق یابند به صورت حلول در موجود دیگری تحقق یابند مثلاً تا جسمی نباشد كه سفیدی بر آ‌ن عارض گردد هرگز سفیدی وجود نخواهد یافت  .
صدرالدین شیرازی در تعریف عرض می نویسد .
العرض هوالموجود فی شی غیر متقوم به لاكجزء منه ولایصح قوامه دون ماهوفیه فهذه قیودار بعه فقولنا فی شی لاستماله وجود عرض واحد فی شیئین او مازاد علیهما .
تعداد اعراض
مشهرو از فلاسفه تعداد اعراض را 9 عرض دانسته اند كه عبارتند از 1 – كم 2 كیف 3 – این 4 – متی 5 – وضع 6 – جده 7 – اضافه 8 – ان یفعل 9 – ان ینفعل
ملاهادی سبزواری در تعریف و تعداد عرض می نویسد :
الغریده الثانیه فی رسم العرض و ذكر اقسامه
العرض ما كونه فی نفسه              الكون فی موضوعه لانفسه
كم و كیف وضع این له متی         فعل مضاف و انفعال ثبتا
كم و اقسام آن
كم یا چند عرضی است كه در انواع آن تضاد نیست و در تعریف آن گفته اند كم عرضی است كه ذاتا ً قبول تقسیم و همی می كند علامه طباطبائی در تعریف و اقسام آن می نویسد  :
الكم عرض یقبل القسمه الوهمیه باذات و قد قسموه قسمه اولیه الی المتصل و المنفصل
كم بر دو قسم است كه عبارتند از 1 – كم متصل و آن عبارتست از كمی كه می شود در آن اجزائی فرض كرد كه بین آن اجزاء حد مشتریك باشد امام خمینی درتعریف كم متصل می نویسد:
كم متصل كمی است كه در آن بعد از قبول قسمت حد متشارك بین القسمتین حاصل می شود و حد مشترك آن چیزی است كه نسبت آن به دوئ جزء یعنی به دو قسمت نسبت واحده است به این معنی كه مثلاً اگر خطی را كه یك متر است به دو نیم مترتقسیم  نمائیم نقطه موهومی فرض می شود كه اگر آنرا بدایت و اول این نیم متر قرار دهیم می توانیم همان را بدایت و اول آن نیم متر دیگر قرار دهیم البته این نقطه در خارج چیزی از خط نیست و الا لازم می آید آن هم كم باشد و باز این معنی در او حاصل می شود كه لازم است هنگامی قسمت آن حد مشترك قرار دهیم چون كم است و هكذا الی غیر النهایه و اگر بگوئیم دیگر آن قابل قسمت نیست جزء لایتجری لازم می آید كه آن هم باطل است و اگر آن نقطه موهوم را آخر این نیم متر قرار دهیم می توانیم آن را آخر نیم متر دیگر هم قرار دهیم .

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

بررسی مباحث ایثار و شهادت در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 بررسی مباحث ایثار و شهادت در word دارای 148 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد بررسی مباحث ایثار و شهادت در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

  « ایثار ، زیور پارسایی است »  امام علی(ع)   
1 – مقدمه
نگاه به مقوله ایثار نگاه عمیقی است.ایثار و شهادت(كه قله و اوج ایثارگری است) نهایت كمال یك انسان است كه خود را در خدا ذوب كرده این كمال ومشاهده آن دید وسیعی را می طلبد. كه در خور شایسته بررسی ابعاد آن باشد این یك مقوله انسانی است كه در همه جوامع وجود دارد سایر ملل برای ایثارگران وكشته شدگان جنگهای خود عظمت وجایگاه خاصی قائلند وهمواره كوشیده اند آنها را با مباهات وافتخارات وذخیره ای برای پیشرفت نسلهای بعدی قرار دهند.حتی كشورهایی هم كه درگیر جنگ نبوده واز این حماسه آفرینی های تاریخی بی بهره بوده اند سعی كرده اند با اسطوره معنوی هایی در فرهنگ بومی خود تجلی گاه كمال انسانیت را به مردم خود شناسانده و به نوعی روح ایشان را برای رشد و ترقی آماده تر سازند چرا كه همین فضیلتهای فردی است كه موجب ایجاد پیوند بین افراد مختلف اجتماع  ودر نهایت برقراری ارتباط بین جوامع مختلف میشود در ایران اسلامی ما هم به دلیل استحكام مبانی دینی ونیز تمدن وپیشینه ی غنی فرهنگ این بحث یعنی ایثار است.
این فضیلت (از خود گذشتگی) زمانی در ریز علی خواجوی دهقان فداكار جلوه می‌كند و زمان دیگر در یك معلم فداكار تجلی می یابد و مواردی چون نوجوانان ها و دانش آموزانی چون شهید فهمیده می توان یافت.
در تاریخ ایران عزیز ما اوج این ایثار را كه نمونه های فراوانی هم دارد در دوران هشت ساله دفاع مقدس به نظاره نشستیم. دفاعی كه آحادملت در آن مشاركت داشته و به اتفاق در برابر دشمن ایستادند. ما درصدد هستیم این جایگاه را به صورت واقعی بازشناسی و نمایان كنیم.
 
1-1 بیان مساله
1- آیا ایثار تنها گذشتن از جان و مال است؟
2- آیا ایثار در جامعه ی اسلامی امروز امتیاز محسوب می شود؟
3- آیا میزان تاثیر ایثار در افراد جامعه زیاد است یا كم؟
4- آیا دانش آموزان در ایثار نقشی دارند؟
2-1 اهمیت وضرورت مسئله
فرهنگ ایثار وجانبازی بستر تحولات فرهنگی جامعه از جریان رشد وشكوفایی برای تربیت انسانها وتعالی آنها به سوی قله رفیع انسان كامل است .عزیزان جانباز، پای بندی خود را به اعتقادات اسلامی با ایثار خون وبا نثار بند بند وجودشان به اثبات رسانیدند.
ما باید جامعه را به سوی ویژگی های جانباز آرمانی ،تعالی بخشیم: نه اینكه جانبازان را از اوج ایثارگری تنزل دهیم تحولات سیاسی در كشورها وانقلاب های كه منجر به تغییر ساختاری نظام ها وحكومت ها می شوند، دارای ویژگی های فرهنگی خاص خود هستند. تغییردر فرهنگ عمومی مردم وجایگزینی فرهنگ جدید به جای گذشته ،بر خلاف تغییرات سیاسی نظامی، كه در مدت نسبتا كوتاهی به وقوع می پیوندند ومستلزم صرف زمانی طولانی است.
در تداوم انقلاب و در مواجه با توطئه های مختلف استكبار جهانی وپیش آمدن ابتلائات مختلف جانباختگان مكتب عشق وایثار سر از پای نشناختن وبا تعالی معنوی وعرفانی در صف مقدم مبارزه با استكبار جهانی وایادی مزدور آن پیشتاز صحنه های خون وشرف گردیدند. اوج این ایثارگریها در میدان های مبارزه حق علیه باطل و در جای جای میهن اسلامی، از كردستان تا خوزستان، در هنگامه خون و خطر وعشق وشرف نمایان گردید.
در هر جامعه مجموعه ای از نیروهای مختلف وجود دارند كه در طیف بسیار وسیعی از كفر تا ایمان طبقه بندی می شوند و در مواجهه با نهضت های الهی عكس العملهای خاص خود را نشان می دهند. به گونه ای كه پاره ای از مردم تا مرز شهادت وایثار وجان ومال از مبانی عقیدتی وارزشهای مكتبی آن نهضت الهی حمایت می كنند وعده ای دیگر در موضع كفر والحاد خود،سرسختانه در مقابل آن قرار می گیرند.
در تداوم انقلاب و در مواجه با توطئه های مختلف استكبار جهانی وپیش آمدن ابتلائات مختلف جانباختگان مكتب عشق وایثار سراز پای نشناختند وبا تعالی معنوی و عرفانی در صف مقدم مبارزه با استكبار جهانی وایادی مزدور آن اقدام كردند.
این جاست كه وظیفه ی بس خطیر جامعه و تمام كسانی كه ایثارگران به گردن آنان حق حیات دارند آشكار می گردد.و اما این مقوله نیز از دو جهت قابل توجه وبررسی است: یكی آنكه اساسا جامعه باید دین خود را نسبت به كسانی كه با ایثار وجانبازی ،حیات وبقای جامعه را تضمین كرده اند ادا كردند وكوتاهی وسهل انگاری در انجام این وظیفه كفران نعمت وناسپاسی وحق ناشناسی است. از جهت دیگر قدردانی نسبت به ایثارگران نشانه ی تلاش وایثار خود قرارداده بود ونظام اسلامی ما نیز در تمام برنامه ریزی ها وجهت گیری های فرهنگی،سیاسی، اقتصادی و..
این هدف مقدس را نصب العین قرار داده است. از این دیدگاه ایثار وجان فشانی در راه تحقق آرمان ها وتثبیت ارزش های الهی، مقدم بر هر خدمت و حركتی به شمار می آید، چه، در پرتو ایثار وفداكاری است كه امنیت جامعه ی اسلامی در قبال توطئه های دشمنان تضمین شده زمینه مناسب برای ساختن یك جامعه ی نمونه ی قرآنی فراهم می گردد.
 
3-1 اهداف پژوهش
1- آشنایی با مفهوم ایثار
2- آشنایی و درك طبقات ایثار
3- شناخت تاثیرات ایثار در جامعه
4- بررسی نگرش های موجود به این مبحث دربرخی منابع موجود
گرداوری این تحقیق از آن جا كه قشر جوان ونوجوان ما به نوعی امید آینده كشور محسوب می شوند باید برای پذیرش نقش های مختلف آینده آماده شوند و تمام جنبه های زندگی را بیاموزند.
یكی از جنبه های زندگی ایثار وفداكاری است زیرا می توان در این مورد ایثارگران واقعی وخصلت پاك و با ارزش آنها را برای عموم مردم به تصویر كشید وبرای جوامع بعدی به یادگار گذاشت.
این تحقیق نیز با هدف ارزیابی ایثار در جوامع مختلف وچگونگی آن گردآوری شده است.
به دلیل ضیق وقت امکان استفاده از بسیاری از ابزار و طرحهای اماری دقیق میسر نگردید.

4-1 بررسی تحقیقات انجام شده پیرامون مسئله ی مورد نظر
در زمینه ایثار تحقیقات زیادی به عمل آمده است از جمله تحقیقات عمر وخالد ودكتر معین و..كه میتوان از نظرات آنها استفاده كرد وحتی تاریخچه ای از ایثار كه در تاریخ اسلام در دوره پیامبر ارائه شده استفاده كرد ولی در زمینه ی تاثیرات آن در جامعه تحقیقات زیادی به عمل نیامده و به شكل مكتوب منابع زیادی در دسترس نبوده است.حال سعی ما دانش آموزان ونوجوانان دراین تحقیق بر این است كه انواع ایثار و تاثیر آن را در جامعه مورد بررسی قرار دهیم.
با توجه به اینكه موضوع اسلامی می‌باشد شاید نواقصی داشته باشد كه از تمامی عزیزانی كه این تحقیق را مورد بررسی قرار می دهند خواهانیم كه مساعدت لازم را درجهت پیشبرد بیشتر تحقیق در مراحل آینده به عمل آورند قبلا از همكاری شما عزیزان متشكریم.
 
5-1 جامعه آماری
1- منابع چاپی شامل كتابهای تفسیر، داستانی، مفاهیم قرآنی و…
2- دانش آموزان دوره متوسطه دبیرستان شاهد عصمت

6-1 نمونه وروش نمونه گیری
1- منابع چاپی با توجه به محدودیت زمان تحقیق ووسع وتوانایی پژوهشگران منابع مذكور از بین منابع انتخاب وفیش برداری شد.
2- نمونه آماری دانش آموزان تعداد 70 نفر از دانش آموزان دختر دبیرستان شاهد عصمت كه به طور تصادفی انتخاب وپرسش نامه بین آنها توزیع شده است.از این تعداد 50 پرسش نامه كامل انتخاب واطلاعات آن استخراج شد.
7-1 روش تحقیق
بنا به موضوع روش تحقیق مورد استفاده در این پژوهش روش تحقیق كتابخانه ای وروش همایشی می‌باشد.
به این صورت كه در مرحله اول با مراجعه به منابع موجود كتابخانه ای بر حسب موضوع از اطلاعات مورد نظر فیش برداری ودر تدوین مورد استفاده قرارگرفت. برای جمع آوری نظرات دانش آموزان از پرسش نامه 10 سوالی استفاده شد و نظرات دانش آموزان پیرامون هر یك از سوال ها با مقیاس تعیین شده وجمع آوری شد.
روش آماری مورد استفاده در حد آماری توصیفی (درصدگیری ورسم نمودار) می‌باشد.
9-1 مراحل اجرای تحقیق
پرسشنامه های تهیه شده در اختیار دانش آموزان دختر قرار گرفته بعد از پرشدن پرسشنامه كدگذاری شده واطلاعات آن استخراج شد وبعد از آن به كمك سایر افراد گروه به شكل نمودارهای درصد فراوانی ترسیم شد.
10-1 مشكلات تحقیق
از جمله مشكلات این تحقیق عدم وجودكتب وتحقیقات كافی در زمینه ایثار و تاثیر آن در فرد و خصوصا اجتماع بود.
مشكل دیگر با توجه به ضیق وقت تعداد نمونه آماری 50 پرسشنامه (بعد از حذف _ پرسشنامه های ناقص) می‌باشد.
برای كسب اطلاعات جدید روز، شناخت زیادی روی سایتهای اینترنتی نبود و فقط از چند سایت استفاده شده است.
10-1  ارائه پیشنهاد
از عزیزانی كه تحقیق را بررسی می كنند تقاضا داریم كه تحقیقات را دراختیار مسئولین قرار دهند تا موجبات مطالعات گسترده تر در این زمینه و خدمت به جامعه فراهم گردد، به امید روزی كه تمام افراد جامعه به خصوص جوامع اسلامی قدر ایثار و ایثارگران را بدانند خود عضوی از این گروه فداكار باشند.
 
2 ایثار
كلمه ای زیبا است، فضیلتی بزرگ دارد، اما عملی است كه بسیار دشوار از گذشتن از خود ومقدم داشتن دیگران، شجاعتی بزرگ می طلبد واین عمل قهرمانانه جز از روح های بزرگ و پاك سر نمی زند، چه ایثار مالی، چه ایثار جانی خودمحوری سه راه ایثار است.
تعلقات و وابستگی ها هم برای رشد خصلت های كمال گرا است. برادری در سایه ی ایثار معنی می یابد. ایثارگر كسی است كه درعین نیاز دیگری را بر خود مقدم می داند و در عین خستگی كارهای دشوار را بر عهده می گیرد وفداكارانه به خاطر خدا به نفع مردم از حق شخصی خود می گذرد.ایثارگری ،وارستگی از وابستگی هاست.در رابطه های مالی با دیگران نیز چنین است.كسی كه شادی خود را به قیمت اندوه دیگران بدست می آورد مسلمان نیست.
و آن كه راحتی خود را با رنج دیگران می طلبد انسان نیست. اگر درجمع مومنان روحیه ی ایثارگری برادرانه باشد، تا آن جا كه جیبها و منافع یكی باشد نه تنها اصطكاك منافع پیش نمی آید و نه تنها كلاه گذاری بر سر دیگران در اندیشه های نمی گذرد بلكه روحیه ی سختی پذیری برای رفاه دیگران رواج می یابد، كاری كه خدا پسندانه است. ایثارگر چون رضای خدا را بدست می آورد از عمق جان خشنود می شود.
اوج صفا و گذشت در آن است كه برادری را به مرز یگانگی برسانند با وحدت درخواسته وحدت در محبت وحدت در منفعت.
امام سجاد (ع) به مردی فرمود:آیا به این مرحله رسیده اید كه یكی از شما دست در جیب دیگری كند و آنچه را كه نیاز دارد بردارد بی آنكه اجازه بگیریدكه گفت: نه فرمود: پس هنوز برادر نیستند!
هل یدخل احد كم یدل فی كم اخیه وكسبه فیاخذ مایرید من غیر اذن؟
قال:لاقال: فلستم بالاخوان
وبه راستی كه چه مرز دشواری: ولی برادری، این دشواری ها را آسان می سازد.البته بی اجازه دست در جیب وكیف كسی كردن هم حرام است هم خلاف ادب لیكن در حدیث یاد شده منظور آن است كه صفا و برادری ویكرنگی واخوت دوبرادر دینی به حدی برسند كه جیب من وتو با هم نداشته باشند و حتی در استفاده از احوال یكدیگر محتاج به اجازه گرفتن نباشد و یعنی اوج برادری و ایثار! روحیه ی سرشار از (حال) و(آبرو) ارزش فوق تصور دارد واگر بر زندگی ها ومعاشرت ها سایه گستر شود بهشت را در همین دنیا هم می توان دید.
1-2 هدف ایثار
هدف ایثار این است كه رضای خداوند را بر رضای خود ترجیح دهی و خشنودی خداوند را به خشنودی غیر از خدا برتر بخشی ورضای خداوند را بر هوای نفست ترجیح دهی زیرا رضای خداوند والاتر است. دائما این سوال را از خودت بپرس: چه چیزی خدا را راضی می كند؟
در این صورت لذت ایثارت را در لبخند دیگری خواهی یافت وشادیت را با ایثار در سعادت دیگری می یابی. آیا آن را قبلا چشیده ای؟
این را حفظ كن: مقصد ایثار این است كه رضای خداوند بر رضای غیر او ترجیح دهی .
2-2 سخنان بزرگان دین 
با سایر مردم به انصاف و با مومنین به ایثار رفتار كنید.
خدا را چنین است كه جز سه دسته وارد بهشت نمی شوند.
امام علی (ع)
یكی از آنها كسانی هستند كه برادر مومن خود را به خاطر خدا بر خویشتن مقدم می گیرند.
امام باقر(ع)
ایثار كنندگان ازرجال اعرافند.
امام علی(ع)
به هنگام ایثار است كه گوهر كریمان آشكار می شود.
امام علی(ع)
دیگران را بر خود ترجیح می دهند و هر چند خود به آن محتاج باشد.
امام صادق (ع)
ایثار زیور پارسایی است.
امام علی(ع)
ایثار فضیلت است و احتكار رذیلت وفرومایگی .
امام علی(ع)
1-2 سخنان دانشمندان ونویسندگان
1- دلیری زهوشیار بودن بود
2- دلاور سزایش ستودن بود
(فردوسی)
1-braving is from becoming sober
2-vali ant is deserving to prise
2- برای تحقق یك هدف خواه امیر باشی یا گدا فرق نمی كند و تنها یك میزان معین شده است كه در آن ایثار و فداكاری است.
(دكتر ماردن)
2-For Fall Fill adream, It s not different that you be a prince or beggar It s have Fixed a cost For all of people and those are self-sacrifice and devotion.
3- آنكس كه در راه پسند خود دست از جان می شوید بزرگ نیست. آنكس بزرگ است كه در راه دیگران بمیرد.                               (گاندی)
3-Every body who die tor him/her self is not great. That one is great who die for the other people.
4- ایثار وفداكاری بدون امیدواری وآرزو منتهی درجه ی فضیلت انسانی است.
(لوفوی)
4-giving aboundance and devotion without any hope is the Eud of the humus saperority or virtue.
5- هر چه به فداكاری و مهرورزی خود بگیریم كامل تر و خوشبخت تر خواهیم شد.
چرا كه هیچ خالی به اندازه ی جوانمردی ومهربانی به سلامتی روح كمك نمی كند
(جان كاینزل)
5-If weused to devotion and kindness we will be more pertect and lacky because Nothing can help to our health unless the generosity and kind ness.
6- بهترین مردم سودمندترین آنهاست.              (حضرت محمد (ص))
6 -The best of all is the asefull of them.
7- ایثارگر اولین كسی است كه وارد بهشت می شود.
7-abundancer is the first person who in ter in the heaven.
4-2 حدیث ایثار در كلام یار
برای امام (ره) آنچه به عنوان یك هدف خدشه ناپذیر اهمیت داشت ،عمل به تكلیف الهی وپاسداری از ارزش ها و آرمان های اسلامی بود. ازدیدگاه امام(ره) ایثار و جان فشانی در راه تحقق آرمان ها وتثبیت ارزش های الهی، مقدم بر هر خدمت وحركتی به شمار می آید.
فرصتی است مغتنم تادیگر بار،اهداف و آرمان های متعالی آن رهبر همیشه جاوید ، توصیه ها ورهنمودهای آن روح جاودانه الهی مورد تذكر وتاكید قرار گیرد، باشد كه با پیگیری آرمان های وتداوم راه آن بزرگوار،رضایت حق تعالی را كسب وروح امام راحل را از خود راضی وخشنود بنماییم انشاء الله.
مروری گذرا به سیر زندگی سراسر تلاش ومجاهدت توام با صبر ومقاومت امام خمینی (ره) كه از ایمان سرشار وتوكل لایزال آن مرد خدا به  ذات حق تعالی مایه می گرفت حاكی از این حقیقت والاست كه آنچه برای حضرت امام(ره) به عنوان یك هدف خدشه ناپذیر اهمیت داشت،عمل به تكلیف الهی وپاسداری از ارزش ها و آرمان های اسلامی بود. هنگامی كه فریاد ستم كوب حضرت امام(ره) به سال 1342 در مخالفت با مظالم دستگاه ظلم وجور حاكم، لرزه بر اندام رژیم شاه واربابانش افكند، و زمانی كه غریو رعد گون آن فریاد گر بزرگ، به سال 1343 در اعتراض به تصویب قانون اسارت بار كاپیتولاسیون توسط مجلس فرمایشی وقت، سكوت سنگین حاكم برخفتگان وخموشان را شكست، و آن هنگام كه سخنان آگاهی بخش واعلامیه های بیدار كننده آن قائد دور از وطن جان ودل عاشقان امام را لبریز از عشق وایمان و امید به پیروزی می ساخت وقلب دشمنان اسلام وقرآن را از شر ننگ تلخ گاهی وشور بختی می آكند، آری در پس همه ی این خروش ها و تلاش های خستگی ناپذیر در طول این سالیان تنها یك انگیزه ی مقدس به تمامی رخ می نمود و آن جلب رضای حق بود وانجام تكلیف الهی وبس. و همین انگیزه ی خدایی نیز رمز توفیق آن طلایه دار قافله ی قیام وانقلاب گردید. امام خمینی باذره-ذره ی وجود خود این كلام وحی را باور داشت كه :«بگو (ای پیامبر) كه آیا شما(دشمنان حق) جز یكی از دو نیكویی (شهادت یا پیروزی) ،چیز دیگری را می توانید از ما انتظار برید؟(1)
و چنین بود كه او با سرمایه ی ایمان وا خلاص و پشتیبانی ملتی حق جوی وخداجوی ،سرانجام رژیم تا بن دندان مسلح ستم شاهی را كه از حمایت همه جانبه ی ابرقدرت ها وقدرتهای شیطانی برخوردار بود از سریر قدرت به زیر كشید وشالوده حكومت اسلامی را در این رمز وبوم می افكند امام خمینی (ره) به عنوان بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی ایران ،تبلور تجسم عینی تمامی ارزش هایی است كه این نظام بر پایه آن استوار گشته است. او خلوص وخداجویی را سرلوحه حیات سراپا تلاش و ایثار خود قرار داده بود و نظام اسلامی ما نیزدر تمامی برنامه ریزی ها وجهت گیری های فرهنگی، سیاسی،اقتصادی و.. این هدف مقدس را نصب العین قرار داده است.
از این دیدگاه ایثار وجان فشانی در راه تحقق آرمان ها وتثبیت ارزش های الهی مقدم بر هر خدمت و حركتی به شمار می آید ، چه، در پرتو ایثار وفداكاری است كه امنیت جامعه ی اسلامی در قبال توطئه های دشمنان تضمین شده زمینه ی مناسب برای ساختن یك جامعه ی نمونه ی قرآنی فراهم می گردد. ایثارگرانی كه با خلوص و عشق وصفا وبدون كمترین چشمداشتی به امام عزیزشان اقتدا كردند و جلب رضای حق را بر هر خواسته ی دیگری ترجیح دادند اینان از دیدگاه امام (ره) احیاگران اسلام و ارزش های متعالی اسلام اند. امام خمینی(ره) در توصیف مقام و جایگاه جانبازان این فاتحان قله های بلند ایثار ، چنین می فرمایند:
این جانبازان حماسه آفرین كه پرچم پرافتخار لااله الا الله را بر فراز كشور عزیز به اهتزاز در آورده اند و با خون وتوان خود شرافت انسانی ملت بزرگ را بیمه نمودند و با پشتیبانی توده های میلیونی به پا خاسته ائمه كفر والحاد را شكست مفتحانه داده و كشور را از لوث وجود آنان پاك نمودند الحق به ملت ما حق بزرگ دارند.(2)
توجه وعنایت تام وتمام حضرت امام (ره) نسبت به ایثارگران و از جمله جانبازان ،‌از این  واقعیت نشات می گیرد كه ایثارگران در صف مقدم جبهه ی دفاع از اسلام و میهن اسلامی قرار گرفته اند وعزیزترین سرمایه ی وجودی، یعنی جان خود را در معرض خطر قرار داده اند. البته در جامعه ی اسلامی تمام افرادی كه به نحوی از آنها در پیشبرد جامعه به سوی اهداف خود نقشی ایفا كنند دارای ارزش واعتبارند اما بدیهی است كه در این میان آن جوان مردانی كه برای حفظ كیان اسلام و قرآن جان خود را خالصانه فدا كرده اند و یا تا مرز شهادت به پیش رفته با تقدیم بخشی از سلامت وعضوی از پیكر پاك خویش «خود چراغ هدایتی شده اند كه در گوشه –گوشه ی این مرز بوم به دین باوران راه رسیدن به سعادت آخرت را نشان می دهند راه رسیدن به خدای كعبه را»
3- این جاست كه وظیفه ی بس خطیر جامعه و تمام كسانی كه ایثارگران به گردان آنان حق حیات دارند آشكار می گردد.و اما این مقوله نیز از دو جهت قابل توجه وبررسی است:
یكی آنكه اساسا جامعه باید دین خود را نسبت به كسانی كه با ایثار و جانبازی حیات و بقای جامعه را تضمین كرده اند، ادا كند و كوتاهی وسهل انگاری در انجام این وظیفه كفران نعمت وناسپاسی وحق ناشناسی است.از جهت دیگر، قدردانی نسبت به ایثارگران نشانه ی ارج گذاری به ارزش های گران قدری است كه تداوم انقلاب و نظام ، مدیون حضور فراگیر آنها در عرصه ی زندگی فردی واجتماعی مردم ماست. وقتی ارزش هایی هم چون ایثار و فداكاری خدای ناخواسته- در جامعه ی اسلامی ما كمرنگ می شوند وضد ارزشها برای بروز وظهور وجلوه گری، عرصه ی مناسب و میدان باز پیدا كنند، در آن صورت از انقلاب اسلامی نیز ظاهری بیش باقی نخواهد ماند ضمن آن كه در مقاطع حساس و بحرانی، نظام از پشتوانه ی عظیم حضورایثارگران در برابر دشمنان خود محروم خواهد ماند. بنابراین باید دانست كه ایثارگران از نگاه امام(ره) قدرانی نسبت به ایثارگران نشانه ارج گذاری به ارزش های گران قدری است كه تداوم انقلاب و نظام مدیون حضور فراگیر آنها در عرصه زندگی فردی و اجتماعی مردم ماست. و از جمله جانبازان، به حق سرمایه های اصلی و پشتوانه های حقیقی انقلاب ونظام محسوب می شوند و از این رو باید اهتمام وعنایت نظام نیز متوجه این قشر فداكار جامعه گردد. دراین خصوص، به جاست كه از رهنمودهای امام راحل(ره) بهره مند شویم كه خطاب به كار گزاران نظام اسلامی می فرمایند:« به همه مسئولان كشورمان تذكر می دهم كه در تقدم ملاك ها، هیچ ارزش وملاكی مهم تر از تقوا و جهاد در راه خدا نیست و همین تقدم ارزشی الهی باید معیار انتخاب وامتیاز دادن به افراد واستفاده از امكانات و تصدی مسئولیت ها و اداره كشور، و بالاخره جایگزین همه سنت ها وامتیازات غلط مادی ونفسانی بشود چه در زمان جنگ و چه در حالت صلح، چه امروز وچه فردا، كه خدا این امتیاز را به آنان عنایت فرموده است و صرف امتیاز لفظی و عرفی كفایت نمی كند،‌كه باید هم در متن قوانین و مقدرات وهم در متن عمل وعقیده وروش و منش جامعه پیاده شود و مصلحت زجر كشیده ها و جبهه ها رفته ها و شهید واسیر ومفقود ومجروح داده ها-و در یك كلام مصلحت پا برهنه ها و گودنشینها ومستضعفین ،بر مصلحت قاعدین در منازل ومناسك ومتكین ومرفهین گریزان از جبهه وجهاد وتقوا و نظام اسلامی مقدم باشد.
4- اكنون هر چند در سال گذشت رحلت امام عزیز مان، با رغم فراق وهجران آن روح خدا، برجانمان سنگینی می كند، اما خدای را شكر می گذاریم كه از نعمت رهبری شخصیتی بهره مندیم كه خود درمحضر امام راحل، درس خلوص وایثار وعمل به تكلیف الهی را به خوبی آموخته و افتخار آن را دارد كه به كسوت جانبازی درآمده است. توجه واهتمام عظیم مقام معظم رهبری،حضرت آیت الله خامنه ای نسبت به ایثارگران، نویدبخشی آن است كه با تحقق رهنمودها ووصایای امام خمینی(ره) تداوم انقلاب اسلامی تضمین ومسیر نظام جمهوری اسلامی ایران به سمت اهداف از پیش تعیین شده هموار گردد.
بنیاد مستضعفان وجانبازان انقلاب اسلامی نیز در این میان مسئولیت سنگینی را بر دوش خود احساس می‌كند كه امیدوار است با لطف وعنایت خدای متعال، استمداد از روح جاودانه ی حضرت امام (ره) حمایت  مقام معظم رهبری وپشتیبانی ملت شریف و حق شناس، بتواند وظایف خطیر محوله رابه نحواحسن به انجام رساندودین خود رانسبت به مستضعفان وجانبازان-این شهیدان زنده وسندهای گویای عزت وآزادگی ادا نماید.ان شاءالله.2

  5-2  حماسه حسینی
سرجاودانگی حادثه كربلا كه اصل آن در مدت كمتر از یك روز و در بخش بسیار كوچكی از سرزمین پهناور اسلامی واقع شد. نیز همین هاست.در طی این سیزده قرنی كه حادثه كبری و داهیه عظیمی می گذرد، هر ابرقدرتی كه آمد با هدف كربلا جنگید. هیچ قدرت جابری نیامد مگر این كه گاهی با نام حسین (ع) گاهی با قبر او، گاهی بار زائر اوگاهی با وقف برای او و گرانقدر آن قیام واقدام كردند. ولی هیچ كدامشان به مقصد شوم نود نرسیدند وتنها نتوانستند این مشعل فروزان هدایتگر نسل بشری را خاموش كنند بلكه خودشان نابود شدند.
از آن طرف در طول تاریخ افراد فراوانی جنگیدند، كشته وكشته شدند ولی نام آنها در لابه لای تاریخ دفن شد. یك مورخ باید در صفحات تاریخ با جدیت وپشتكار كنجكاوی كند تا بتواند ازلابلای كتب تاریخی قصه ای تاریخی را استنباط كند اما حماسه كربلا همواره سرآمد تاریخ است و برتارك آن می درخشد.
این بدان جهت است كه آفرینندگان این حماسه پرشكوه افرادی عادی نبودند بلكه كسانی بودند كه عرفان ناب را با حماسه ونبرد دلیرانه خود آمیخته بودند. در كربلا مردانی بوده اند كه با وضوی نماز عشا نماز صبح می خوانند.   بدین صورت كه نماز مغرب و نافله آن را می خواندند مقداری استراحت میكردند و بعد بر می خاستند ونماز عشا ونافله آن را می خواندند وسپس به اذكا و ادعیه ومناجات مشغول بودند تا فضیلت نماز شب فرا می رسید وبعد ازاقامه نماز شب نافله ونماز صبح را به جا می آوردند واین سیره حسنه آنان بود. اینها بودند كه كربلا را حفظ كردند و نگذاشتند از صفحه حافظه تاریخ محو شود. 
6 –2ا یثار شهادت در انقلاب اسلامی
فرهنگ ایثار و جانبازی بستر تحولات فرهنگی جامعه از جریان رشد و شكوفایی برای تربیت انسانها وتعالی آنها به سوی قله رفیع انسان كامل است. عزیزان جانباز، پای بندی خود را به اعتقادات اسلامی با ایثار خون و با نثار بندبند وجودشان به اثبات رسانیدند.
باید جامعه را به سوی ویژگی های جانباز آرمانی، تعالی بخشیم. نه آن كه جانبازان را از اوج ایثارگری تنزل دهیم. تحولات سیاسی در كشورها وانقلاب هایی كه منجر به تغیری ساختاری نظام ها و حكومت ها می شوند. دارای ویژگی های فرهنگی خاص خود هستند. تغییر درفرهنگ عمومی مردم و جایگزینی فرهنگ جدید به جای گذشته بر خلاف تغییرات سیاسی نظامی كه در مدت نسبتا كوتاهی به وقوع می پیوندند و مستلزم صرف زمانی طولانی است.انقلاب اسلامی كه ماهیتا یك انقلاب فرهنگی است از این قاعده كلی مستثنی نمی باشد. به همین سبب در سخنان حضرت امام (ره) ومقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای(مد ظله) ملاحظه می شود كه بر زدودن آثار فرهنگی طاغوت و ارائه فرهنگی اصیل اسلامی تاكید شده است.
برای مثال حضرت امام(ره) در تاریخ 1/11/57 فرمودند:« ما وارث یك مملكتی هستیم كه همه چیزش انسانیت را سلب كردند جوانهای ما را فانی كرد.. از همه جنایت ها بالاتر از دست دادن نیروی انسانی است. ده بیست سال لازم است كه همه اقشار ملت فعالیت كنند تا بتوانند این نقصیه ها را رفع كنند اشاعه یك تفكر تا زمانی كه به عنوان یك فرهنگ عام در بین مردم جایگاه خود را نیافته و ساختار فرهنگی جامعه را متحول ساخته یك حركت مبدا وموقتی است البته بدیهی است كه هر چه مبانی فرهنگ انقلاب با فطریات مردم سازگارتر وتوان پاسخگویی به نیازهای فردی واجتماعی را براساس شرایط زمان و مكان داراتر باشد پایدارتر وماندنی تر است. تربیت نسل انقلاب و القای فرهنگ ایثارگری وارتقای فرهنگی جامعه مسلمانان به سوی اهداف عالیه اسلام در جهت نمایش جلوه های انسان كامل از جمله اقدام هایی بود كه حضرت امام (ره) سرمایه گذاری هایی عظیم را برای آن نمودند بر مبنای توصیه های ایشان آنچه ضامن تداوم انقلاب نوپای اسلامی در جهت تحقق و پایداری اهداف فرهنگی است. زنده نگه داشتن فرهنگ ایثار و جانبازی است.كشف استعدادهای درخشان جانبازان ومعرفی نمونه های موفق از جمله اهداف و رسالت های بنیاد است. آنچه ضامن تداوم انقلاب اسلامی در جهت تحقق و پایداری اهداف فرهنگی است زنده نگه داشتن فرهنگ ایثار و جانبازی است.
باب فیض الهی بر هیچ كسی مسدودنیست لیكن ظرفیت وجودی انسان ها در دریافت این نقیص متفاوت است. آنان كه در این میان با اخلاص تمام در فرمان بری از ولی خویش منازل عرفان را طی كردندو از خاك راهی به سوی افلاك گشودند و پروانه وار گرد شمع همیشه فروزان وجود مطلق سوختند انسانهایی هستند كه حجاب نفس را دریده وخلوت نشین پرده اسرار گشته اند. البته نمی توان انكار نمود كه انگیزه های افراد وسطح بینش وگستره وجودشان ونیز تداوم بقا و پایداری در مسیر الله متفاوت ودارای مراتب مختلفی است جانبازان كه خود از مصادیق بارز سالكان راه حقیقت هستند نیز در پهنه عمل در مراتب مختلف فكری و اخلاقی قرار می گیرند ولازم است كه براساس مشخصه های جانباز آرمانی، این عزیزان را یاری نموده تا هر چه در پر توان تر وشایسته تر تداوم راه حق وحقیقت گام های بلندتری بردارند. جانبازانی در این راه موفق ترند كه با انگیزه های خالص الهی و عرفانی پای در میدان مبارزه گذاشته و همواره در بستر زمان از مشكلات ومصائب مختلف فكری ،اخلاقی،عقیدتی وسیاسی ابراهیم وار سربلند بیرون آیند و پرچمدار نهضت در راه تحقق اهداف بلند اسلامی باشند. فرهنگ ایثار و جانبازی،ملاك ومعیار صحت حكومتها وانگیزه هاست. جانبازان به لحاظ نوع برخورد با مسائل فردی واجتماعی قابل طبقه بندی هستند.
گروهی از آنان نسبت به شرایط محیطی و اجتماعی منفعل گشته و با توجه به موانعی حركتی-جسمی نتوانسته اند روح بزرگ جانبازی را بر این موانع حاكم نمایند. حال مسئولان محترم نظام با برنامه ریزیهای خود با شناخت دقیق از جانبازان ،در حیات ومسائل ومشكلات آنان این عزیزان را به سمت تعالی بیشتر یاری داده و موانع این ترقی را مرتفع نمایند.
1-6-2 فرهنگ جانبازی و ایثار
زایش و پویای فرهنگ جانبازی تنها در گرو رسوخ ونفوذ آن در ساختار فرهنگ عمومی است و بدون یافتن جایگاه واقعی و راستین آن امكان تربیت وتعالی افراد جامعه به صورت اسوه های حسنه وجلوه های انسان كامل وجودنخواهد داشت. فرهنگ ایثار وجانبازی بستر تحولات فرهنگی جامعه در جریان رشد و شكوفایی برای تربیت انسان ها و تعالی آنها به سوی قله رفیع انسان كامل است. از تاكید های مكرر حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبری در این باره نیز چنین بر می اید كه در كلیه برنامه ریزیها و اجرایی كشور وخط مشی ها وسیاست گذاری ها مسئولان نظام وسازمان ها وارگانهای قانون گذاری باید همیت خود را در ارتقای فرهنگی عموم مردم قراردهند. در این باره سازمانهایی كه جنبه های فرهنگی فعالیت های آنان غالب بر سایر جنبه های اقدام هایشان است مضاعف دارند و باید احساس تكلیف بیشتر نمایند.
مراكزی از قبیل شورای عالی انقلاب فرهنگی كه بنا به دستور صریح واكیدحضرت امام (ره) متكفل فرهنگ عمومی می‌باشد در این میان وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی سازمان تبلیغات اسلامی صدا وسیمای جمهوری اسلامی بنیاد شهید بنیاد مستضعفان وجانبازان انقلاب اسلامی و سایر سازمان های فرهنگی و تبلیغی لازم است در حوزه كاری خود سعی لازم مبذول دارند تا این فرهنگ در بین اقشاری كه با آنان سروكار دارند رشد توسعه وتعمیق یابد.
در هر جامعه مجموعه ای از نیروهای مختلف وجود دارند كه در طیف بسیار وسیعی از كفر تا ایمان طبقه بندی می شوند و در مواجهه با نهضت های الهی عكس العلمهای خاص خود را نشان میدهند به گونه ای كه پاره ای از مردم تا مرز شهادت وایثار و جان ومال از مبانی عقیدتی وارزشهای مكتبی آن نهضت الهی حیات می كنند و عده ای دیگر در موضع كفر والحاد خودسرسختانه در مقابل آن قرار می گیرند. سایر مردم نیز به سبب شرایط روحی وزمینه های ایمانی در بین این دو قطب قرار دارند و بیشترین گرایش انها به یكی از این دو گروه است انقلاب اسلامی نیز مواجه با این واقعیت اجتماعی بوده است به دلیل وجود گرایش های شدید مذهبی و زمینه های وسیع تفكر الهی گروه های گسترده ای از مردم در این كشاكش طرفداری همه جانبه خودرا از تحقق احكام خدا وتنفر خود را از حاكمیت طاغوت در صحنه های این نهضت به اثبات رسانیدند وپای بندی خود را به آرمان های مقدس انقلاب اسلامی با نثار قطره قطره خون امضا نمودند. در تداوم انقلاب ودر مواجه با توطئه های مختلف استكبار جهانی و پیش آمدن ابتلائات مختلف جانباختگان مكتب عشق وایثار سراپای نشناختند وبا تعالی معنوی وعرفانی  درصف مقدم مبارزه با استكبار جهانی وایادی مزدور آن پیشتاز صحنه های خون وشرف گردیدند. اوج این ایثارگریها در میدان های مبارزه حق علیه باطل و در جای جای میهن اسلامی از كردستان تا خوزستان در هنگامه خون وخطر وعشق و شرف نمایان گردید. این مجموعه انسانهای الهی وعارفان عاشقی چنان واله و شیدای امام مقتدایشان بودند كه پا در جای پا و سایه به سایه وی هم چون مولایشان شهیدان روز و زاهدان شب شدند كه نردبان عروجشان جهاد اكبر وجهاداصغر بود.آن عزیز میدان الهی مبارزه با كفر را دانشگاهی می دانست كه دانش پژوهان آن درس ایمان، ایثار،تقوا، جهاد وشهادت را در مراتب مختلف فرا می گرفتند. وی برخاستگان از این مكتب را «رهبران این نهضت» می نامید زیرا از مهمترین مشخصه های رهبر این است كه آگاه به شرایط زمان ومكان باشد و اعتقاد و ایمان راسخ در راه تحقق آرمان های مكتب از نثار جان ومال دریغ نورزد. این عزیزان و جانباختگان نیز حقانیت رای خود و پای بندیشان را به اعتقادات الهی و اسلامی با ایثار خون و با نثار بندبند وجودشان به اثبات رسانیدند وبه راستی الگوها واسوه های ایمان وتقوا گردیدند.
2-6-2 وظیفه مردم نسبت به خانواده شهدا وایثارگران
با كمال احترام از مبارزین پشیبانی  كنید.   
اشخاصی كه به حسب وظیفه شرعیه الهیه و برای حفظ اسلام و احكام مقدسه آن و صیانت كشورهای اسلامی ازسلطه اجناب خذلهم الله تعالی قیام به امر به معروف ونهی از منكر با شرایط مقرره آن نموده اند و برای آنها در این انجام وظیفه گرفتاری از قبیل حبس یا قتل پیش آمده است وخانواده آنها محتاج به كمك وسرپرستی هستند مومنین از هر طبقه موظفند كه با كمال حفظ احترام آنها به كمك وپشتیبانی آنها قیام كنند و حاضر نشوند به خانواده برادران غیرتمند خود سخت بگذرد دو مجازند تا ثلث ازسهم مبارك امام علیه السلام را دراین مورد مصرف كنندخانواده شهدا وایثارگران رایاری دهید.
در خاتمه از ملت شریف ایران كه بارها در اینگونه مسائل امتحان خود را پس داده اند خواهش می كنم كه به خواهران وبرادران خود كه در اثر اعتصابات وتظاهرات لطمه مالی و جانی دیده اند با احترام تمام آنان را یاری دهند واین وظیفه الهی را به بهترین وجه عمل نمایند. كه خمینی همیشه به یاد آنان است ودست آنان را می فشارد.
3- تاثیرایثار درتکامل فرد
در این فصل علاوه بر تاثیر ایثار در اجتماع به تاثیر ایثار فرد نیز می پردازیم.
ایثار جنبه های مختلف داشته و هر كس می تواند در حیطه ی كار خود عمل ایثار و از خودگذشتگی را در عرصه های مختلف به اجرا در آورده و دیگران را از بازتاب عمل خویش بهره مند سازد به عنوان مثال یك معلم علاوه بر مسائل درسی وكتابی غالبا دانش آموزان خود را به مسائل اجتماعی وزندگی حال وآینده آشنا نموده وآثار تربیت او بر روی دانش آموزان قطعا آثار مثبت خواهد گذاشت.
1-3ایثار و خدامحوری
آنچه درباره «ایثارگری» در فرهنگ شهادت گفته شد در تمامی جوامع، مشترك است و ربطی به ایمان دینی جوامع ندارد حتی در بین پیروان مران های غیر دینی افرادی بودند و هستند كه برای حمایت از منافع جامعه از منافع فردی می گذرند و در مواردی جان خویش را نیز فدای جامعه می كنند. اما آنچه در ایمان دینی وجود دارد این است كه انسانی كه جان خویش را در راه دفاع از مردم فدا می‌كند اگر مؤمن به خدا باشد و برای جلب رضای خداوندی از جان خویش بگذرد، نه تنها چیزی را از دست نداده بلكه تا نیل به مقام قرب حضرت حق، آری شهید با تقدیم جان ناقابل خویش به جوار حضرت حق می شتابد و به وجه الله نظر می‌كند و مرزوق عندالرب می شود. گسترش این روحیه در تمامی افراد جامعه به این معنی است كه هر كسی در انجام تكالیف فردی و اجتماعی خدا را در نظر بگیرد و او را حاضر و ناظر بر اعمال بداند و فقط برای جلب رضای او كار كند. دوستی و دشمنی او با دیگران بر این اساس استوار باشد برای چنین كسانی موقعیت های سیاسی و اجتماعی و منافع اقتصادی، هدف نیست. او اگر مسئولیتی را می پذیرد فقط برای انجام وظیفه دینی است و اگر كاری انجام می‌دهد از كسی توقع اجرت ندارد بلكه اجر عملش را از خدا می طلبد و جز به رضای حق نمی‌اندیشد.
بدیهی است اگر افراد جامعه به گونه ای تربیت شوند كه حركت و سكونشان برای خدا باشد و شعارشان این باشند كه «آن صلوتی و نسكی و محیای و هاتی لله رب العالمین» میزان تنازع و درگیری در میان افراد آن جامعه به حداقل خواهد رسید. و روابط بین آنها خدایی و مملو از عشق و محبت خواهد بود و فرهنگ شهادت به ما می آموزد كه وقتی شهید به عنوان عالی ترین انسان خدا محور برای جلب رضای خداوند از بالاترین سرمایه زندگی خویش گذشت ما هم برای جلب رضای حق از منافع پست خویش بگذریم و از سوی دیگر وقت جلب رضای خداوند ملاك عمل صالح بود دیگری برای خوشایند هركسی غیر خدا، تن به هر كاری نخواهیم داد و از هرگونه تملق و مداهنه و نفاق و ریا كاری و دروغگویی برای خوشایند دیگران پرهیز خواهیم كرد.
2-3نقش ایثار در رشد و تعالی انسان
در اصل لغت ایثار از اثر مشتق است، وقتی كسی چیزی را بر می گزیند و آن چیز را ترجیح می دهد، به این دلیل است كه با منطق خاصی، اثر و نتیجه و فایده آن چیز را ترجیح می‌دهد. در قرآن كریم راجع به انسانهای دنیاطلب، كه تمام هم و غم خود را مصروف دنیا می كنند و به هیچ وجه به عاقبت و آخرت و آثار اخروی و نتایج آن جهانی اعمال خود نظر نمی كنند، فرموده است:
1-بل تؤثرون الحیاه الدنیا و الاخره خیر و ابقی آن هذا لفی الصحف الاولی صحف ابراهیم و موسی (اعلی/19-16)
2-فاما من طغی و آثرالحیاه الدنیا فان الجحیم هی المأوی و اما من خاف مقام ربه و نهی النفس عن الموی آن الجنه هی الماوی (فازعان/41-37) در این آیه شریفه، مقدم داشتن دنیا و ترجیخ دادن آن در مقابل خوف از مقام الهی و باز داشتن نفس از هوی و هوس است. در این آیات، به قرینه متعلق و مفعول ایثار، كه حیات دنیا باشد، ایثار در معنای منفی آن به كار رفته است به بیان دیگر در آیات یاد شده، ایثار حیات دنیا به معنای رضایت به حیات دنیا و به حیات دنیا مطمئن بودن و به لذتها و منافع و خوشی‌های حیات دنیا اكتفا كردن است. ایثار دنیا به معنای غفلت از آخرت و عدم امید به ملاقات الهی است:
1-آن الذین لا یرجون لقائنا و رضوا بالحیاه الدنیا و اطمأنوا بها والذین هم عن آیاتنا غافلون (یونس/10) و نیز كسانی كه از یاد خدا روی می گردانند و جز زندگی دنیا، هدف و غایت و مقصد دیگری ندارند، مطابق آیه 29 سوره نجم، حیات دنیا را مقدم داشته اند: 2«و ما عندالله خیر و ابقی» 3«و ما عندالله خیر وابقی للذین آمنوا و علی ربهم یتوكلون»
ایثارگر، اگرچه آخرت را بر دنیا مقدم می دارد لكن نیك می داند كه وجهه باقی آخرت نیز از ناحیه باقی علی الاطلاق است:
 «كل من علیها فان و یبقی وجه ربك ذوالجلال و الاكرام»
به عبارت دیگر از رزق ربك خیر وابقی است و اگر ما عندالله خیر و ابقی است و اگر بقیه الله خیر لكم آن كنتم مؤمنین است.
پس ایثارگر، آخرت را نه برای آخرت بلكه برای صاحب آخرت می خواهد.
عشق آن زنده گزین كو باقی است        وز شراب جانفرایت ساقی است
ایثارگر اگر از رزق دنیوی می گذرد و دیگران را در این رزق دنیوی بر خود مقدم می‌سازد، از آنروست كه جویای مقام «عندیت» است. بل احیاء عند ربهم یرزقون اذ قالت رب ابن لی عندك بیتاً فی الجنه.(تحریم/ 66)
قرب، مطلق نزدیكی را می رساند لكن «عندیت» درجه اعلای قرب و حضور است. فی مقعد صدق عند ملیك مقتدر فرق است میان این كه بگوئیم «آن الله معنا» تا این كه بگوییم «انا عندالله»
به آیات شریفه ذیل دقت كنید:
«ان الله مع الصابرین» «آن الله مع المتقین»، «آن الله مع الذین اتقوا والذین هم محسنون»، «آن الله مع المحسنین» و آن را مقایسه كنید با عندیت شهدا كه ایثارگر جانن خود هستند و به درجان والای صبر، تقوی و احسان نایل شده اند از واژه عندالله یكی دیگر از ویژگی های ایثارگران نیز به دست می آید. عنید یا عنود یعنی كسی كه از روی خودكامگی، خودپرستی و خود مداری، دشمنی ورزد، چه قدر فرق است میان ایثارگر كه عندالله است و آنانكه عنیدالله اند. به این ترتیب ایثارگری به معنای نوع دوستی و دیگر دوستی نیست بلكه به معنای خدا محوری،خدادوستی و خدامداری است. به عبارت دیگر سه مرحله داریم: 1-خود مداری و خود دوستی 2-دیگر دوستی 3-خدامداری و خدا دوستی، مفهوم ایثار با مفهوم قدسی (عندالله) بودن قرین است.
گر برود جان ما در طلب وصل دوست    حیف نباشد كه دوست، دوست تر از جان ما است

ایثارگر، نوع دوست نیست، بلكه منظور آن است كه نوع دوستی ایثارگر، لازمه لاینفك و از نتایج اجتناب ناپذیر خدادوستی است.
در آیه شریفه: «انما نطمعكم لوجه الله لا نریر منكم جزاء و لا شكورا»(الدهر/8-7).
آنجا كه علی و آل علی به مسكین و یتیم و اسیر می گویند (ولو به زبان حال) از شما پاداشی می خواهیم و نه سپاسی، نه به این معناست كه نوع دوست نیستند و به نوعخود اهمیتی نمی دهند بلكه دقیقاً به این معنا است كه ایثار بی شائبه و بی ریا و صرفاً برای جلب رضای الهی انجام می دهند. بدین ترتیب ایثارگران نه اهل منت گذاران هستند و نه اهل توقع و چشمداشت از دیگران، بلكه صرفاً لوجه الله یعنی برای رضای الهی ایثار می كنند. آیه شریفه، توصیف حال اهل بیت است و حال كسانی كه در آیه شریفه، مورد توصیف قرار گرفته اند. بسیار بالاتر و والاتر از حال كسانی است كه در روایت امیرالمؤمنین مورد توصیغ قرار گرفته اند، لا یزهدنك فی المعروف من لا یشكره لك- فقد یشكرك علیه من لا یستمتع بشی منه.
از عنصر عنداللهی (=عند ربهم یرزقون) عنصر بقیه اللهی، عنصر وجه اللهی ایثار، كه عنصر و عصاره قدسی ایثار است سخن گفتیم، بنابراین تئوریسین ها و استراتژیست‌های ماتریالیست كه منكر ابدیت و تجرد روج اند و حتی سكولاریست ها كه در صدد مطلق (طبیعت و ماورای طبیعت)، (دین و دنیا)، (خدا و انسان)، (عقل و وحی) هستند، هرگز قادر به تبیین منطقی ایثار نیستند، فرد گرایان، منفعت گرایان، قائلان به اصالت لذت و آنان كه تنها به حق در مقابل تكلیف می اندیشند یعنی اصالت را با حق می دانند و هیچ محدودیتی برای حق قائل نیستند مگر از ناحیه حفظ حقوق و آزادی های خود و دیگران، هیچ توجیهی برای ایثار ندارند. اصولاً فداكاری و ایثار زمانی معنا دارد كه انسان به تكلیف خود در برابر بشریت بیشتر بیاندیشد تا به حقوق خود، هر تفكری كه به نحوی سر از اگوئیزم (Egoism) انسان محور به نحوی سر از اصالت انسان منهای ابدیت (= اومانیزم) در آورد بیهوده سخن از فداكاری می گوید و دروغ خود را حافظ و حامی ایثار و ارزشهای انسانی از قبیل احسان، انفاق، اكرام، تعان و مواسات معرفی می‌نماید. بگذریم از هابزكه به صراحت تمام، انسان را گرگ انسان معرفی می نماید و بگذریم از امثال نیچه كه با تكیه بر اصالت قدرت، هرگونه احسان، انفاق و تعاون را به طور صریح اخلاق ضعیف پرور دانسته و منكر فضیلت های اخلاقی از این قسم است.
طرفداران اخلاق تكاملی كه تبع دارونیزیم طبیعی در عالم اخلاق نیز قائل به تنازع بقا هستند. اساساً جایی برای فداكاری، تعاون و ایثار باقی نمی گذارد.
مفاهیم اخلاقی از قبیل احسان، جود، انفاق و انصاف را با ایثار مقایسه كنید تا دریابید كه ایثار یك فضیلت اخلاقی فوق همه این فضائل است. جود و بخشش احسان مالی محسوب، احسان ممكن است مالی باشد، ممكن است غیر مالی، از این جهت احسان مانند ایثار است كه ایثار ممكن است ایثار مال و یا ایثار جان باشد. آیه شریفه «و یطمعون الطعام علی حبه مسكیناً و یتیماً و اسیراً انما نطعكم لوجه الله» ظهور در ایثار مالی دارد و آیه شریفه «و من الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضات الله و الله رئوف بالعباد» (بقره/207)ظهور بر ایثار جان و از خود گذشتگی دارد؛
بات علی ابن ابی طالب علی فراش رسول الله (ص). یفریه بنفسه بالحیاه فانزل الله تعالی:«و من الناس من یشری…»
من غلام آنكه نفروشد وجود            جز به آن كه سلطان با افضال وجود
من غلام آن مس همت پرست            كه بر غیر كیمیا نارد شكست

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله بررسی نظرات مدیران شرکت های تعاونی شهر یزد در باب تاثیر آموزش بر رشد حرفه ای آنها در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله بررسی نظرات مدیران شرکت های تعاونی شهر یزد در باب تاثیر آموزش بر رشد حرفه ای آنها در word دارای 35 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله بررسی نظرات مدیران شرکت های تعاونی شهر یزد در باب تاثیر آموزش بر رشد حرفه ای آنها در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه مقاله بررسی نظرات مدیران شرکت های تعاونی شهر یزد در باب تاثیر آموزش بر رشد حرفه ای آنها در word

 فصل اول.. 1

کلیات.. 1

مقدمه. 2

بیان مسئله : 4

اهداف پژوهش : 5

ضرورت و اهمیت تحقیق : 5

فصل دوم. 8

مبانی نظری و پیشینه پژوهش; 8

مبانی نظری پژوهش : 9

الف: مقدمه. 9

ب: مفهوم آموزش; 10

ج: عوامل موثر بر آموزش و بهسازی.. 10

د: معنی و مفهوم آموزش کارکنان.. 11

ح: تاریخچه آموزش کارکنان در ایران.. 12

و: اهداف آموزش کارکنان.. 13

ز: رشد حرفه‏ای.. 14

پیشینه پژوهش : 16

تحقیقات داخلی : 17

تحقیقات خارجی : 18

سوالات پژوهش : 21

متغیرهای پژوهش : 21

تعاریف نظری: 22

تعاریف عملیاتی : 22

فصل سوم. 24

روش تحقیق.. 24

روش تحقیق: 25

منابع و مآخذ. 27

فصل اول

 کلیات

مقدمه

در گذشته چنین گمان می‏رفت که زمان آموختن با زمان کار کردن و زندگی کردن از هم جدا هتند و بنابراین برای آنها آموزشی که پیش از آغاز کار به افراد داده می‏شد درخور توجه بود. براین گمان انسان برای زمانی می‎آموزد و سپس به زندگی و کار مولد و سودمند می‏پردازد و زمانی که کار و زندگی آغاز می‏شود، دیگر برای آموزش و پرورش جایی وجود ندارد. این اندیشه اکنون روایی ندارد و آموزش و پرورش با زیستن انسان همراه شده است. همه مردن برای همه وقت باید به آموختن بپردازند و تازه‎های دانش بشری خود را تازه سازند و با نیرو و آگاهی بیشتر زندگی سودمندی را دنبال کنند(شریعتمداری، 1383)

افرادی که به استخدام سازمان درمی‎آیند علاوه بر معلوماتی که در دبستان، دبیرستان و دانشگاه کسب کرده‎اند و برای ورود به اجتماع و خدمت مؤثر آماده شده‎اند به آموزش تخصصی و حرفه‎ای نیز نیاز دارند تا دانش فنی و مهارتهای لازم را برای انجام شایسته وظایف واگذار شده به دست آورند. این آموزش‎ها به کارکنان کمک می‎کند تا نقش فعال‎تر و مؤثرتری در رسیدن به اهداف سازمان ایفا کنند. شریعتمداری(1383) در همین زمینه اظهار می‎دارد که: رسیدن به اهداف سازمان بستگی به توانایی کارکنان در انجام وظایف محوله و انطباق با محیط متغیر دارد. که این امر در سایه آموزش و بهسازی نیروی انسانی میسر است. اجرای آموزش و بهسازی نیروی انسانی سبب می‏شود تا افراد بتوانند متناسب با تغییرات سازمانی و محیط، بطور مؤثر فعالیت‎هایشان را ادامه داده و بر کارایی خود بیفزایند. بنابراین آموزش و بهسازی، کوشش مداوم و برنامه‏ریزی شده به وسیله مدیریت برای بهبود سطوح شایستگی کارکنان و عملکرد سازمانی است

واقعیت این است که در جهان امروز آنچه بیش از همه دارای اهمیت است، نیروی انسانی است. بطوری که اقتصاددانان معتقدند آنچه درنهایت خصوصیت روند توسعه اقتصادی و اجتماعی یک کشور را تعیین می‏کند، منابع انسانی آن کشور است نه سرمایه و یا منابع مادی آن. این منابع انسانی هستند که سرمایه‎ها را متراکم می‏سازند، از منابع طبیعی بهره‏برداری می‏کنند، سازمانهای اجتماعی و اقتصادی و سیاسی را به وجود می‏آورند و توسعه ملی را پیش می‏برند. کشوری که نتواند مهارت‌ها و دانش مردمش را توسعه دهد و از آن در اقتصاد ملی به نحو احسن بهره‏برداری کند، قادر نیست هیچ چیز دیگری را توسعه بخشد(طالب، 1379)

تعاونی‎ها سازمانهای اقتصادی و اجتماعی می‏باشند که براساس نیاز با هدف مشترک اعضاء شکل می‏گیرند. براساس اصول مبانی تعاون، اداره و کنترل تعاونی از طریق نظارت و دموکراتیم اعضاء صورت می‎گیرد و مطابق قانون تعاون اعضا در کلیه امور تعاونی حق نظارت دارند. تصمیمات در مجامع عمومی(عالی‏ترین رکن تعاون) براساس هر عضو یک رأی اتخاذ می‏گردد و ملاک در تصمیم گیری، نظر و رأی اکثریت اعضاء می‏باشد و مانند سایر شرکت‏های تجاری تعداد آراء به تعداد سهام و میزان سرمایه گذاری بستگی ندارد. بطور کلی عضو در تعاونی دارای منزلت و موقعیتی فراتر از سهامدار در شرکتهای تجاری می‏باشد. اما عملاً اکثریت اعضاء تعاونی‎ها به حوزه تکالیف و اختیارات خود واقف نیستند و دخالت و نظارت آنها در تصمیم گیری‎های تعاونی‎ها بسیار ناچیز است. مجامع عمومی بسیار کم رونق و بعضاً صوری برگزار می‎گردد. مدیران، اعضا را از حوزه تصمیم‎سازی خارج نموده و در امور تعاونی‎ها مشارکت ندارند. این در حالی است که مطابق ماده 33 قانون، اعضاء در شرکت تعاونی مسئولیت مالی دارند. کنار گذاشتن خیل عظیم اعضاء تعاونی‏ها از طیف مخاطبان آموزشی موجب می‏گردد اعضاء فاقد آگاهی‎ها و مهارت‎های لازم جهت انجام وظایف قانونی خود شوند و در نتیجه تعاونی‎ها از پشتوانه عظیم انسانی مرحوم خواهند شد. لذا ضرورت دارد آموزش اعضاء از نظام آموزشی تعاون قلمداد گردد و از طریق تدوین روشها و برنامه‎های آموزشی مناسب آگاهی‎ها و مهارت‎های لازم به اعضا تعاونی‎ها ارائه گردد(طالبی، 1384)

 بیان مسئله

از جمله سازمان‌هایی که امروزه حضور خود را در عرصه اجتماعی به دلیل وجود انقلاب اسلامی ایران و پرداختن به اصل 44قانون اساسی نشان داده است شرکت‎های تعاونی می‏باشند. با توجه به مطالعات و تحقیقات موجود این شرکت‎ها نیز با مشکلاتی مواجه هستند که رستمی(1383) به نمونه‎هایی از آن اشاره دارد. او اینگونه اظهار می‎دارد که از لحاظ آسیب‎شناسی در حال حاضر شرکت‎هایی مثل اتحادیه‎های تعاونی با مشکلات و چالش‌های عدیده‏ای همچون عدم مشارکت اعضاء، پایین بودن سطح کارایی مدیران، فقدان نظارت اعضاء و بازرسان، پایین بودن سطح بهره‏وری، کیفیت نامناسب محصولات و ارائه خدمات، عدم همدلی بین مدیران، بازرسان و اعضاء و غیره دست به گریبان هستند. مدیران تعاونی‎ها عموماً فاقد دانش و مهارت‎های مدیریتی نو می‏باشند، بازرسان به وظایف نظارتی خود به نحو احسن عمل نمی‏نمایند، اعضاء از نقش و جایگاه خود آگاهی لازم را ندارند، مجامع عمومی به صورتی بسیار بی‏رونق برگزار می‏گردد، کارکنان فاقد مهارت‎های لازم برای بهره‎مندی از روش‎های نوین تولید می‏باشند، تعاونی‎ها در فروش محصولات تولیدی با مشکلات فراوانی مواجه هستند و غیره. اینها واقعیت‎هایی است که در درون تعاونی‎ها قابل مشاهده است و آمار تعاونی‎ها راکد و غیرفعال نیز گویای این مطلب است

همچنین مکرراً در منابع و مراجع مختلف دیده شده است که تفاوت شخص دانا و شخص نادان یا به عبارت دیگر فرد آموزش دیده و آموزش ندیده بسیار زیاد است و نمی‏توان این تفاوت آشکار را نادیده گرفت. آذرهوش(1377) در باب نیازهای اجتماعی، تغییرات محیط، تحولات جدید و فعالیت‎های رقبای تجاری، طبیعی‏ترین نیاز رقابت را امر آموزش بیان می‎کند. هر سازمانی به منظور ایجاد سازگاری و توانمندی برای بقاء و دوام خود مستلزم داشتن آرامش در فرآیند تولید خدمات، تولید صنعتی و ارائه محصولات یا خدمات به جامعه می‏باشد و این آرامش حاصل نمی‏شود مگر آنکه نیروهای شاغل در سازمان از اطلاعات لازم و کافی در راستای ارائه خدمات و محصولات خود به جامعه برخوردار باشند و این اطلاعات از طریق آموزش بدست خواهد آمد

با توجه به حوزه بقاء و دوام تعاونی‎ها و رعایت و تأمین نیازمندهای اجتماع و رسالت محققین جامعه از جمله کارشناسان ارشد محقق در این راستا و در جهت پاسخ به سؤال اهمیت آموزش و نظرسنجی از دست‏اندرکاران تعاونی‎های موجود اقدام به پژوهش در این زمینه می‏نماید و این سوال اساسی را مطرح می‏کند که آیا آموزش بر رشد حرفه‎ای مدیران تأثیر دارد یا خیر؟

اهداف پژوهش

هدف کلی

بررسی نظرات مدیران شرکت‎های تعاونی شهر یزد در باب تأثیر آموزش بر رشد حرفه‏ای آنها

هدف جزئی

1- بررسی تأثیر آموزش بر تغییر رفتار مدیران

2- بررسی تأثیر آموزش بر توسعه مهارت مدیران

3- بررسی تأثیر آموزش بر نتایج عملکرد مدیران

4- بررسی رابطه بین سابقه مدیران و نظرات آنها در باب تأثیر آموزش بر رشد حرفه‎ای

5- بررسی رابطه بین تحصیلات مدیران و نظرات آنها در باب تأثیر آموزش بر رشد حرفه‎ای

6- بررسی رابطه بین جنسیت مدیران و نظرات آنها در باب تأثیر آموزش بر رشد حرفه‎ای

7- بررسی رابطه بین نوع فعالیت مدیران و نظرات آنها در باب تأثیر آموزش بر رشد حرفه‎ای

ضرورت و اهمیت تحقیق

در عصر حاضر پیچیدگی محیط و عوامل محیطی و افزایش تغییر و تحولات آنها کشورهای جهان را با چالش‌های جدیدی روبرو کرده است که گذر از آنها نیازمند یافتن و به کار گرفتن رویکردها و روش‎های خلاقانه می‏باشد. در صورتی می‏توان چالش‎ها و تهدیدات را به فرصت‎ها تبدیل نمود که از تمام توانمندیها و ظرفیت‎های انسان استفاده شود. بخش تعاون نیز به عنوان یکی از بخش‏های اصلی اقتصاد کشور از این امر مستثنی نبوده و چالش‎ها و فرصت‎هایی همچون قرار گرفتن در جایگاه واقعی خود در اقتصاد کشور، داشتن توان لازم برای رقابت با بخش خصوصی، بهره گیری از فرصت‎هایی که از طریق ابلاغ سیاست‎های کلی اصل 44قانون اساسی برای بخش تعاونی فراهم شده، گسترش صادرات، حضور در بازارهای بین‎المللی و سهم قابل توجه در صادرات غیرنفتی و غیره داشته است(توکلی، 1387)

از این رو تداوم و بقای شرکت‌های تعاونی نیازمند یافتن روش‌های جدیدی برای مقابله با مسائل و مشکلات است که به نوآوری، ابداع، خلق محصولات، فرآیندها و روش‎های جدید بستگی دارد. برای تحقق چنین هدفی، مدیران باید به نقش‌هایی روی آورند که بتواند جوابگوی شرایط متحول محیطی باشد. توجه به این واقعیت برنامه‏ریزان اقتصادی را با گزینه‎های متفاوتی رو به رو می‏کند. یکی از این گزینه‎ها آموزش می‏باشد. آموزش امری مستمر و منظم است که منابع انسانی تعاونی‏ها را با تحولات تکنولوژی و توسعه روش‎های مدیریتی همگام می‏سازد. براین اساس آموزه حکیم فردوسی توانا بود هر که دانا بود، منشأ توانایی، دانایی می‏باشد و توانمندسازی تعاونی‎ها به کمک جریان مستمر یادگیری دانش‌ها و مهارت‎های جدید میسر می‏شود. همچنین این باور وجود دارد که ارزش‌های بنیادین تعاون مانند عدالت اجتماعی، صداقت، انصاف و کسب مهارت‎های مربوطه به ساز و کارهای تعاونی مانند دموکراسی و مشارکت از طریق آموزش‎های مستمر مدیران نهادینه می‏شود و آنها را قادر می‏سازد تا با تحولاتی جهانی همگام شده و در عرصه‎های رقابت داخلی و بین‎المللی حضوری رقابتی و قدرتمند داشته باشد(زمانی و جان نثاری، 88-1387)

شرکت تعاونی سازمانی است اختیاری که نمی‏توان افراد را به اجبار به عضویت آن درآورد. بنابراین اصل آموزش و تبلیغ تنها راهی است که به وسیله آن نمی‏توان برای جلب همکاری فعالانه و آگاهانه مردم و قبول عضویت در تعاونی‎ها از آن استفاده نمود. از طریف دیگر کسانی که شرکت تعاونی را تشکیل می‏دهند باید به اهداف و اصول شرکت آشنایی داشته باشند و از این رو کلیه عملیات شرکت باید با آموزش تعلیم و تبلیغ همراه باشد

با در نظر گرفتن مطالب بالا و با توجه به اینکه تاکنون پژوهشی در باب تأثیر آموزش بر رشد حرفه‏ای مدیران در تعاونی‎های شهر یزد صورت نگرفته است، یافته‎های این تحقیق می‏تواند راهکار و پینهادی موثر برای مدیران در شرکت‎های تعاونی باشد. و از آنجا که مدیران می‏توانند تأثیر مهم و مثبتی در توسعه سازمان‎ها داشته باشند این پژوهش می‏تواند در این راستا مثمرثمر واقع شود

 فصل دوم

مبانی نظری و پیشینه پژوهش

مبانی نظری پژوهش

در فصل دوم که تحت عنوان مبانی نظری و پیشینه پژوهشی می‏باشد، ابتدا مبانی نظری آموزش کارکنان و ابعاد نظری مربوط به این بخش با عناوین جزئی زیر ذکر می‏شود

الف) مقدمه

ب) مفهوم آموزش

ج) عوامل موثر بر آموزش و بهسازی

د) معنی و مفهوم آموزش کارکنان

ح) تاریخچه آموزش کارکنان در ایران

و) اهداف آموزش کارکنان

ز) رشد حرفه‏ای

و در ادامه پیشینه تحقیقات داخلی و خارجی به ترتیب آورده خواهد شد

الف: مقدمه

یکی از شاخص‏های توسعه در کشورها میزان آموزش و تحصیلات و نسبت دانشجویان و دانشگاه‏ها و سطح سواد آنان به جمعیت می‏باشد و این متغیر در مقایسه با سایر شاخص‎های توسعه اعم از اقتصادی و رفاه و بهداشت نرخ رشد و تولید و غیره یکی از با اهمیت‏ترین شاخص‎های محسوب می‏گردد مع الوصف در تعاونی‎ها نیز برای یک تشکل تعاونی مطلوب و کارآمد بین سه تا شانزده اصل اعم از عضویت آزاد و اختیار، کنترل دموکراتیک، محدودیت سود سهام، اصل آموزش، اصل خودگردانی و عدم وابستگی، توجه به جامعه، مازاد درآمد(مازاد برگشتی)، همیاری در بین تعاونی‎ها، مشارکت اقتصادی اعضاء، و غیره ; وجود دارد

در میان اصول تعاونی نیز اصل آموزش از اصول بنیادین نظام تعاونی است و توسعه منابع انسانی بخش تعاون مبنی بر آموزش و ارتقای دانش و مهارت اعضاء و شاغلین و مردم باید چند گام جلوتر از شکل‎گیری آغاز حیات تعاونی به عنوان فرآیندی مستمر مورد توجه قرار گیرد(حیدری، 1387)

 ب: مفهوم آموزش

در محیط بسیار متغیر امروزی سرمایه‏ی انسانی، سرمایه‏ای گران‏سنگ و دارای نقش اساسی است و آموزش به عنوان تنها طریق ایجاد و توسعه آن، اسلحه‏ای رقابتی محسوب می‏شود. استفاده صحیح از این اسلحه و بالتبع برنده شدن در رقابت، مستلزم توسعه شناخت، تحلیل، مفهوم سازی، طراحی و طراحی مجدد مستمر و مترقیانه است(عباس‎زادگان و ترک‏زاده، 1379)

به بیان سیف(1374) آموزش عبارتست از: هرگونه فعالیت یا تدبیر از پیش طرح‏ریزی شده که هدف آن ایجاد یادگیری در یادگیرندگان است

رنجبر(1386) آموزش را این چنین تعریف می‏کند: آموزش به عنوان فراگردی که طی آن مجموعه‎ای از دانش‎های مرتبط و منظم همراه با عادات و مهارتهای حاصل از آن انتقال می‏یابد، فعالیتی مداوم و جامع به منظور رشد و تعالی انسان، غنای فرهنگ و تکامل جامعه خواهد بود. همچنین آموزش فرآیندی است که می‏توان به عنوان انتقال معلومات، نگرش‏ها و مهارت‎ها از فرد یا گروهی برای تغییرات در ساختارهای شناختی، نگرشی و مهارتی در نظر گرفت

ج: عوامل موثر بر آموزش و بهسازی

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

فطرت ، خداجویی بشریت در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 فطرت ، خداجویی بشریت در word دارای 80 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد فطرت ، خداجویی بشریت در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

عبادت، فطریت بشرّیت است:
فطرتاً هر موجودی كه لباس هستی پوشیده و از كتم عدم پای به عرصه حیات و زندگی نهاده، به طور مرموز و ناخودآگاه، خواستار و پویای آفریدگار و صانع خویش است و از هر سوی به سوی دیگر خالق و پروردگار خود را می‌جوید، تا پاس حرمت، و احترام لازم او را بنماید، و از فضل و رحمت و اكرام او، تشكّر و سپاسگزاری نموده، و به مصداق اینكه «انسان بنده احسان است» به پیشگاه با عظمت او سرتعظیم فرود آورد.
خداوند می‌فرماید:
فَاَقِمْ وَجْهَكَ لِلدّینِ حنیفاً فِطْرَتَ الله الَّتی فَطَرَ‌النّاسَ عَلَیْها لاتَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللهِ ذلِكَ الدّینُ الْقَیِّمُ، وَلكِنَّ اَكْثَرَ لایَعْلَمُونَ».
به آیین راست خداوند روآور، آیینی كه خدا آفرینش انسان را بر روی آنها نهاد، و خلق خداوند تغییرپذیر نیست. این است دین استوار و محكم، ولی بیشتر مردم جاهل هستند و به آن علم ندارند.
هدف از دین حنیف در آیه شریفه كه آفریدگار متعال خلقت انسان را بر آن استوار ساخته است همانا آیین و دین توحیدی و خداپرستی است، كه انحراف از جاده و صراط مستقیم توحیدی را مخالف فطرت انسان دانسته است.

فطرت چیست؟
فطرت یك شعور باطنی است كه انسان را به طور ناخودآگاه به سوی خالق و آفریدگار رهبری و هدایت می‌نماید، و در هدایت خود به سوی خدا به هیچ‌گونه استدلال و برهانی نیاز ندارد، و ناخودآگاه آدمی را خداخواه و خداجو نموده و این امر غریزی را در نهاد انسان، شكوفا می‌سازد.
بنابراین آدمی باید بالفطره مؤمن و مسلمان و موحد بوده باشد، و صراط مستقیم الهی را بپیماید، و از هرگونه اعوجاج و انحراف به دور باشد. مگر اینكه در سر راه او خار تبلیغات سوء و انحرافات و اعوجاج اخلاقی باشد، كه در این صورت مسیر طبیعی مذهبی و ایمانی او را تغییر می‌دهد نهالی كه از زمین بالا می‌آید تا زمانی كه خاری، و مانعی در سرراهش نباشد و مسیر او را عوض نكند، راست و مستقیم بالا می‌رود، و از كج شدن و انحرافات به دور می‌ماند. و آدمی نیز همین حكم را دارد، اگر شیطنت شیطانها و خنّاسها، در سرراهش سبز نگردد، فطرت خداجویی و خداخواهی، او را به سرمنزل فلاح و رستگاری می‌رساند. در حقیقت فطرت نوری است كه در جوهر وجود انسان نهفته است تا از تاریكیها و از چنگال شیاطین رهایی یابد، و صراط‌مستقیم الهی را با نورانیّت فطرت بپیماید و به هدایت ابدی راه یابد. فطرت پدیده‌ای است مرموز، كه در كنه جوهر عبودیت نهفته است وسخن حكیمانه «عبودیت جوهری است كه در نهاد آن ربوبّیت نهفته است» بیانگر آن است.

إذعان دانشمندان غرب بر خداجویی بشریّت
جان ایورث استاد دانشگاه كلمبیا درباره مذهب چنین می‌گوید:
«هیچ فرهنگ و تمدّنی در نزد هیچ قومی نمی‌توان یافت مگر آنكه در آن فرهنگ و تمدن، شكلی و نقشی از مذهب وجود داشته است، و ریشه‌های مذهب تا اعماقی تاریك از تاریخ، كه ثبت نشده و به دسترس بشریّت نرسیده، كشیده است».
ناگفته نماند! اگر رهبری و هدایت انبیای عظام نبود، اگر مراقبتهای صحیح و منظم پیامبران الهی نبود، فطرتهای روی زمین شكوفا نگشته و به ثمر نمی‌رسید، و بشریّت به كلی سر از بت‌پرستی با ابعاد مختلفش درمی‌آورد، و به انحراف كشیده می‌شد. بنابراین، انسانها باید از رهروان أنبیاء و پیشوایان پاك دینی و مذهبی باشند، تا در مكتب أنبیاء و ائمه ـ علیهم‌الصلاه و السلام ـ درس توحید و خداشناسی بیاموزند و از انحراف مصون بمانند.

«ژان ژاك روسو» می‌گوید:
«راه خداشناسی منحصر به عقل نیست؛ بلكه شعور فطری بهترین راهی است برای اثبات این موضوع كه همه موجودات غیرانسان باشعور خدا را می‌پرستند».
آلكس كارل می‌گوید:
«احساس عرفانی جنبشی است كه از اعماق فطرت ما سرچشمه گرفته است، و یك غریزه اصلی است. انسان همان‌طور كه به آب نیاز دارد، به خدا نیز محتاج است».
هرگونه شناخت و عرفانی كه از خدا در وجود ما نهفته است از فطرت سرچشمه می‌گیرد و خداشناسی با خلقت انسان عجین است. تمامی موحّدین و معتبّدین در محور فطرت و به استمداد از آن، به عبادت و اطاعت معبود واقعی خویش می‌پردازند. كه تمامی أنبیاء و أولیاء به تبعّیت از فطرت راه الهی و ربّانی در پیش گرفتند، و بدیدن وسیله هدایت و ارشاد جوامع بشری پرداختند.
كفّار و مشركین و پرستندگان بت و خدایان چوبین و سنگی نیز خداپرستی و خداجویی دارند، الاّ این كه به علت دوری و فاصله زیاد از مكتب أنبیاء، شناخت خدا و پرستش صحیح را از دست داده‌اند و به ضلالت و گمراهی افتاده‌اند.

تحلیلی از امام صادق (ع)
عبادت و نماز را از دیدگاه حضرت صادق ـ علیه‌السلام ـ وقتی كه مطالعه می‌كنیم می‌بینیم كه ما را توصیه به اخلاص آن برای خداوند می‌نماید هر چند كه كمیّتی قلیل داشته باشد.
از كتاب مصباح‌الشریعه از آن حضرت نقل شده كه فرموده:
مداومت كنید بر تخلیص و پاك ساختن فرائض و سنن از غل و غش و كلّ ناخالصیها.
همانا فرائض و مستحبات «در اسلام» اصل و اساس و پایه است، پس كسی كه به آنها رسید و حقّ واقعی آنها را به خوبی ادا كرد پس گویا همه عبادتها را به جا آورده است.
به راستی بهترین عبادات عبادتی است كه از بطلان و یا سهو و نسیان در امان و از آفات ریا، سمعه و تظاهر خالص بوده باشد. و بهترین عبادات عبادتی است كه دائمی و كامل باشد اگر چه از نظر كمیّت اندك باشد.
امام ـ علیه‌السلام ـ به دو اصل «فرائض» و «سنتهای اسلامی» فوق‌العاده توجه فرموده و جزو اصول اساسی اسلام معرّفی نموده است، كه از عهده آنها به خوبی برآمدن و نیكو و خالص انجام دادن آن را بهترین عبادات و طاعات معرفی می‌نماید. بنابراین نماز، كه در رأس فرائض قرار دارد جزو اصول و اساس اسلام است و بنیان و اساسش در نهاد هر انسانی، فطرت پاك و خداجوی او خواهد بود و تمامی اعمال عبادی انسان از فطرت او سرچشمه می‌گیرد.

فلسفه وجوب نماز
اوّلین فریضه‌ای كه پیامبر اكرم ـ‌ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ برای امّت آورد، نماز است؛ و آخرین فریضه‌ای هم كه تا هنگام مرگ از مكلّف ساقط نمی‌گردد و موظّف است كه آن را به هر نحو میسور به جا آورد نماز است. اوّل چیزی كه (طبق روایات واصله) پس از مرگ از مسلمانان می‌پرسند نماز است، كه هرگاه مقبول افتد، به سایر اعمال،توجه می‌نمایند، و اگر نماز قبول نشود به سایر اعمال توجه نمی‌گردد.
نماز ستون دین، معراج مؤمن، قربان كلّ تقیَّ، میزان اعمال، خیر موضوع، و نور چشم پیامبر اكرم است. بعد از نماز دعا مستجاب می‌گردد. نماز عامل تزكیه تربیت است. نماز بهترین شعار أنبیاء و اولیای گرام است. و نماز عالی‌ترین وسیله راز و نیاز باخداست. و نماز بهترین وسیله ارتباط مستقیم بنده مخلص با مولی و پروردگار مهربان است.

چرا در پنج وقت نماز واجب شد؟
از حضرت امام حسن مجتبی ـ علیه‌السلام ـ روایت است كه حضرت فرمود:
عده‌ای از یهودیان به محضر پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ شرفیاب شدند، داناترینشان مسائلی را از پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ پرسید، از جمله پرسشهای او این بود: ای رسول خدا خبر بده مرا كه خداوند جلّت عظمته برای چه و به چه علّت این نماز پنج‌گانه را در پنج وقت از شبانه روز بر امّت تو فرض و واجب كرد؟
پیامبر – صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ فرمود: همانا در هنگام زولا آفتاب غیر از عرش خدا همه چیز تسبیح حضرت حق می‌گویند و به حمد پروردگارم مشغول می‌گردند. و در آن هنگام پروردگارم بر من درود می‌فرستد، در این ساعت خداوند نماز را بر من و امّتم فرض و واجب ساخت، كه خداوند در قرآن می‌فرماید: «به پا بدار نماز را از بازگشتگاه خورشید (نصفه روز) تا تاریكی شب» . و آن ساعتی است كه جهنّمیان را در قیامت به جهنم وارد می‌كنند. پس هیچ مؤمنی نیست كه در این ساعت به ركوع یا سجود و یا قیام مشغول باشد مگر اینكه خداوند جسدش را بر آتش جهنم حرام می‌گرداند.
و اما نماز عصر، و آن در ساعتی است كه «آدم ابوالبشر» از میوه شجره منّهیه خورد و از بهشت خارج شد. پس خداوند ذرّیه حضرت آدم را امر به نماز عصر نمود. و خداوند این نماز را برای أمت من نیز اختیار نمود. و این نماز از محبوبترین نمازها به پیشگاه حضرت حق است. و مرا توصیه نمود به حفظ بیشتر این نماز در بین نمازهای یومیه.
و امّا نماز مغرب، و آن در ساعتی است كه خداوند توبه حضرت آدم را در آن ساعت پذیرفت، كه سیصد سال پس از هنگام خوردن حضرت آدم از میوه درخت منّهیه تا قبول توبه‌اش به طول انجامید. حضرت آدم سه ركعت نماز مغرب به جا آورد، ركعتی برای خطای خویش، و ركعتی برای خطای حضرت حوّا، و ركعتی برای (شكرانه قبول) توبه‌اش. پس خداوند این سه ركعت را بر امّتم فرض و واجب ساخت. مغرب وقتی است كه دعا در آن مستجاب است، و پروردگارم به من وعده داده كه دعای مؤمنین را در این وقت مستجاب می‌نماید. و این همان نمازی است كه خداوند در قرآن مرا به آن امر نموده و فرمود: «منزّه شمارید خداوند را، هنگامی كه شب كنید و هنگامی كه بامداد كنید» .
و امّا نماز عشاء، پس به راستی در قبر و در روز قیامت ظلماتی است، لذا پروردگارم به من و امّتم به نماز عشاء امر فرمود برای نورانیّت قبر و روشن ساختن آن، و اینكه به من و به امّتم نوری روی صراط عطا فرماید. و هیچ قدمی نیست كه به سوی نماز عتمه و عشاء برود مگر آنكه خداوند بدنش را از آتش جهنم حرام می‌گرداند. و این نمازی است كه پروردگار متعال آن را برای مرسلین و انبیای قبل از من اختیار فرموده.
و اما نماز صبح، پس همانا آفتاب وقتی طلوع می‌كرد، گویا بر شاخهای شیطان طلوع می‌كرد. پس خدایم مرا امر فرمود كه: قبل از طلوع خورشید و قبل از آنكه كافر برای آفتاب سجده كند، نماز صبح بخوانم تا آنكه أمتم برای خداوند سجده نمایند.
و زود بجا آوردن آن در پیشگاه خداوند محبوبتر است. این نمازی است كه هم ملائكه شب و هم ملائكه روز شاهد و ناظر آن می‌باشند (زیرا نماز صبح طبق روایات گذشته دو نماز ثبت می‌گردد كه ملائكه شب و روز هر دو دسته آن را ثبت می‌نمایند).
این پاسخی كه رسول گرامی اسلام به عالم یهودی می‌دهد عالی‌ترین علّت و فلسفه برای وجوب فریضه یومیّه است، كه ألبته فلسفه و دلائل دیگری را نیز معصومین ـ علیه السلام ـ ذكر نموده‌اند.

تحلیل دكتر كارل از فلسفه نماز
دكتر كارل در اسرار و فوائد نماز می‌گوید: نماز به آدمی نیرویی برای تحمل غمها و مصائب می‌بخشد. انسان را امیدوار می‌سازد، و قدرت ایستادگی و مقاومت در برابر حوادث بزرگ را به او می‌دهد .
راستی وقتی پس از خاتمه نماز، نمازگزار به سجاده می‌نشیند و به تعقیب و دعا می‌پردازد، در آن وقت به قدرت كامله حضرت حق پی می‌برد. در نتیجه كسی را جز او حلاّل مشكلات خویش نمی‌شناسد، و تمامی مشكلات زندگی خویش را با پروردگارش در میان می‌گذارد. و به غیر او التجاء و اعتماد نمی‌كند. و خداوند است كه مهم او را كفایت نموده و او را در مقابل ناملایمات صبور و شكیبا می‌نماید، كه اگر بعضی خواسته‌هایش مقرون به مصلحتش نباشد، مقاومت و پایداری را شیوه او می‌سازد، بنابراین، نماز مكتب مقاومت و ایستادگی در مقابل حوادث بزرگ است چون كه اتكاء و اتكال نمازگزار همیشه به ذات اقدس حضرت باری تعالی می‌باشد.

نماز برای تعظیم و تكریم خداوند
یكی از دلائل و اسرار تشریع فریضه نماز تعظیم و تكریم خداوند بزرگ است كه سزاوار و شایسته عبادت و پرستش است و سزاوار است كه انسان ولی نعمت خویش را بشناسد و در مقابلش تواضع كند و جبین خود را به خاك بمالد و طاعت و فرمانبری او را موجب عزّت و عظمت خویش بپندارد، و هیچ‌گونه تمرّدی در پیشگاه با عظمت خالق و ولی نعمت خویش ننماید. و همچون حضرت علی ـ‌ علیه السلام ـ به پیشگاه خداوند عرض كند.
بار خدایا: این نماز من است، كه در پیشگاه تو به جای آوردم. نه به خاطر نیازی است كه تو به آن داری، و نه به خاطر میل و رغبتی است كه تو در آن داری، بلكه برای بزرگداشت و پذیرش فرمان تو است كه تو مرا به انجام آن فرمان داده‌ای. ای خدای من! اگر در نماز من عیبی است و یا نقصی در ركوع و سجود آن موجود است، پس مرا بازخواست مكن، و بر من با پذیرش آمرزش خود تفضّل و عنایت فرما(كه من در همه حال به تفضّل و عنایت تو محتاجم).
از بیان حكیمانه حضرت علی ـ‌علیه السلام – اسرار نماز تبیین می‌گردد و هر كسی می‌فهمد، كه خداوند قادر متعال، هیچ‌گونه نیازی به ركوع و سجود ما، ندارد، الاّ اینكه، جهت بزرگداشت و تعظیم سزاوار است كه او را عبادت و اطاعت كنیم، و آنچه نیاز است از جانب بنده نسبت به مولی است؛  چون كه حضرت امام می‌فرماید: اگر در ركوع و سجود من، نقصی و عیبی وجود دارد مرا مؤاخذه نكن، و بر من ببخش، كه در هر حال به عنایت و تفضّل تو نیازمندیم.

نماز عالی‌ترین عامل كبرزدایی
نماز دارای فواید فوق‌العاده و اسرار فراوان و منافع بسیار است كه یكی از فوایدش كبرزدایی است.
حضرت مولی‌الموحدین أمیر المؤمنین ـ علیه‌السلام ـ‌ در نهج‌البلاغه نماز را عامل تنزیه و تزكیه از كبر و خودبزرگ‌بینی، معرّفی می‌فرماید و می‌گو‌ید: «خداوند حكیم نماز را برای پاك‌سازی و جداسازی انسان از بیماری كبر و خودستایی مقرّر، فرموده است .

نماز مهم ترین عامل شیطان‌زدایی
نمازی كه در اول وقت و با حفظ همه شرایط به جا آورده شود و سنن آن به خوبی ادا گردد، از بزرگترین عامل شیطان‌زدایی است و هرگز شیطان نمی‌تواند بر چنین شخص معتبّد و پاك نفوذ كند، حتّی در دم مرگ كه شیاطین برای از بین بردن ایمان و عقیده پاك مؤمنین به سراغشان می‌آیند. ملك الموت از حق آنان دفاع می‌نماید.
حضرت صادق ـ‌ علیه‌السلام ـ  می‌فرماید:
اِنَّ مَلَكَ الْمَوْتِ یَدْفَعُ الشَّیْطانَ عَنِ الْمُحافِظ عَلَی الصَّلاهِ وَ یُلَقِّنْهُ شَهادَهَ اَنْ لااِلهَ اِلاَّ الله وَ اَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللهِ فی تِلْكَ الْحالَهِ العَظیمَهِ» .
همانا ملك‌الموت شیطان را در دم مرگ از كسی كه حافظ نماز است دفع می‌گرداند. و شهادت بر «لا اله الا الله» و «محمد رسول‌الله ـ علیه و آله و سلّم ـ را به او تلقین می‌نماید تا شیطان توفیق گفتن شهادتین را از او نگیرد.

فلسفه أحكام نماز
أحكام و شرایع اسلام و تمامی قوانین آسمانی كه به عنوان برنامه زندگی برای بشر وضع شده اعم از اخلاقی، حقوقی، جزائی، اقتصادی، سیاسی و غیره دارای فلسفه و أسراری می‌باشد و هیچ یك از حلال، و حرام، مباح، و مستحب و مكروه بدون علّت و بدون غرضی واجب، یا حرام و مكروه نشده است.
بنابراین، فقط خداوند حكیم مصالح و مفاسد، منافع و مضّار و خیر و شرّ وجودی همه آفریده‌هایش را می‌داند و از همه موجودات برّی و بحری آگاه و مطلع است و از كیفیت خلقت و حالات مختلف همه آنها آگاه می‌باشد به همین جهت هر چه را خداوند كه همه چیز به طفیل وجود او آفریده است و او را محبوب خویش قرار داده، پسندیده و حلال كرده باید با جان و دل پذیرا باشد و چون و چرا بر فرامین او نداشته باشد و همچنین هر چیزی را كه بر ما حرام نموده قهراً زیانی داشته و دارد،كه از ما پوشیده است، لذا باید از لذائذ ظاهری آن چشم بپوشیم. در هر حال وقتی خداوند را حكیم و دانای به اسرار ونهانها دانستیم، بایستی به تمامی قوانین او گردن نهیم و از كوچك‌ترین اعتراض و اشكال و یا نادیده گرفتن و حرمت أشیاء پرهیز كنیم.

چرا بعضی نمازها به جهر و بعضی به إخفاء خوانده می‌شود؟
محمد بن عمران از امام صادق ـ علیه‌السلام ـ می‌پرسد: یابن رسول‌الله به چه علت نماز جمعه و مغرب و عشاء و صبح بلند خوانده می‌شود؟ و قراءت نماز ظهر و عصر آهسته خوانده می‌شود؟ و چرا در ركعت سوم و چهارم تسبیحات اربعه، افضل از حمد می‌باشد؟
حضرت صادق ـ علیه‌السلام ـ در پاسخ محمد بن عمران فرمود: پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ‌ هنگامی كه به آسمانها سیر داده شد نماز ظهر جمعه بود، كه خداوند ملائكه را امر فرمود، به پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ اقتداء نموده و در پشت سرش به نماز بایستند، و خداوند به پیامبرش امر نمود كه نماز ظهر جمعه را بلند بخواند تا فضل او برای ملائكه روشن گردد. سپس خداوند نماز عصر را بر پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ فرض و واجب ساخت. و دیگر احدی از ملائكه به عنوان مأموم در خلف و پشت سر پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ قرار نگرفت. خداوند پیامبرش را امر فرمود: حمد و سوره نماز عصر را آهسته بخواند؛ زیرا كه در پشت سر پیامبر كسی نبود و سپس نماز مغرب را بر پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ واجب ساخت. ملائكه به پشت سر پیامبر ایستادند و خداوند امر فرمود كه پیامبر نماز مغرب را بلند بخواند و همچنین در نماز عشاء مأمور به جهر شد. پس نزدیك صبح از آسمان نازل شد. نماز صبح را به پیامبر فرض و واجب كرد و پیامبر را مأمور كرد بلند بخواند تا فضل او بر مردم روشن گردد، همچنان كه بر ملائكه آشكار شد.

چرا در هنگام ركوع گردن و سر را می‌كشیم؟
راوی از حضرت علی ـ علیه‌السلام ـ‌ می‌پرسد: ای پسر عمّ بهترین خلق خدا معنای كشیدن سر و گردن در ركوع چه می‌باشد؟ امام می‌فرماید: تأویلش این است كه می‌گویی:
ایمان آوردم به خداوند(حكیم) اگر چه گردنم زده شود. هنگام ركوع بگو! بار پروردگارا! بریا تو ركوع می‌كنم، و برای تو است خشوع من، و برای تو است اسلام من و به تو ایمان دارم و بر تو توكّل می‌نمایم، و تو پروردگار منی كه خاشع است برای تو صورتم، و گوش و چشمم، و مو، و پوستم، گوشت و خون مغز و أعصاب و استخوانم. و آنچه از من است در روی زمین كلاًّ از خداوند است، كه پروردگار عالمیان است.
از این سخن حكیمانه حضرت مسأله گردن كشیدن در نماز را به خوبی درك نمودیم و دانستیم كه گردن دراز نمودن در حال ركوع تسلیم در مقابل او و تفویض همه امور به او می‌باشد. نمازگزار تمام وجود خویش را به پیشگاه خداوند تقدیم و عرضه داشته است حتی اگر گردنش زده شود او از ایمانش به خدا جدا نمی‌گردد.

چرا پیامبر اكرم هفت ركعت به نمازهای یومیه افزود؟
نمازهای یومیه كه خداوند بر أمت پیامبر اكرم فرض نمود و آن را فرض‌الله می‌نامند، ده ركعت است و پیامبر اسلام هفت ركعت به آن افزودكه آن را فرض‌النبی می‌گویند: دوركعت به ظهر، دو ركعت به عصر، یك ركعت به مغرب، دوركعت به عشاء اضافه كرد كه جمعاً هفده ركعت شد.
سعید بن مسیّب می‌گوید: از حضرت سجاد علی بن الحسین ـ علیهما السلام ـ پرسیدم: چه وقت نماز به هیئت فعلی كه ألان مسلمین انجام می‌دهند واجب شد؟
امام ـ علیه السلام ـ فرمود:
وقتی در مدینه منوّره اسلام قدرت گرفت و دعوت به اسلام آشكار شد و خداوند جهاد را بر مسلمین واجب ساخت، رسول خدا به كل نماز هفت ركعت افزود. در ظهر دو ركعت و در عصر دو ركعت و در مغرب یك ركعت و در عشاء دو ركعت اضافه نمود؛ ولی نماز صبح به همان حالت كه در مكه فرض شده بود باقی گذاشت و جهتش را تعجیل عروج ملائكه شب به آسمان و تعجیل نزول ملائكه روز به سوی زمین ذكر فرمود. و چون ملائكه شب و روز با پیامبر در اقامه نماز فجر حضور پیدا می‌كردند خداوند عزّ و جلّ فرموده: و نماز فجر و بامداد است كه مشهود می‌باشد. برای این كه مسلمانان با ملائكه روز و شب با پیامبر در آن نماز حضور پیدا می‌كنند.

فضیلت اول وقت  
برای نماز سه وقت مشخص و معین شده است:
1.    وقت مخصوص
2.    وقت مشترك
3.    وقت فضیلت
وقت فضیلت نماز ظهر تا رسیدن سایه شاخص به اندازه خود شاخص ادامه دارد. وقت فضیلت نماز عصر تا رسیدن سایه شاخص به دو برابر خود می‌باشد وقت فضیلت نماز مغرب از اول مغرب تا رفتن شفق(سرخی مغربی)می‌باشد. وقت فضیلت نماز عشاء از اول رفتن شفق تا یك سوم از شب می‌باشد. وقت فضیلت نماز صبح از اول سپیده صبح تا پدیدار شدن سرخی مشرقی می‌باشد.

پاداش نماز اول وقت
موسى بن عمران با خداوند سخن گفت و عرض كرد: بار خدایا جزای كسی كه نمازش را در اول وقت می‌خواند چیست؟ فرمود: خواسته‌هایش را برآورده و بهشتم را به او مباح می‌گردانم.
چون نمازگزار محبوبترین و مفید ترین كارهای خود را نادیده گرفته و فریضه الهی را بر همه منافع خود مقدم می‌دارد، خداوند نیز محبوبترین و بهترین جایگاه را كه بهشت است برایش مباح و حلال می‌گرداند و او را به بهترین نعمتهای بهشت خویش متنّعم می‌نماید.

به گونه‌ای نماز بخوان كه گویا با آن وداع می‌كنی.
امام ـ علیه السلام ـ به عبدالله بن أبی یغفور فرمود: هرگاه خواستی نماز فریضه أقامت كنی، آن را در وقتش به جا آور، به گونه كسی كه با آن وداع می‌كند و می‌ترسد كه دیگر هیچ گاه به آن برنگردد. دیگر آن كه دیدگانت را به جایگاه سجودت متوجه ساز. اگر می‌دانستی چه كسی از راست و چپت می‌باشد نمازت را خوب انجام می‌دادی و بدان تو در برابر كسی هستی كه تو را می‌بیند و تو او را نمی‌بینی.

برای نماز دو وقت است: رضوان‌الله و عفوالله
نماز باید در اول وقت، كه «رضوان‌الله» است، بجا آورده شود و به نحو احسن انجام پذیرد تا موجب رضا و خشنودی خداوند گردد، مگر اینكه عذری در كار باشد و نتواند در اول وقت نماز بخواند كه در این صورت پس از رفع گرفتاری در آخر وقت، كه «عفوالله» و به تعبیر بعضی از روایات «غفران الله» است، نماز می‌خواند؛ كه با داشتن عذر موجه؛ نمازگزار مشمول عفو و آمرزش خداوند مهربان می‌شود.

تأخیر نماز اول وقت موجب خشم خداوند است
پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ در ضمن تعلیم چهل حدیث به امیر‌المؤمنین ـ علیه السلام ـ فرمود:
«وَتُقیمُ الصَّلاهَ بِوضُوءِ سابِق فی مَواقیتها وَ لا تؤَخّرْها فَاِنَّ فی تأخیرها مِنْ غَیْرِ عِلَّهٍ غَضَب الله عَزَّ وَ جَلَّ» .
یا علی! با وضوی كامل در اول وقت اقامه نماز كن، و نماز را از اول وقتش به تأخیر نینداز، چون تأخیر نماز بدون علت، خداوند قهّار را به خشم خواهد آورد!
پناه بر خدا از تأخیر نماز بدون عذر و علت، زیرا این عمل باعث استخفاف نماز می‌شود.

محاسن نماز اول وقت
رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ می‌فرماید:
وقتی آفتاب از دائر نصف‌ النّهار گذشت. درهای آسمان و درهای بهشت گشوده می‌شود و دعا در این هنگام مستجاب می‌گردد. پس خوشا به حال كسی كه در این ساعت عمل صالحی از او بالا رود.

در نماز باكی مناجات می‌نماییم؟
آری! اگربه حقیقت بدانیم كه در حال نماز با كی به راز و نیاز و مناجات پرداخته‌ایم و می‌توانستیم عظمت و كبریائی پروردگار بزرگ را مجسم نماییم، همچون أولیاء كه در حین عبادت گویا خدا را می‌دیدند، در این صورت از عبادت خدا وایستادن در مقابل او به قدری لذت می‌بردیم، كه هرگز مایل نبودیم از نماز جدا گردیم.
وقتی بنده به پیشگاه خداوند به نماز می‌ایستد، نظر خاصّ خداوند متوجه به اوست تا نمازش را به پایان برساند و از بالای سرش تا افق آسمانها سایه رحمت خویش را مستقر می‌فرماید و فرشتگان از دور و برش تا آسمانها طواف می‌نمایند و خداوند ملكی را موكل می‌كند كه در بالای سرش ایستاده و به او خطاب می‌كند: ای نمازگزار اگر می‌دانستی چه كسی نظر رحمت به تو دارد و تو با كی مناجات داری؟ توجهت را از او برنمی‌گرداندی و هرگز از سجاده و مصلای خویش جدا نمی‌شدی!.

برای نمازگزار سه موهبت بزرگ الهی است
حضرت امام باقر ـ علیه السلام ـ می‌فرماید:
برای نمازگزار هنگام اشتغال به نماز سه خصلت است: از قدمش تا به آسمانها ملائكه او را احاطه می‌نمایند و از آسمانها تا بالای سرش خیر و إحسان نثار می‌شود و فرشته‌ای كه بر او موكل است می‌گوید: اگر این نمازگزار بداند كه طرف مناجات او كیست، از نماز خویش جدا نمی‌گردد.

خصال تربیتی نماز
نماز، داعی الی‌الله و معراج مؤمن است. نماز موجب صعود اخلاق حسنه و رسیدن به اخلاق الله می‌باشد. نماز عامل بازدارنده از زشتیها و ناپاكیها است. نماز مونس أنبیاء در شبهای تار است. نماز میزان اعمال خیر و شرّ است. نماز وسیله تقرب به خداوند است. و نماز نور چشم أنبیاء و اولیاء الله می‌باشد.
 نماز عامل سازنده‌ای است كه مقاومت و ایستادگی آدمی را در نشیب و فرازهای زندگی حفظ می‌نماید و نمازگزار در مقابل هر خیر و شر و هر إقبال و ادباری تحمل خویش را حفظ نموده و به هر بادی نمی‌لغزد.
خداوند می‌فرماید:
همانا انسان حریص آفریده شده، چون شری به او برسد، فریاد می‌كشد و جزع می‌كند، و هرگاه خیر و نعمتی به او برسد، بخل می‌ورزد.
این اوصاف و خصلتها تعلق به دنیاپرستان دارد مگر نمازگزاران واقعی كه اینان افرادی هستند كه بر نماز خویش مداومت می‌نمایند و به آن اهمیت می‌دهند.

نماز پنجگانه در محو گناهان چون استحمام است در نظافت بدن
در روایت حضرت امام‌حسن عسگری ـ علیه السلام ـ است كه رسول‌خدا ـ‌ صلی‌ الله علیه و آله و سلم ـ‌ فرموده:
كسی كه نماز پنجگانه یومیه را به جا می‌آورد، خداوند همه گناهان او را، كه در مابین دو نماز برای او پیش آید، می‌پوشاند و مثل كسی است كه در جلو خانه‌اش نهر آبی جاری باشد و او روزانه پنج‌بار در آن شستشو نماید، كه دیگر گناهی بر او باقی نخواهد گذاشت مگر گناهان مهلك، مانند انكار رسالت، امامت، ظلم و ستم به برادران ایمانی و یا ترك تقیّه تا آنجا كه ضرری به او و یا به برادران مؤمن برسد.
أمیر مؤمنان علی ـ علیه السلام – می‌فرماید:
«مَنْ آتَی الصَّلاهَ عارفاً بِحَقِّها غَفَرَ اللهُ لَهُ» .
كسی كه نماز بجا آورد، در حالی كه عارف به حق آن باشد، غفران و آمرزش الهی شامل حال او خواهد شد.
بنابراین، روشن است كه بهترین عامل تزكیه در اسلام نماز است، منتهی نمازی كه بتواند آدمی را از منهیات و ظلم و ستم و كارهای باطل حفظ فرماید، و اثر بازدارنده داشته باشد.

آیا غیبت كننده نمازش قبول است؟
نماز وسیله تحصیل رضای خداوند است و آدمی را از گناهان و غیبت كردن باز می‌دارد و از تضییع حقوق مؤمنین جلوگیری می‌كند. بنابراین، پاره‌ای از نمازگزاران، كه نمازشان چنین اثری ندارد، باید در زندگی خویش تجدید نظری بكنند تا نمازشان مقبول درگاه خداوند شود و خداوند از آنان خشنود گردد.
رسول اعظم اسلام ـ صلّی الله علیه و آله و سلم ـ‌ می‌فرماید:
«مَنِ اغْتابَ مُسْلِماً اَوْ مُسْلِمَهً لَمْ یَقْبَلِ الله صَلاتَهُ وَ لا صِیامَهُ اَرْبَعِینَ یَوماً وَ لَیْلَهً اِلاَّ اَنْ یَغْفِرَلَهُ صاحِبُهُ» .
اگر كسی از مسلمانی چه زن و چه مرد غیبت نماید، خداوند نماز و روزه‌اش را تا چهل شبانه‌روز قبول نفرماید، مگر آنكه آن شخص از او راضی گردد و او را ببخشد.

رغبت و رهبت
پایه و اساس حضور قلب در عبادات صفات برجسته رغبت و رهبت است. واژه «رغبت» به معنای رغبت و میل شدید است، و «رهبت» به معنای ترسیدن است . راهب نیز از همین ماده است. رغبت و رهبت با هم در قلبی جمع نگردد كه با آنها عبادت و اطاعت خداوند شود مگر خداوند بهشت را بر آن بنده واجب گردانید.
حضرت جعفر بن محمد الصادق ـ علیهما السلام ـ‌ می‌فرماید:
در قلب مؤمن رغبت به ثواب و رضوان الهی و ترس از عقوبت و عذاب خداوند قهّار، اجتماع نمی‌كند، مگر خداوند بهشت را بر او واجب می‌گرداند. پس هرگاه به نماز ایستادی با تمام وجودت به خدا روكن و متوجه او باش؛ زیرا هیچ بنده مؤمن در نماز و دعایش با تمام وجود و حضور قلبی به خدا متوجه نمی‌گردد، مگر خداوند عز و جل با قلوب همه مؤمنین به او رومی‌آورد و استقبالش می‌كند، و خداوند آن مؤمن نمازگزار را به دوستی آن مؤمنین برای دخول به بهشت تأیید می‌نماید، و بهشتی خواهد شد.

دو ركعت با حضور قلب افضل از قیام یك شب است
پیامبر خدا ـ‌ صلّی الله علیه و آله و سلم ـ در مورد حضور قلب در نماز به اباذر صدیق می‌فرماید:
ای اباذر دو ركعت نماز كه به طور متوسط خوانده شود، و با تفكّر و حضور قلب باشد، بهتر است، از یك شب نماز بدون حضور قلب.
بنابراین، نماز با خضوع و خشوع و حضور قلب و لو اندك باشد به مراتب بهتر و عالی‌تر از نماز فراوان بدون حضور قلب است.

هنگام نماز از دنیا و مافیها مأیوس باش
امام به حق ناطق حضرت جعفر صادق ـ علیه السلام ـ می‌فرماید:
وقتی رو به قبله كردی (و به نماز ایستادی) پس از دنیا و آنچه در آن است و از خلایق و آنچه كه در دست آنهاست مأیوس باش. و یاد كن وقوف و ایستادنت را در محضر پروردگار، در آن روزی كه هركس آنچه از پیش فرستاده است می‌بیند.

امام سجاد (ع): چه كسی قدرت دارد مانند علی(ع) عبادت كند!
از امام باقر ـ علیه السلام ـ نقل است كه فرمود: خدمت پدرم رسیدم مشاهده كردم بجایی از عبادت رسیده كه هیچ‌كس نخواهد رسید صورتش، از شب‌زنده‌داری زرد وچشمها از شدت گریه مانند آتش سرخ گردیده، پیشانی‌اش از كثرت سجده پینه بسته، قدمها و ساق پای مباركش به واسطه زیادی سرپا ایستادن در نماز ورم گرده بود. فرمود: من از دیدن آن حال دیگر نتوانستم خودداری كنم، دلم سوخت و شروع به گریه نمودم. در آن موقع پدرم به فكر فرو رفته بود. پس از مختصر زمانی متوجه من شد، فرمود: پسرجان یكی از جزوه‌های عبادت علی‌ بن ابیطالب ـ علیه السلام ـ را بیاور! جزوه‌ای را تقدیم كردم. اندكی از آن را خواند. با خاطری افسرده جزوه را به زمین گذاشت و فرمود: چه كسی قدرت دارد مانند علی عبادت كند .

ناله شدید حضرت ابراهیم در نماز!
ناله و تضرّع از نمازگزاران حقیقی، كه به حقیقت نماز و اهمیّت آن پی برده‌اند، آن وقت كه به نماز می‌ایستند و از خود بی خود می‌شوند و عشق به لقای معشوق و محبوب آنها را شعله‌ور می‌سازد، بلند و شدید می‌گردد، و چه بسا خود متوجه نشوند.
مرحوم فیض كاشانی، در كتاب حقائق خویش، از كیفیت نماز حضرت ابراهیم خلیل چنین نقل می‌كند، و می‌گوید: حضرت ابراهیم خلیل ـ علیه السلام ـ‌ هنگام نماز چنان ناله می‌زد، كه صدای ناله‌اش تا یك فرسخ شنیده می‌شد و مانند جوشش دیگ، از خوف خدا به فریاد می‌آمد .
از یكی از همسران پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله و سلم ـ نقل شده وقتی كه آن حضرت با ما مشغول صحبت بود، و از همه جا سخن می‌گفتیم، به مجرد اینكه وقت نماز می‌رسید، نه ما او را می‌شناختیم و نه او ما را می‌شناخت .

خدای بزرگ به سه بنده خویش مباهات می‌نماید
پیامبر گرامی اسلام موقعیّتهای نمازگزاران، درجه ایمان به خدا، اعتقاد به قیامت و كیفیت عبادت آنان را برای خداوند چنین بیان می‌فرماید:
ای اباذر! خداوند متعال به سه كس در نزد ملائكه می‌بالد و افتخار می‌نماید: كسی در بیابان بی‌آب و علف، كه كسی در آنجا نیست، اذان بگوید و سپس به نماز بایستد.
خداوند می‌فرماید: ملائكه من به این بنده من بنگرید كه نماز می‌گذارد و هیچ‌كس جز من او را نمی‌بیند، آنگاه هفتادهزار ملك نازل می‌شوند و به او اقتدار می‌كنند و در پشت سر او نماز می‌گزارند تا فردای آنروز، از برای او استغفار می‌نما‌یند. و مردی كه در شب از خوب برمی‌خیزد و به تنهایی به نماز می‌ایستد و سجده می‌كند و در سجده خوابش می‌برد. خداوند به ملائكه‌اش می‌فرماید: به بنده‌ام بنگرید! كه خوابش برده، روحش نزد من است ولی بدنش در سجده می‌باشد و برای من سجده می‌كند. و مردی كه در میدان جهاد، همه همراهانش فرار كرده‌اند، ولی او ایستاده و می‌جنگد تا شهید می‌گردد.
یا رسول الله! در این برهه از تاریخ اسلام (1367 هجری شمسی) فرزندت حضرت آیت الله العظمی خمینی چنین انسانهایی تربیت كرده، كه آنان در همه جا خاصّه در خطّ مقدم جبهه‌های جنگ حق علیه باطل بیش از هفتاد سال است كه می‌جنگد و حماسجای تأكید بر باور عقلی و فهم حكیمانه آموزه‌های مسیح بود . در این سنت، ایمان واقعی چیزی جز تسلیم محض نیست و وظیفه مؤمن به عنوان مسافر غریب و سرگردان این جهان ، تنها طلب لطف و بخشایش الهی است تا شاید از این طریق در زمره برگزیدگان قرار گیرد و راه نجات و رستگاری از عذاب مقدر را بیابد . جهان‌بینی آگوستین برای دو حیّز مهم حیات بشری نقش تبعی و حتی نكوهیده قائل است ؛ به واقع هم همین تلقی است كه به مكتب آگوستینی صبغه اشراقی و شهودی می‌بخشد . این دو عرصه‌ مذموم نزد آگوستینیان دنیا و عقل است . بد گمانی و رویگردانی آگوستین از دنیا ،‌ از ایده شهر خدای( ) او مشهود است . كه بر اساس آن ؛ صراحتاً شهر این جهانی را دار مفّری می‌داند كه صرفاً به شروران نفرین شده تعلق دارد و مؤمنان و قدیسان تنها رهگذران نا ایمن آن هستند .  آگوستین 

 است امن ترین و سهل‌ترین طریق وصول به حقیقت ، راهی است كه از ایمان و وحی می‌گذرد و به عقل می‌رسد ،‌نه از یقین عقلی به ایمان . كار عقل ، تفُقه در مضامین وحی است ،‌نه كسب بصیرتی مستقل . آگوستین با استناد به قولی از اشعیای نبی كه می‌گوید : « مادام كه ایمان نیاورده‌اید ، فهم نخواهید كرد .» (كتاب اشعیای نبی 7 : 9 ) صراحتاً بیان می‌دارد : فهم ، پاداش ایمان است ؛ لذا در پی آن مباش كه بفهمی و سپس ایمان آوری ؛ بلكه ایمان بیاور تا بفهمی   آگوستین در توضیح فلسفه تاریخ ،‌با توجه به بحران امپراتوری روم ، این سئوال اصلی را مطرح میكند كه چرا روم به چنین بلایی گرفتار آمده است. و چنان كه اشاره شد كتاب شهر خدا در تلاش برای پاسخ گفتن به این پرسش نوشته شده است. شیوه تحلیل اگوستین در زمان او تازه و …

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

آشنایی با مفاهیم تعلیم و تربیت در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 آشنایی با مفاهیم تعلیم و تربیت در word دارای 37 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد آشنایی با مفاهیم تعلیم و تربیت در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

فهرست عناوین

مقدمه   
در بیان ادب   
در آداب حضرت ربوبیت   
در آداب حضرت رسالت   
آداب مرید و مراد   
احتیاج به انبیاء در پرورش انسان   
مقام شیخی و شرایط صفات آن از نظر نجم الدین رازی   
آداب و وظایف شیخ نسبت به مرید از نظر عزالدین محمود كاشانی   
شرایط و صفات مریدی و آداب آن از نظر نجم الدین رازی   
در آداب مرید با شیخ از نظر عزالدین محمود كاشانی   
شرایط شاگردپذیری از نظر ابوسعید ابوالخیر   
چند نكته   
چكیده   
 

مقدمه

یكی از مواردی كه بی شك در تعلیم و تربیت مؤثر است رعایت ادب و شرایط خاصی است كه بر شاگرد و معلم مترتب است آموزش و نیز فراگیری علم در طول تاریخ جریان داشته و در این مسیر معلمی موفق بوده كه متصف به صفات و ویژگیهای خاصی بوده است و نیز شاگردی بهتر از دیگران مطالب استاد خود را فرا گرفته كه آداب و شرایط شاگردی را بهتر درك نموده و آنرا رعایت كرده است.
بررسی متون گذشته و توجه به سیره بزرگان تعلیم و تربیت به ما این امكان را می دهد تا ظرایف و نكات ارزنده و مفید استاد و شاگردی را بشناسیم و در راه تعلیم و تربیت بكار بندیم و آنچه از این آداب در زمان حاضر قابل استفاده است نصب العین خود قرار دهیم.
یكی از مواردی كه در این باره قابل بررسی و استفاده است متون عرفانی و آثار اهل عرفان و تصوف است كه بنده سعی كرده ام تا مطالبی را استخراج نمایم. آنچه پیش روست مطالبی است كه از برخی آثار مشایخ متصرفه از جمله مصباح الهدایه و مفتاح الكفایه – مرصاد العباد – اسرار التوحید و كتاب نشان از بی نشانها جمع آوری شده به امید اینكه انشاء الله مورد استفاده قرار گیرد.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

بررسی معماری مساجد و ظهور اسلام در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 بررسی معماری مساجد و ظهور اسلام در word دارای 240 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد بررسی معماری مساجد و ظهور اسلام در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

مقدمه

مسجد کانون تجلی هویت معنوی مسلمانان و فضای انس و الفت با معبود آفریننده جهانی بر پایه حکمت و نظم و وحدت، از صدر اسلام تا کنون مهم¬ترین عنصر شهری و معماری و کانون تبلور عالی¬ترین اشکال برآمده از باورهای عمیق اعتقادی، خلاقیت، ذوق و سلیقه معماران مسلمان بوده است و مساجد دوره اسلامی کشورمان، میراث گرانبهای این سرزمین¬اند که آوازه آنها در سراسر گیتی پراکنده است.
 بی شک حال و هوای معنوی حاکم بر مساجد تاریخی و سنتی این سرزمین، هر بیننده¬ای را مسحور خود کرده و به راستی که این مساجد بازتابی از عالم معقولات به عالم محسوسات اند تا گوشه¬ای از آن عالم مقدس را با «معماری قدسی»  خود بر انسان عاجز از درک ماوراء بنمایانند. گرچه ابعاد مختلف فرهنگی، اقلیمی، سیاسی، اقتصادی، دانش فنی و … حاکم بر جامعه در طول تاریخ بر تحولات ظاهری مساجد تأثیر گذاشته¬اند، اما روح معنوی حاکم بر مساجد ـ فضای راز و نیاز انسان با خالق یکتا ـ که از منبعی مشترک سرچشمه می¬گیرد، سبب ایجاد انسجام و پیوندی بین مساجد صدر اسلام تا پیش از دوره¬های متأخر شده است، گویی هر یک با زبان حال خود قصه واحدی می¬سرایند و “عجب آنکه این قصه را از هر زبانی که می¬شنوی نامکرر است.3 “
اما متأسفانه در مساجد معاصر کشورمان بیشترین تغییر و گسستگی را در مقایسه با سیر منسجم تحولات ظاهری مساجد گذشته شاهدیم که به دلیل عدم پیوند محکم میان صورت و معنا در این بناها، طبعاً فاقد کیفیت¬های فضایی و حال و هوای مساجد گذشته می¬باشند. بررسی علت یا علل این انقطاع و کم مایگی مساجد اخیر گرچه در محدوده این پژوهش نمی¬گنجد، اما بی تردید نمی¬توان آن را صرفاً حمل بر روح معماری حاکم بر زمانه و تفاوت نگرش و نیاز انسان امروزی دانست. چرا که آن معبود لایزال و فطرت و نیازهای معنوی آدمی همواره ثابت و تغییر ناپذیرند و بنابراین معماری مساجد،  باید کالبد و روحی مشترک و پایدار در همه اعصار داشته باشد که سوای از مقتضیات معماری زمانه باشد. سید حسین نصر با انتقاد بر پیروان تحول کالبدی معماری مسجد بر اساس شرایط زمان و بدون توجه با ماهیت معنوی پایدار این مکان می¬گوید: قدری تأمل و تعمق فاش خواهد ساخت که غالباً انگیزه ایجاد تحول در سبک معماری مسجد، زائیده به اصطلاح «مقتضیات زمانه» نیست، بلکه از این واقعیت نتیجه می¬شود که طرفداران اینگونه تحولات، خود از سنت اسلامی دور مانده¬اند و حتی نسبت به نبوغ قومی ایرانیان بیگانه شده¬اند. صدق و امانت اقتضا می¬کند که شخص نقایص و نقاط ضعف فردی خویش را -با القاب و عناوینی چون «ضروریات زمانه» نپوشاند و آنگاه که خود صورت و معنای مذهبی را که مادرِ این سبک معماری است در نمی¬یابد، و حتی ریشه های فرهنگی عمیق-تر مردم خود را، که این معماری طی اعصار در دامان ایشان پرورش یافته و شکوفا شده، نمی¬شناسد، بی پروا به جعل دیگری از معماری قدسی دست نزند. زوال هنر قدسی برای دین همانقدر مصیبت زاست که تضعیف تعالیم روحانی و اخلاقی یا انکار احکام تشریعی آن. 

منابع اینترنتی

سایت تخصصی دانشنامه رشد:  http://daneshnameh.roshd.ir
سایت علمی دانشجویان ایران:  http://www.daneshju.ir
سایت پورتال شهر اصفهان:  http://www.isfahanportal.ir
سایت خانه¬های آسمانی: http://www.mosques.ir
سایت مجموعه عکس:  http://www.zibatarin.com
سایت وردپرس: http://higherbalance.wordpress.com

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

بررسی نماز و دانستنی های آن در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 بررسی نماز و دانستنی های آن در word دارای 74 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد بررسی نماز و دانستنی های آن در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

   مقدمه
هر که نه گویای توخاموشبه                                                  هرچه نه یاد تو فراموش به
سپاس وستایش کریمی را که با کمال کبرا و عظمت واستغناء وعزت درِ لطف و مرحمت وبابِ عطوفت ورافت بر روی بندگان گشوده واصناف خلائق را از شریف و وضیع وخاص وعام رخصت مکالمه و مناجات و عرض حاجات عطا فرموده.
هر که رازی دارد،باوی روی بروی تواند گفت و هر که نیازی آرد در حضرت او عرض تواند نمود.
نه بر درش  دربانی برگمشته که به کمک رشوه به او متوسل باید نمود،نه مانعی ونه رادعی، ونه ترس از چوبکی محافظ و مدافعی.
هرکه خواهد گو بیاوهرچه خواهد گو بگو
                                                     گیروداروحاجب و دربان،دراین درگاه نیست
همه کسرادرهمه جاوهمه وقت به جناب او را است واز ظاهر وباطن همه درهمه حال آگاه دولت ابدی و سلطنت سر مدی او را رواست و بس.تَعالی شَانُه وَتَقَدَّسَ.
پرستش ندای فطرت انسان،راز آفرینش و اصلی ترین نیاز بشر است .
عبادت سر لوحه تعالیم انبیاءو نشانه ایمان است وعبودیت حق عالی ترین رتبه ایست که آدمی می تواند به آن نائل گردد.
نمازدر راس همه عبادات و سرلوحه برنامه های تربیتی و پرورشی اسلام است .
نماز نویدی برای فرزندان حضرت آدم که : ای انسان ؛ای غمگین از هجران ؛ از هبوط متأثر مباش ؛« نماز » معراج مومن است .
پس ، در طریق عبودیت حق با آگاهی و اخلاص باید گام نهاد تا آدمی به مراحل کمال شایسته ی خود نائل گردد .
رسد آدمی به جایی که بجز خدا نبیند                   بنگر که تا چه حد است مقام آدمیت
ستایش او را سزاست ، نیایش او را رواست که کرده خود رهبری ما به سپاس آوری
«وَ صَلَّ اللهُ عَلَی خَیرِ خَلقِهِ وَ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ سَلَّم  . »

چرا عبادت ؟
عبادت به معنای اظهار ذلت ، عالی ترین نوع تذلل و کرنش در برابر خداوند است . در اهمیت آن همین بس که آفرینش هستی و بعثت پیامبران ( عالم تکوین و تشریع )     برای عبادت است .   خداوند می فرماید:         « و ما خََلَقتُ الجِنَّ و الإنسَ إلّا لِیَعبُدونِ »1
هدف آفرینش هستی و جن و انس ،  عبادت خداوند است .
کارنامه همه انبیاء و رسالت آنان نیز ، دعوت مردم به پرستش خداوند بوده است :
« وَ لَقَد بَعَثنا فی کُلِّ اُمَّهٍ رَسولاً أن اعبُدوا اللهَ وَ اجتَنَبوا الطّاغوتَ »2
پس هدف از خلقت جهان و بعثت پیامبران ، عبادت بوده است . روشن است که خدای متعال ، نیازی به عبادت ما ندارد ( فاِنَّ اللهَ غَنیٌ عَنکُم )3 و سود عبادت ، به خود پرستندگان بر می گردد ، هم چنان که درس خواندن شاگردان به نفع خود آنان است و سودی برای معلم ندارد .
عبادت فطری است !
اگر عبادت امری فطری شد ؛ یعنی بر اساس فطرت  و سرشت پاکی که خداوند در نهاد هر بشری قرار داده است ، انجام شد همواره با ارزش است .
امتیاز فطرت بر عادت آنست که زمان و مکان ، جنس و نژاد و سن وسال در آن تأثیری ندارد و هر انسانی از آن جهت که انسان است ، آن را دارا می باشد ، مانند علاقه به فرزند که اختصاص به منطقه و نژاد خاصی ندارد و هر انسانی فرزندش را دوست  می دارد . 4 اما مسائلی مانند شکل و فرم لباس یا غذا از باب عادت است و در زمان ها و مکان های مختلف ، متفاوت است . در  بعضی مناطق ، چیزی مرسوم است که در جاهای دیگر رسم نیست .
عبادت و پرستش نیز یکی از امور فطری است و لذا قدیمی ترین ، زیباترین و محکم ترین آثار ساختمانی بشر مربوط به معبدها ، بتکده ها و آتشکده هاست .  هدف انبیاء
 نیز ایجاد روح پرستش در انسان نبوده است ، بلکه اصلاح پرستش در مورد شخص معبود و شکل عبادت است
1  –  ذاریات ، آیه ی 56                        2- نحل ، آیه ی 36                  3- زمر ، آیه ی 7                                                        

بیشتر آیات مربوط به عبادت در قرآن ، دعوت به توحید در عبادت می کند ، نه اصل عبادت ؛ زیرا روح  عبادت در انسان وجود دارد ؛ مثل میل به غذا که در کودکی هست ، ولی اگر راهنمایی نشود به جای غذا خاک می خورد و لذت هم می برد اگر رهبری انبیاء نباشد ، مسیر این غریزه منحرف می شود و به جای خدا ، معبود های دروغین و پوچ پرستیده می شود . آن گونه که در نبود حضرت موسی و غیبت چهل روزه اش ، مردم با اغوای سامری ، به پرستش گوساله ی طلایی سامری روی آوردند .
نقش عبادت
عبادت قرار دادن همه ابعاد زندگی در مسیر خواست و رضای الهی است . این گونه رنگ خدایی زدن به کارها تأثیر های مهمی در زندگی انسان دارد که به گوشه ای از آن ها اشاره می شود :
1-    باقی ساختن فانی
قرآن می فرماید : « ما عِندَکُم یَنفَدُ وَ ما عِندَ اللهِ باقٍ »  1
آنچه نزد شماست ، پایان می پذیرد  و آنچه نزد خداست ، ماندگار است. »
و نیز:«کُلُّ شَی ءٍ هالِکٌ اِلّا وَجهَهُ » 2 هر چیزی نابود می شود مگر آنچه وجهه و رنگ و روی الهی داشته باشد .
2- تبدیل مادیات به معنویات
اگر هدف در کارها خدا باشد و انسان بتواند نیت وانگیزه و جهت کارهایش را در مسی خواست خداود قرار دهد و بنده ی  او باشد ، حتی کارهای مادی از قبیل خوردن ، پوشیدن ، دیدار ، کار روزانه ، خانه داری ، تحصیل  ، همه و همه معنوی می شوند و بر عکس گاهی مقدس ترین کارها اگر با هدف مادی و دنیوی انجام گیرد از ارزش می افتد . اولی نهایت استفاده است ، دومی نهایت زیان .
ابعادعبادت                                                                                                   در فرهنگ اسلام عبادت فرا تر از  نمونه هایی چون نماز و روزه است . همه ی کارهای شایسته که به نفع مردم نیز باشد ، عبادت است . به برخی از کارها که در اسلام عبادت به حساب آمده اشاره می کنیم :

1-  نحل ، آیه ی 96                2- قصص ، آیه ی 88

1-    تفکر در کار خدا
امام صادق (ع) می فرمایند :
« لَیسَتِ العِبادهُ کَثرَهَ الصلوهِ و الصَومِ إنّما العِبادَهَ التَّفَکُرُ فی أمرِالله ِ » 1
عبادت ، زیاد نماز خواندن و روزه گرفتن نیست ، همانا عبادت اندیشیدن در امر خداوند است .
2-    کسب و کار
رسول خدا (ص) می فرمایند :
« العِبادهُ سَبعونَ جُزئاً أفضلُها طَلَبُ الحَلال »2
عبادت هفتاد بخش است ، برترین آن طلب حلال و به دنبال روزی رفتن است .
3-    آموختن دانش
پیامبر اسلام فرمود :
« مَن خَرَجَ یَطلُبُ باباً مِنَ العِلمِ لِیَرُدَّ بِهِ الباطِلاً اِلیَ الحَقِّ وَ ضالّاً اِلیَ الهُدی کانَ عَمَلَهُ کَعِبادَهِ أربَعینَ عاماً » 3
کسی که از خانه به دنبال آموختن دانش بیرون رود تا با آن باطلی را رد کند و گمراهی را به عبادت بکشاند ، کار او همچون چهل سال عبادت است .
4-    خدمت به مردم
روایات بسیاری است که خدمت به مردم و رسیدگی به مشکلات آن ها را از بسیاری از عبادت ها و حج مستحب به مراتب برتر به حساب آورده است .
به قول سعدی استاد شعر و ادب:
عبادت به جز خدمت خلق نیست                   به تسبیح و سجاده و دلق نیست
5-    انتظار حکومت عدل جهانی
پیامبر (ص) فرمود  : « اَفضَلُ العِبادَهِ اِنتِظارُ الفَرَجِ » 4
انتظار فرج و گشایش ( با آمدن امام زمان ) برترین عبادت است .
پس رنگ و صبغه ی الهی دادن به کارها ، هب ارزش آن ها می افزاید و آن را عبادت و گاهی برتر از عبادت می سازد . نیت صحیح اکسیری ا ست که هر فلز    
                                                                                                                                                                                              
    1-    میزان الحکمه ، ج 7 ، ص 542                  2-  وسائل ، ج 12 ، ص 11
    3- محجه البیضاء ، ج 1 ، ص 19                        4 –  نهج الفصاحه ، جمله ی 409

بی ارزشی را طلا می سازد و کارهایی که با نیت تقرب انجام می گیرد ، عبادت     می شود .  با این حساب می توان گفت که ابعاد و نمونه های عبادت قابل شمارش نیست و حتی نگاه پر مهر به پدر و مادر ، نگاه به چهره  ی علما و کعبه و نگاه به رهبر دینی و برادر دینی هم عبادت است . 

 

منابع و مآخذ:
1_رساله نوین /ج1/عبادت و خود سازی/امام خمینی ره/گرد آورنده :عبد الکریم بی آزار شیرازی
2_114 نکته نماز/محسن قرائتی/ستاد اقامه نماز/تابستان 74
3_پرتوی از اسرار نماز/محسن قرائتی/ستاد اقامه نماز/زمستان 74
www.erfan.ir                    
www.tebyan.net
www.salat.com
www.qaraati.net

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

زرتشت و دین ایران در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 زرتشت و دین ایران در word دارای 40 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد زرتشت و دین ایران در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

مقدمه

در زمانی از تاریخ كه ایران در گیرودار زایش یك نوزاد تمدنی بود كه قرار بود درآینده تمدن شكوهمند ایران هخامنشی شود «زَرَت‌اوشترَه پسر پوروش‌ اسپَه» از خاندانِ «اسپیتامَه» در خوارزم (شمال ازبكستانِ كنونی) ظهور كرد. زَرت‌اوشترَه بمعنای شتر زرین است. شتر در خوارزم و بیابانهای آسیای میانه یك حیوان بسیار مفید به شمار میرفت زیرا سواری بود، باركش بود، شیر برای تغذیه میداد، از گوشتش تغذیه میشد، از پشمش پوشاك و چادر ساخته میشد، و از پوستش فرش و سپر و ابزار میساختند؛ و به این علتها انسانها برای شتر ارج و منزلتی قائل بودند، و برای فرزندانشان اسم شتر را با پسوندهای زیبا برمیگزیدند، و یكی از این نامها «زرت‌اوشتره» (شتر زرین) را پوروشاسپه برای فرزند خویش برگزیده بود. اسب نیز چون یك حیوان سودمند بود، نام فرزندانشان را به آن پیوند میزدند. نامهائی كه پسوند «اسب» دارند (ویشت‌اسپه، اورونت‌اسپه، جام‌اسپه، پوروش‌اسپه، كرش‌اسپه)، همه منسوب به اسب هستند. برای گاو نیز آریائیان احترام خاصی قائل بودند، زیرا هم شیر میداد، هم زمین را شخم میزد هم بار میبرد هم ازگوشتش تغذیه میكردند هم از پوستش پوشاك وكفش و فرش میساختند. از اینرو برای انتخاب نام فرزندانشان انتساب به گاو نیز میمون و خجسته تلقی میكردند، و ما در ایران به نامهائی برمیخوریم كه با نام گاو پیوند خورده است؛ از این جمله است گائوماتا كه نام معروفترین اصلاح‌طلب تاریخ باستان است. گائومادپان نام یك ایرانی نامدار مدینه دردههء سوم هجری است كه نامش را درجریان ترور خلیفهء دوم- عمر- میشنویم. چونكه سگ درمیان ایرانیان یك جانور پسندیده بود برخی از نامهای ایرانی به این جانور نیز منسوب است، و ما نام «اسپَكه» (سگ) را در میان نامهای فرمانروایان ایرانی قبائل اشكیدا (اسكیت) در شمال آذربایجان می‌یابیم. وقتی مجموعه‌ئی از این نامها را در كنار یكدیگر بگذاریم، دیگر دیدن اینكه نام زرتشت با شتر پیوند دارد هیچ شگفتی را برای ما ایجاد نمیكند، و به راحتی میتوانیم قبول كنیم كه زرت اوشتره به معنای شتر زرین است و معنای دیگری ندارد، و لازم نیست كه- همچون استادان پورداوود و آذرگشسپ- خیال كنیم كه چنین نامی نمیتواند برای پیامبر بزرگ ایرانیان برازنده باشد، و بیهوده در تلاش برآئیم كه معنای دیگری را برای آن بیابیم.
بزرگ  ایرانیان برازنده باشد، و بیهوده در تلاش برآئیم كه معنای دیگری را برای آن بیابیم.
پژوهشگران تاریخ ایران باستان دربارهء تاریخ و محل ظهور زرتشت اتفاق نظر ندارند؛ گاه ویرا تا ششهزار سال ق‌م به عقب میبرند، وگاه اورا معاصر داریوش بزرگ میدانند. در اوستای بازنویسی شده در عهد شاپور دوم ساسانی (قرن چهارم میلادی) زرتشت را بنا بر روایات مغان آذربایجان اهل آذربایجان دانسته‌اند و زمان او را قرن هفتم یا ششم ق‌م ذكركرده‌اند. البته این روایت نمیتواند درست باشد؛ زیرا بی‌تردید زرتشت متعلق به دورانی بسیار دورتر ازاین تاریخ بوده و به زمانی تعلق داشته كه هنوز مهاجرت آریائیان به درون ایران آغاز نشده بوده است. محققان عقیده دارند كه لهجه‌ئی كه گاتای زرتشت به آن سروده شده از لهجه‌های دوران بسیار دورتر اززمان مادها است؛ و آبادیها و وقایعی كه در گاتا ازآنها نام برده شده نشان میدهد كه وقایع مربوط به زرتشت درشرق فلات ایران اتفاق میافتاده است. ایرانیان از قرن نهم ق‌م به بعد در غرب فلات ایران با دولتهای عیلامی و آشوری آشنائی داشته‌اند، و اگر آنگونه كه روایات مغان آذربایجان ادعا كرده زرتشت از اهالی آذربایجان میبود، اصولا او نیز میبایست از تمدن آشوری دارای اطلاع وافی میبود، و در چنین صورتی حتما میبایست اثر این آشنائی در كتاب او بازتاب می‌یافت. روایات مغ‌ها زمان زرتشت را تا قرن ششم ق‌م به جلو آوردند، و این زمانی بود كه دولت ماد در اوج شكوه بود، و زرتشت نیز بنا بر این روایاتِ نادرست در سرزمین اصلی دولت ماد زندگی میكرد. اگر چیزی از حقیقت در این روایات نهفته بود اصولا میبایست زرتشت در سروده‌هایش به دولت ماد و شاه ماد اشاره میكرد؛ در حالیكه اصلا چنین چیزی وجود ندارد و درسخنان او هیچ نشانه‌ئی از تشكیلات سیاسی زمان ماد به چشم نمیخورد. زرتشت از حكومتگران ایرانی با صفتهای «كاوی» و «كرپن» و «اوسیج» یاد میكند، و تنها فرمانروای مقتدری كه او ازوی نام برده است ییما فرزند وی‌وَنگهان (جمشید فرزند هوشنگ) است كه به دورانِ ماقبل مهاجرت آریائی‌ها به هند تعلق داشته است. او از ییما به گونه‌ئی یاد میكند كه گوئی اندكی پیش از او می‌زیسته و او خانواده‌اش را می‌شناخته است. نام آبادی‌هائی هم كه زرتشت درگاتا آورده به هیچ‌وجه درردیف نامهائی كه درسلطنت مادها وجود داشت نمیگنجد. روایات سنتی كه میگویند كه زرتشت از آذربایجان به شرق كشور مهاجرت كرد ازنظر تاریخی هیچ اعتباری نمیتواند داشته باشد. خود زرتشت تصریح دارد كه از آغاز كارش در خوارزم بوده و بعد هم به باختر (بلخ) رفته است؛ وچه گواهی بهتر ازگواهی خود زرتشت است؟. منطقهء ظهور زرتشت چنان از غرب ایران و از میانرودان وآسیای صغیر به دور بوده كه هیچ نامی از اقوامی كه در این سرزمینها میزیسته‌اند به آن منطقه نرسیده بوده است. در اواخر هزارهء دوم ق‌م تنها ارتباطی كه مردم نواحی غربی فلات ایران با شرق فلات داشته‌اند روابط عیلامیها با آن ناحیه بوده كه كاروانهای بازرگانی‌شان تا دوردست‌ترین مناطق شرق فلات ایران میرسیده و ساخته‌های تمدنی آنها را به آن مناطق حمل میكرده است. زرتشت حتی وقتی میخواهد از كشور عیلام یاد كند از آن به عنوان «اقلیم هفتم» و «خوانیرَث» نام میبَرد و اشاره میكند كه درآن سرزمین بی‌عدالتی حكمفرما است و فرمانش دردست انگره‌منیو است، و حاكمانش پیرو انگره‌منیو هستند. او كاویهائی كه درصدد تشكیل اتحادیه جنگها به راه می‌افكندند را به شاهانی تشبیه میكند كه در خوانیرث زندگی میكردند و اهورامزدا را نمی‌شناختند و دیواپرست بودند:

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید