مقاله پرندگان در منطق الطیر در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله پرندگان در منطق الطیر در word دارای 18 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله پرندگان در منطق الطیر در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه مقاله پرندگان در منطق الطیر در word

منطق الطیر  
هدهد  
بلبل  
طوطی  
طاوس  
بط  
کبک  
همای  
کوف  
باز  
بوتیمار  
منابع :  

بخشی از منابع و مراجع پروژه مقاله پرندگان در منطق الطیر در word

برهان قاطع- تالیف محمد حسین خلف تبریزی به اهتمام دکتر محمد معین – چاپ تهران

منطق الطیر مقامات طیور شیخ فریدالدین عطار نیشابوری به اهتمام سید صادق گوهرین

آنندراج- تالیف محمد پادشاه زیر نظر محمد دبیر سیاقی- چاپ تهران

منطق الطیر

: مأخوذ است از آیه شریفه: «و ورث سلیمان داود و قال یا ایها الناس علمنا منطق الطیر واوتینا من کل شی ء ان هذا لهو الفضل المبین» (سوره نمل آیه 16)- در تفاسیر قرآن کریم از مرغان مختلفی که با سلیمان (ع) سخن گفته اند و او گفتار آنان را برای پیروان خود ترجمه فرموده است. اسم برده اند و جهت مزید اطلاع ر. ک. : تفاسیر فخررازی ج 6 ص 556 و بیضاوی ج 2 ص 194 و کشف الاسرار ج 7 ص 189 و ابوالفتوح ج 4ص 153- این کلمه را شعرای فارسی زبان به همین معنی در اشعار خود بسیار آورده اند

هدهد

: در فارسی پویک و شانه سر را گویند. (برهان) – مرغیست بدبو که بر زباله آشیان سازد، بر بدنش خطوط و رنگهای فراوان است و کنیه او ابوالاخبار و ابوثمامه و ابوالربیع و ابوروح و ابوسجاد و ابوعیاد است. گویند که از بالای آسمان آب را در زیر زمین ببیند همانطور که آدمی آنرا در شیشه ببیند. (دمیری) – گفته اند که هدهد راهنمای سلیمان بود بر آب و آن چنان بود که سلیمان هرگاه که خواستی نماز گزارد هدهد او را ره نمودی به آب و در بیابان زمین را می کندند و به آب می رسیدند تا سلیمان با آن غسل می کرد یا وضو می ساخت. (جهت مزید اطلاع ر. ک. : قصص انبیا ذیل قصه سلیمان و بلقیس و حیاه الحیوان جا حظ ج 4 ص 77 و حیاهالقوب ج1 ص264)

بلبل

: نمونه مردمان جمال پرست وعاشق پیشه است

طوطی

: حیوانیست ثاقب الفهم ونرم خو که قوه تقلید اصوات و قبول تلقین را بسیار داراست. ارسطا طالیس گوید برای تعلیم طوطی او را جلوی آینه نهید و از پس آن صحبت کنید تا او خوب تقلید کند (دمیری ذیل ببغاء)- در اینجا نمونه آن دسته از مردمان اهل ظاهر و تقلید است که به دنیای باقی و حیات جاوید اعتقاد دارند و به آن سخت پابندند

طاوس

: پرنده ایست عزیز و جمیل و عفیف الطبع و اهل ناز و تبختر است و بر خویش سخت معجب است (دمیری)- در مثنوی نمونه ای از مردم منافق و دو رنگ است که برای نام و ننگ جلوه گری می کند و همّ خود را صرف صید خلق و شکار آنها می نماید و از نتیجه عمل خود نیز بی خبر است (ر. ک. ج 5 نی ص 28). ولی در این جا نموه اهل ظاهر است که تکالیف مذهب را به امید مزد یعنی به آرزوی بهشت و رهایی از عذاب دوزخ انجام می دهد

بط

: مرغابیست و این کلمه عربی محض نیست (جوالیقی ص 64) و مُعرّب بت است (آنندراج) – در تفاسیر قرآن (ذیل آیه 120 واقع در سوره بقره راجع به مرغ خلیل الله (ع) آنرا ضمن چهار مرغ خلیل نام برده اند (ابوالفتوح ج 1ص 458)- و در مثنوی کنایه است از حرص و آز که یکی از عوامل شیطان رجیم و نفس عاقبت سوز است (ج 5 نی س 37)- در اینجا نمونه مردمان عابد و زاهد است که همه عمر گرفتار وسواس طهارت و شستشواند

کبک

: نمونه مردم جواهر دوست که همه عمر خود را صرف جمع آوری انواع جواهرات و احجار کریمه و یا اشیاء قیمتی و عتیق می نمایند

همای

: مرغیست افسانه ای که گویند استخوان خورد و جانوری نیازارد و بر سر هر کس سایه افکند پادشاه شود (انندراج)- و در افسانه ها بسیار از او نام برده اند از جمله باین صورت که در شهرها و ممالک هنگام انتخاب پادشاه این مرغ را به پرواز می آورده اند و بر هر کس که می نشست او را شاه می کردند- در اینجا نمونه ایست از مردان جاه طلب که از زهد و عبادت برای جلب حطام دنیوی استفاده می کنند و از راه عزلت و عبادت ظاهری درصدد بر می آیند که ارباب مملکت و سیاست را بخود جلب نمایند و برای خود دستگاهی داشته باشند. خواجه حافظ اینگونه زهاد را “واعظ شحنه شناس” اصطلاح کرده است

و اعظ شحنه شناس این عظمت گو مفروش     زانکه منزلگه سلطان دل مسکین من است           (حافظ قزوینی ص 37)

 کوف

: پرنده ایست بنحوست مشهور و آن دو قسم می باشد کوچک و بزرگ؛ کوچک را جغد و بزرگ را بوم خوانند (برهان) –این پرنده را که به نامهای جغد و بوم و کوف و بوف و مانند آن خوانند در ادبیات زرتشتی بهمن مرغ نامیده شده است و مرغیست اهورایی و بدون نحوست (ر. ک: ح- برهان ص 318)- کنیه او در عربی ام الخراب و ام الصیبان و غراب اللیل است. مرغیست که شب نمی خوابد و پرهایش بد پوست. طائریست منزوی و منفرد و حرام گوشت (دمیری ذیل بوم)- قدما برای این مرغ احکام و خواصی ذکر کرده اند که شرح آنهمه در اینجا میسر نیست (ر. ک. نفائس الفنون ج2 ص 151 و حیاه الحیوان جاحظ و دمیری ذیل کلمه بوم)- در اینجا کنایه است از مردم زاهد و منزوی که گنج مقصود را در انزوا و خلوت وانعزال (گوشه گیری و عزلت نشینی) و گوشه گیری و بریدن از خلق و اجتماع می جویند

باز

: قدما باز را حیوانی متکبر و تنگ خُـلق تصور می کردند (دمیری ذیل البازی)- در اینجا نمونه مردم درباری و اهل قلم است که بعلت نزدیکی به شاه همیشه بر دیگران فخر و مباهات می نمایند و تکبر می فروشند و از سپهداری و کله داری خویش سوء استفاده می نمایند

بوتیمار

: نام مرغیست که بر لب آب نشیند و آب نخورد و گویند تشنه است و آب نخورد مبادا آب تمام شود آنرا مرغ «غم خوراک» گفته اند (آنندراج)- آنرا بعربی یمام گویند (برهان)- و حال آنکه «یمام» در عربی به کبوتر دشتی (منتهی الارب) یا کبوتر وحشی اطلاق می شود (دمیری) – در اینجا نمونه ای از آندسته از مردم خسیس است که مواهب زندگانی را از خود و دیگران دریغ می دارند، نه خود از آن متمتع می شوند و نه می توانند از تمتع دیگران لذت برند

منطق الطیر با ستایش آفریننده ی  جان بلند پرواز آسمانی آغاز می شود، و از سر ستایش و شگفتی، آفرین می گوید بر آن که آسمان را در زبر دستی، در برابر زمین به غایت پست برافراشته و چونان خیمه ای بی ستونش بر زمین استوار ساخته ، سپس مرغ جان آدمی را آفریده که چونان پرنده ای سبکبال و بلند اوج بر فراز گنبد سپهرین هستی در طیران و پرواز است

آفرین جان آفرین پاک را

آن که جان بخشید و ایمان خاک را

آسمان را در زبر دستی بداشت

خاک را در غایت پستی بداشت

آسمان چون خیمه ای بر پای کرد

بی ستون کرد و زمینش جای کرد

دام تن را مختلف احوال کرد

مرغ جان را خاک پر و بال کرد

از دیدگاه منطق الطیر، جان آدمی آشیانه و فرازگاه هزاران مرغ آشنا و ناشناس است که از عالم علوی  بر آن فرود آمده، چند صباحی آنجا را مقامگاه خویش ساخته، تا پس از لختی آسودن و دانه چیدن، و نفسی تازه کردن، دوباره از آن قفس تنگ به پرواز درآیند و اوج گیرند، و آفاق رفیع وجود را یکی از پی دیگری به زیر پرو بال کشند و آنگاه، به آشیان نخستین خود، در ملکوت اعلا باز گردند

 این پرندگان آشیان گزیده در گلشن جان آدمی، از همه دست و همه گونه اند و هرکدام قدرت پرواز معینی دارند،صعود را تا ارتفاع معینی تاب می آورند، اوجشان سقفی دارد  و  پروازشان دارای بردی ویژه است، و وقتی خوب  در  رفتار و کردارشان دقیق می شویم، ملاحظه می کنیم، که هر کدام از این پرندگان نماینده و نماد روحیه ای خاص و منشی ویژه  از روحیات و منش های گوناگون نهفته در جان آدمی هستند

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله بررسی فراهنجاری های زبانی شعر شاملو در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله بررسی فراهنجاری های زبانی شعر شاملو در word دارای 176 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله بررسی فراهنجاری های زبانی شعر شاملو در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه مقاله بررسی فراهنجاری های زبانی شعر شاملو در word

پیشگفتار 
1-  مباحث نظری
مقدمه  
1-1  ساختگرایی 
1-2  زبان و نشانه  
1-2-1 زبان و گفتار 
1-2-2 نشانه زبانی  
1-2-3 رابطه  
1-2-4 همزمانی و درزمانی  
1-3 نقش های زبان  
1-3-1 نقش های زبان از دیدگاه یاکوبسن 
1-3-1-1 نقش عاطفی 
1-3-1-2 نقش ترغیبی 
1-3-1-3 نقش ارجاعی  
1-3-1-4 نقش فرازبانی  
1-3-1-5 نقش همدلی  
1-3-1-6 نقش ادبی  
1-3-2 اشکالات تقسیم بندی یاکوبسن 
1-3-3 اشکالات تقسیم بندی مارتینه 
1-3-4 اشکالات تقسیم بندی هلیدی  
1-4 نقش زیبایی آفرینی یا ادبی 
1-5 نقش های زبان هنجار 
1-6 نقش های زبان فراهنجار 
1-7 برجسته سازی ادبی  
1-7-1 فراهنجاری  
1-7-1-1 فراهنجاری واژگانی 
1-7-1-2 فراهنجاری نحوی  
1-7-1-3 فراهنجاری نوشتاری 
1-7-1-4 فراهنجاری معنایی 
1-7-1-5 فراهنجاری گویشی  
1-7-1-6 فراهنجاری سبکی  
1-7-1-7 فراهنجاری زمانی (کهن گرایی)  
1-7-2 قاعده افزایی 
2- پیشینه 
مقدمه 
2-1 مطالعات زبانشناختی ادبیات در غرب 
2-2 مطالعات زبانشناختی ادبیات در ایران  
3- فراهنجاری های زبانی شعر شاملو
مقدمه
3-1 فراهنجاری زمانی یا کهن گرایی
3-1-1 کهن گرایی صرفی  
3-1-1-1 بکار بردن پسوند جمع ساز “گان” 
3-1-1-2 بکار بردن پسوند جمع ساز “ان” 
3-1-2 کهن گرایی نحوی  
3-1-2-1 کاربرد “را” به جای “به”، “با”، و “برای” 
3-1-2-2 رعایت “ی” شرط در جملات شرطی 
3-1-2-3 افزودن پیشوند “ب” در آغاز فعل برای تأکید 
3-1-2-5 بکار بردن “همی” به جای “می” 
3-1-2-6 افزودن “ا” در آخر اسم یا اسم مصدر برای تعظیم، تفخیم و تعجب 
3-1-3 کهن گرایی واژگانی  
3-1-3-1 فعل های کهن  
3-1-3-1-1 فعل های ساده 
3-1-3-1-2 فعل های پیشوندی  
3-1-3-1-3 فعل های مرکب  
3-1-3-1-4 عبارت های فعلی  
3-1-3-2 اسم های کهن  
3-1-3-3 صفت های کهن  
3-1-3-4 قیدهای کهن  
3-1-3-4-1 قیود یا ادوات شک وتردید 
3-1-3-4-2 قیود یا ادوات تشبیه  
3-1-3-4-3 قیود و حروف ربط مرکب 
3-1-3-5 حرف اضافه های کهن  
3-1-3-6 ضمایر کهن 
3-1-3-6-1 ضمایر شخصی 
3-1-3-6-2 ضمایر انعکاسی  
3-1-3-6-3 ضمایر اشاره 
3-1-4 کهن گرایی معنایی 
3-2 فراهنجاری واژگانی  
3-2-1 واژگان جدید 
3-2-1-1 ترکیبات ابداعی  
3-2-1-1-1 اسم + اسم 
3-2-1-1-2 اسم + صفت 
3-2-1-1-3 صفت + اسم 
3-2-1-1-4 اسم + پسوند 
3-2-1-1-6 پیشوند + اسم
3-2-1-1-7 پیشوند + صفت
3-2-1-1-8 اسم + بن فعل
3-2-1-1-9 صفت + بن فعل
3-2-1-1-10 حرف اضافه + بن فعل
3-2-1-2 واژگانی ابداعی
3-2-1-3 عبارت های ابداعی
3-2-2 فعل های جدید
3-3 فراهنجاری نحوی
3-3-1 جابجایی نهاد
3-3-1-2 جابجایی فعل و عبارتهای فعلی
3-3-1-3 جابجایی قید
3-3-1-4  جابجایی ضمایر منفصل و متصل
3-3-1-5 جابجایی سایر عناصر جمله
3-3-1-5-1 جابجایی منادا
3-3-1-5-2 جابجایی جمله پیرو
3-3-2 ایجاد فاصله میان اجزای عبارت فعلی
3-3-3 حذف عناصر جمله
3-3-4 کاربرد واژگان در نقش های متفاوت
3-3-4-1 کاربرد اسم به جای صفت
3-3-4-2 کاربرد صفت به جای صفت
3-3-4-3 کاربرد صفت به جای اسم
3-3-4-4 کاربرد اسم به جای قید
3-3-5 استفاده از شناسه فعل به جای فعل
3-4 فراهنجاری صرفی
3-5 فراهنجاری معنایی
4 نتیجه گیری
منابع

بخشی از فهرست مطالب پروژه مقاله بررسی فراهنجاری های زبانی شعر شاملو در word

 1- Abercrombie, D. Studies in phonetics and Linguistics, Oxford,

 2- Austerlitz, R. “Parallelism”. Poetics, Warsaw and the Hague,

 3- Baudouin de Courtenay, G. The Language of Life: An Intriduction to the Science of Genetics, N.Y

 4- Brentano, F. Psychology vom Empirischen Standpunkt, . Leipzig,

 5- Buhler, K. Sprach Theorie. Jena,

 6- Cluysenaar, A. Introduction ti Literary Stylistics, London, Batsford,

 7- Cohen, J. Structure du Language Poetique. Paris, Flammarion,

8- Crombie, W. Free Verse and Prose Style, London,

 9- Crystal, D. Davy, D. Investigating English Style, London, Longman,

 10- Culler, J. Structuralist Poetics. London,

 11- Esau, H. “Literary Style and the Linguistic Approach”. Journal of Literally Semantics. No. 3. pp. 57-65,

 12- Fregue, G. “Uber Sinn and Bedeutung”. Zeitscherift für Philosophy und Philosophische Kritik. No. 100,

 13- Halliday, M.A.K. et al. The Linguistic Sciences and Language Teaching. London,

 14- Halliday, M.A.K. Explorations in the Functions of Language. London, Arnold,

 15- Harvanek, B. “The Functional Differentation of Standard Language”. In Garvin, P. (ed) Prague School Reader in Esthetics, Literally Structure and Style. Georgetown, GeorgetownUniv. Press, pp. 3-16,

 16- Jakobson, R. “Linguistics and Poetics”. Scbeok, T.A. (ed). Style in Language. Camb. MIT. Press,

 17- Jakobson, R. Main Trends in the Science of Language. London,

 18- Leech, G.H. A Linguistic Guide to English Poetry. N.Y. Longman,

 19- Lyons, J. Semantics. Cambridge, Camb. Univ. Press,

 20- Martinet, A. Eléments de Linguistique Générale. Paris,

 21- Marty, A. Untersuchungen Zur Grundlegung der Allgemeinen Grammatik und Sprach Philosophie, Halle,

 22- Marty, A. ” Uber Subjectlose Stze und Verhltins der Grammatik zur Logik und Psychologie”. Gesammelte Schriften, Halle,

 23- Masaryk, T.G. Versuch Einer Konkreten Logik. Wien,

 24- Mukarovsky, J. “Standard Language and Poetic Language”. In Garvin, P. (ed) , Prague School Reader in Esthetics, Literally Structure and Style. GeorgetownUniv. Press,

 25- Ohmann, R. “Generative Grammars and the Concept of Literally Style”.Word, No. 20,

 26- Saussure, F. de. Course de Linguistique Générale. Bally, G.E. Sechehaye; A-(ed) Paris,

 27- Saussure, F. de. Course de Linguistique Générale. Engler, R. (critical ed) Wiesbaden,

 28- Short, M.H. ““Prelude I” to a Literally Linguistic Stylistics”. Style. No. 6. pp. 149-157,

 29- Spiegelberg, H. The Phenomenological Movement, I. The Hague,

 30- Thorne, J.P. “Generative Grammar and Stylistic Analysis”. In Lyons, J. (ed) New Horizons in Linguistics. Harmonds-Worth. Penguin, pp. 185-197,

 31- Widdowson, H.G. “On the Deviane of Literally Discourse”. Style, No. 6, pp. 294-306,

 32- Banfield,, A. Unspeakable Sentences: Narration and Representation in the Language of Fiction. London, Routledge & Kegan Paul

 33- Burton, D. Dialogue and Discourse: A Sociolinguistic Approach to Modern Drama Dialogue and NaturallyOccuring Conversation. London, Routledge & Kegan Paul,

 34- Carter, R. “Language and Literature”. In Collinge, N.E. (ed) An Encyclopedia of Language. Routledge,

 35- Fish, S. “What Is Stylistic and Why Are They Saying Such Terrible Things About It”. In Is There a Text in This Class, Cambridge, HarvardUniv. Press,

 36- Levin, S. Linguistic Structure in Poetry. The Hague, Mouton,

 37- Pratt, M.L. Toward a Speech Act Theory of Literary Discourse. Bloomington, Indiana Univ. Press

 38- Martinet, A. Elements of General Linguistics. London,

 39- وحیدیان کامیار، تقی. زبان چگونه شعر می شود. مجموعه مقالات، مشهد، انتشارات دانشگاه آزاد اسلامی، 1383

40- صفوی، کوروش. از زبان شناسی به ادبیات. ج اول: نظم. تهران، پژوهشگاه فرهنگ و هنر اسلامی. 1383

41- پورنامداریان، تقی. سفر در مه، تاملی در شعر احمد شاملو. تهران، انتشارات نگاه. 1381

42- سلاجقه، پروین. امیر زاده ی کاشی ها، نقد شعر معاصر، احمد شاملو. تهران، انتشارات مروارید، 1384

43- پرهیزکاری، سعید. سنگ بر دوش، تحلیلی بر آشنایی زدایی در شعر شاملو. مهر برنا، تهران، 1384

44- باطنی، محمد رضا. توصیف ساختمان دستوری زبان فارسی. تهران، امیر کبیر، 1356

45- حق شناس، علی محمد. ((شعر، نظم، نثر: سه گونه ی ادبی)). دومین کنفرانس زبانشناسی نظری و کاربردی. تهران، 1371

46- روبینز، آر. اچ. تاریخ مختصر زبانشناسی. ترجمه علی محمد حق شناس، تهران، نشر مرکز، 1370

 47- شفیعی کدکنی، محمد رضا. موسیقی شعر. تهران، آگاه، 1368

48- فالر، راجر، و دیگران. زبانشناسی و نقد ادبی. ترجمه مریم خوزان. حسین پاینده. تهران، نشر نی، 1369

49- قویمی، مهوش. ((زبانشناسی و کاربرد آن در ادبیات، پیدایش نقد ساختاری)) مجله زبانشناسی، س. 5 ش. 1 صص 77-90 1367

50- فلاح، حسین علی. پیوند موسیقی و شعر. تهران، نشر فضا، 1367

51- نجفی، ابوالحسن. مبانی زبانشناسی. تهران، دانشگاه آزاد ایران، 1358

52- احمدی، بابک. ساختار و تاویل متن. تهران، نشر مرکز، 1370

53- باطنی، محمد رضا. پیرامون زبان و زبانشناسی. تهران. فرهنگ معاصر، 1371

54- ثمره، ید الله. ((تحلیل سبکی یک شعر منسوب به حافظ)) مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی. دانشگاه تهران. ص 22، ش 3-4

55- حق شناس، علی محمد. مقالات ادبی زبان شناختی. تهران، نیلوفر، 1370

56- ناتل خانلری، پرویز. وزن شعر فارسی. تهران، بنیاد فرهنگ ایران، 1345

57- شمیسا، سیروس. فرهنگ عروضی. تهران، خانه ترجمه، 1354

58- _____ آشنایی با عروض و قافیه. تهران، فردوس، 1366

59- _____ عروض. دانشگاه پیام نور، 1368

60- فرزاد، مسعود. مبنای ریاضی عروض. تهران، چاپخانه بانک ملی ایران. 1345

61- _____ عروض مولوی. مجله خرد و کوشش. اردیبهشت 1349

62- _____ عروض رودکی. مجله خرد و کوشش. آبان 1349

63- _____ مجموعه اوزان فارسی. مجله خرد و کوشش. بهمن 1349

64- _____ عروض حافظ. مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران. ش 1، فروردین 1350

65- _____ مساله هشتصد ساله وزن رباعی. مجله خرد و کوشش. پاییز 1354

66- نجفی، ابوالحسن. اختیارات شاعری. جنگ اصفهان. دفتر دهم. 1352

67- _____ درباره طبقه بندی وزن های شعر فارسی. آشنایی با دانش، دانشگاه آزاد ایران. ش. 7 فروردین 1359

68- وحیدیان کامیار، تقی. تکیه و وزن شعر فارسی. راهنمای کتاب. شش. 4و5و6 1352

69- _____ بررسی وزن شعر عامیانه فارسی. تهران. آگاه 1357

70- _____بررسی اوزان نوحه ها. مجله دانشگاه انقلاب. ش. 32 1362

71- _____ عروض فارسی در یک مقاله. مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد. ش. 1 س. 16 1362

72- _____ وزن و قافیه شعر فارسی. مرکز نشر دانشگاهی. 1367

73- حقوقی، محمد. شعر زمان ما. احمد شاملو. چ. دوم. تهران. نگاه، 1368

مقدمه

فصل حاضر شامل پنج بخش است که در مجموع، چهار چوب نظری بررسیهای بعدی رابه دست میدهد. از آنجا که مبنای نظری بررسی حاضر نقش ادبی زبان است، بخش نخست به ارائه ی نقشهای زبان از دیدگاه صورتگرایان می پردازد. در بخش بعد نقش ادبی زبان به صورتی دقیق تر مورد بررسی قرار می گیرد. بخش سوم و چهارم به بررسی نقش های زبان هنجار و فراهنجار اختصاص داده خواهد شد و سر انجام با توجه یه این که از دیدگاه ساختگرایان، هنر آفرینی در قلمرو ادبیات از طریق فرایند برجسته سازی توجیه می گردد، بخش پنجم به این فرایند و دو گونه آن یعنی هنجار گریزی و قاعده افزایی می پردازد. در این بخش به فرایند قاعده افزایی کمتر پرداخته می شود، زیرا هدف اصلی این نوشته در کل، بررسی فرایند هنجار گریزی و طبقه بندی گونه های آن است

1-1 نقشهای زبان

کمتر کتابی درزمینه ی زبانشناسی می توان یافت که بخشی از آن به توصیف نقش های زبان اختصاصی داده نشده باشد. درمیان تمامی این توصیف ها، بیش از همه باید به دید گاه مارتینه(Martinet, A 1960)  هلیدی(Halliday, M.A. K. et al.1973.  ) ویا کوبسن(Jakobson, R, 1960)  توجه کرد

در قرن بیستم که زبان شناسی وارد مرحله نوینی شد زبان شناسان نظراتی متفاوت درباره نقش های زبان ارائه دادند، همچنین روان شناسان و اهل منطق. بعضی نقش های زبان را چهار تا دانسته اند و بعضی بیشتر، حتی یعضی برای زبان پانزده نقش بر شمرده اند. چند عامل یا اشکال سبب اختلاف نظر دانشمندان در مورد نقش های زبان شده است. ما در این گفتار ضمن بررسی نظرات این سه زبان شناس معروف درباره نقش های زبان، به بررسی اشکالات تقسیم بندی آنان می پردازیم و نظر جدید خود راارائه می دهیم.( وحیدیان کامیار، تقی. 1383 صص 28-29)

نقش های گوناگون که این زبانشناسان به دست داده اند، به نظر می رسد که کامل کننده یکدیگرند وچنین می نماید که طرح به دست داده شده از سوی یا کوبسن را بتوان نمونه ای منسجم تر دراین میان دانست

یاکوبسن به هنگام طرح نقش های زبان(فالر، راجر و دیگران. 1369، ص 77)

 ابتدا نموداری کلی از روند ایجاد ارتباط به دست می دهد. به اعتقاد وی، گوینده پیامی را برای مخاطب می فرستد، پیام زمانی موثر خواهد بود که معنایی داشته باشد وطبعاً می باید از سوی گوینده رمز گذاری واز سوی مخاطب رمز گردانی شود. پیام از طریق مجرای فیزیکی انتقال می یابد. وی فرایند ارتباط کلامی را درنمودار (1) به دست می دهد. فالر، راجر و دیگران، 1369، ص 77)

 1-1-1 نقش های زبان از دیدگاه یاکوبسن

وی دراصل دیدگاه بولر را مبنای کار خود قرارمی دهد(Bühler, K, 1935. P. 25 ) وبه تکمیل آن می پردازد این نقشهای ششگانه عبارتند از

 

1-1-1-1 نقش عاطفی(emotive)

به اعتقاد یاکوبسن  دراین نقش از زبان جهت گیری پیام به سوی گوینده است. این نقش زبان تأثیری ازاحساس خاص گوینده را به وجود می آورد، خواه گوینده حقیقتاًًًًًً آن احساس را داشته باشد وخواه وانمود کند که چنین احساسی  را دارد فالر، راجر و دیگران،1369، ص 78). یاکوبسن معتقد است که نقش صرفاً عاطفی زبان در حروف ندا تظاهر می یابد، مانند « ای وای » یا حتی اصواتی نظیر«نچ نچ »وجز آن. این نقش نخستین بار توسط مارنی مطرح شد(Lyons, J. 1977. P

). این همان نقشی است که مارتینه آن را با اندکی کسترش «حدیث نفس» می نامد(Martinet, A. Eléments de Linguistique Générale, Paris, 1977. p. 10. )

1-1-1-2 نقش ترغیبی(conative )

دراین نقش جهت گیری پیام به سوی مخاطب است. ساختهای ندایی یا امری را می توان بارز ترین نمونه های نقش ترغیبی زبان دانست. صدق یا کذب این گونه ساختها قابل سنجش نیست، مانند«این کتاب را بخوان »، «ای خدا» و جزآن. این نقش زبان، پیش از یاکوبسن با اندک تفاوتی از سوی بولر مطرح شده بود. آنچه مارتینه تحت عنوان حدیث نفس به دست می دهد، در اصل آمیزه ای از نقش عاطفی و برخی از ساختهای ندایی مطروحه درنقش ترغیبی است. ازنظر مارتینه صورتهایی نظیر«ای وای»و« یا خدا» هردو در چهار چوب نقش حدیث نفس زبان قرار می گیرند.( Martinet, A. 1977. PP. 9-10.)

1-1-1-3 نقش ارجاعی(refrential)

دراین نقش، جهت گیری پیام به سوی موضوع پیام است و صدق وکذب گفته هایی که ازنقش ارجاعی برخوردارند به دلیل آن که جملاتی اخباری به شمار می روند، از طریق محیط امکان پذیر است. مانند « امروز باران می بارد»، « برادرم به دانشکده رفته است» وجز آن. یا کوبسن براین نکته تاکید دارد که تمایز میان نقش ارجاعی ونقش ترغیبی زبان از طریق امکان تشخیص صدق یا کذب گفته مشخص می گردد وجملات اخباری زبان تماماً از نقش ارجاعی برخوردارند. لاینز(Lyons, J, 1977. P. 50.)

 این نقش را توصیفی(Descriptive) و بولر آن را بیانی انگلیسی می نامد(- Lyons, J 1977. P.52.)

1-1-1-4 نقش فرازبانی(metalinguistic )

به اعتقاد یا کوبسن، هرگاه گوینده یا مخاطب یا هر دو آنها احساس کنند لازم است از مشترک بودن رمزی که استفاده می کنند مطمئن شوند، جهت گیری پیام به سوی رمز خواهد بود. درچنین شرایطی زبان برای صحبت دربار خود زبان به کار می رود و واژگان مورد استفاده شرح داده می شود. از نقش فرازبانی بویژه درفرهنگهای توصیفی استفاده می شود، برای نمونه جمله ای نظیر «عمو یعنی برادر پدر» نشان دهند کاربردی فرازبانی است، یا مثلاً « گفتم جواد، جیم واو الف دال » Lyons, J 1977. P.10.)

1-1-1-5  نقش همدلی(phatic)

دراین نقش، جهت گیری پیام به سوی مجرای ارتباطی است. بنا به گفته­ی یاکوبسن، هدف برخی از پیام ها این است که ارتباط برقرار کنند، موجب ادامه­ی ارتباط شوند یا ارتباط را قطع کنند، برخی دیگر عمدتاً برای حصول اطمینان از عمل کردن مجرای ارتباط استفالر،  ترجمه مریم خوزان. ، ص79). مانند «الو؛ صدایم را می شنوی؟ »،« خانم وبچه ها چطورند؟» وجز آن

1-1-1-6 نقش ادبی(literally)

دراین نقش از زبان، جهت گیری پیام به سوی خود پیام است. دراین شرایط پیام فی نفسه کانون توجه قرار می گیرد. به اعتقاد یاکوبسن، پژوهش دربار این نقش زبان بدون درنظر گرفتن مسائل کلی زبان به ثمر نخواهد رسید واز سوی دیگر بررسی زبان نیز مستلزم بررسی همه جانبهنقش شعریpoetic آن است(فالر، راجر و دیگران، 1369، ص 81)

به اعتقاد نگارنده این سطور کاربرد اصطلاح « نقش شعری» واستفاده از واژ« شعر» یاکوبسن خود براین نکته اذعان دارد که نقش شعری زبان را نمی توان محدود به شعر دانست وساختار شعر نیز محدود به نقش شعری زبان نیست بنابراین شاید بهتر باشد از این پس دراین مختصر به هنگام طرح این زبان از اصطلاح « نقش ادبی» استفاده شود، که دراصل همان نقشی است که ماتینه آن را« نقش زیبایی آفرینی» می نامد.( Martinet, A, 1977. P. 10.)

به این ترتیب می توان براساس دیدگاه یاکوبسن، نمودار (2) را که تلفیقی از عناصر سازند ارتباط ونقشهای ششگانه­ی زبان است به دست داد

1-1-2 اشکالات تقسیم بندی یاکوبسن

یاکوبسن زبانشناس روسی الاصل آمریکایی نقش های زبان را این شش تا می داند

نقش فرا زبانی که در فرهنگ های توصیفی بیشتر از آن استفاده می شود مثل “عمو یعنی برادر پدر” این همان نقش ارجاعی یا ارتباطی است

در مورد اشکال نقش ادبی بعدا بحث خواهیم کرد.( وحیدیان کامیار، تقی 1383 صص 29-30)

1-1-3 اشکالات تقسیم بندی مارتینه

اشکال اول نقش پنداشتن چیزهایی که نقش نیست. مارتینه، زبان شناس فرانسوی، زبان را دارای چهار نقش می داند: ارتباطی، تکیه گاه اندیشه، عاطفی (حدیث نفس)، و ایجاد زیبایی. (مارتینه، 1966: 18-19)

بر این نظر دو اشکال وارد است. نخست این که تکیه گاه اندیشه و ابزار تفکر بودن زبان نقش نیست. گرچه اندیشیدن به معنی واقعی آن بدون زبان میسر نیست و بعضی از دانشمندان قوانین اندیشه را متکی بر قوانین زبان می دانند، اما بعضی دیگر بر این باورند که اندیشیدن به صورت ساده و ابتدایی یک گام جلوتر از زبان است؛ به هر حال اندیشه و زبان همیشه با هم هستند و رابطه متقابل دارند. اصولا وقتی می گوییم اندیشیدن بدون زبان ممکن نیست، یعنی علت وجودی اندیشه زبان است نه این که یکی از نقش های زبان اندیشیدن باشد؛ به عبارت دیگر می شود گفت که زبان را می توان برای برقراری ارتباط یا حدیث نفس به کار برد اما نمی شود گفت زبان را برای اندیشیدن هم می توان به کار برد، زیرا همیشه اندیشه با زبان همراه است حتی در نقش های دیگر مانند حدیث نفس یا ترغیبی. ناگفته نماند به همین دلیل زبان شناسان دیگر مانند یاکوبسن و هلیدی اندیشیدن را جزو نقش های زبان نیاورده اند

1-1-4 اشکالات تقسیم بندی هلیدی

 اشکال دیگر(نقش ادبی) در نظر مارتینه را بعد بررسی می کنیم

اشکال دوم این است که زیر طبقه های یک مقوله را نقش های متفاوت پنداشته اند. مثلا مایکل هلیدی زبان شناس انگلیسی برای زبان هفت نقش می شناسد (هلیدی، 1973، صص 19-21)

ابزاری، مانند: این دادگاه شما را مجرم می داند
تنظیم کننده، مانند: من شما را مجرم می دانم و به دو سال زندان محکوم می کنم
توضیحی یا پرسشی، مانند: رئیس جمهور دیشب نطقی کرد؟
عمل متقابل که برای برقرار کردن و نگه داشتن ارتباط به کار می رود
شخصی یا عاطفی
کاوشی یا اکتشافی که برای پرسش برای دانستن است
تخیلی یا ادبی

 از این هفت نقش، نقش های ابزاری، تنظیم کننده و توضیحی زیر مجموعه های نقش ارتباطی هستند. نقش توضیحی نیز همان ارتباطی است منتها به صورت پرسش

در مورد نقش تخیلی یا ادبی اینک بحث خواهیم کرد (وحیدیان کامیار، تقی. 1383 صص 29-30)

 

1-2 نقش زیبایی آفرینی یا ادبی

چنان که دیدیم هر سه زبان شناس یکی از نقش های زبان را نقش ادبی یا زیبایی آفرینی می دانند، حال آنکه زیبایی آفرینی یکی از نقش های زبان نیست بلکه زبان زیبا خود زبانی مستقل است و متفاوت با زبان معمولی یا هنجار

اصولا زیبایی آفرینی چگونه ممکن است یکی از نقش های زبان باشد حال آنکه نقش های دیگر زبان مانند عاطفی، ارتباطی، ترغیبی نی می توانند زیبا باشند؟

مارتینه خود به این مشکل پی برده و چنین گفته: «نقش ایجاد زیبایی مخصوصا در آثار ادبی چنان با نقش های ارتباطی و حدیث نفس در آمیخته است که غالباً نمی توان آنها را از یکدیگر جدا کرد و تحلیل آن دشوار است (مارتینه 1966: صص 18-19)

اعتقاد به وجود نقش ادبی موجب تداخل نقش های زبان هنجار با نقش ادبی گردیده و بعضی از زبان شناسان مانند هلیدی و یاکوبسن برای پرهیز از این تداخل، نقش های ارتباطی، عاطفی، و ترغیبی را فقط در زبان هنجار بررسی می کنند و به مواردی که زیبا هستند نمی پردازند، بعلاوه نقش های ارتباطی، عاطفی، و ترغیبی که همه نقش های مختلف زبان معمولی یا هنجار هستند هیچ کدام زبانی متفاوت ندارند، اما نقش زیبایی آفرینی زبانی خاص و متفاوت دارد، زبانی که از هنجار های زبان عادی می گریزد، و چنان که گفتیم، اگر هنجار گریز نباشد و با زبان هنجار متفاوت نباشد زیبا و ادبی نمی شود؛ به عبارت دیگر، زیبایی آفرینی معلول و مرهون همین هنجارگریزیها یا دقیقتر بگوییم فراهنجاریها و تفاوتهاست

اصولا زیبایی آفرینی خود زبانی متفاوت و فراهنجار دارد و مستقل است و به همین دلیل مانند زبان هنجار خود نقش های متفاوت دارد، یعنی نقشهای عاطفی، ارتباطی، ترغیبی و ;

متفاوت بودن زبان ادب با زبان معمولی امری بدیهی است و زبان شناسان بر این نکته تاکید کرده اند، مثلاً یاکوبسن می گوید که زبان شعری نوعی تهاجم سازمان یافته بر زبان محاوره یا اطلاع رسانی است (یاکوبسن: 77، 350) اشکلوفسکی و هاورانک و دیگر صورتگرایان شعریت شعر و ادبیات را در برجسته سازی و آشنایی زدایی و هنجارگریزی زبان می دانند و بر این باورند که زبان هنجار بر اثر تکرار و حالت روزمرگی داشتن فاقد جاذبه و زیبایی است و در صورتی زیبا می شود که شاعر و نویسنده هنجار های زبان را رها کنند و زبان را بیگانه و نا آشنا سازند و به عبارت دیگر زبانی نو و بدیع پدید آورند تا برجستگی و جاذبه و زیبایی پیدا کند

البته این تهاجم علیه زبان و گریز از هنجارهای زبان موجب نمی شود که زبانی کلاً متفاوت با زبان هنجار به وجود آید زیرا زبان فراهنجار و زیبا در اصل همان زبان هنجار است، منتها شاعر و ادیب همین زبان هنجار را بصورت های گوناگون نو و متفاوت می سازند و هنر شاعری و ادبی در همین نو و متفاوت ساختن زبان است. مثلا جمال الدین عبدالرزاق در غزلی می گوید

جز سیم نسیم تو نبوید                  ای شادی آنکه سیم دارد

منظور جمال الدین به زبان هنجار و روزمره این است که «فقط ثروتمندان به وصال او می رسند، خوشا به حال کسی که ثروت دارد». گرچه معنی شعر همین است اما بدلیل هنجارگریزی زبان شعرش کاملاً متفاوت است، چندان که درک آن نیاز به تأمل دارد. به هر حال این کلام به سبب فراهنجار بودنش برجسته است و بسیار زیبا

این هنجارگریزی و آشنایی زدایی در سطوح مختلف زبان ممکن است رخ بدهد، مثل صرفی، نحوی، معنایی، واژگانی. البته در صرفی اندک و در معنایی بسیار

صرفی مثل شعر زیر از مولوی

در دو چشم من نشین ای آن که از من من تری        تا قمر را وا نمایم کز قمر روشن تری

«من تر» ضمیر به صورت تفضیلی به کار رفته حال آن که در دستور زبان ضمیر تفضیلی وجود ندارد

نحوی مثل شعر زیر از شاملو

شب که جوی نقره ی مهتاب

«بیکران دشت» را دریاچه می سازد;

بیکران دشت در زبان به کار نمی رود بلکه «دشت بیکران» کاربرد دارد

معنایی مثل شعر زیر از شاملو

تو از خورشید ها آمده ای، از سپیده دم ها آمده ای

تو از آئینه ها و ابریشم ها آمده ای

واژگانی مثل

اخمناز، گلدیس، شب زده، امید فرسا، ابرگین

گریز از هنجار در سطح واجی رخ نمی دهد، زیرا تعداد واج ها در یک زبان در مقطع زبانی خاص ثابت است

ناگفته نماند که هر گریز از هنجاری الزاماً زیبا و ادبی نیست. به عبارت دیگر بسیاری از گریز از هنجار ها که از ضعف شاعر یا به ضرورت وزن و قافیه و غیره می آید نه تنها معمولًا زیبا نیست بلکه نازیبا و زشت است

برای روشن شدن مطلب بهتر است هنجارگریزی تقسیم شود به فراهنجاری که کلامی است برتر از کلام عادی و ادبی، و انحراف از هنجار که فروتر از کلام عادی است و ناپسند

مانند آمدن نشانه نکره و هم معرفه برای «نحوی» در این بیت مولوی که انحراف از هنجار است و نازیبا

آن یکی نحوی به کشتی در نشست      رو به کشتیبان نمود آن خودپرست

یا آمدن هجای CVCCC در این بیت که انحراف از هنجار است و نازیبا

دو دهان داریم گویا همچو نی      یک دهان پنهانست در لبهای وی

 برای شناخت بیشتر بیگانه سازی زیبا و فراهنجار به تقسیم بندی جی. ان. لیچ اشاره می کنیم (لیچ؛ 1968) که آشنایی زدایی را سبب برجسته سازی می داند و آن را بر دو گونه تقسیم می کند

الف) گریز از هنجار که همان فراهنجاری است. در حقیقت فراهنجاری خود دو گونه است

قاعده شکنی، یعنی خلاف قواعد زبان شعر سرودن که کم رخ می دهد و دارای محدودیتهایی است
نوآوریهایی که مطابق با قواعد زبان است

ب) قاعده افزایی، یعنی به کار گرفتن قواعدی مانند: وزن، قافیه، ردیف، نغمه حروف، تضاد، عکس، جناس، و غیره

به هر حال زبان ادبی یا زیبا زبانی است متفاوت با زبان هنجار و به عبارت دیگر زبانی است فراتر از هنجار. متفاوت بودن زبان شعر و ادب با زبان هنجار و عادی امری اجتناب ناپذیر است زیرا شعر و ادب هنر است و مصالح و مواد کارش زبان، یعنی هنر زبانی است، همانگونه که نقاشی هنر تصویری است و مصالحش رنگ و مصالح هنر موسیقی صوت است و مصالح هنر پیکرتراشی سنگ و فلز و غیره

باید دانست که یک تفاوت بسیار اساسی میان مصالح هنر ادبی یعنی زبان با مصالح دیگر هنر ها وجود دارد و آن این است که مصالح هنر های نقاشی، موسیقی، و پیکرتراشی مانند رنگ، صوت و سنگ طرح قبلی ندارند و این هنرمند است که به آن طرح می دهد

اما مصالح هنر ادبیات زبان است که دارای طرح بسیار دقیق و پیچیده است در سطوح مختلف واجی، صرفی، نحوی، و معنایی. چون مصالح کار شاعر و ادیب خود دارای نظام است، کار شاعر و ادیب بر خلاف دیگر هنرمندان این است که نظام را به نوعی بر هم بزند و طرحی نو بیفکند یا به گفته­ی یاکوبسن علیه آن تهاجم کند. به عبارت دیگر، زبان پیش از اینکه ادبیات بشود دارای نظامهایی دقیق است، منتها تکراری و روزمره و فاقد هر گونه نویی. و این شاعر است که با فراهنجار کردن آن یعنی نو ساختن قواعد در سطوحی که امکان دارد و قوالب و افزودن قواعد آن را بدل به زبانی برجسته و بدیع و پر جاذبه و زیبا و متفاوت با زبان هنجار می سازد. به هر حال چون مصالح ادبیات یعنی زبان خود دارای نظام و طرح است شاعر و ادیب تنها با طرح نو افکندن و بیگانه و بدیع ساختن آن را بدل به هنر ادبی می سازند

با این مقدمات زبان ادب و فراهنجار زبانی است مستقل نه یکی از نقشهای زبان. زبان ادب یا فراهنجار به دلیل اینکه زبانی مستقل است همانند زبان هنجار خود دارای نقشهایی است

برای روشن تر شدن مسئله به نقش های زبان هنجار و فراهنجار اشاره می کنیم

1-3 نقش های زبان هنجار

 1 نقش ارجاعی مانند: فردا باران خواهد بارید

2 نقش عاطفی مانند: بدبخت شدم

3 نقش ترغیبی مانند: کتاب را بیاور

4 نقش ارتباطی مثلا چند نفر بیگانه که در مکانی کنار هم هستند برای برقراری ارتباط و آشنایی جمله هایی بکار می برند مانند: امروز هوا خیلی سرد است و غیره

1-4 نقش های زبان فراهنجار

1 نقش زیبایی محض بدون معنی. شعر بی معنی شعری است زیبا دارای وزن و قافیه و موسیقی حروف و زیبایی های دیگر، اما بدون معنی (nonse verse) یا اینکه جمله های آن با هم پیوند معنایی ندارند، مثل اشعار عامیانه یا بعضی از اشعار کودکان

اتل متل توتوله      گاو حسن چه جوره

گاوشو بردن هندستون      یک زن کردی بستون

****

هر که دارد خال گردن       آن نشان سر بریدن

****

یک و دو و سه پونزه         هزار و شصت و شونزه

هر کی میگه شونزه نیس       هفده هجده نونزه بیس

****

نمد سبزوار از پشم است

زیرا برای دختران چشم است

به ندرت بعضی شاعران شعر بی معنی نیز سروده اند مانند این شعر

اگر عاقلی بخیه بر مو نزن      بجز پنبه بر نعل آهو مزن

ز افسار زنبور و شلوار ببر      قفس می توان ساخت اما به صبر

به مطبع میفکن ره کوچه را       منه در بغل آش آلوچه را

2 نقش عاطفی: مهم ترین نقش شعر نقش عاطفی است یعنی زیبا ارائه شدن عواطف سرشار شاعر، چندان که وقتی شعر را می خوانیم همان عاطفه و احساس در ما بوجود می آید. شعر و به ویژه غزل زیبا، ارائه دادن عواطف با زبان است، مانند این بیت داعی اصفهانی

از برم رفتی و می میرم ازین غم باری         به کنارم ننشستی به مزارم بنشین

یا این بیت حافظ

به یاد یار و دیار آنچنان بگریم زار       که راه و رسم سفر از جهان براندازم

تنها شعر نیست که زبان عواطف است. نثر بویژه نثر های سورئالیستی همه شرح و نمایش عواطف و وجدانیات ناخودآگاه نویسنده است

نقش عاطفی در زبا هنجار بسیار عادی و کم اهمیت است و فاقد زیبایی، اما نقش عاطفی در زبان ادب چندان است که بخش اعظم ادبیات را در بر می گیرد

3 نقش ترغیبی. نقش ترغیبی در زبان هنجار بسیار کم اهمیت است مانند: نامه را پست کن. اما در ادبیات اهمیت بسیار دارد و می تواند در عواطف و احساس و حتی عقل شنونده اثر کند چندانکه با طیب خاطر با نویسنده و شاعر هم باور می شود. نمونه معروف آن شعر رودکی است: امیر بخارا که به سکونت در هرات دل خوش کرده بود و سخن بزرگان را در رفتن به بخارا نمی پذیرفت با شنیدن این شعر رودکی بدون پای پوش بر اسب می نشیند و راهی بخارا می شود

بوی جوی مولیان آید همی       یاد یار مهربان آید همی;

4 نقش ارتباطی. نقش ارتباطی در زبان هنجار بسیار مهم است، اما یکی از نقش های زبان فراهنجار هم می تواند باشد و آن در صورتی است که در عین اطلاع رسانی زیبا هم باشد، مثلاً جمله­ی «شهر را تسخیر کردند و شاه را به اسارت در آوردند»  به زبان هنجار است در نقش ارتباطی، اما جمله­ی «شهر را تسخیر کردند و شهریار را اسیر» نقش ارتباطی دارد و به زبان فراهنجار و زیبا

به هر حال گاه سخنانی که نقش ارتباطی دارند زیبا ارائه می شوند و در این صورت نقش فراهنجاری دارند، مانند به نظم در آوردن تاریخ یا دستور زبان و غیره. مثل این ابیات از بوستان سعدی

ملک صالح از پادشاهان شام      برون آمدی صبحدم با غلام

بگشتی در اطراف بازار و کوی      به رسم عرب نیمه بر بسته روی

به هر حال چنان که دیدیم هر یک از زبانهای هنجار و فراهنجار دارای چهار نقش هستند که سه تای آنها (ارتباطی، عاطفی، ترغیبی) در هر دو زبان مشترک است، منتها در زبان هنجار عادی و تکراری و فاقد زیبایی هستند اما در زبان فراهنجار، بدیع و برجسته هستند و زیبا

از این بحث نتیجه می گیریم که زیبایی آفرینی نقشی از زبان نیست بلکه زبانی خاص خود دارد فراهنجار و متفاوت و مستقل، که خود همانند زبان هنجار دارای نقشهایی است: با روشن شدن این مسئله دیگر شکل متداخل بودن نقش های زبان با زبان ادب که مارتینه و دیگر زبان شناسان به آن اشاره کرده اند از میان می رود. ( وحیدیان کامیار، تقی، 1382 صص 31-37)

1-5 برجسته سازی ادبی

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

تحقیق تحلیل مردم شناسی ادبیات جاده ای در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 تحقیق تحلیل مردم شناسی ادبیات جاده ای در word دارای 85 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد تحقیق تحلیل مردم شناسی ادبیات جاده ای در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه تحقیق تحلیل مردم شناسی ادبیات جاده ای در word

مقدمه
فصل اول
1- کارکرد اجتماعی شعر و ادبیات
الف) آمیختگی کلام روزمره با سخن ادبی
ب) ادبیات مختص گروه سنی خاصی نیست
ج) همه اقشار جامعه به نوعی با ادبیات سر و کار دارند
د) ادبیات گره گشاست
هـ ) شعر و ادبیات متحول کننده است
و) شعر بهترین ابزار آموزش
ز) شعر بهترین وسیله ابزار احساسات
فصل دوم
2- موضوعات ادبیات جاده ای و علت یا بی گرایش به سوی آن ها
الف) مناسبات کاری
ب) دوستی بزرگان دینی و مذهبی و حب اهل بیت
ج) توصیف خودرو
د) مادر
هـ ) تعریف عشق
و) زندگی و نوعی تقدیر گرایی
ز) دوست
ک) علاقه به زادگاه و نمود های اختلافات قوی
ل) زندگی و دنیا
م) رندانه ها ودندانه ها
ن) ریسک
ح) مردم سالاری
ط) متفرقه
فصل سوم
3- موضوعات گوناگون
الف) سلطان غم مادر
ب) متفرقه
فصل چهارم
4) ماشین نوشته ها
الف) ادبیات رانندگان جاده
ب) ادبیات کامیونی
5 )نتیجه گیری
6) منابع و مأخذ

بخشی از منابع و مراجع پروژه تحقیق تحلیل مردم شناسی ادبیات جاده ای در word

الف) باوند سوادکوهی.احمد.ادبیات جاده ای. چاپ اول تهران. انتشارات راوش

ب)جلیلی.جواد. ادبیات جاده ای.چاپ دوم.قم.انتشارات وفائی

ج)مصاحبه شفاهی با کامیون دارها.وانت دارها(مسئولین)تابلو نویس ها

د) مشاهده اتوموبیل در خیابان و جاده قم. تهران

ه) وفایی.محمد. ادبیات جاده ها. چاپ وفایی.نوبت دوم

 

1- کارکرد اجتماعی شعر و ادبیات

   هنر از آنجا که  زاییده اندیشه و احساس آدمی است، قدمتی به درازای خلقت بشر دارد. این ویژگی که گوهری بی بدیل از وجود عالی تمایز آدمی از نوع حیوان است و و از این منظر، معجزه بزرگ آفرینش است که خداوند به واسطه آن بر خود آفرین فرستاده، بدان مباهات می کند ( تبارک الله احسن الخالقین) ادبیات نیز که می توان آن را عالی ترین مظهر تظاهرات هنری دانست از چنین قدمتی بهره واقعی وافی دارد و همگام با خلقت و رشد عقلی، اجتماعی و فرهنگی انسان شانه به شانه تاریخ سائیده است. کسی به حقیقت نمی داند اولین جملات ادبی را کدامین بشر و در کدام عصر ابراز نمود؟ اما آیا آدم ابوالبشر در نیایش های تضرعانه خویش نکوشیده است تا با کلامی زیباتر و متفاوت از کلام معمول، خداوند را بستاید و عذر گناه خویش طلب کند؟ از آن که انسان اولیه به غارها روی آورد و کوشید تا منویات خود را بر دیوارهای سنگی نقاشی کند، می دانست که باید ابزاری موثرتر برای ابزار آنچه در درون او می گذشت بیابد و این نیاز مشق اولیه هنر و به تبع آن ادبیات بود

“ویل دورانت” در خصوص پیدایش ادبیات می گوید : ” ابتدای مرحله انسانیت را باید هنگام پیدایش کلمه و کلام دانست. با همین وسیله بود که انسانیت انسان آشکار شد; ادبیات علی رغم آنچه از خود این کلمه بر می آید و دلالت بر نوشته و حروف می کند، در اغاز پیدایش بیشتر کلماتی بوده که گفته می شده ، نه حروفی که نوشته می شد. ادبیات از آوازها و ترانه های دینی و طلسم های ساحرانه سرچشمه می گیرد که معمولاً کاهنان آن را تلاوت می کرده اند و از دهنی به دهنی انتقال می یافت.” با تشکیل اولین اجتماعات بشری و رشد روابط عقلی و عاطفی انسان  ، ادبیات نیز به صورت های مختلف رخ نموده تا حاصل دغدغه های درونی آدمی باشد. کلام ادبی که از سرودهای موزون دینی آغاز گردیده بود به تدریج نسج و گسترش یافت و در طی قرون، شقوق مختلف ادبیات را نظیر داستان، ضرب المثل، افسانه های دینی و حماسی، نثرهای ادبی و بالاخره شعر که عالی ترین نوع از انواع ادبی است پدید آورد و هر یک از این انواع، جایگاه مستحکمی در میان اقشار مختلف جامعه به دست آورند و انچنان با زندگی روزمره بشر گره خوردند که گویی با ملزومات حیات نظیر آب، غذا، مسکن و هوا همراهی و همتایی می کنند و شعر و کلام منظوم در این میان گویی سبقت را از سایر انواع ربوده است. با نگاهی اجمالی به تاریخ ادبیات، ردپای شعر را در تمامی قرون و اعصار و در میان تمامی اقشار جامعه به وضوح می بینیم. از مسجد و کلیسا و کنیسه گرفته تا قهوه خانه و بازار و دربار سلطان، همه جا شعر با کارکرد خاص خویش حضور دارد. از سیر تحول شعر و فراز و نشیب های تاریخی آن که بگذریم، در خصوص جایگاه ادبیات در اجتماعات امروزی و کارکردهای مختلف آن موارد بسیاری را می توان بر شمرد که در ذیل نمونه هایی از آن را می آوریم؛

الف) آمیختگی کلام روزمره با سخن ادبی

ادبا وجه تمایز کلام ادبی بخصوص شعر را با سخن معمول، خیال انگیزی و بهره مندی آن از آرایه ها و زیبایی های ادبی می دانند، احساس و اندیشه متمایزی که بر روح ادبیات حاکم است، کلامی را پدید می آورد که با سخن روزمره متفاوت است اما امروزه  مرز میان دو به باریکی مویی است و شاهد ان، کثرت استعمال ابیات و مصراع هایی است که در طول زمان به صورت ضرب المثل در آمده و در محاورات مختلف استفاده می شود

نظیر:

آن دم که دل به عشق دهی خوش دمی بود

در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست

(حافظ)

ره نیکمردان آزاده گیر

چو ایستاده ای دست افتاده گیر(سعدی)

زلیخا گفتن و یوسف شنیدن

شنیدن کی بود مانند دیدن(سعدی)

از تنگی چشم فیل معلوم شده

آنان که غنی ترند محتاج ترند

شیشه نزدیک تر از سنگ ندارد خویشی (صائب تبریزی)

سعدیا چند خوری چوب شترداران را

می توان صرف نظر کرد شتر دیدی؟ نه (سعدی)

ما نمانیم و عکس ما ماند

کار دنیا همیشه برعکس است

ضرب المثل ها و داستان های کوتاه نیز کاربردهای خاص خویش را در سخنان روزمره را در سخنان روزمره دارند و به وفور مورد استفاده قرار می گیرند

ب) ادبیات مختص گروه سنی خاصی نیست

این موضوع را می توان از شاخه های مختلف به وجود آمده در ادبیات مانند ” ادبیات کودکان و نوجوانان، ادبیات برگسالان، شعر بانوان و ;” یافت. کودکان از دوران طفولیت به وسیله لالایی ها، مثل ها، افسانه ها و داستان های شیرین کودکانه با دنیای رنگین ادبیات آشنا می شوند و در صورت علاقه در تمامی مراحل سنی اعم از نوجوانی، جوانی و کهنسالی همواره اشعاری متناسب با سن و نوع اندیشه و ذوق خویش می یابند و هرگز کمبودی از این حیث وجود نخواهد داشت

ج) همه اقشار جامعه به نوعی با ادبیات سرو کار دارند

هیچ طبقه و قشری از اجتماع نیست که از شعر ، ضرب المثل و داستان بهره خاص خویش را نبرده باشد. رانندگان خودروها همواره در پشت خودرو خود اشعار خاصی را می نویسند که نمایانگر نوع بینش این طبقه است و در صورت گردآوری می توان بدان ادبیات جاده ای نهاد . کارگران و بناها ، اشعار مخصوصی را در هنگام کار زمزمه می کنند. به همین ترتیب طبقات دیگر نظیر ملوانان ، کشاورزان ، ماهیگیران ، نمدمالان و ; هریک اشعاری متناسب با نوع شغل و نوع نگرش خود دارند. جایگاه شعر در میان طبقات بالای اجتماع و افراد باسواد نظیر علما، وعاظ ، محصلات ، مدرسان ، اهل سیاست و غیره نیز که اظهر من الشمس است و نیاز به اطاله کلام نیست

د) ادبیات ، گره گشاست

گاه در روند روزمره زندگی ، مشکلاتی پیش می آید که کلام ادبی در حل آن ، مشارکت مستقیم یا غیر مستقیم دارد. نظامی عروضی در “چهار مقاله” داستانی را نقل می کند که خلاصه ای از آن خالی از لطف نیست؛ امیر  نصربن احمد سامانی که معاصر رودکی است. سالی به هرات سفر می کند تا فصلی را در آنجا اقامت نماید . آب و هوای خوش و نعمت های فراوان باعث می شود تا پادشاه سامانی بازگشت خویش را به تاخیر افکند و با دفع الوفت، چهار سال در هرات بماند. لشکریان و همراهان خسته از فراق خانواده و شهر و دیار، در حالی که هیچ یک جرات درخواست مراجعت از پادشاه را ندارند به رودکی ، شاعر بزرگ دربار سامانی متوسل می شوند تا در ازای دریافت پنج هزار دینار پادشاه را مایل به بازگشت به بخارا کند. از این جا به بعد داستان از زبان نظامی شنیدنی است؛ ” رودکی قبول کرد ، او می دانست که نثر در امیر اثر نکند، به نظم روی آورد. قصیده ای بگفت و به وقتی که امیر به شراب نشسته بود درآمد و به جای خویش بنشست ، چنگ برگرفت و در پرده عشاق این قصیده آغاز کرد

بوی جوی مولیان آید همی

یاد یار مهربان آید همی

رود آموی و درشتی راه او

زیر پایم پرنیان آید همی

ای بخارا شاد باش و دیر زی

میر زی تو شادمان آید همی

چون رودکی بدین بیت رسید، امیر چنان منفعل گشت که از تخت فرود آمد و بی کفش، پای در رکاب اسب آورد و رو به بخارا نهاد چنانکه کفش و اسباب او را دو فرسنگ در پی امیر بردند و آنجا در پای کرد و عنان تا بخارا هیچ جای بازنگرفت

مشابه این واقعه البته به صور دیگر شاید در زندگی اغلب ما وجود داشته باشد. چه بسیار اختلافاتی که با سخنان حکمت آمیز یا نصایح ادبی بزرگی برطرف می شود و در این میان شعر، داستان های حکمی ، سرگذشت ها و ضرب المثل ها نقش تعییین کننده ای دارند

هـ) شعر و ادبیات ، متحول کننده است

سرگذشت بزرگان علم و ادب مشحون از حوادثی است که در شخصیت و نگرش آنان رخ داده است و بسیاری از این تولد های دوباره با یک شعر یا نکته ادبی آغاز می شود. گاه بیتی یا جمله ای ، چنان تاثیری عمیق در جان آدمی به جای می گذارد که زمینه ساز تحولی بزرگ در شخص می شود. سرگذشت بزرگانی همچون سنایی غزنوی ، ناصر خسرو، فضیل ایاز و ; شواهدی است بر این مدعا ، در احوالات ناصر الدین شاه آورده اند که در هنگام خشم ، فرمان های ناروا صادر می کرد و پس از فروکش کردن خشم، نادم و پشیمان می گشت. روزی از درویشی علاج کار خواست و درویش انگشتری به او داد که بر نگین آن این جمله زیبا نقش بسته بود: ” این نیز بگذرد” از آن پس پادشاه هرگاه خشمگین می شد با نگاهی به کلام منقوش انگشتر بر خشم خویش فائق می آمد

و) شعر بهترین ابزار آموزش

شعبات مختلفی از علوم ادبی و معرفتی ، شعر را بهترین ابزار آموزش خویش یافته اند. عرفای بزرگ همچون مولانا، حافظ ، عطار و دیگران ناب ترین آموزه های عرفانی خود را به رشته نظم کشیده اند و شیخ اجل سعدی، تلخی نصایح اخلاقی و اجنماعی را با شهد شعر به مذاق طالبان ، شیرین و گوارا نموده است. در برخی موارد صاحبان ذوق حتی علوم دیر یاب و مشکل نظیر صرف و نحو عربی را به صورت شعر دراورده اند مانند ” الفیه ابن مالک ” که لغات و اصطلاحات عربی را در قالب شعر فارسی آموزش می دهد. در علم نجوم نیز به اشعاری این گونه بر می خوریم چنان که شاعری دوازده برج فلکی را دربیتی این گونه آورده است؛

چون حمل چون ثور چون جوزا و سرطان و اسد

سنبله ، میزان و عقرب ، قوس و جدی و دلو و حوت

و یا شاعر دیگری ، ماه های رومی را این گونه به نظم در آورده و یادگیری آن را آسان نموده است؛

دو تشرین و دو کانون و پس آنگه

شباط و آذر و نیسان ایار است

حریزان و تموز و آب وایلول

نگهدارش که از من یادگار است

ناگفته پیداست که شعر هرگاه به کمک آموزش آمده ، فراگیری علوم را سهل و راحت نموده است

ز) و بالاخره شعر بهترین وسیله ابراز احساسات

شعر ، زبان حالات گوناگون بشر است. چندانکه می توان از ابیاتی نشاط انگیز بر زبان می راند و این گونه خرسندی خویش را ابراز می کند و یا برعکس، در لحظه های اندوه و غم ابیات حزن انگیز و محزون. این حرکت در واقع نوعی تخلیه انرژی مثبت و منفی است و به صورت یک کنش طبیعی در اغلب افراد اجتماع دیده می شود. گاه حتی از طریق اشعاری که شخص بر زبان می آورد می توان به سطح فکر، شخصیت ، میزان اعتقادات و یا حتی طبقه اجتماعی فرد پی برد. پس می توان به راحتی عنوان نمود که شعر بهترین معرف شاعر خود و یا کسی است که آن را قرائت می کند

آنچه گذشت تنها گوشه ای از کارکرد اجتماعی شعر و ادبیات و نقش و جایگاه این هنر شریف و اساطیری در میان لایه های مختلف اجتماع است که حکایت از پیوندی گسست ناپذیر با زندگی روزمره بشر دارد و بی شک موارد بسیار دیگری را می توان بر آن افزود که باعث اطاله کلام خواهد شد و پسندیده نیست . اما به حکم ” مشت نمونه خروار” و ” در خانه اگر کس است یک حرف بس است” به همین مختصر قناعت می شود. باشد که مطابق سنت دیرینه ادبیات که همانا زاییدگی آن است، روز به روز برخلق نوبران این ودیعه الهی افزوده گشته و بزرگان متعهد، با خلق آثار ارزشمند همچنان به رسالت انسان سازی خویش ادامه دهند چرا که

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله ارزش ادبی نهج البلاغه در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله ارزش ادبی نهج البلاغه در word دارای 24 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله ارزش ادبی نهج البلاغه در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه مقاله ارزش ادبی نهج البلاغه در word

ارزش ادبی نهج البلاغه    
سید رضی و نهج البلاغه     
تاثیر و نفوذ      
شاهکارها  
ارزش مطالعه در آثار و آیات   
مقایسه و داوری   
نهج البلاغه و اندیشه‏ های کلامی  

ارزش ادبی نهج البلاغه

این مجموعه نفیس و زیبا به نام ” نهج البلاغه ” که اکنون در دست ما است و روزگار از کهنه کردن آن ناتوان است و گذشت زمان و ظهور افکار و اندیشه‏های نوتر و روشن‏تر مرتبا بر ارزش آن افزوده است ، منتخبی از ”  خطابه‏ها ” و ” دعاها ” و ” وصایا ” و ” نامه‏ها ” و ” جمله‏های‏ کوتاه ” مولای متقیان علی ( ع ) است که بوسیله سید شریف بزرگوار ” رضی‏  ” رضوان الله علیه در حدود هزار سال پیش گردآوری شده است . آنچه تردید ناپذیر است اینست که علی ( ع ) چون مرد سخن بوده است ،
خطابه‏های فراوان انشاء کرده ، و همچنین به تناسبهای مختلف جمله‏های‏ حکیمانه کوتاه فراوان از او شنیده شده است ، همچنانکه نامه‏های فراوان‏ مخصوصا در زمان خلافت نوشته است ، و مردم مسلمان علاقه و عنایت خاصی به‏ حفظ و ضبط آنها داشته‏اند . ” مسعودی ” که تقریبا صد سال پیش از سید رضی می‏زیسته است( اواخر قرن سوم و اوایل قرن چهارم هجری ) در جلد دوم مروج الذهب تحت عنوان ”
فی ذکر لمع من کلامه و اخباره و زهده ” می‏گوید : ” آنچه مردم از خطابه‏های علی در مقامات مختلف حفظ کرده‏اند ( 1 ) بالغ بر چهارصد و هشتاد و اندی می‏شود ، علی ( ع ) آن خطابه‏ها را بالبدیهه‏ و بدون یادداشت و پیشنویس انشاء می‏کرد ، و مردم هم الفاظ آنرا می‏گرفتند و هم عملا از آن بهره‏مند می‏شدند ”
گواهی دانشمند خبیر و متتبعی مانند مسعودی می‏رساند که خطابه‏های علی چه‏ قدر فراوان بوده است ، در نهج البلاغه تنها 239 قسمت به نام خطبه نقل‏ شده است ، در صورتیکه مسعودی چهارصد و هشتاد و اندی آمار می‏دهد و به‏ علاوه اهتمام و شیفتگی طبقات مختلف را بر حفظ و ضبط سخنان مولی می‏رساند

سید رضی و نهج البلاغه

سید رضی شخصا شیفته سخنان علی ( ع ) بوده است ، او مردی ادیب و شاعر و سخن شناس بود ، ثعالبی که معاصر وی بوده درباره‏اش گفته است : ” او امروز شگفت‏ترین مردم عصر و شریفترین سادات عراق است و گذشته‏ از اصالت نسب و حسب به ادب روشن و فضل کامل آراسته شده است . . . او از همه شعرای آل ابی الب برتر است با اینکه آل ابی طالب شاعر برجسته فراوان دارند ، اگر بگویم در همه قریش‏ شاعری به این پایه نرسیده است دور از صواب نگفته‏ام ” ( 1 ) . سید رضی به خاطر همین شیفتگی که به ادب عموما و به کلمات علی ( ع ) خصوصا ، داشته است بیشتر از زاویه فصاحت و بلاغت و ادب به سخنان مولی‏ می‏نگریسته است ، و به همین جهت در انتخاب آنها این خصوصیت را در نظر گرفته است ، یعنی آن قسمت‏ها بیشتر نظرش را جلب می‏کرده است که از جنبه بلاغت برجستگی خاص داشته است ، و از این رو نام مجموعه منتخب‏ خویش را ” نهج البلاغه ” نهاده است ، و به همین جهت نیز اهمیتی به‏ ذکر ماخذ و مدارک نداده است ، فقط در موارد معدودی به تناسب خاصی نام‏ کتابی را می‏برد که آن خطبه یا نامه در آنجا آمده است
در یک مجموعه تاریخی و یا حدیثی در درجه اول باید سند و مدرک مشخص‏ باشد وگرنه اعتبار ندارد ، ولی ارزش یک اثر ادبی در لطف و زیبایی و حلاوت و شیوائی آن است . در عین حال نمی‏توان گفت که سید رضی از ارزش‏ تاریخی و سایر ارزشهای این اثر شریف غافل و تنها متوجه ارزش ادبی آن‏ بوده است
خوشبختانه در عهدها و عصرهای متاخرتر افراد دیگری در پی گرد آوری اسناد و مدارک نهج البلاغه برآمده‏اند ، و شاید از همه مشروحتر و جامعتر کتابی است به نام  نهج‏ السعاده فی مستدرک نهج البلاغه ” که در حال حاضر بوسیله یکی از فضلای‏ متتبع و ارزشمند شیعه عراق به نام محمد باقر محمودی در حال تکوین است ، در این کتاب ذی قیمت مجموعه سخنان علی ( ع ) اعم از خطب ، اوامر ، کتب و رسائل ، وصایا ، ادعیه ، کلمات قصار جمع آوری شده است این کتاب‏ شامل نهج البلاغه فعلی و قسمت‏های علاوه‏ای است که سید رضی آنها را انتخاب‏ نکرده و یا در اختیارش نبوده است و ظاهرا جز قسمتی از کلمات قصار ، مدارک و ماخذ همه بدست آمده است . تاکنون چهار جلد از این کتاب چاپ‏ و منتشر شده است
این نکته نیز ناگفته نماند که کار گردآوری مجموعه‏ای از سخنان علی ( ع ) منحصر به سید رضی نبوده است ، افراد دیگری نیز کتابهایی با نام‏های‏ مختلف در این زمینه تالیف کرده‏اند . معروف ترین آنها ” غرر و درر آمدی ” است که محقق جمال الدین خوانساری آن را به فارسی شرح کرده است‏ و اخیرا به همت فاضل متتبع عالیقدر آقای میر جلال الدین محدث ارموی ، از طرف دانشگاه تهران چاپ شده است
” علی الجندی ” رئیس دانشکده علوم در دانشگاه قاهره در مقدمه‏ای که‏ بر کتاب ” علی بن ابی طالب ، شعره و حکمه ” نوشته است ، چند کتاب و نسخه از این مجموعه‏ها نام می‏برد که برخی از آنها به صورت خطی مانده است‏ و هنوز چاپ نشده است ، از این قرار : 1 – دستور معالم الحکم ، از قضاعی صاحب الخطط

 ” نثراللئالی ” این کتاب به وسیله یک مستشرق روسی در یک جلد ضخیم ترجمه و منتشر شده است .3 – ” حکم سیدنا علی ( ع ” نسخه خطی در دارالکتب المصریه

دو امتیاز کلمات امیرالمومنین ( ع ) از قدیم‏ترین ایام با دو امتیاز همراه بوده‏است و با این دو امتیاز شناخته می‏شده است : یکی فصاحت و بلاغت ، و دیگر چند جانبه بودن و به اصطلاح امروز چند بعدی بودن . هر یک از این دو امتیاز به تنهایی کافی است که به کلمات علی ( ع ) ارزش فراوان بدهد ، ولی توام شدن این دو با یکدیگر یعنی اینکه سخنی در مسیرها و میدانهای‏ مختلف و احیانا متضاد رفته و در عین حال کمال فصاحت و بلاغت خود را در همه آنها حفظ کرده باشد ، سخن علی ( ع ) را قریب به حد اعجاز قرار داده‏ است و به همین جهت سخن علی در حد وسط کلام مخلوق و کلام خالق قرار گرفته‏ است و درباره‏اش گفته‏اند : ” فوق کلام المخلوق و دون کلام الخالق ” ! زیبایی این امتیاز نهج البلاغه برای فردی که سخن شناس باشد و زیبایی سخن را درک کند نیاز به توضیح و توصیف ندارد ، اساسا زیبایی درک کردنی است‏ نه وصف کردنی . نهج البلاغه پس از نزدیک چهارده قرن برای شنونده امروز همان لطف و حلاوت و گیرندگی و جذابیت را دارد که برای مردم آنروز داشته‏ است ، ما نمی‏خواهیم در مقام اثبات این مطلب برآئیم ، به تناسب‏ بحث و گفتگویی درباره تاثیر و نفوذ سخن علی در دلها و در برانگیختن‏ اعجابها که از زمان خود آنحضرت تا امروز با این همه تحولات و تغییراتی‏ که در فکرها و ذوقها پیدا شده ، ادامه دارد ، انجام می‏دهیم و از زمان خود آنحضرت آغاز می‏کنیم

یاران علی ( ع ) خصوصا آنان که از سخنوری بهره‏ای داشتند شیفته سخنانش‏ بودند ، ابن عباس یکی از آنهاست . ابن عباس آنچنانکه ” جاحظ ” در ” البیان و التبیین ” نقل می‏کند خود خطیبی زبردست بوده است ( 1 ) . وی اشتیاق خود را به شنیدن سخنان علی ( ع ) و لذت بردن خویش را از سخنان نغز آن حضرت کتمان نمی‏کرده است ، چنان که هنگامی که علی ( ع ) خطبه معروف شقشقیه را انشاء فرمود ابن عباس حضور داشت ، در این بین ، مردی از اهل سواد کوفه نامه‏ای که مشتمل بر مسائلی بود به دست آن حضرت‏ داد و سخن قطع شد . علی علیه السلام پس از قرائت آن نامه با آنکه ابن‏ عباس تقاضا کرد سخن را ادامه دهد ادامه نداد ، ابن عباس گفت هرگز در عمر خود از سخنی متاسف نشدم آنچنانکه بر قطع این سخن متاسف شدم . ابن عباس در مورد یکی از نامه‏های کوتاه علی که به عنوان خودش صادرشده می‏گوید : ” بعد از سخن پیامبر اکرم ( ص ) از هیچ سخنی به اندازه‏ این سخن سود نبردم ” ( 2 ) . معاویه بن ابی سفیان که سرسخت ترین دشمنان وی بود به زیبایی و فصاحت‏ خارق العاده سخن او معترف بود

محقن بن ابی محقن به علی ( ع ) پشت می‏کند و به معاویه رو می‏آورد و برای این که دل معاویه را که از کینه علی ( ع ) می‏جوشد خرسند سازد گفت : از نزد بی زبانترین مردم به نزد تو آمدم . آنچنان این چاپلوسی مشمئز کننده بود که خود معاویه او را ادب کرد . گفت : وای بر تو ! علی بی زبانترین افراد است ؟ ! قریش پیش از علی از

فصاحت آگاهی نداشت ، علی به قریش درس فصاحت آموخت

تاثیر و نفوذ

آنان که پای منبر او می‏نشستند سخت تحت تاثیر قرار می‏گرفتند ، مواعظ وی دلها را می‏لرزانید و اشکها را جاری می‏ساخت ، هنوز هم کدام دل است که‏خطبه‏های موعظه‏ای علی ( ع ) را بخواند و یا گوش کند و بلرزه در نیاید ، سید رضی پس از نقل خطبه معروف ” الغراء ” ( 1 ) می‏گوید : وقتی که علی‏ ( ع ) این خطابه را القا کرد بدنها لرزید ، اشکها جاری شد ، دلها به طپش‏ افتاد ! همام بن شریح از یاران وی است ، دلی از عشق خدا سرشار و روحی از آتش‏ معنی شعله‏ور داشت ، با اصرار و ابرام، از علی علیه السلام می‏خواهد سیمای‏ کاملی از پارسایان ترسیم کند علی از طرفی نمی‏خواهد جواب یاس بدهد و از طرفی می‏ترسد همام تاب شنیدن نداشته باشد لذا با چند جمله مختصر سخن را کوتاه می‏کند ، اما همام راضی نمی‏شود بلکه آتش شوقش تیزتر می‏گردد ، بیشتر اصرار می‏کند و او را سوگند می‏دهد . علی شروع به سخن کرد ، در حدود 1 . 5 صفت ( 1 ) در این ترسیم گنجانیده و هنوز ادامه داشت اما هر چه سخن علی‏ ادامه می‏یافت و اوج می‏گرفت ضربان قلب همام بیشتر می‏شد و روح متلاطمش‏ متلاطمتر می‏گشت و مانند مرغ محبوسی می‏خواست قفس تن را بشکند ، ناگهان‏ فریاد هولناکی جمع شنوندگان را متوجه خود کرد ، فریاد کننده کسی جز همام‏ نبود ، وقتی که بر بالینش رسیدند قالب تهی کرده و جان به جان آفرین‏

تسلیم کرده بود . علی فرمود : ” من از همین می‏ترسیدم ، عجب ! مواعظ بلیغ با دلهای‏ مستعد چنین می‏کند ؟ ! ” این بود عکس العمل معاصران علی در برابر سخنانش . اعترافات علی ( ع ) یگانه کسی است بعد از رسول خدا که مردم به حفظ و ضبط سخنانش اهتمام داشتند . ابن ابی الحدید از ” عبدالحمید کاتب ” که در فن نویسندگی ضرب المثل‏ است . ( 1 ) و در اوایل قرن دوم هجری می‏زیسته است نقل می‏کند که گفت‏ هفتاد خطبه از خطبه‏های علی ( ع ) را حفظ کردم و پس از آن ذهنم جوشید که‏ جوشید

” علی الجندی ” نیز نقل می‏کند که از ” عبدالحمید ” پرسیدند : چه‏ چیز تو را به این پایه از بلاغت رساند ؟ گفت

حفظ کلام الاصلع ( 2 ) = ” ازبر کردن سخنان علی ” . عبدالرحیم بن نباته ضرب المثل خطبای عرب است در دوره اسلامی ، وی‏ اعتراف می‏کند که سرمایه فکری و ذوقی خود را از علی ( ع ) گرفته است . وی به نقل ابن ابی الحدید در مقدمه شرح نهج البلاغه می‏گوید : ” صد فصل از سخنان علی را حفظ کردم و به خاطر سپردم و همانها برای من‏ گنجی پایان ناپذیر بود ”

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله خواجه نصیرالدین طوسی در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله خواجه نصیرالدین طوسی در word دارای 44 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله خواجه نصیرالدین طوسی در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه مقاله خواجه نصیرالدین طوسی در word

1-1- زندگی و مذهب خواجه  
1-1-1- نام و لقب و زادگاه و اجداد خواجه نصیر:  
خواجه نصیرالدین سه پسر داشت به نامهای:  
1-1-2- مذهب و وفات خواجه نصیر:  
1-2- گشت و گزار خواجه در جغرافیای تاریخی و اجتماعی و سیاسی:  
1-3- دوران تحصیل خواجه:  
1-3-1- استادان خواجه نصیر:  
اما اساتید خواجه:  
و از مشایخ روایت خواجه:  
1-3-2- فضلای معاصر خواجه نصیر:  
1-4- شاگردان خواجه:  
1-5- شخصیت علمی خواجه:  
1-5-1- تألیفات خواجه نصیر:  
1-5-2- بنای رصدخانه:  
1-6- شخصیت سیاسی و اخلاقی خواجه:  
1-6-1- دینداری و سیاستمداری خواجه نصیر:  
1-6-2- اخلاق خواجه نصیر:  
1-7- داوری تاریخ درباره خواجه:  
منابع و مآخذ :  

بخشی از منابع و مراجع پروژه مقاله خواجه نصیرالدین طوسی در word

[1] – مجتبی مینوی، اخلاق ناصری، ج 10

3 – ر.ک: مدرسی زنجانی، محمد، سرگذشت و عقاید فلسفی خواجه

4 – تصحیح و توضیح اخلاق ناصری

5 – الکتبی، ابن شاکر، فوات الوفیات

6 –  احوال و آثار خواجه

7 – تاریخ فلاسفه ایرانی

 

1-1- زندگی و مذهب خواجه

1-1-1- نام و لقب و زادگاه و اجداد خواجه نصیر

اسم او را محمد گذاشتند و کینه ابوجعفر و لقب نصیرالدین هم بعدها بر نام و نام پدر و جدش افزوده شد، و بدین جهت در کتب به نام ابوجعفر نصیرالدین محدبن محمدبن حسن طوسی، یا مختصراً خواجه نصیرالدین طوسی مذکور است.[1]

 دسته‎ای از دانشوران او را خاتم فلاسفه و گروهی او را عقل حادی عشر و گروهی دیگر او را استاد البشر نام نهاده‎اند.[2]

خانواده نصیرالدین طوسی، برحسب اقوال عده‎ای از مورخین اصلاً از جهرود بوده‎اند، که آن زمان از توابع ساوه حصوب می‎شد، اما امروزه جزء ناحیه قم است. این خانواده در طوس سکنی گرفته بودند و نیرالدین در طوس بدنیا آمده و آنجا بزرگ شده و بدین سبب مشهور به طوسی[3] گردیده است.[4]

اغلب مورخان عقیده دارند، که خواجه طوسی در روز شنبه، یازدهم جمادی‎الاول سال 597 هـ.ق، مطابق 1250 میلادی هنگام  طلوع آفتاب متولد شده است.[5]

پدرش محمدبن حسن نام داشته و از مردم تحصیل کرده و تربیت شده آن عهد بوده و اهل علم و تدریس و روایت و درایت بوده است.[6]

خواجه نصیرالدین سه پسر داشت به نامهای

صدرالدین علی، اصیل‎الدین حسن، فخرالدین احمد. صدرالدین علی که بزرگترین اولاد خواجه بود، مردی دانشمند و در زمان حیات پدر متولی امور رصدخانه  مراغه بوده و در علم نجوم دست داشته، و پس از مرگ خواجه بیشتر کارها و مناسب پدر را به دست آورده بود و متصی آن مشاغل گردیده[7] و تا مدتی بعد از خواجه ریاست رصدخانه مراغه را داشته است

صدرالدین علی دختر عمادالدین ابوالفداء قهستانی (متوفی 666) پادشاه قهستانی را، که به «قهستانیه» معروف بود، به ازدواج درآورده بود

 تاریخ وفات صدرالدین علی بدست نیامده ولیکن معلوم است که او زودتر از برادران خود درگذشته است.[8]

اصیل‎الدین ابومحمد حسن، پسر دومی خواجه است و هنگام توقف خواجه در الموت و میمون دژ در خدمت پدرش بوده و پس از تسلیم خود شاه با پدر و موفق الدوله و رئیس الدوله و چند نفر از بزرگان از قلعه به زیر آمده و به اردوی هلاکو پیوسته بود

وی مانند پدرش در سیاست و اداره امور حکومت دخیل و در زمان حیات پدر و بعد از مرگ او متصدی مشاغل مهمه بوده است

پایان زندگی او را مورخان مختلف نوشته‎اند: در دره‎الاخبار ذکر شده که در نیکونامی جهان را وداع گفت.[9]

ابوالقاسم فخرالدین  احمد کوچکترین اولاد خواجه، اصلش از طوس و مولدش مراغه بوده است. وی فا ضی حکیم و منجی بی‎نظیر و متولی موقوفات بوده. مردی نیک‎سیرت و خوش سیما و سخی و شیرین گفتار و نیکو اخلاق بوده است.[10]

فخرالدین در زمان وزارت پدر مرتبه و حرمت و قدرت زایدالوصفی یافته بود. او مردی بسار فطن و داهی بوده است، در تاریخ وفات فخرالدین احمد مانند برادرش اصیل‎الدین اختلافست. مؤیداین گفته قول ابن الفوطی در تلخیص مجمع‎الآداب است که در شرح حال فخرالدین گوید: «او در سیواس از بلاد روم در روز یکشنبه 21 ذیحجه سال (700) به قتل رسیده و نعش او به مراغه نقل و نزدیک گور برادرش دفن گردیده است.»

ولیکن بعضی دیگر واقعه قتل او را در سال 729 نوشته‎اند و ابن الفوطی هم در چند جای دیگر از همان کتاب ضمن شرح حال اشخاصی استرداد گفته که خواجه فخرالدین احمد در رمضان 719 وارد بغداد شده است

پس وی تا این تاریخ در قید حیات بوده و با آنکه این تاریخ را ابن‎الفوطی چند مرتبه در چند جای از کتاب خود تکرار کرده، چون این قول با تصریح خود او در ترجمه حال فخر‎الدین احمد که گفته در سال 700 به قتل رسیده مخالف است ظاهراً اشتباه است.[11]

1-1-2- مذهب و وفات خواجه نصیر

دانشمندان و اصحاب تاریخ شک ندارند در این که،‌ خواجه شیعی مذهب بوده است و بیشتر بر این‎اند که دروازه امامی بوده، و در اغلب کتابهای کلامی خود به دروازه امام و وجوب عصمت آنها اشارت دارد.[12]

با آنکه خواجه در ترویج آئین شیعه کوشش می‎کرده و به زبان و قلم در پیشرفت مذهب امامیه سعی می‎نموده، باز، با کلیه‌فرق اسلامی به مهر و محبت رفتار می‎کرده، و به قدری که در قدرت داشت از پیش‎آمدها و سختی‎ها که متوجه عمومی مسلمین می‎شده جلوگیری می‎نموده، و پیوسته از تعصبهای خشک مذهبی دوری می‎کرده و همیشه پیرو حق و حقیقت بوده، و علمای شیعه همگی او را به دیانت و ترویج مذهب و  وتاقت در نقل حدیث توصیف کرده و با تجلیل بسیار از او نام برده و رئیس اسلام و مسلمینش خوانده‎اند، و هیچ کس از اسماعیلی بودن او و یا تأیید آئین باطنیه کردن را در تألیفاتش سخنی نرانده و همه او را امامی مذهب و از زعمای شیعه اثنی عشیریه دانسته‎اند.[13]

بالاخره خواجه بزرگوار پس از یک عمر پرماجرا و زندگی سراسر حادثه و در عین حال بسیار درخشان و زحمات طاقت‎فرسای خارق‎العاده، در راه نگهبانی میراث اسلامی و معارف بشری و خدمات برجسته و صادقانه به ملت و اسلام و عموماً و ایرانیان، خصوصاً دانشمندان و حامیان و ناقلان علوم و فنون عقلی و نقلی و تألیف و تصنیف و ترجمه و تحریر 168 کتاب بزرگ و متوسط و کوچک در تمامی رشته‎های علمی و فنی و به خصوص تأسیس نخست آکادمی علوم انسانی و معارف بشری؛ سرانجام در سال 672 هـ.ق که برای سومین بار وارد بغداد شده بود که در سن 75 سالگی در روز دوشنبه هیجدهم ذیحجه برابر سال 643 یزدجردی و مطابق ژون سال 1274 میلادی جهان فانی را وداع گفته و در حرم کاظمین علیها‎السلام مدفون گردیده است.[14]

در جامع‎التواریخ رشیدی آمده است که: «خواجه نصیر طوسی وصیت فرمود که او را در جوار مزار فیض آثار امام بزرگوار موسی الکاظم علیه‎السلام دفن کنند، و در پایان مرقد عطر نشان جهت  او آغاز قبر کندن نمودند،‌ناگاه سردابه‎ای، کاشی کاری پیدا شد و بعد از تجسس و جستجو معلوم شد که آن گور را ناصر بالله خلیفه‌ عباسی برای خود ساخته بوده،‌ و پسرش به خلاف امر پدر او را در رصافه دفن کرده و آنجا خالی مانده بود. از غرایب اتفاقات آنکه تاریخ تمام شدن سردابه را در روی سنگی کنده یافتند که روز یازدهم جمادی‎الاولی سال 597 همان روز تولد خواجه بوده‌».[15]

و حمدالله مستوفی در تاریخ گزیده این قطعه را در تاریخ فوت وی آورده است

نصیر ملت و دیـن پــادشاه کشور فضـــل

یگانــه‎ای کــه چنــو مادر زمانــه نــزاد

به سال ششصد و هفتاد و دو به ذی‎الحجه

به روز هیجــدهم درگـذشت در بغــداد[16]

 و در جلوی لوح مزارش این آیه را نقش کرده‎اند که

«و کلبهم باسط ذراعیه بالوصید». «سوره الکهف:‌18/18»‌

«و سگشان دو دست خویش بر درگاه گشاده است».[17]

1-2- گشت و گزار خواجه در جغرافیای تاریخی و اجتماعی و سیاسی

در سال 618 هـ.ق هنگامی که خواجه در نیشابور اقامت داشت، این شهر مورد هجوم وحشیانه مغولان قرار گرفت

خواجه بعد از طی دوره سطح عالی در نیشابور، به محضر فریدالدین داماد نیشابوری رسید و کتاب اشارات ابن سینا را از او استماع کرد. وی پس از استفاده از حوزه‌درس نخبگان علم در آن سازمان، به شهر ری مسافرت می‎کند،‌و در مدت اقامت موقت خود در ری با دانشمندان بزرگی به نام برهان‎الدین محمدبن محمدبن علی قزوینی، که در ری سکونت داشت، آشنا می‎شود، آشنایی با این دانشمند بزرگ افقهای نوینی در برابر دیدگان او قرا رداده و بیش از پیش موجبات شکوفایی استعدادهای شگرف این محقق نامی را فراهم می‎سازد

بعد از شهر ری قصد سفر به اصفهان را داشت که در بین راه با فرزانه‎ای دیگر به نام (میثم بن علی بن میثم بحرانی) آشنا شد، و ابن میثم خواجه را به شهر قم دعوت کرد،‌و از وی خواست از درس ابوالسادات اسعدبن عبدالقادر استفاده نماید

خواجه بعد از شهر قم راهی اصفهان شد،‌لیکن در اصفهان استادی که بتواند از او استفاده نماید نیافت، بعد از اندک مدتی به عراق مهاجرت نمود،‌ در آنجا علم فقه را از محضر (معین‎الدین سالم) فرا گرفت، و در سال 619 هـ. موفق به اخذ درجه اجتهاد و اجازه روایت از معین‎الدین گشت

خواجه در عراق در درس اصول فقه علامه حلی حاضر شد، وی نیز متقابلاً در درس حکمت خواجه شرکت می‎نمود

سپس در موصل به محضر (کمال‎دلدین موصلی) حاضر شده و نجوم و ریاضی را از او می‎آموزد. به این ترتیب خواجه نصیر دوران تحصیل خود را پشت سر می‎گذارد

خواجه در عراق بود که اخبار تأسف‎آور حمله قوم وحشی مغول به ایران را دریافت می‎کند، ‌شنیدن این اخبار دردناک که قلب هر مسلمانی را آکنده از غم و اندوه می‎کرد، این دانشمند بزرگ را نیز آرام نگذاشته تا اینکه تصمیم به بازگشت به وطن را گرفت زیرا نمی‎توانست تحمل کند که خود در محیط آرام به سر برد،‌ ولی هموطنان و خانواده‎اش در محیط پر از آشوب و خطر باشند.[18]

خواجه در بین راه بازگشت به وطن، از شهرهای مختلف عبور کرد، تا این که به نیشابور رسید، نیشابور در آن زمان چند بار مورد هجوم قرار گرفته بود و شهر در دست مغولان بود. اما هنوز به تمامی ویران نشده بود، اکثر سکنه، شهر را ترک کرده بودند. درختان نیم سوخته و خانه‎های فرو ریخته، دل هر آزاده‎ای را به درد می‎آورد

خواجه بعد از نیشابور به طرف طوس زادگاه خویش ادامه مسیر می‎دهد، و در آنجا خانواده خود را نمی‎یابد،  خواجه خود را به قاین می‎رساند، در آنجا بعد از سالها به دیدار مادر و خواهرش موفق می‎شود. مدتی در قاین اقامت کرده و به مسایل دینی مردم رسیدگی می‎کند و اطلاعاتی نیز درباره قوم مغول بدست می‎آورد

خواجه به سال 628 هـ.ق در شهر قاین با نگرش خانم دختر فخرالدین نقاش، پیمان زناشویی می‎بندد، ‌به این ترتیب، دوره‎ای دیگر از زندگی پرنشیب و فراز خواجه آغاز می‎گردد

خواجه نصیرالدین بعد از چند ماه سکونت در شهر تاین و ازدواج در آنجا از طرف محتشم قهستان به نام ناصرالدین که مردی فاضل و کریم و دوستدار فلاسفه بود دعوت به قلعه شد. او به اتفاق همسرش به قلعه اسماعیلیان رهسپار گردید.[19]

در این مدت که خواجه نصیر در قلعه قهستان به سر می‎برد، بسیار مورد احترام و تکریم قرار می‎گرفت و آزادانه به شهر قاین رفت و آمد داشته و به امور مردم رسیدگی می‎نمود،‌ که به درخواست  میزبان کتاب تکذیب الاخلاق و حلاره الاعراق ابن مسکویه[20] رازی را از عربی به فارسی ترجمه کرده بر آن نیز مطالبی افزود و آن را اخلاق ناصری به اسم ناصرالدین نهاد. تاریخ تألیف این کتاب در حدود سال 630 تا 632 بوده است.[21]

نیز رساله معینیه را به درخواست پسر ناصرالدین محتشم در علم هیأت تحریر نمود

بعدها به عللی که یکی از آنها را مکاتبه او با خلیفه عباسی و وزیرش ابن علقمی ذکر می‎کنند، مورد قهر و سخط ناصرالدین محتشم قرار گرفت و زندانی شد، و بعداً به همراه ناصرالدین به المت و میمون دژ، نزد علاءالدین محمد، بزرگ اسماعیلیان رفت، دوران زندگی خواجه نصیرالدین در میمون دژ دوران پرباری بوده است، زیرا شرح اشارات و اساس الاقتباس و بیشتر تحریرات ریاضی او در این دوران نوشته و تصنیف شده است

خواجه حدود 26 سال در قلعه‎های اسماعیلیه به سر برد، در این دوره از زندگانی پرماجرای خویش از کتابخانه‎های غنی، اسماعیلیان بهره‎ها برد، و به علت نبوغ فکری و دانش شگرفش معروف و سرشناس گشت

در آن زمان خواجه در قلعه اسماعیلیه (قلعه الموت) پیش رکن‎الدین خورشاه، آخرین پادشاه اسماعیلی اقامت داشت تا آنکه هلاکوخان مغول در سال 645 هـ. قلاع اسماعیلی را فتح کرد و خورشاه تسلیم او شد

به نظر می‎آید که خواجه در قلاع اسماعیلیان، همچون زندانی سیاسی نگاهداری  می‎شده است

در ضمن خواجه در تسیم شدن خورشاه و جلوگیری از قتل عام علمای بزرگ اهل سنت توسط هلاکوخان، نقش به سزایی داشت.[22]

اهداف هلاکو نخست، ‌از بین بردن قدرت اسماعیلیان و تخریب قلاع آنان و سپس فتح بغداد و براندازی خلافت عباسیان بود،‌علاوه بر آن تسخیر و شام به تحریک همسر وی، آزاد ساختن مرقد مقدس مسیح از دست مسلمانان در برنامه وی منظور شده بود.[23]

در سال 655 هـ. سپاهیان مغول، بغداد را محاصره کردند و پس از نبرد کوچکی وارد شهر شدند. به این ترتیب حکومت 524 ساله عباسیان با قتل خلیفه وقت «مستعصم» در چهارم صفر 656 هـ. پایان یافت

هلاکو مدافه را به پایتختی خود برگزید و خواجه نصیرالدین طوسی را مأمور بنای رصدخانه‎ای در مراغه نود. وی که ملقب به «سلطان‎المحققین» بود. برای اداره امور رصدخانه افرادی را از نقاط گوناگون: دمشق، قزوین و موصل، برای همکاری فراخواند.[24]

در موقعی که بغداد به دست لشگریان تاتار مفتوح گردید،‌ عده‌ بسیار زیادی از عامه مردم تلف شدند و بسیاری از خواص دستگاه خلافت از امرا و اعیان نیز به قتل رسیدند. در این فتحها و چپاولها و سوختنها و کشتنها چون چند نفر فاضل و اهل علم در دستگاه سلطان مغول بودند، علاوه بر این که عده‎ای از اهل فضل و ادب را از قتل و آزار مصون داشتند، مبلغ هنگفتی از کتب را هم زا تلف شدن و سوختن نجات دادند. مثلاً در موقع فتح قلعه الموت عطاملک جوینی از هلاکو اجازه خواست که کتابخانه مشهور آن قلعه را ببیند و کتابهایی را که ربطی به دین و مذهب باطنیها ندارد جدا کرده نگاه بدارد،‌ و او هر چه از آلات رصد و اسباب نجومی و کتابهای علمی و ادبی وتاریخی آنجا یافت از قلعه بیرون آورد؛ و در فتح بغداد، بعدها در رصدخانه مراغه کتابخانه‎ای بنا کرد، که به قول مورخین، مشتمل بر چهارصد هزار مجلد بوده است.[25]

می‎توان نتیجه گرفت: خواجه زندگی را در سه مرحله سپری نموده است:‌مرحله اول،‌زندی خود را در خراسان و نیشابور و مراکز مهم علمی آن زمان به کسب علوم و معارف گذراند

و مرحله دوم زندگی او، از حمله مغول و پناه بردن او در قلاع اسماعیلیان آغاز گردید

و مرحله سوم، از زمانی آغاز شد، که از قلعه الموت بیرون آمد، و قبول سمت وزارت هلاکو را نمود و در این مرحله بود،‌ که او توانست از خطر هجوم مغول و ویرانی آن بکاهد و حتی از آنان در جهت آبادانی و بلاد اسلامی بهره گیرد

1-3- دوران تحصیل خواجه


[1] – مجتبی مینوی، اخلاق ناصری، مقدمه چاپ، ص 15؛ ر.ک: الامین محسن، اعیان الشیعه، ج 10، ص 136، ر.ک: احمد جوادی ‎- کامران فانی‎- بهاءالدین خرمشاهی،‌ دایره‎المعارف تشیع، ج 10، ص 527 مدرس رضوی محمدتقی، احوال و آثار خواجه، ص 3؛ ابوالحسن شعرانی، کشف‎المراد، مقدمه چاپ، ص 14 طوسی محمدبن حسن، جبر و اختیار،‌ مقدمه چاپ، ص 3

[3] – قبل از آنکه مشهد بوجود آید و رونق و شهرتی حاصل کند، طوس مرکز و شهری مهم بود. فاصله این شهر از نیشابور ده فرسخ بود، از شهر طوس امروزه جز قدری از دیوار و چند برج جذاب و دو قریه کوچک چیزی بجا نمانده است؛ (مجتبی، مینوی، اخلاق ناصری، ص 15)

[4] – همان، ص 15؛ ر.ک: احوال و آثار خواجه، ص 4

[5] – ر.ک: مدرسی زنجانی، محمد، سرگذشت و عقاید فلسفی خواجه، ص 23؛ جرفادقانی، علمای بزرگ شیعه از کلینی تا خمینی، ص 61؛ حلبی علی اصغر، تاریخ فلاسفه ایرانی، ص 417

[6] – تصحیح و توضیح اخلاق ناصری، ص 15

[7] – الکتبی، ابن شاکر، فوات الوفیات،ج 2، ص 150؛ ر.ک: سرگذشت و عقاید فلسفی، ص 78

[8] – احوال و آثار خواجه، ص 68؛ ر.ک: سرگذشت و عقاید فلسفی، ص 78

[9] – ر.ک: همان،‌ص 73-69؛ برای ترجمه حال اصیل‎الدین ر.ک: به،‌ فوات‎الوفیات، ج 3، صص 252-246 سرگذشت و عقاید فلسفی، صص 79-78

[10] – همان، ص 73؛ ر.ک: سرگذشت و عقاید فلسفی، ص 80

[11] – ر.ک: احوال و آثار خواجه، صص 75-74

[12] – تاریخ فلاسفه ایرانی،‌ص 424

[13] – احوال و آ‌ثار خواجه، ص 88

[14] – مستوفی حمدالله، تاریخ گزیده،‌ص 705؛ ر.ک: احوال و آثار خواجه،‌ص 59 فوات‎الوفیات، ج 2، ص 150؛ شوشتری، نورالله، مجالس‎المومنین

[15] – احوال و آثار خواجه، صص 60-59؛ رشیدی، جامع‎التواریخ، 240، ص 558

[16] – تاریخ گزیده، ص 715

[17] – مجالس‎المؤمنین، ص 184

[20] – ابوعلی احمدبن محمدبن یعقوب الخازن مشهور به مسکویه اصلا ایرانی‌ و منذهب زردشت داشته و بعد مسلمان شده است. وی از حکما و فلاسفه و دارای تألیفات و تصنیفات مهمی است؛‌ و در صفر سال 421 هـ. در گذشته است

[21] – احوال و آثار خواجه، صص 9-8

[23] – ر.ک: نیکپور، اردشیر، یواخیم بارگها وزن (امپراطوری زرد چنگیزخان و فرزندانش)، ص 189

[24] –  ر.ک: برگزیده اخلاق ناصری، مقدمه چاپ، ص 7؛ احوال و آثار خواجه، ص 23

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله تلخیص چند کتاب پیرامون شاهنامه در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله تلخیص چند کتاب پیرامون شاهنامه در word دارای 38 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله تلخیص چند کتاب پیرامون شاهنامه در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه مقاله تلخیص چند کتاب پیرامون شاهنامه در word

مقدمه  
شاعر و پهلوان در شاهنامه / الگار دیویدسن- مترجم: دکتر فرهاد عطایی- تهران: نشر تاریخ ایران، زمستان   1378  
بلور کلام فردوسی/ رحیم رضازاده ملک- تهران: انتشارات کلبه و فکر روز، سال 1378  
قرآن و حدیث در شاهنامه فردوسی/ مجید رستنده – همدان: انتشارات مفتون همدانی، 1378  
حماسه‌ی ایران یادمانی از فراسوی هزاره‌ها / دوست خواه جلیل – تهران: نشر آگه، 1380  
فرهنگ آرایه‌های ادبی (بیان) در شاه نامه فردوسی: شامل ترکیب‌ها و عبارت‌های کنایی، استعاری، مجازی، اغراق و …/ پورانداخت برومند – تهران: نشر دیگر، 1380  
فردوسی«رمان تاریخی»/ ساتم الغ زاده- تهران: انتشارات سروش،1378  
ادبیات تطبیقی و شعر کلاسیک فارسی/ الگادیوسن ترجمه فرهاد عطایی- تهران: نشر فرزان، 1380  
بوسه برخاک پی‌حیدر/ علی‌ابوالحسنی (منذر)- تهران:  نشرعبرت، 1378  
مایه های دینی و عرفانی در شاهنامه فردوسی/ مرتضی گودرزی – تهران: انتشارات راه سبحان، 1380  
بیژن نامه  / ایرج وامقی – تهران: انتشارات سوده، 1380  
منابع:  

بخشی از منابع و مراجع پروژه مقاله تلخیص چند کتاب پیرامون شاهنامه در word

–         ابوالحسنی، علی. بوسه بر خاک پی حیدر. تهران: نشر عبرت، 1378

–         الغ زاده، ساتم. فردوسی «رمان تاریخی». تهران: انتشارات سروش، 1378

–         برومند، پوراندخت. فرهنگ آرایه‌های ادبی در شاهنامه‌ فردوسی. تهران: نشر دیگر، 1380

–         دوستخواه، جلیل. حماسه ایران یادمانی از فراسوی هزاره‌ها. تهران: نشر آگه، 1380

–         دیوید سن، الگا. ادبیات تطبیقی  و شعر کلاسیک فارسی. تهران: نشر فروزان، 1380

–         دیوید سن، الگا. شاعر و پهلوان شاهنامه. تهران: نشر تاریخ ایران، 1378

–         رستنده، مجید. قرآن و حدیث در شاهنامه‌ فردوسی. همدان: انتشارات مفتون همدانی، 1378

–         رضازاده ملک، رحیم. بلور کلام فردوسی. تهران: انتشارات کلبه و فکر روز، 1378

–         گودرزی، مرتضی. مایه‌های دینی و عرفانی در شاهنامه فردوسی. تهران: انتشارات راه سبحان، 1380

–         وامقی، ایرج. بیژن نامه. تهران: انتشارات سوده، 1380

مقدمه

سالهای سال است که از مرگ خداوندگار خرد و آگاهی می گذرد، سالهای سال است که حکیم بزرگ توس رخ در نقاب خاک کشیده است و جان نورانیش را به عالم بالا پرواز داده است، اما همانگونه که خود می گوید «نمیرم از این پس که من زنده ام… »گویی که نمرده است و هنوز هر ایرانی آزاده ای با شنیدن سخن نغزش جانی تازه می گیرد و اندیشه بلند و نیکش را ستایش می کند

گزیده حاضر نگاهی دارد به ده عنوان کتاب، که طی چند سال اخیر پیرامون فردوسی و شاهنامه انتشار یافته است، ذکر یک نکته اینجا ضروری می نماید و آن اینکه اگر مشت را نمونه خروار بدانیم باید بر افول شاهنامه پژوهشی معاصر گریست، چرا که  اکثر منابعی که ما به صورت تلخیص ذکر کرده ایم یا مشاهده دیگر عناوینی که این تحقیق بهانه ای شد تا مطالعه شود و در اینجا نیامده است این سؤال را در ذهن ایجاد می کند که راستی ماچقدر در کنه مطالب شاهنامه غور کرده ایم و به چه میزان «برره رمز معنی برده ایم» و راستی آیا حق شاهنامه و فردوسی این است؟ گاهی تألیفاتی مشاهده می شود که انسان از این که حتی نام فردوسی بر پشت آنها حک شده است شرمسار می شود. به امید روزی که شاهنامه پژوهشی بی هیچ غرضی در خدمت تجلی اندیشه والای فردوسی درآید


شاعر و پهلوان در شاهنامه / الگار دیویدسن- مترجم: دکتر فرهاد عطایی- تهران: نشر تاریخ ایران، زمستان   1378

این اثر مقدمه مترجم، پیشگفتار و مقدمه مولف و نه فصل را شامل می‌گردد. در مقدمه مترجم، او پس از توضیحی کوتاه پیرامون فردوسی و شاهنامه به شیوه‌ی پژوهش پروفسور دیویدسن اشاره می‌کند و بیان می‌دارد که او معتقدست اتکا به منابع مکتوب به تنهایی نمی‌تواند ما را به شاهنامه‌ی فردوسی رهنمون گردد. به اعتقاد او، بر اساس شواهد خود شاهنامه و شواهد بیرونی، فردوسی بخش مهمی از شاهنامه‌اش را از منابع شفاهی گرفته و خود روایات را حین اجرای نقالی دیده و شنیده است

در پیشگفتار، اینگونه بیان می‌کند که موضوع اساسی کتاب این است: که «چگونه می‌توان یک شکل از ادبیات کلاسیک را تداوم یک سنت شفاهی پیشین دانست؟» دیویدسن معتقدست که شاعر در این کتاب در حقیقت به مفهوم پادشاهی اعتبار می‌بخشد بدینصورت که شاعر پا پروردن و اعتبار بخشیدن به پهلوان از او پاسبانی برای تخت شاهی و شاهنشاه می‌سازد پس شاعر قوام بخش و اعتبار دهنده به مفهوم شاهنشاهی است در مقدمه شاعر (که خود فردوسی ست) و پهلوان (رستم، کسیکه در ذهن ما شخصیت‌های حماسی و اساطیری را تداعی می‌نماید) را محور اصلی کتاب حاضر بر می‌شمرد

نویسنده معتقدست که منظور اصلی این کتاب نه زندگی نامه‌ی شخصی فردوسی است و نه «تاریخی» که می‌توان از خلال شاهنامه نگاشت. بلکه منظور شعری‌ست که زندگی شاعر نمونه‌ی آن است و داستانی‌ست که شاعر روایت می‌نماید آن هم شعری که آمیز‌ه‌ای است از تاریخ و اسطوره

در مورد رستم با شخصیتی روبرو هستیم که مخلوق شاعرانه‌ای از نوع اساطیر به نظر می‌آید، نه یک واقعیت تاریخی

همچنین نویسنده اذعان می‌دارد که در این تحقیق نظری مخالف نظر نولدکه و سایر متخصصان ایران شناسی – که روایات رستم را خارجی و یا داخل شده در سنت پادشاهان می‌دانند – مطرح می‌گردد

در ادامه‌ی مقدمه با نگاهی اجمالی به نکات برجسته‌ی چهار سلسله‌ی امپراتوری ایران قبل از اسلام یعنی پیشدادیان، کیانیان، اشکانیان و ساسانی بیان می‌کند که دو سلسله‌ی اول، بخصوص اول، ریشه در اساطیر دارند و دودمان بعدی، تاریخی‌اند

در فصل یک، پیرامون اعتبار فردوسی که خالق تنها حماسه ملی معتبر ایران است به بحث می‌پردازد و به سخن ژول مول در این باره اشاره می‌نماید که ماهیت شاعر و پهلوان را نشان می‌دهد. ژول مول می‌نویسد: فردوسی چنان تجلیلی از زندگی رستم کرده است که دیگر هیچ نویسنده ایرانی نمی‌تواند پس از او اینگونه در این باره قلم بزند

«فصل دوم درباره‌ی « اعتبار شاهنامه فردوسی» است. و در اثبات اعتبار شاهنامه به بقای آن استدلال می‌نماید و معتقدست که برای مشخص شدن برتری فردوسی بر سایر سرایندگان حماسه ملی نیازی نیست ضوابط امروزی شعری خود را به کار گیریم بقای شاهنامه‌ی فردوسی نشانه‌ای روشن بر برتری فردوسی و شاهنامه‌اش بر سایر شاهنامه‌هاست و بقای آن باعث شد، تا هیچ کس برای بازگویی روایت شاهنامه طبع آزمایی نکند

«میراث شعر شفاهی» فردوسی فصل سوم را تشکیل می‌دهد. در این فصل مولف بیان می‌کند که شاهنامه‌ی فردوسی ادامه‌ی سنت شفاهی در کسوت مکتوب است اما مستقل، و نشانه‌ی بسیار مهم مستقل بودن نقالان از شاهنامه‌ی فردوسی را در مطالب زیادی می‌داند که در سنت روایات شفاهی هست در حالی که در هیچ یک از ادبیات حماسی شناخته شده وجود ندارد

در فصل چهارم که عنوان آن «کتاب شاهان، حماسه‌ی پهلوانان» است و مولف در اینجا بر این باورست که این دو گانگی می‌تواند در قالب نوعی سنت داستانسرایی وجود داشته باشد، سنتی که باورهای مردم درباره‌ی شاهان را با باورهای پهلوانان به هم می‌آمیزد. در این فصل به تمایز این دو مقوله و روشنفکری پیرامون هر یک پرداخته می‌شود

و فصل پنجم با عنوان «شاه و پهلوان»  تا حدی ادامه‌ی فصل گذشته است بر سازگاری مفهوم ایرانی «کتاب شاهان» با «حماسه‌ی پهلوانان» تأکید می‌کند و تلفیق حکایات پادشاهان داستان‌های پهلوانان، بخصوص رستم، در عهد ساسانیان و حتی قبل از آنان، در زمان اشکانیان، را به سنتی ملی تعبیر می‌نماید و در ارائه‌ی این استدلال، جزئیات بیشتری را از اساطیر یونان باستان درباره‌ی رابطه‌ی بین اریستئوس به عنوان پادشاه و هرکول به عنوان پهلوان اضافه می‌نماید

«رستم، پاسدار حکومت» موضوع فصل ششم است در این فصل از رستم به عنوان پاسدار حکومت یاد می‌کند و در بررسی موضوع رستم او را جزئی جدایی ناپذیر از خود مفهوم پادشاهی می‌داند که به تنهایی فتنه را دور می‌کند و در دفاع از تاج و تخت موظف به حمایت از پادشاه‌ست حتی اگر شاه، او را برسر جمعیت و در حضور همگان سرد و بی آبرو کرده باشد. همانطور که خود نیز بر تاج بخشی‌اش اذعان می‌دارد

به درشد به خشم‌اندر آمد به رخش

منم گفت شیر اوژن و تاج بخش

فصل هفتم «موضوع پدری پیشرس و نارس در داستان رستم و سهراب»‌است در این فصل مولف بعد از گزارشی به اجمال از داستان رستم و سهراب، به داوری می‌نشیند. و معتقدست که رستم فقط کاری را که مجبور به انجام آن بود، کرد زیرا هر چه باشد او مدافع تاج و تخت ایرانی‌ست و باید پیوسته متناسب با عنوان خود، تاج بخش، عمل کند، اگر چه شایستگی لازم جهت شاهی را داراست

هشتمین فصل («دیوسکوریسم» بین پدر و پسر، سرمشقی برای اقتدار در شاهنامه) است

است. واژه‌ی دیوسکوریسم از نام یونانی Dioskouroi به معنی «فرزندان آسمان» گرفته شده و به دو قلوهای ملکوتی گفته می‌شود که در اساطیر و آیین یونانی به کاستر و پلی دیوکس معروفند. او نوعی مکمل بودن را در رفتار دوقلوها می‌یابد؛ اگر یکی تمایل به ستیزه جویی و جنب و جوش دارد، دیگری منفعل و کم تحرک است و در این مبحث بر همین جنبه‌ی پدر و پسر بحث شده است

«بزم و رزم» به عنوان فصل پایانی‌ست که مولف آنها را بهترین مناسبت برای شاعر و پهلوان بر می‌شمرد در شاهنامه معمولاً پهلوانان شخصیت‌هایی هستند، جنگجو که به دو کار علاقه‌ی خاص دارند: بزم و رزم

بزم قالبی است برای بازگو کردن داستان ماجراجویی‌های رزم آوران یعنی جنگیدنشان، و این قالب بهترین مناسبت است برای بیان اقتدار شاهانه از طریق قابلیت‌‌های پهلوانی و مهارتهای شاعرانه

در سخن پایانی، مولف تلاش فردوسی را تلاش شاعرانه‌ای بر می‌شمرد که یک بار دیگر و بطور کامل حماسه‌ی پهلوانان را با کتاب شاهان در هم در آمیخته و وحدت هنرمندانه حاصل از این در آمیختن مدیون کهن‌ترین سنت‌های اساطیری است که بازگو می‌کنند چگونه یک پهلوان، فر پادشاه ولی نعمت خود را نجات داده است

بلور کلام فردوسی/ رحیم رضازاده ملک- تهران: انتشارات کلبه و فکر روز، سال 1378

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله انواع قید و ضمیر در تاریخ بیهقی در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله انواع قید و ضمیر در تاریخ بیهقی در word دارای 48 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله انواع قید و ضمیر در تاریخ بیهقی در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه مقاله انواع قید و ضمیر در تاریخ بیهقی در word

مقدمه            2-
فصل اول : کلیات
زندگی‌نامه ی بیهقی          
نثر بیهقی           
اهمیت پژوهش دستوری در تاریخ بیهقی         
روش کار           
فصل دوم
تعاریف قید        
انواع قید از لحاظ ساختار            14-
اقسام قید از جهت معنی و مفهوم          28-
قید در تاریخ بیهقی             31-
فصل سوم
تعاریف ضمیر          33-
انواع ضمیر              46-
فصل چهارم
منابع و مآخذ         

بخشی از منابع و مراجع پروژه مقاله انواع قید و ضمیر در تاریخ بیهقی در word

 1- ابوالقاسمی، دکتر محسن ، دستور تاریخی زبان فارسی ،  انتشارات سمت ، تهران ،      

2- ناتل خانلری ، دکتر پرویز ، تاریخ زبان فارسی ، جلد اول ، فرهنگ نشر نو، تهران ، 

3- انوری / احمدی گیوی ، دکتر حسن ، دستورزبان فارسی (2) ، موسسه انتشارات فاطمی،  چاپ شانزدهم،

4- قریب / ملک الشعرای بهار/ فروزانفر/ همایی / یاسمی ، عبدالعظیم / محمد تقی / بدیع الزمان / جلال الدین /رشید، دستورزبان فارسی ( پنج استاد) چاپ ششم ، تهران ،

5- سلطانی گرد فرامرزی ، دکتر علی ، از کلمه تا کلام ، انتشارات مبتکران ، چاپ پنجم ، تابستان

6- ارژنگ ، غلامرضا ، دستورزبان فارسی امروز، نشر قطره ، چاپ اول

7- سمیسا ، دکتر سیروس ، سبک شناسی نثر، نشر میترا ، چاپ دوم ، پاییز

8- تاریخ بیهقی ، ابوالفضل محمدبن حسین ، به کوشش خطیب رهبر، دکتر خلیل ، نشر مهتاب ، چاپ دهم

9- گفتارهایی درباره دستور زبان فارسی ، ترجمه ونگارش، دکتر خسرو فرشیدورد، موسسه انتشارات امیرکبیر، چاپ سوم ، تهران ، 1380

زبان چیست؟

زبان بهترین وسیله ای است که اندیشه ها را به هم پیوند می دهد وآدمی به یاری آن، راز درون خویش را باز می‌گوید و با دیگران رابطه برقرار می کند. بدین ترتیب زبان محور تمام پیشرفت‌های مادی ومعنوی جهان است، اما باید دانست که محدوده ی زبان بسی عام تر از سخن گفتن است. هر قوم و ملتی به همان اندازه که مرزهای زندگی مادی وتفکرمعنوی خود را گسترش می‌دهند، زبان خود را تواناتر وعمرآن را درازتر می سازند

زبان را به شهر تشبیه کرده اند. اهل زبان به منزله ی  ساکنانی هستند که در شهری زندگی می‌کنند و در خانه ها و عمارات آن مامن می گزینند. عمارات این شهر همه به دست معمارانی طراحی وساخته شده است که همانا    متفکران و شعرا ونویسندگان آن زبانند. معماران زبان فارسی شاعران ونویسندگان بزرگی چون فردوسی، بیهقی،  سنایی، مولوی، حافظ وصدها شاعر ونویسنده دیگر بوده اند

 دستور زبان

دستور زبان به توصیف ساختار صوری زبان، با توجه به ویژگیهای معنایی آن می پردازد. چگونگی ساختمان واژه ها را نشان می دهد، روابط درون گروهی  گروه های اسمی را توضیح می دهد و نقش کلمه یا گروه کلمات را در درون جامعه بیان می دارد، و بالاخره چگونگی رابطه بین جمله‌هایی را که در ساختمان یک جمله مرکب بکار رفته اند، مشخص می کند

به سخن دیگر، دستورزبان، کلیه قواعد ونظام های ساختمانی قالب های گفتاری گونه‌ی مشخصی از یک زبان را در دوره های خاص، بر اساس نظریه ای مشخص با نظامی هماهنگ مورد پژوهش قرار می دهد

 

زندگی نامه ی بیهقی

ابوالفضل بیهقی به سال 385 هجری در حارثا باد بیهق دیده به جهان گشود. خانواده‌ی بیهقی دودمانی نژاده بود وپدرش حسین از خواجگان، به شمار می آمد وبا بزرگان عصر نشست وبرخاست داشت. از آغاز زندگی بیهقی آگاهی چندانی نداریم. پژوهندگان می گویند: در نیشابور به دانش آموزی پرداخت وچون به روزگار نوجوانی رسید در دیوان رسالت سلطان محمود غزنوی که ادیب بزرگی چون بونصر مشکان ریاست آن را برعهده داشت، با سمت شاگردی به دبیری پرداخت. بونصر مشکان، استاد بیهقی، به شاگرد شایسته ی خود به دیده عنایت نگریست. بیهقی ازبخت نیک نوزده سال زیر نظر استاد خود، بونصر مشکان در دیوان رسالت به دبیری اشتغال داشته ودر این فرصت مغتنم، آداب نویسندگی را از استاد، به کمال فرا گرفته است وسرآمد همه دبیران رسالت شد. اواخر عهد غزنویان ( جانشینان مسعود وطغرل کافر نعمت) به زندان افتاد ودر دوره خانه نشینی وعزلت کتابی در مقامات محمودی ومسعودی نگاشت که به ” تاریخ بیهقی” معروف است

وی سرانجام در سال 470 هجری روی در نقاب خاک کشید واثری جاودانه به یادگار نهاد

             نمیرم از این پس که من زنده ام               که تخم سخن را پراکنده ام

                                                                                                                          « فردوسی»

نثر تاریخ بیهقی

نثر این کتاب بینابین است یعنی هم همان صلابت وفخامت وسادگی واستواری وپارسی مداری عهد سامانی و غزنوی را دارد وهم مختصاتی از نثر درحال نضج  فنی در آن است، یعنی آمیختگی نظم ونثر را دارد که درعهد قبل مرسوم نبود، شعر عربی وضروب الامثال عربی آورده است. آیه وحدیث هم دارد. تاریخ بیهقی از شاهکارهای نثر فارسی است

یکی از محسنات تاریخ بیهقی این است که توانسته است جزئیات مطالب را بنویسد و مقصود را به خوبی بیان نماید

سعی می کند بیان واقعه را به طریقی بیاراید که خواننده را در برابر آن واقعه قرار دهد و به تمام اجزای واقعه رهنمون کند

تاریخ بیهقی حکایات وتمثیلها واشعاری به مناسبت تاریخ وبرای شاهد مدعا و افزونی پند وعبرت آورده است. بر خلاف نثر قدیم که ذکر مطالب خارجی از قبیل استشهاد از نظم فارسی و تازی واستدلال به آیات و تمثیل بسیار نادر وکمیاب است. در بیهقی برای پرهیز از تکرار که رسم قدیمیان بود گاه قسمتی از جمله را حذف کرد. لغات زیبای فارسی و ضرب المثل های شیرین در بیهقی بسیار است وپیداست که این لغات و مثل ها در زبان محاوره‌ی آن روز مرسوم و متداول بوده است. در تاریخ بیهقی الفاظ تازی زیادتر از صدی ده نیست. لغات تازی بر همان قاعده‌ی قدیم است یعنی لغاتی است که یا فارسی ندارد و یا لغات درباری و دولتی و علمی است یا لغات دینی است یا لغاتی است که تازی آن از فارسی روان تر و ساده تر بوده است

 

اهمیت پژوهش دستوری در تاریخ بیهقی

 اگرقواعد دستوری متون فارسی از جمله تاریخ بیهقی که از شاهکارهای نثر ماست جداگانه استخراج شود، فوائد بسیاری را در بر خواهد داشت. زیرا از مقایسه قواعد کتاب هایی که در یک دوره نوشته شده‌اند دستور توصیفی آن دوره و از مقایسه قواعد دستوری ادوار مختلف دستور تاریخی فارسی تدوین خواهد شد. علاوه بر این، خصوصیات سبکی و دستوری ویژه ی هرکتاب نیز روشن خواهد گردید

قواعدی که به این ترتیب از آثاری چون تاریخ بیهقی استخراج می شود، باید هم شامل نوادر و شواذ  باشد هم شامل قواعد عام و مشترک با کتاب های دیگر. بنابراین استخراج همه‌ی قواعد دستوری بیهقی اگرچه لازم ومفید است اما آسان نیست

 

روش کار و تحقیق

 با توجه به این که تحقیق موردنظردرباره قید وضمیروبررسی جنبه های مختلف آن وجایگاه هریک از آن ها درتاریخ بیهقی است، ضرورت دیدم که درآغاز کارتامل اندکی درزندگی نامه ونثربیهقی داشته باشم واهمیت پژوهش دستوری درتاریخ بیهقی رابررسی کنم. بعدموضوع رااز دیدگاه دستورشناسان مورد توجه قرار دهم. برای این منظور کوشیده ام تا به منابع ومآخذ فراوانی مراجعه کنم که برخی ازاین منابع ارزش علمی بیشتری داشتند وبیشتر مورداستفاده قرار گرفته اند. اما از آن جایی که درمباحث دستوری اختلاف نظرهای زیادی وجود دارد، تا تکلیف این اختلاف نظرها معلوم نشود، دشواری های دستورهم کم و بیش باقی خواهد ماند

دراین تحقیق هم دربخش” قید”  وتقسیمات آن وهم دربخش” ضمیر” بایدتامل وتحقیق بیشتری کرد تا با دقت درتقسیمات و مفاهیم، ازچند گانگی به یک معیار واحد برسیم. امید است که این کارناچیز در پیشگاه شما استاد و پژوهنده ادب، مورد عنایت قرارگیرد

تعاریف قید از دیدگاه های مختلف

قید کلمه یا گروهی است که مفهومی به مفهوم فعل و نیز گاهی به مفهوم صفت یا مسند یا قید دیگر و یا مصدر می افزاید و توضیحی درباره آنها می دهد وآن ها را با مفهوم جدید مقید می کند

                                                                              « حسن انوری/ احمدی گیوی»

قیدها کلماتی هستند که چگونگی انجام گرفتن کاری را نشان می دهند یا کلماتی که زمان، مکان، مقدار، تاکید و ; را در مورد فعل روشن می سازند

                                                                                   « سلطانی گرد فرامرزی »

قید کلمه ای است که مفهوم فعل یا صفت یا کلمه ی دیگر را به چیزی از قبیل زمان، مکان، حالت و چگونگی مقید می سازد واز ارکان اصلی جمله باشد

                                                                                                  « پنج استاد »

قید کلمه ای است که مضمون جمله یا فعل یا صفت یا قید یا گروه وصفی یا قیدی یا فعلی و یا هر کلمه ی دیگر به جز اسم و جانشین اسم را مقید می کند و چیزی به معنی آن می افزاید

                                                                                          «   فرشید ورد »

 

 تقسیم قید از لحاظ ساختار

قیدهای فارسی دری از لحاظ ساختار بر چهار گونه اند.

1- بسیط (ساده) : که آن را قید مفرد نیز گویند، قیدی است که از یک واژک بیشتر نیست یعنی قابل تجزیه به اجزای زبانی نیست

“آنچه تقدیر است ناچار بباشد، در غمناک بودن بس فایده نیست” 5/

“رای خداوند سلطان به باب وی سخت خوب است” 9/

“سپس مامون فرمود تا آن ملطفه ها بیاوردند و بر آتش نهادند تا تمام بسوخت” 30/

” وایشان را ببیند ومقدمان وپیش روان نیکو خدمت کنند ” 31/

” اکنون شما بهتر دانید حسن سلیمان تعبیه ای کرد سخت نیکو” 35/

“قاضی گفت : نیک آمد وخوب می گویید وسخت به وقت است ” 37/

” اگر رای عالی بیند، مگر صواب باشد که معتمدی بتعجیل برود” 48/

گفتم:” الحق روز این صورت است” 62/

” دست به خزانه ها دراز کرده و دادن گرفته و شب و روز بنشاط مشغول شده ” 67/

“و وی از آنجا رفته است و ما هنوز به غزنین نرسیده ” 74/

” هرگز دوست دشمن نشود” 76/

” همیشه این دولت بزرگ پاینده باد” 153/

” و پیوسته او را به نامه ها مالیدی وپندها می دادی” 173/

” و چند بخشیدی شعر او وهم چنان ندیمان و دبیران و چاکران خویش را”  181/

” امیر محمود پدر من است ومن نتوانم دید که بادی تیز بر وی وزد” 184/

” هر چند غازی شراب نخوردی و هرگز نخورده بود” 192/

” کدام همت باشد برتر ازاین؟ “  195/

” امیر او را گرم بپرسید و تربیت ارزانی داشت “   199/

گفت: ” بوسهل زوزنی در میان کار است، مگر صواب باشد که بونصر مشکان نیز اندر میان باشد”  200/

2-  قیدهای مرکب: قید مرکب قیدی است که از دویا چند واژک یا واژه ساخته شده باشد. ترکیب و نسبت آنها با یکدیگر صورت های مختلفی پیدا می کند

“پس از این چون فرمان عالی دررسد فوج فوج قصد خدمت درگاه سلطان بزرگ، کنند.  3/

” امروز که نامه ی تمام بندگان بدو مورخ است” 4/

” وسواره بایستادندی و تا چاشتگاه فراخ حدیث کردندی ” 5/

” امیرمحمد روزی دوسه چون متحیری و غمناکی می بود” 5/

” دیگرروز در صفه ی تاج که درمیان باغی است، بر تخت نشست” 32/

” شما سخت بتعجیل آمده اید، بازگردید وزمانی بیاسایید” 41/

” وبوده است درروزگارش خیرخیرها ووی غافل”  63/

” همه نفرت ها زایل گشت وقرارگرفت ومرد بشادمانگی برفت”  76/

” وکتب خوانده وعواقب را بدانسته، تا لاجرم جاهش برجای بماند”  78/

” اسکندر مردی بودکه آتش وار سلطانی وی نیرو گرفت “    150/

” ومصلحت یکبارگی منقطع گشتی “     157/

” تا نیکووزشت او بی محابا با اوبازمی نماید”     158/

” وبرهمه آداب ملوک سوارشد وبی همتا آمد”   160/

” امیر علامت را می فرمود تا پیشتر می بردند وخود خوش خوش بر اثرآن می راند”    170/

” آن بودکه غوریان دررمیدند وهزیمت شدند وآویزان آویزان می رفتند”   170/

” همه شب لشکرمنصور به غارت مشغول بودند وغنیمت یافتند”   170/

” جده ی تونیکو تعبیر کرد وهمچنان راست آید”  172/

” آن دیوسوار اندر وقت تازان برفت”     174/

” مسعود زمین بوسه داد وبازگشت شادکام”      184/

     ” و یک بار و دو بار معتمدان او، این محدث و یارش آمدند و شدند”       185/

     ” بامدادان درصفه ی بزرگ بارداد و حاجبان به رسم پیش رفتند”   192/

    ” امیر یک روز چاشتگاهی بونصررا بخواند”     194/

3-گروه یا عبارت قیدی:

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله فروغ فرخزاد در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله فروغ فرخزاد در word دارای 50 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله فروغ فرخزاد در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه مقاله فروغ فرخزاد در word

کودکی  
نوجوانی و ازدواج  
جدایی  
مسافرت به اروپا  
بازگشت به ایران و وانتشار مجموعه اشعار« دیوار»  
انتشار« عصیان»  
همکاری با ابراهیم گلستان  
انتشار« تولدی دیگر»  
اقدام به خودکشی  
فروغ در آستانه فصلی سرد  
خاک پذیرنده اشارتی است به آرامش  
منابع  

بخشی از منابع و مراجع پروژه مقاله فروغ فرخزاد در word

1-    سهراب سپهری –  هشت کتاب – حجم سبز شعر«دوست» که مرثیه‌ای است در سوک فروغ

2-    حرفهایی با فروغ فرخزاد ( تهران – انتشارات مروارید ، 1356 ) ص

3-    سخنان پوران فرخزاد در مصاحبه با روزنامه‌ی کیهان ، 21 بهمن

4-    همانجا

5-    پوران فرخزاد، هفته نامه‌ی بامشاد آبان

6-     فروغ فرخزاد خاطرات سفر اروپا. مجله‌ی فردوسی سال نهم

7-    همانجا

8-    ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد( تهران: انتشارات مروارید، 1354 ) شعر« بعد از تو» ص 46 و

9- تولدی دیگر( تهران : انتشارات مروارید: 1356)شعر « آن روزها» ص 12-

10 و 11- سخنان پوران فرخزاد در مصاحبه با روزنامه کیهان، 21 بهمن

12- سخنان پدر فروغ در مصاحبه با کیهان، 24 بهمن

13- حرفهایی با فروغ ص 27 و

14- مجله زن روز اسفند

15- پوران فرخزاد – هفته نامه بامشاد شهریور

16- همانجا

17- سخنان پوران فرخزاد در مصاحبه با کیهان 24 بهمن

18- سخنان پدر فروغ در مصاحبه با کیهان 24 بهمن

19- طوسی حایری . هفته‌نامه بامشاد 12 شهریور

20- همانجا

21- پوران فرخزاد . هفته‌نامه بامشاد 26 شهریور

22- طوسی حایری ، هفته‌نامه بامشاد 12 شهریور

23 – سخنان پدر فروغ در مصاحبه با کیهان 24 بهمن

24- پوران فرخزاد هفته‌نامه بامشاد 26 شهریور

25- حرفهایی با فروغ ص 27-

26- حرفهایی با فروغ ص

27- همانجا

28 – حرفهایی با فروغ ص

29 – همانجا ص 7-

30- همانجا ص

31- فروغ فرخزاد خاطرات سفر اروپا مجله‌ی فردوسی سال نهم

32- همانجا

33 – همانجا

34- طوسی حایری هفته نامه‌ی بامشاد 12 شهریور

35- مصاحبه‌ی صدرالدین الهی با فروغ – مجله ی سپیدو سیاه اسفند

36- حرفهایی با فروغ ص

37- همانجا، ص 25-

38- همانجا، ص

39- همانجا، ص

40- همانجا، ص

41- نامه‌ی فروغ مجله‌ی خوشه، نوروز

42- نامه‌ی فروغ، مجله‌ی فرودسی ، 27 مرداد

43- حرفهایی با فروغ ص

44- م، آزاد، هفته‌نامه‌ی بامشاد 19 شهریور

45- ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد ص 92-

46- مصاحبه با فروغ مجله‌ی روشنفکر ، سال 11، اسفند

47- به نقل از مجله زن روز 16 اسفند ماه 1345 و حمید شجاعی: نام‌آوران سینما در ایران ( تهران ‌بینا، 1356)

48- نامه‌ی فروغ، آرش شماره‌ی 13 اسفند

49- نامه‌ی ت-فرخزاد مجله‌ی روشنفکر 20 آبان

50- هفته‌نامه بامشاد 30 مهر

51- حرفهایی با فروغ : ص 39-

52- مصاحبه‌ی با اصغر ضرابی با احمد شاملو مجله‌ی فرودسی فروردین

53- نامه‌ی فروغ دفترهای زمانه بهمن 1346 ص

54- مصاحبه‌ی صدرالدین الهی با فروغ. مجله‌ی سپید وسیاه اسفند

55- حرفهایی با فروغ ص 21-

56- همانجا ، صفحات : 8،57،47،48

57- مجله‌ی فردوسی 27 مرداد

58- تولدی دیگر، شعر« گذران» ص

59- همانجا ص

60- پوران فرخزاد،هفته‌نامه بامشاد، آبان

61- نامه‌ی فروغ، آرش، ش 13، اسفند

62- نامه‌ی فروغ مجله‌ی فردوسی 27 مرداد

63- نامه‌ی فروغ.مجله‌ی فرودسی 27 مرداد

64- ف- فرخزاد مجله‌ی فرودسی بهمن

65- سخنان امیرمسعود فرخزاد در مصاحبه با کیهان 24 بهمن

66- سخنان ف. فرخزاد در مصاحبه با کیهان 24 بهمن

67- م. آزاد،هفته‌نامه‌ی بامشاد 19شهریور

68- مجله زن روز 16 اسفند

69- نامه‌ی فروغ مجله‌ی خوشه نوروز

70- تولدی دیگر شعر « آن روزها» ص 15،

71- ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد، شعر« ایمان بیاوریم…» ص

72- نامه‌ی فروغ، آرش، ش 13 ،ا سفند

73- تولدی دیگر، شعر« وهم سبز» ص 121و 122

74- ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد، « ایمان بیاوریم…» ص 28 و 29

75- نامه‌ی فروغ، مجله‌ی روشنفکر 20 آبان

76- نامه‌ی فروغ مجله‌ی فرودسی 27 مرداد

77- همانجا

78- سخنان محمد فرخزاد در مصاحبه با کیهان 24 بهمن

79- خاطرات سفر اروپا. مجله‌ی فردوسی، سال نهم

80- دختر شورانگیز شعر، نوشته‌ی مسعود بهنود مجله‌ی روشنفکر اسفند

81- تولدی دیگر شعر« وهم سبز» ص

82- پرویز لوشانی،مجله‌ی سپیدوسیاه اسفند

83- ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد، شعر« ایمان بیاوریم … » ، ص 42

کودکی

بزرگ بود

و از اهالی امروز بود

و با تمام افق‌های باز نسبت داشت

و لحن آب و زمین را چه خوب می‌فهمید.(1)

هرچند فروغ گفته است:« حرف‌زدن در این مورد] شرح حال، زندگی شخصی[ به نظر من یک کار خیلی خسته‌کننده و بی‌فایده است. این واقعیت است که هر آدم که بدنیا می‌آید و بالاخره یک تاریخ تولدی دارد، اهل شهر یا دهی است، توی مدرسه‌ای درس خوانده، یک مشت اتفاقات خیلی معمولی و قراردادی توی زندگیش اتفاق افتاده که بالاخره برای همه می‌افتد، مثل توی حوض افتادن دوره‌ی بچگی یا مثلاً تقلب‌کردن دوره‌ی مدرسه، عاشق شدن دوره‌ی نوجوانی، عروسی‌کردن و از این جور چیزها.»(2) اما شناخت فراز و نشیب زندگانی هر شاعر، امر لازمی است. مخصوصاً شاعر امروز که در اشعارش جای پای لحظات زندگی شخصی‌اش کم نیست بلکه در یک چشم‌انداز بسیار زیاد هم هست. شاعر امروز روای صادق لحظات زندگانی خود و جامعه‌ای است که در آن زندگی می‌کند. بدی‌ها، خوبیها، زشتیها، و زیبائیها را همچون نقاش زبردستی در اشعار خود به تصویر می‌کشد و چنین است که شعر امروز برخلاف شعر دیروز ما آئینه‌ای از روحیات شاعر و انسانهای عصر اوست. از این رو شناخت لحظه‌لحظه‌ی زندگی شاعر امروز مخصوصاً شاعری چون فروغ که در همه‌ی لحظات زندگیش شاعر بود- بسیار لازم می‌نماید

فروغ فرخزاد در 15 دیماه 1313 در تهران چشم به جهانی گشود که دنیای او نبود، دنیای دیگرانی بود که سرنوشت او همروزگاران او را رقم می‌زنند. دوران کودکی‌اش در خانواده‌ای گذشت که شغل نظامی‌گری پدر، رنگی از خشونت و حاکمیت مطلق به آن بخشیده بود:« چهره‌ی پدر همیشه از یک خشونت عجیب مردانه پر بود. او تلخ‌تلخ، سردسرد، و خشن‌خشن بود. یک سرباز واقعی با یک چهره‌ی قراردادی یا بهتر بگوئیم با یک ماسک فراردهنده؛ وهمیشه همینطور بود. یادم می‌آید به محض اینکه صدای مهمیز چکمه‌هایش بلند می‌شد همه‌ی ما از حالی که بودیم بیرون می‌آمدیم و خودمان را از دیررس و دسترس او دور می‌کردیم. ولی همین پدر خشنی که ما را حتی با صدای پاهایش فراری می‌داد گاه‌گاهی که به خود می‌آمد و ماسک از چهره‌اش فرو افتاده‌باشد برترین احساسات ما را در آغوش می گرفت و زیباترین اشکها از گوشه‌ی چشمش سرازیر می‌شد. پدر عاشق شعر بود و هست. پدر جر مطالعه هیچ سرگرمی دیگری نداشت و ندارد. پدر همه‌ی عمر بدنبال کشف وتحقیق بود و هست. تمام خانه را به کتابخانه تبدیل کرده‌بود و هنوز هم تعدادی از آن کتابها با نظمی در اتاق خاک گرفته‌اش انباشته شده‌است.»(3) مادر فروغ زنی ساده‌دل بود و از نظر زمانی در گذشته‌ها می‌زیست، گذشته‌هایی لبریز از خوبی‌ها، زیبائی‌ها و سنتهای مقدس:« مادر یک« زن» به تمام معنی بود. زنی ساده‌دل، کودک‌وار، و خوش باور، زنی که قدرت شناخت بدیها را نداشت و همه‌ی دنیا و آدم‌هایش را در قالب خوب و خوبی‌ می‌دید زنی آویخته به تمام سنتها و قراردادها.»(4) فروغ برادرانی به ناممهای امیرمسعود، مهرداد، مهران، وفریدون داشت وخواهرانی به نامهای پوران، گلوریا، فروغ چهارمین فرزند این خانواده است

کودکی فروغ در دنیای قصه‌ها گذشت:« در کودکی عاشق قصه بود. پدربزرگمان قصه‌های قشنگی می‌دانست و فروغ یک لحظع پدربزرگ را آرام نمی‌گذاشت. به قصه‌ها که گوش می‌داد دچار احوال  مالیخولیایی خاصی می‌شد.»(5) نور و عروسک، نسیم و پرنده و روشنی و آب، لحظه‌های کودکی او را سرشار می‌کردند بگونه‌ای که بعدها در لابلای لباسها و دفترهای کودکانه‌اش در جستجوی زمان گمشده‌ی کودکی بود:« برای من هنوز هم که دوران کودکی و حتی نوجوانی( از نظر روحی) را پشت سر گذاشتم و از بسیاری از احساساتی که دیگران معتقد بودند عامل بروزش تنها کودکی و نپختگی است تهی شده‌ام خیلی چیزها وجود دارد که با وجود جنبه‌ی خنده‌آور ظاهرش مرا به شدت تکان می‌داد. هنوز که هنوز است وقتی اوائل پائیز هر سال مادرم لباسهای زمستانی بچه‌ها را از صندوقها بیرون می‌آورد تا به قول معروف آفتاب بدهد، دیدن لباسهای کودکی‌ام که مادرم به حفظ آنها علاقه‌ای بسیار دارد، جستجو در جیبهای آنها و پیداکردن نخودچی کشمش گندیده‌ای غالباً در ته جیبها وجود دارد در من حالت عجیبی ایجاد می‌کند ناگهان خود را همانقدر کوچک و ومعصوم و بی‌خیال می‌بینم و چند دانه گندم و شاهدانه که با کرکهای ته جیب مخلوط شده‌ مرا به گذشته‌ی خیلی دور میبرد و آن احساسات لطیف و شاد و کودکانه را در من بیدار می‌کند. هنوز دفترچه مشق کلاس دوم و سوم ابتدایی را دارم. تمام ثروت مرا کاغذهای باطله‌ای تشکیل می‌دهد که در طول سالها جمع کرده‌ام و به هر جا که می‌روم همراه می‌برم. کاغذهای که دست دوستانم روزی بر آنها نشانه‌ای نقش کرده‌، خطی کشیده و یا تصویری طرح کرده‌است. از دیدن هر یک از آنها به یاد یکی از روزهای از دست‌رفته زندگیم می‌افتم مثل این است که همه چیز برایم دوباره تجدید می‌شود.»(6)

پدر فروغ – سرهنگ محمود فرخزاد – به اقتضای شغل خود روش خاصی را در تربیت فرزندان خود اجرا می‌کرد. او علاقه‌‌ی بسیاری داشت تا آنها را همچون سربازان ارتش به سختی عادت دهد:« پدرم ما را از کودکی به آنچه که سختی نام دارد عادت داده‌است. ما در پتوهای سربازی خوابیده و بزرگ شده‌ایم در حالیکه در خانه‌ی ما پتوهای نرم و  اعلاهم یافت می‌شدند و می‌شوند. پدرم ما را با روش خاصی که در تربیت فرزندانش اتخاذ کرده‌بود پرورش داده. من یادم هست وقتی که به دبستان می‌رفتم تمام تعطیلات تابستان را با برادرانم در خانه می‌نشستیم و کتابهای قدیمی و بی‌مصرف و روزنامه‌های باطله را تبدیل به پاکت می‌کردیم و نوکرها پاکتها را به مغازه‌ها می‌فروخت و هر چقدر پول از این راه درمی‌آوردیم به غیر از پول توجیبی که پدرم به ما می‌داد اجازه نداشتیم که به هر مصرفی که دلمان می‌خواهد برسانیم. پدرم به این ترتیب می‌خواست به ما بفهماند که: کار عیب نیست و کسی که بتواند از بازوی خودش نان بخورد حق دارد که آقای خودش باشد و همیشه سرش را بلند نگه دارد در حالیکه ما هیچ احتیاجی به کارکردن نداشتیم و تا آنجا که به یاد دارم او همیشه وسایل زندگی و تحصیل ما را به نحو شایسته فراهم می‌کرد و من اگر در نظر اطرافیانم متکی به نفس و سرسخت هستم این را مدیون نوع تربیت پدرم می‌دانم.»(7)

لحظه‌های خوش کودکی به پایان رسید، فروغ به مدرسه رفت و درس خواندن را آغاز کرد. این روگاران برخلاف گذشته در مسیری از نور و عروسک نسیم و پرنده و روشنی آب جریان نداشت

ای هفت سالگی

ای لحظه‌ی شگفت عزیمت

بعد از تو هر چه رفت در انبوهی از جنون و جهالت رفت

بعد از تو پنجره که رابطه‌ای بود سخت زنده و روشن

میان ما و پرنده

میان ما و نسیم

شکست، شکست، شکست

بعد از تو آن عروسک خالی

که هیچ چیز نمی‌گفت، هیچ چیز بجز آب، آب، آب

در آب غرق شود.(8)

دوران تابستان را اندک‌اندک پشت سرگذاشت دورانی که لحظه‌هایش از عزیمت به اسارت بود و خاطره‌انگیز و حسرتبار؛

آن روزها رفتند

آن روزهای بدنی خاموش

کز پشت شیشه، در اتاق گرم،

هردم به بیرون، خیره می‌گشتم

پاکیزه بدن من. چو کرکی نرم،

آرام می‌بارید

گرمای کرسی خواب‌آور بود

من تند و بی‌پروا

دور از نگاه مادرم خطاهای باطل را

از مشق‌های کهنه‌ی خود پاک می‌کردم

چون برف می‌خوابید

در باغچه می‌گشتم افسرده

در پای گلدانهای خشک یاس

گنجشک‌های مرده‌ام را خاک می‌کردم.(9)

در این دوران فروغ حالات متفاوتی داشت یک چهره‌اش دختر شیطانی که از درودیوار بالا می‌رفت مثل پسره روی نوک درختها می‌نشست و مثل شیطانک با کارهایش دیگران را به خنده می انداخت.(10) برچهره‌ی دیگرش دختر« غمزده، بهانه‌گیر، لجوج، و حساسی که با کمترین بهانه ساعتها با صدای بلند گریه می‌کرد.»(11)


نوجوانی و ازدواج

سرانجام فروغ دوران دبستان را به پایان رساند و پا به دبیرستان گذاشت. دبیرستان خسروخاور. او به سبب آنکه پدرش دوستدار شعر و ادب بود کم‌کم به خواندن شعر رغبت پیدا کرده‌بود. اما در این زمان خواندن شعر را با سرعت و حجمی بیشتر ادامه داد و کم‌کم لحظه‌های سرودن به سراغش آمدند. هیچ فراموش نمی‌کنم وقتی را که فروغ برای اولین بار شعر کوچکی گفت و آنرا به من نشان داد. من هنوز آن شعر را با خط فروغ که به سبک نو بود و با مصرع« دور از اینجا، دور از اینجا» شروع می‌شد آن موقع فروغ به دبیرستان می‌رفت.»(12) خود فروغ در این باره گفته‌است:« من وقتی 13 یا 14 ساله بودم خیلی غزل می‌ساختم و هیچوقت چاپ نکردم. به هر حال یک وقتی شعر می‌گفتم همین‌طوری غریزی در من می‌جوشید روزی دو سه تا توی آشپزخانه، پشت چرخ خیاطی، خلاصه همینطور می‌گفتم. خیلی عامی بودم. همینطور می‌گفتم چون همینطور دیوان بود که پشت سر دیوان می‌خواندم و پر می‌شدم و به هر حال استعداد کمی هم داشتم ناچار یک جوری پس می‌دادم نمی‌دانم اینجا شعر بود یا نه فقط می‌دانم که خیلی« من» آنروزها بودند، صمیمانه بودند و می‌دانم که خیلی هم آسان بودند. من هنوز ساخته نشده‌بودم زبان و شکل خودم را و دنیای فکری خودم را پیدا نکرده‌بودم.»(13)

در کنار سرودن فروغ در عرصه‌ی نثر هم پیشرفتی چشمگیر داشت بنحوی که معلم انشاء او باورش نمی‌شد که نوشته‌هایی را که فروغ در سر کلاس می خواند از خود اوست:« یکی از همکلاسی‌های فروغ می‌گفت: زنگهای انشاء برای فروغ بدترین ساعات درس بود، همیشه می‌گفت: من از انشاء متنفرم، بیزارم، برای اینکه خیلی خوب انشاء می‌نوشت و معلم او را توبیخ می‌کرد و می‌گفت: فروغ تو اینها را از کتابها می‌دزدی!»(14)

در این هنگام که در دبیرستان درس می‌خواند( سال 1329) و 16 سال بیش نداشت ناگهان ازدواج کرد:« فروغ در کلاس هفتم درس می‌خواند که به ازدواج پرویز شاپور درآمد. پرویز، نوه ی خاله‌ی مادرم است آنوقتها زیاد به خانه‌ی ما می‌آمد. او مجلس آراست و طنز قوی دارد. بچه ها را دورش می‌نشاند و قصه‌های غصه‌دار می‌گفت و فروغ با یک چشم‌خیره به ذهن پرویز می‌نگریست و یک روز وقتی فهمیدم که آنها عاشق یکدیگرند همه‌مان دچار تعجب شدیم چون فروغ کلاس هفتم بود و شاپور دانشگاه را تمام کرده‌بود. او 15 سال از فروغ بزرگتر بود. وقتی زمزمه‌ی ازدواج بلند شد خانواده‌ی ما مخالفت کردند به یاد دارم که شاپور لباس عروسی هم نتوانست برایش بخرد. چیزی نداشت و این اسباب مخالفت فامیل شد که فروغ اعتصاب غذا کرد، قهر کرد که من جشن عروسی نمی‌خوام، لباس و جواهر نمی‌خوام، هیچ چیز نمی‌خوام، و اینطور بود که عروسی آنها بسیار ساده بدون تشریفاتی برگزار شد.»(15) علت این ازدواج شتابزده و زودرس مسائل خانوادگی‌ای بود که خانواده‌ی فروغ با آن درگیر بودند.« پدرم عاشق زنی دیگر بود و می‌خواست با آن زن ازدواج کند ظاهراً ما بچه‌ها را مزاحم می‌دانست. این بود که مرا در 15 سالگی شوهر داد و یا ازدواج فروغ و شاپور نیز با آنکه این ازدواج را به علت اختلاف سن و وضع مالی شاپور که آنوقت هنوز چیزی نداشت نامناسب می‌دانستند. پدرم مخالفتی نکرد زیرا می‌خواست ما را از سر باز کند. این ازدواج پدرم با زن دومش همه‌ی زندگی ما را از هم پاشید و هرکدام ما را به گوشه‌ای انداخت و پدرم بخاطر آن زن با ما سرگران و عبوس و نامهربان بود. فروغ اگر عاشق شاپور شد برای آن بود که بیش از هرچیز به جستجوی مهربانی و محبت بود و در خانه‌ی ما پدرمان جز خشونت و سردی چیزی نمی‌داند.»(16)

فروغ از بعد از اتمام کلاس سوم دبیرستان و پایان‌گرفتن دوره‌ی اول متوسطه به هنرستان بانوان رفت و در آنجا خیاطی و نقاشی را فرا گرفت. چند زمانی نیز در کلاسهای نقاشی استاد علی‌اصغر پتگر حاضر می‌شد  شیوه‌های نقاشی را فرا گرفت. انتشار اولین مجموعه اشعار بنام اسیر

 در سال 1331 در حالیکه فروغ بیش از 17 سال نداشت اولین مجموعه اشعارش با نام« اسیر» منتشر شد. این مجموعه بعداً‌ در سال 1334 با دگرگونی‌هایی تجدید چاپ شد

در این زمان شعری از فروغ در یکی از مجلات چاپ شد و به دامن‌زدن شایعاتی درباره‌ی او کمک کرد

« وقتی شعر گنه کردم گناهی پر ز لذت» سرمجله‌ای چاپ شد جنجالی عظیم در خانواده بلند شد فروغ چمدانش را برداشت و از خانه‌ی پدر رفت. یک اتاق پشت دبیرستان فیروزکوهی اجاره کرد تا زندگی کند. در آن موقع او حتی یک بالش نداشت.  من از خانه‌ی شوهرم کمی اسباب برای او بردم. وضع او را کاملاً می‌توان حدس زد: پول نداشت، کار نداشت، حقوق نداشت، و  در فشار مطلق بود. فروغ با بدترین شرایط شروع کرد.»(17) پدر فروغ در این مورد گفته‌است:« زندگی فروغ  2 مرحله داشت وقتی که شروع به شعرگفتن کرد تشویقش کردم اما وقتی شعرگفتن باعث بلند شدن جاروجنجال در اطرافش شد و داشت زندگی خانواد‌گی‌اش را مختل می‌کرد ناراحت شده‌بودم چون قکر می‌کردم این اقدام او و راهی که انتخاب کرده باعث از بین‌رفتن  زندگی خانوادگی‌اش می‌شود.»(18) دورشدن فروغ ار خانواده‌ی خود به درازا کشید. از فروغ خواهش می‌کنم تا اجازه دهد که با پدرش حرف بزنم و آشتی‌شان بدهم که فروغ بتواند به خانه برگردد، ولی آن روزها فروغ نسبت به پدرش خیلی بدبین بود. پدر و مادرش متارکه کرده‌بودند پدر زنی دیگر گرفته بود.»(19)اما وساطت‌ها سرانجام ثمربخش شد:« به پدر فروغ گفتم: شما اتاقی در خانه تان به فروغ بدهید خودش اتاق را درست خواهد کرد. پدرش موافقت کرد و اتاق خالی در خانه‌اش در اختیار فروغ گذاشت…  فروغ وقتی به خانه‌ی پدر بازگشت زیلویی برای اتاقش خرید و دوستان هرکدام چیزی برایش هدیه آوردند که با آنها اتاقش را آراست و یادم می‌آید که دوسه‌بار در همان اتاق مهمانی داد.»(20)

جدایی

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله تجلیات زبان، فرهنگ و محیط مازندران در اشعار نیمایوشیج در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله تجلیات زبان، فرهنگ و محیط مازندران در اشعار نیمایوشیج در word دارای 29 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله تجلیات زبان، فرهنگ و محیط مازندران در اشعار نیمایوشیج در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه مقاله تجلیات زبان، فرهنگ و محیط مازندران در اشعار نیمایوشیج در word

1- چکیده       
2- مقدمه و زندگینامه      
3- ویژگی سخن      
4- معرفی آثار – تعامل بین زبان و محیط      
5- یادداشتها       
6- منابع و مآخذ      

بخشی از منابع و مراجع پروژه مقاله تجلیات زبان، فرهنگ و محیط مازندران در اشعار نیمایوشیج در word

1- اخوان ثالث، مهدی. بدایع و بدعتها و عطای و لقای نیما یوشیج، انتشارات بزرگمهر، تهران
2- ثروتیان: بهروز: اندیشه و هنر در شعر نیما، انتشارات نگاه، تهران 1375
3- ساپیر، ادوارد : زبان: درآمدی بر مطالعه سخن گفتن، ترجمه علی محمد حق شناس، سروش، تهران 1376
4- طاهباز، سیروس: پردرد کوهستان: زندگی و هنر نیما یوشیج، انتشارات زریاب، تهران 1375
5- عبدلی، محمد: فرهنگ شعر نیما: واژگان و ترکیبات اشعار نیما یوشیج، انتشارات فکر روز، تهران 1374
6- عموزاده، محمد: «جنبه های جامعه شناختی گویش مازندرانی« کنفرانس ایران شناسی، بنیاد ایران شناسی، تهران 1381
7- فلکی، محمود: نگاهی به شعر نیما، انتشارات مروارید، تهران 1373
8- نیما یوشیج: مجموعه کامل اشعار نیما یوشیج: فارسی و طبری، تدوین سیروس طاهباز، انتشارات نگاه، تهران

چکیده:

مقاله حاضر بر آن است تا تأثیرات محیطی از قبیل زبان، فرهنگ، و شرایط جغرافیایی مازندران را در اشعار نیما توصیف و بررسی نماید. زبان شناسان اجتماعی معتقدند هر زبان تا حد زیادی منعکس کننده واقعیات و خصوصیات بیرونی پیرامون خود می باشد. به تعبیری، کاربرد زبان در خلا انجام نمی پذیرد، بلکه متأثر از بافت محیطی خود است. این مسأله می تواند در مورد آثار ادبی نیز صادق باشد در اشعار نیما خصوصیان زبانی و تصویر پردازی به چشم می خورد که منعکس کننده بافت منطقه ای، زبانی، و فرهنگی نیماست. به عنوان مثال وجود اشعاری مانند:«قاصد روزان ابری، داروگ، کی می رسد باران؟» نمونه ی بارزی از تأثیر شرایط جغرافیایی مازندران بر روی اشعار نیما محسوب می گردد. بنابراین، ‌این نوشته براساس رویکرد جامعه شناختی زبان، تلاش دارد بازتاب بعضی از

جنبه های محیطی مازندران را در اشعار نیما نشان دهد

 1- مقدمه:

اگر زبان را وسیله و ماده اولیه ادبیات بدانیم، پس از مطالعه زبان یک اثر ادبی می تواند در تحلیل و شناخت بهتر آن کمک کند. به عنوان مثال برسی جنبه های مختلف زبان می تواند درک بهتری از بافت محیطی یک اثر در اختیار پژوهشگر قرار دهد، زیرا کاربرد زبان، طبق پژوهشهای جامعه شناختی زبان تا حد زیادی منعکس کننده بافت محیطی یک جامعه است. در این مقاله سعی نویسنده بر این است که تأثیر و بازتاب طبیعت، فرهنگ و زبان طبرستان را در اشعار نیما موردارزیابی قرار دهد. اما ابتدا بهتر است مرور کوتاهی بر سابقه مطالعه در این زمینه داشته باشیم

2-زندگینامه

نیما یوشیج که نام اصلی اش علی اسفندیاری بود در سال 1276 شمسی در روستای یوش مازندران چشم به جهان گشود. پدرش ابراهیم خان نوری از راه کشاورزی و گله داری روزگار می گذرانید. ایام کودکی اش را در روستای خود به تحصیل پرداخت و از آنجا به تهران آمد تا در دبیرستان سن لویی که یک مؤسسه متعلق به هیات کاتولیک رمی بود به تحصیل ادامه دهد. در این مدرسه یکی از معلمین وی نظام وفا بود که در اثر تشویقهای او به سرودن شعر روی آورد. او زبان فرانسه را به خوبی فرا گرفت و با ادبیات اروپا آشنا شد. محمدرضا عشقی در روزنامه قرن بیستم بخشی از شعر افسانه نیما را منتشر کرد. نیما در سال 1317 شمسی جزو گروه کارکنان مجله موسیقی، مجله ماهانه وزارت فرهنگ در آمد. وی یک سلسله مقاله در این مجله نوشت و در آنها نظرات فیلسوفان را در خصوص هنر و تأثیر آثار اروپایی را در ادبیات بعضی از ممالک شرقی مورد بررسی قرار داد. او در سال 1328 ه.ش. در روابط عمومی و اداره تبلیغات وزارت فرهنگ مشغول به کار شد و بالاخره در سال 1338 شمسی در تجریش تهران دار فانی را وداع گفت

3-ویژگی سخن

نیما در نتیجه آشنایی با زبان فرانسه، با ادبیات اروپایی آشنا شد و ابتکار و نو آفرینی را از این رهگذر کسب کرد. او یکی  از پایه های رهبری سبک نوین گردید و در این راه تلاش و سعی زیادی نمود. اشعار نخستین او با اینکه در قالب اوزان عروضی ساخته شده از مضامین نو و تخیلات شاعرانه برخوردار است که در زمان خود موجب تحولی در شعر گردید. نیما در آثار بعدی خود اوزان شعر عروضی را می شکند و شعرش را از چارچوب وزن و قافیه آزاد می سازد و راهی تازه و نو در شعر می آفریند که به سبک نیمایی مشهور می گردد

4-معرفی آثار

از آثار او عبارت است از: شعر من، ماخ لولا، ناقوس، شهر صبح شهر شب، آهو و پرنده ها، دنیا خانه من است، قلم انداز، نامه های نیما به همسرش، عنکبوت، فریادهای دیگر، کندوهای شبانه، حکایات و خانواده سرباز، آب در خوابگه مورچگان، در سال 1364 مجموعه ای کامل از آثارش منتشر شد

  5-تعامل بین زبان و محیط

مطالعه پیرامون زبان و محیط اجتماعی و فرهنگی سابقه ی دیرینه در نوشتگان زبان شناسی دارد. ساپیر1 (1939- 1884( جزو اولین زبان شناسانی است که به طور اخص ارتباط بین زبان و محیط زندگی را بررسی کرد و نشان داد چگونه عوامل بیرونی در زبان نمود پیدا می کند. وی در مقاله ای تحت عنوان «زبان و محیط زیست»2 (1949: 90( محیط مادی را از محیط اجتماعی متمایز می داند. محیط مادی عمدتاً به ویژگیهای جغرافیایی یک منطقه مانند: آب، کوه، دشت، ساحل، دریا، و شرایط اقتصادی دلالت دارد. در حالی که منظور از شرایط اجتماعی،‌خصوصیات غیر مادی مانند شرایط فرهنگی، قومی، زبانی، مذهبی، و سیاسی یک جامعه است. اگر چه این تمایز برای تبیین و توصیف یک زبان مشخص با مشکلات نظری و عملی مواجه است، و دلیل آن زبان در بر گیرنده نمادهای پیچیده ای است که شرایط مادی و معنوی یک گروه اجتماعی به طور لاینفک در آن متبلور است، با این حال چارچوب مناسبی برای بررسی موضوع حاضر محسوب می شود. خصوصاً این مقاله حاضر تأثیر این دو را به طور جداگانه اما مرتبط به هم مورد بررسی قرار می دهد

3- بازتاب شرایط محیط در اشعار نیما

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

تحقیق نقش رمان های عاشقانه ی عامه پسندبر رفتارهای ارتباطی دختران دبیرستانی در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 تحقیق نقش رمان های عاشقانه ی عامه پسندبر رفتارهای ارتباطی دختران دبیرستانی در word دارای 226 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد تحقیق نقش رمان های عاشقانه ی عامه پسندبر رفتارهای ارتباطی دختران دبیرستانی در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه تحقیق نقش رمان های عاشقانه ی عامه پسندبر رفتارهای ارتباطی دختران دبیرستانی در word

مقدمه
بیان مسئله
اهمیت و ضرورت تحقیق
اهداف تحقیق
قلمرو تحقیق
سوالات تحقیق
فرضیات تحقیق
سوالات فرعی
تعریف مفاهیم
مفاهیم اساسی تحقیق
تعریف، عملیاتی متغیرهای تحقیق
تعریف نوجوانی
مروری بر مطالعات و تحقیقات پیشین
بخش اول :ادبیات؛ جامعه شناسی ادبیات
بررسی محتواها در جامعه شناسی ادبیات معاصر (از دیدگاه هانری زالامانسکی)
جورج لوکاچ و رمان
لوسین گلدمن و رمان
لوکاچ، گلدمن و جامعه شناسی رمان
باختین و رمان
گرامشی، ادبیات و هژمونی
مکتب فرانکفورت
دیدگاه های انتقادی و ادبیات عامه پسند
بخش دوم: ادبیات داستانی
داستان چیست؟
رمان چیست؟
بررسی رمان و رمانس
توضیح برخی ازانواع رمان ها
تاریخچه پیدایش رمان
تاریخچه پیدایش رمان فارسی
تاریخچه پیدایش ادبیات عامه پسند درایران
مروری برادبیات عامه پسند
مشخصات ادبیات عامه پسند
رمان؛مقوله عشق و نوجوانان
آینده رمان
بخش سوم : ادبیات، جنسیت و فمینیسم
مطالعات ادبی فمینیستی
نوشتار زنانه
زنان نویسنده
نویسندگان زن و رمانس
سیر تحول نقش زنان در ادبیات داستانی سده های مختلف
زبان، نوشتار زنانه و مکتب انتقادی اصالت زن
زیست شناسی، تجربه، سخن، ناخودآگاه و شرایط اجتماعی و اقتصادی
فمینیسم پسامدرن؛ الن سیکسو
بخش چهارم: روانشناسی نوجوانان
توضیح برخی از مهمترین مشکلات نوجوانان
الف- بحران بلوغ
ب-افت تحصیلی
پ- مشکلات خانوادگی
ت-اوقات فراغت نوجوانان
ث-گوشه گیری و انزوا طلبی
ج- تخیل در دوره ی بلوغ
رابطه رمان و تقویت خیالبافی دردختران نوجوان
بخش پنجم :پیشینه تحقیق
الف- بررسی تحقیقات صورت گرفته درباره ی رمان
1-جانیس رادوی؛رمانس
زنان و رمانس
زنان؛دلایل خواندن رمان
زنان؛ علایق و عادات مطالعاتی
زنان؛ عشق و رمانس
سه مولفه مهم در یک رمانس کدامند؟
2- تصویر زن در رمان های عامه پسند
ب-بررسی پایان نامه های داخل کشور
بخش ششم: چارچوب نظری
نظریه هایی با رویکرد ارتباطی
پنجره جوهری
نظریه مدل سازی
نظریه ی نیازجویی، یا استفاده و رضامندی
روش تحقیق
جامعه آماری
نمونه آماری
تعیین حجم نمونه
روش نمونه‌گیری
روش گردآوری اطلاعات
تعیین روایی تحقیق
پایایی تحقیق
روش تجزیه و تحلیل اطلاعات
1- جمعیت شناختی پاسخگویان
2- توصیف جداول یک بعدی
3- تحلیل جداول دو بعدی
فرضیه اول
فرضیه دوم
فرضیه سوم
فرضیه چهارم
فرضیه پنجم
فرضیه فرعی اول
فرضیه فرعی دوم
خلاصه نتایج تحقیق
نتایج تحلیلی استنباطی
مروری دیگر بر فرضیه ها
پیشنهادها
پیشنهادها برای محققین بعدی
موانع و محدودیت ها
منابع و مأخذ فارسی

بخشی از منابع و مراجع پروژه تحقیق نقش رمان های عاشقانه ی عامه پسندبر رفتارهای ارتباطی دختران دبیرستانی در word

– اکبری، ابوالقاسم، مشکلات نوجوانی و جوانی، نشر ساوالان،

– احمدی، احمد ،روانشناسی نوجوانان و جوانان(شامل ویژگیهای زیستی ;شغلی و جنسی)،اصفهان :انتشارات مشعل،

– استریناتی،دومینیک،پاک نظر،ثریا،مقدمه ای بر نظریه های فرهنگ عامه،گام نو ،چاپ سوم

– اسکارپیت،روبر،کتبی،مرتضی،جامعه شناسی ادبیات،1374،چاپ اول،سمت

– بیابانگرد، اسماعیل، روان شناسی نوجوانان، تهران : دفتر نشر فرهنگ اسلامی،

– بیر، گیلیان، دقیقی، سودابه، رمانس، تهران: نشر مرکز،

– براهیمی،منصور،ویژه رمانس و ملودرام،زمستان 1377،فارابی

– پوینده،محمد جعفر،درآمدی بر جامعه شناسی ادبیات:مجموعه مقاله/
لوسین گلدمن;]ودیگران[،1377،تهران نقش جهان

– تانگ،رزمری،نجم عراقی منیژه ،نقد و نظر:درآمدی جامع بر نظریه های فمینیستی،1387،تهران ،
نشر نی

– تودوروف،تزوتان،کریمی،داریوش،منطق گفتگویی میخائیل باختین،1377،چاپ اول تهران،نشر مرکز

– دست غیب، عبدالعلی، پیدایش رمان فارسی، شیراز : نوید شیراز، 1386

– دادگران، سید محمد، مبانی ارتباطات جمعی، تهران: فیروزه، 1374

-دفلور،ملوین ،دنیس،اورت ای ،شناخت ارتباط جمعی ،1383،ترجمه سیروس مرادی(زیر نظر دکتر ناصر باهنر)،انتشارات دانشکده صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران

– رزاقی ، افشین،نظریه های ارتباطات اجتماعی،1381،چاپ اول،تهران ،انتشارات پیکان

– رابرتس،آدام، ولی ژاده ،وحید،فردریک جیمسن:مارکسیسم،نقد ادبی و پسا  مدرنیسم،
نشر نی ،1386

– زارعیان، داود، مبانی کلی ارتباطات، تهران: کارگزار روابط عمومی، 1382

– ستوده،هدایت الله،روانشناسی اجتماعی،تهران:آوای نور،

– سلدن،رامان،مخبر ،عباس،1372،چاپ اول،طرح نو

– سرمد و دیگران،

– صدری افشار، غلامحسین،حکمی،نسرین ،فرهنگ معاصر فارسی یک جلدی ،1381،فرهنگ معاصر

– غذامی،عبدالله،عوده تبار،هدی،زن و زبان،1386،تهران:گام نو

– معتمد نژاد، کاظم، وسایل ارتباط جمعی (جلد نخست)، تهران : دانشگاه علامه طباطبایی، 1383

– مهرداد، هرمز، نظریات و مفاهیم ارتباط جمعی، تهران: فاران، 1379

– عسگری، عسگر، نقد اجتماعی رمان معاصر فارسی: با تأکید بر ده رمان برگزیده، تهران: نشر و پژوهش فرزان روز، 1386

– میر صادقی، جمال، ادبیات داستانی (قصه، رمانس، داستان کوتاه، رمان)، انتشارات سخن،

– میرصادقی، جمال، عناصر داستان، انتشارات سخن،

– میرصادقی، جمال، داستان و ادبیات، انتشارات نگاه، چاپ اول،

–  فرقانی رئیسی، شهلا، شناخت مشکلات رفتاری در کودکان و نوجوانان، مؤسسه فرهنگی منادی تربیت،

– مقدادی، بهرام،فرهنگ اصطلاحات نقد ادبی،تهران،فکر روز،

– کوندرا، میلان، همایون پور، پرویز، هنر رمان، تهران: نشر قطره، 1382

– مورگان فورستر، ادوارد، یونسی، ابراهیم،جنبه های رمان، مؤسسه انتشارات نگاه، 1368

– لاج، دیوید، پاینده، حسین، نظریه های رمان: از رئالیسم تا پسامدرنیسم، تهران: نیلوفر، 1386

– فرهنگی ،علی اکبر،ارتباطات انسانی،تهران

   خدمات فرهنگی رسا،

– خاکی،غلامرضا،روش تحقیق با رویکرد پایان نامه نویسی،

– گوریک باتاچاریا و ریچارد جانسون، شهرآشوب ،مرتضی ،میکائیلی ،فتاح ،مفاهیم و روشهای آماری،انتشارات دانشگاهی

-حافظ نیا،محمد رضا،مقدمه ای بر روش تحقیق در علوم انسانی،1374،انتشارات وزارت فرهنگ  و ارشاد اسلامی

– غفاری ،سعید،گامی در ادبیات کودکان و نوجوانان ،1384،چاپ سوم ،انتشارات دبیزش

-میرفخرایی،تژا،جزوه جامعه شناسی ادبیات(دانشگاه آزاد اسلامی،واحد تهران مرکزی)،1384-1383

– ویندال ،سون،سیگنایزر ،بنو،اولسون،جین،کاربرد نظریه های ارتباطات،1376،علیرضا دهقان،چاپ اول،مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه

–   ویلم برتنز،یوهانس،سجودی ،فرزان،نظریه ی ادبی،آهنگ دیگر ،1382

 


مقالات

– به پژوه،علی،رضایی،احسان،رضایی،1386،عشق کافی نیست،پرونده رمان های عامه پسند،همشهری جوان،15 اردیبهشت،ص

– علی نطر ،مزدک،1386،امشب اشکی می ریزد،پرونده رمان های عامه پسند،همشهری جوان،15 اردیبهشت،ص

– باباحاجی،ایرج، 1386،نگاهی به تاریخچه ی ادبیات عامه پسند(چندنفرقزلباش)،پرونده رمان های عامه پسند،همشهری جوان،15 اردیبهشت،ص

– به پژوه،علی،1386،ادبیات عامه پسند،چخوف و داستان های دیگر، پرونده رمان های عامه پسند،همشهری جوان،15 اردیبهشت،ص61

ماهنامه

– میرفخرایی،تژا،1380،خوانش رمان،کتاب ماه علوم اجتماعی،سال چهارم – شماره هفتم و هشتم ،
113-112


منابع انگلیسی

(RADWAY,JANICE,READING

THE ROMANCE,London,Newyork,VERSO,1987)

پایان نامه

– میرفخرایی- تژا، مقایسه ساختارهای عمقی و سطحی رمان های عامه پسند ونخبه گرای ایرانی، تناسب فرهنگی یا گسست گفتمانی، 1383، دانشگاه آزاداسلامی، واحد علوم و تحقیقات

– یزدان صفت، محبوبه، نقد و بررسی ده رمان برجسته ی اجتماعی ایران در قرن گذشته
(از تهران مخوف تا همسایه ها)، 1384، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات (پایان نامه کارشناسی ارشد،رشته زبان و ادبیات فارسی)

– محمد حسین سیاه نوری، نرگس، نقد و بررسی «پایان بندی» در رمان معاصر ایران، 1381-1380، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات(کارشناسی ارشد؛رشته زبان و ادبیات فارسی)

– عبادتی،شهناز،نقد وبررسی «شخصیت پردازی در رمان معاصر ایران»، 1381-1380، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات(کارشناسی ارشد؛رشته زبان و ادبیات فارسی)

– ولی زاده کاخکی،وحید،سیاست های بازنمائی:جنسیت در آثار نویسندگان زن ایران،1385،دانشگاه علامه طباطبایی.(کارشناسی ارشد مطالعات فرهنگی)

مقدمه

رمان های عاشقانه همواره در طول تاریخ مورد علاقه و توجه قشر وسیعی از خوانندگان بوده است. به خصوص زنان و دختران نوجوان همیشه از مخاطبین اصلی  رمان های عاشقانه محسوب شده اند

اصولاً مقوله‌ عشق برای نوجوانان پدیده هیجان انگیزی ست و آنان به این موهبت خدادادی در سن بلوغ نگاه ویژه و تازه ای پیدا می کنند. و در این میان رمان های عاشقانه می توانند جوابگوی قسمتی از ذهن پر از سؤال آنها باشند، سؤالاتی که بخش اعظم آن حول موضوع عشق، جنس مخالف، ازدواج و…. می باشد

نوجوانان در این دوران رویاهای شیرین و خیال پردازی های خاص سن خود را دارند و این رمان ها در راستای همان رویاهای شیرین و تقویت کننده آنها می باشند و این مورد یکی از جذابیت های اصلی این گونه رمان ها برای نوجوانان می باشد

البته رمان های عاشقانه به خودی خود مشکلی ایجاد نمی کنند، بلکه آموزش عشق به نوجوانان از طریق مطالعه رمان می تواند یکی از رسالت های این هنر محسوب شود. اما مشکل از آنجا آغاز می شود که رمان هایی که غالباً در دست نوجوانان می باشد و برایشان جذابیت دارد، تحت عنوان رمان های عاشقانه عامه پسند جای می گیرند که نه مناسب سن نوجوانان می باشد و نه قالب ادبی مناسبی دارند

این گونه رمان ها با نثر ساده و روان، چارچوب ها و کلیشه های خود از عنوان و موضوع تکراری کتاب ها گرفته تا پایان بندی های خوش و یا ناخوش قراردادی سعی در به تصویر کشیدن زندگی های عاشقانه غلو شده ای را دارند که غالباً دروغین، ساختگی و دور از واقعیت هستند. کتاب هایی که به جای به تصویر کشیدن مفهومی صحیح و واقعی از لطافت عشق، تصویری به شدت اغراق شده و دروغین از عشق را ارائه می دهند که نه تنها کمک آموزشی به نوجوان نمی کند بلکه باعث رویابافی بیشتر نوجوان می شود و تصویری غیر واقعی از مقوله ازدواج و جنس مخالف، ….. در ذهن او ایجاد می کند که بسیار با دنیای واقعی متفاوت است. و می تواند باعث پیامدهایی همچون افت تحصیلی، تمایل دانش آموز به ازدواج زودهنگام (قبل از اتمام تحصیلات متوسطه)، و دیگر پیامدهایی شود که نتیجه این رویاسازی ها  می باشد

و این موارد می تواند برای ذهن خلاق و جستجوگر نوجوانی که باید در همین سن و سال با مفهوم اصیل عشق آشنا شود تا بتواند توشه ای درست برای آینده خود به همراه داشته باشد، کمی مشکل ساز و خطرآفرین می باشد. رمان های عاشقانه عامه پسند  می توانند تصویری دروغین و ساختگی از مفاهیم زیبا و اساسی عشق، ازدواج و… را پیش روی چشمان نوجوان به نمایش بگذارند که مشکل از همین جا آغاز می شود

   بیان مسئله

ادبیات داستانی، قدمتی به درازای حضور انسان در عرصه هستی دارد. انسان از همان آغاز، وقایع بیرونی را از دریچه چشم و ذهن خویش می دید و هنگام روایت آن رنگی از تخیّل بر آن
می زد (عسگری، 1387، 9)

اما از زمان پیدایش رمان تاکنون بیش از 3 قرن نمی گذرد،ولی طی همین دوران نه چندان طولانی، رمان به یکی از تأثیرگذارترین عناصر زندگی بشر تبدیل شده است. رمان با ساخت ساده و قابل فهم خود سخت ترین و انتزاعی ترین مسائل انسانی را برای همه اقشار جامعه بازگو می کند؛ مسائلی که گاه از چشم تیزبین علومی چون فلسفه و جامعه شناسی نیز پوشیده مانده است (اینترنت،1)

رمان از پرطرفدارترین گونه های ادبی در جهان می باشد، به خصوص رمان های عامه پسند که در ایران نیز همیشه از پرطرفدارترین و پر فروش ترین کتابها می باشند

در ایران عمدتا شاهد تالیف رمان های عاشقانه ی عامه پسند هستیم و ژانر حاکم بر فضای عامه پسند نویسی ، ملودرام است و نویسندگان ما اغلب به تأسی از محبوب ترین نویسندگان عامه پسند خارجی مانند دانیل استیل و سیدنی شلدون، داستان های عاشقانه روایت می کنند
(رضایی،به پژوه،1386،44)

در این میان دختران نوجوان از طرفداران اصلی رمان های عاشقانه ی عامه پسند محسوب
می شوند

 شاید این گونه نیز می توان برداشت کرد که مابین دختران نوجوان و خیال پردازی هایشان و خرید و مطالعه این کتاب ها ارتباطی وجود دارد. می شود تصور کرد که دختران نوجوان هرکدام خودشان را جای شخصیت های دلخواه رمان های مورد علاقه ی خود می گذارند؛ تصور می کنند، تخیل می کنند، بغض می کنند، ذوق می کنند (عبدلی،1386، 49) و بدین طریق احساسات و هیجاناتی را که بر اثر دوران بلوغ در خود پنهان دارند را آشکار کرده و به گونه ای استرس ها و اضطراب های درونی خود را تخلیه می کنند

این دسته از رمان ها ،  با محوریت موضوعات عاشقانه، نثر ساده و روان و پایانی خوش، جوابگوی قسمتی از نیازهای نوجوانان هستند که بر اثر دوران بلوغ جسمی و جنسی،نیازهاو مشغله های ذهنی جدیدی پیداکرده اند

نوجوانان در دوران بلوغ به مقولاتی نظیر عشق، جنس مخالف و ازدواج با نگاهی تازه برخورد
می کنند. بحران هویت را تجربه می کنند و ترس و اضطراب از آینده ای مبهم بر آنها غلبه پیدا می کند. در این میان رمان های عاشقانه، تصویری از زندگی عاشقانه آرمانی (که البته چندان با واقعیت همخوانی ندارد) را برای نوجوانان به نمایش می گذارد که شاید کمی از اضطراب های آنها را می کاهد و به برخی از سئوالات ایجاد شده در ذهن آنها جوابگو می باشد

همچنین باید در نظر داشت که دختران نوجوان براساس شرایط خاص جسمی، روحی، اجتماعی و…. خود بیشتر در معرض رویابافی و خیال پردازی های عاشقانه هستند و رمان های عاشقانه به آنها فرصت و سوژه های جدیدی برای غرق شدن در رویاپردازی های عاشقانه دوران نوجوانی را می دهد

این نکته که با توجه به سن حساس دختران نوجوان،رمان های عاشقانه ی عامه پسند
(که به وفور در اختیار آنها می باشد)،تا چه حد می تواند بر آنها تاثیر منفی بگذارد؛به گونه ای که بر دامنه ی خیال بافی و رویا پردازی شان دامن بزند،باعث تمایل و تفکرشان به ازدواج زودهنگام شود،باعث گوشه گیری و دور شدن آنها از فعالیتهای گروهی (که در جهت پر کردن اوقات فراغتشان انجام می دهند )شود،مطالعات آزاد آنها را از سمت ادبیات جدی تر (آثار ادبی بزرگ ایران و جهان)به سمت ادبیات عامه پسند سوق دهد ،باعث افت تحصیلی شان بشود و… انگیزه ی اصلی شروع این تحقیق محسوب می شود

لذا با توجه به مسائل مطرح شده تحقیق حاضر به بررسی نقش رمان های عاشقانه ی عامه پسند بر رفتارهای ارتباطی دختران دبیرستانی می پردازد

 

اهمیت و ضرورت تحقیق

در جامعه ای که اکثریت آن را نوجوانان و جوانان تشکیل می دهند توجه به نیازهای این قشر آینده ساز کشور بسیار مهم می باشد. به خصوص نوجوانان دبیرستانی که به علت طی کردن دوران بلوغ، در سن مهم، حساس و سرنوشت سازی به سر می برند. دورانی که در آن نوجوانان مشکلات و دغدغه های بسیاری پیدا می کنند. از جمله مشکلاتی مانند : بحران هویت، گوشه گیری و انزواطلبی، تخیل گرایی و افت تحصیلی و دغدغه هایی نظیر فکر کردن به امر ازدواج و جنس مخالف. نوجوانان برای کسب اطلاعات بیشتر از مسائلی که دغدغه های ذهنی آنها شده است و آنها را به دنیای بزرگترها نزدیکتر می سازد، راههای مختلفی را امتحان می کنند؛ دیدن فیلم های رمانتیک ، مطالعه رمان های عاشقانه و…. از این قبیل روش ها می باشند. نوجوانان با خواندن اینگونه رمان ها تصویری از آینده را برای خود ترسیم می کنند که با واقعیت های جامعه تطابق ندارد و تجسمی است از زندگی رویایی و غیر واقعی

در این دوران، توجه کردن به مسائلی که می تواند بر الگوپذیری و هویت یابی نوجوانان تأثیرگذار باشد، بسیار مهم است.یکی از مواردی که بخصوص برای دختران نوجوان بسیار جذاب می باشدمطالعه رمان های عاشقانه است و آنها  که در بحبوبه سال های بلوغ هستند معمولاً از مخاطبان اصلی این ژانر از رمان ها محسوب می شوند. رمان هایی با محوریت موضوع عشق، که می توانند در مقطعی از سن این دختران نوجوان، نقش حساس و مهمی را ایفا کنند. نقش الگو و بارور کننده تخیلات سردرگم دوره حساس بلوغ

 

اهداف تحقیق

در این تحقیق برآنیم که به بررسی نقش رمان های عاشقانه ی عامه پسندبر رفتارهای ارتباطی دختران دبیرستانی (سه سال اول دبیرستان، سه رشته ریاضی، تجربی و انسانی) در سطح منطقه 5 تهران بپردازیم، تا مشخص شود این رمان ها چه تأثیری می توانند بر روی رفتار ارتباطی و نوع نگرش دختران نوجوان نسبت به مسائل مختلفی که در اطراف آنها می گذرد، داشته باشند

زیرا ادبیات عامه پسند (با تأکید بر رمان های عاشقانه عامه پسند) با آثار ضعیف و حتی گاه مبتذلش می تواند بر روی عامه مردم به خصوص دختران نوجوان که آماده الگوپذیری از محیط اطرافشان هستند، تأثیرات مخربی بگذارد. شاید بتوان با تحقیق ویادآور شدن آثار سوء اینگونه رمان ها و همچنین حمایت از آثار قوی در این حیطه، به رشد و نمو رمان های خلاقانه تر و سالم تر کمک کرد و با آگاه کردن نهادهای مسئول و خانواده ها از تأثیرات عمیق رمان های عامه پسند برافکار فرزندانشان،  آنها را در برخورد با این مسأله یاری داد. تا بتوانند فرزندان نوجوانشان را در جهت انتخاب کتابی مناسب و تغذیه درست معنوی روح کنجکاوشان کمک کنند

قلمرو تحقیق

جامعه آماری در این تحقیق از میان دختران دانش آموز سه سال اول دبیرستان مدارس روزانه (دولتی وغیر انتفاعی)، در رشته های ریاضی، تجربی و انسانی در سطح منطقه 5 تهران می باشد

سوالات تحقیق

سوال اصلی تحقیق : آیا میان مطالعه ی رمان های عاشقانه ی عامه پسند و الگوپذیری دختران نوجوان، تغییر رفتار و نگرش آنها به ویژه نسبت به خود ،خانواده و محیط اطراف شان رابطه ای وجود دارد؟

– آیا بین مطالعه رمان های عاشقانه ی عامه پسند و تمایل دانش آموزان به تخیل گرایی (معمولا به صورت تخیلات عاشقانه)، رابطه ای وجود دارد؟

– آیا بین مطالعه رمان های عاشقانه و تمایل دانش آموزان به ازدواج زودهنگام، رابطه ای وجود دارد؟

– آیا بین مطالعه رمان های عاشقانه و افت تحصیلی دانش آموزان، رابطه ای وجود دارد؟

– آیا بین مطالعه رمان های عاشقانه و تشدید تمایل دانش آموزان به گوشه گیری و انزواطلبی، رابطه ای وجود دارد؟

– آیا میان مطالعه رمان های عاشقانه و افزایش علاقمندی آنان به مطالعات آزاد، رابطه ای وجود دارد؟

   فرضیات تحقیق

فرضیه اصلی تحقیق: به نظر می رسد میان مطالعه ی رمان های عاشقانه ی عامه پسند و الگوپذیری دختران نوجوان، تغییر رفتار و نگرش آنها به ویژه نسبت به خود ،خانواده و محیط اطرافشان ،رابطه وجود دارد

– به نظر می رسد بین مطالعه رمان های عاشقانه ی عامه پسند و تمایل دانش آموز به تخیل گرایی (معمولا بصورت تخیلات عاشقانه)، رابطه وجود دارد

– به نظر می رسد بین مطالعه رمان های عاشقانه و تمایل دانش آموزان به ازدواج زودهنگام، رابطه وجود دارد

– به نظر می رسد میان مطالعه ی رمان های عاشقانه  در طول دوران تحصیل و افت تحصیلی دانش آموزان، رابطه وجود دارد

– به نظر می رسد بین مطالعه رمان های عاشقانه و تشدید تمایل دانش آموزان به گوشه گیری و انزواطلبی، رابطه وجود دارد

– به نظر می رسد بین مطالعه ی رمان های عاشقانه و افزایش علاقمندی آنان به مطالعات آزاد، رابطه وجود دارد

سوالات فرعی

– آیا بین رشته تحصیلی دانش آموزان و علاقه آنها به رمان رابطه ای وجود دارد؟ (در این تحقیق سه رشته ی ریاضی، تجربی و انسانی در نظر گرفته شده است.)

– آیا بین وجود مشکلات عاطفی و مشاجرات خانوادگی (به خصوص بین پدر و مادر) و علاقه دانش آموزان به مطالعه رمان های عاشقانه رابطه ای وجود دارد؟

فرضیات فرعی

– به نظر می رسد بین رشته ی تحصیلی دانش آموزان (ریاضی، تجربی و انسانی) و علاقه ی آنها به مطالعه رمان رابطه وجود دارد

– به نظر می رسد میان علاقه دانش آموزان به خواندن رمان های عاشقانه و وجود مشکلات عاطفی در درون خانواده (مشاجرات پدر و مادر) رابطه وجود دارد

 تعریف مفاهیم

     مفاهیم اساسی تحقیق

تعریف، عملیاتی متغیرهای تحقیق

نقش : نقش در این تحقیق مترادف با تأثیر در نظر گرفته شده است؛ یعنی تأثیر مطالعه رمان های عامه پسند بر رفتارهای ارتباطی دختران دبیرستانی

اینگونه نیز می توان گفت : آیا مطالعه رمان های عامه پسند بر رفتارهای ارتباطی دختران نوجوان دبیرستانی (رفتارهایی نظیر نگاه او به آینده، تحصیلات، جنس مخالف ،ازدواج و…) تأثیر گذار بوده است یا خیر

رمان های عاشقانه ی عامه پسند :رمان هایی که بر پایه ی مضمون عشق و حوادث عاشقانه نوشته شده باشند ،اما فاقد استانداردها و ارزشهای هنری هستند و یکسری کلیشه ها در آنها کاربردهای فراوانی دارد؛ از قبیل :  سوژه ها و داستان های عاشقانه ی تکراری ، شخصیت پردازی های تک بعدی و ساده ،پایان های خوب و رویایی ،اسامی و طرح های روی جلد مشخص و تکراری و

الگو پذیری: شخصیت های واقعی یاشخصیت های نمادین (مانند شخصیت های کارتونی یا
داستانی ) را الگو و سرمشق قرار دادن و تقلید رفتارهای آنها

خیالبافی: خیالبافی یکی از اشکال خواب یا رؤیا (در شب یا روز است) که طی آن شخص اعمال خاصی را در پندار خود انجام می دهد. خیالبافی نقش مهمی در زندگی، خصوصاً در شرایط ناکام کننده تجربه روزانه دارد.(اکبری،1381،71)

تخیل: تعریف تخیل از نظر روان شناسی بدینگونه است: تخیل به عنوان فعالیت ذهنی فرآور است که در برابر برگردان، باز فرآوری یا به طور دقیق تر، در برابر روند بازفرآوری یا تکرار اطلاعات به دست آمده از سوی فرد قرار دارد (اکبری،1381،71)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید