مقاله تجلیات زبان، فرهنگ و محیط مازندران در اشعار نیمایوشیج در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله تجلیات زبان، فرهنگ و محیط مازندران در اشعار نیمایوشیج در word دارای 29 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله تجلیات زبان، فرهنگ و محیط مازندران در اشعار نیمایوشیج در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه مقاله تجلیات زبان، فرهنگ و محیط مازندران در اشعار نیمایوشیج در word

1- چکیده       
2- مقدمه و زندگینامه      
3- ویژگی سخن      
4- معرفی آثار – تعامل بین زبان و محیط      
5- یادداشتها       
6- منابع و مآخذ      

بخشی از منابع و مراجع پروژه مقاله تجلیات زبان، فرهنگ و محیط مازندران در اشعار نیمایوشیج در word

1- اخوان ثالث، مهدی. بدایع و بدعتها و عطای و لقای نیما یوشیج، انتشارات بزرگمهر، تهران
2- ثروتیان: بهروز: اندیشه و هنر در شعر نیما، انتشارات نگاه، تهران 1375
3- ساپیر، ادوارد : زبان: درآمدی بر مطالعه سخن گفتن، ترجمه علی محمد حق شناس، سروش، تهران 1376
4- طاهباز، سیروس: پردرد کوهستان: زندگی و هنر نیما یوشیج، انتشارات زریاب، تهران 1375
5- عبدلی، محمد: فرهنگ شعر نیما: واژگان و ترکیبات اشعار نیما یوشیج، انتشارات فکر روز، تهران 1374
6- عموزاده، محمد: «جنبه های جامعه شناختی گویش مازندرانی« کنفرانس ایران شناسی، بنیاد ایران شناسی، تهران 1381
7- فلکی، محمود: نگاهی به شعر نیما، انتشارات مروارید، تهران 1373
8- نیما یوشیج: مجموعه کامل اشعار نیما یوشیج: فارسی و طبری، تدوین سیروس طاهباز، انتشارات نگاه، تهران

چکیده:

مقاله حاضر بر آن است تا تأثیرات محیطی از قبیل زبان، فرهنگ، و شرایط جغرافیایی مازندران را در اشعار نیما توصیف و بررسی نماید. زبان شناسان اجتماعی معتقدند هر زبان تا حد زیادی منعکس کننده واقعیات و خصوصیات بیرونی پیرامون خود می باشد. به تعبیری، کاربرد زبان در خلا انجام نمی پذیرد، بلکه متأثر از بافت محیطی خود است. این مسأله می تواند در مورد آثار ادبی نیز صادق باشد در اشعار نیما خصوصیان زبانی و تصویر پردازی به چشم می خورد که منعکس کننده بافت منطقه ای، زبانی، و فرهنگی نیماست. به عنوان مثال وجود اشعاری مانند:«قاصد روزان ابری، داروگ، کی می رسد باران؟» نمونه ی بارزی از تأثیر شرایط جغرافیایی مازندران بر روی اشعار نیما محسوب می گردد. بنابراین، ‌این نوشته براساس رویکرد جامعه شناختی زبان، تلاش دارد بازتاب بعضی از

جنبه های محیطی مازندران را در اشعار نیما نشان دهد

 1- مقدمه:

اگر زبان را وسیله و ماده اولیه ادبیات بدانیم، پس از مطالعه زبان یک اثر ادبی می تواند در تحلیل و شناخت بهتر آن کمک کند. به عنوان مثال برسی جنبه های مختلف زبان می تواند درک بهتری از بافت محیطی یک اثر در اختیار پژوهشگر قرار دهد، زیرا کاربرد زبان، طبق پژوهشهای جامعه شناختی زبان تا حد زیادی منعکس کننده بافت محیطی یک جامعه است. در این مقاله سعی نویسنده بر این است که تأثیر و بازتاب طبیعت، فرهنگ و زبان طبرستان را در اشعار نیما موردارزیابی قرار دهد. اما ابتدا بهتر است مرور کوتاهی بر سابقه مطالعه در این زمینه داشته باشیم

2-زندگینامه

نیما یوشیج که نام اصلی اش علی اسفندیاری بود در سال 1276 شمسی در روستای یوش مازندران چشم به جهان گشود. پدرش ابراهیم خان نوری از راه کشاورزی و گله داری روزگار می گذرانید. ایام کودکی اش را در روستای خود به تحصیل پرداخت و از آنجا به تهران آمد تا در دبیرستان سن لویی که یک مؤسسه متعلق به هیات کاتولیک رمی بود به تحصیل ادامه دهد. در این مدرسه یکی از معلمین وی نظام وفا بود که در اثر تشویقهای او به سرودن شعر روی آورد. او زبان فرانسه را به خوبی فرا گرفت و با ادبیات اروپا آشنا شد. محمدرضا عشقی در روزنامه قرن بیستم بخشی از شعر افسانه نیما را منتشر کرد. نیما در سال 1317 شمسی جزو گروه کارکنان مجله موسیقی، مجله ماهانه وزارت فرهنگ در آمد. وی یک سلسله مقاله در این مجله نوشت و در آنها نظرات فیلسوفان را در خصوص هنر و تأثیر آثار اروپایی را در ادبیات بعضی از ممالک شرقی مورد بررسی قرار داد. او در سال 1328 ه.ش. در روابط عمومی و اداره تبلیغات وزارت فرهنگ مشغول به کار شد و بالاخره در سال 1338 شمسی در تجریش تهران دار فانی را وداع گفت

3-ویژگی سخن

نیما در نتیجه آشنایی با زبان فرانسه، با ادبیات اروپایی آشنا شد و ابتکار و نو آفرینی را از این رهگذر کسب کرد. او یکی  از پایه های رهبری سبک نوین گردید و در این راه تلاش و سعی زیادی نمود. اشعار نخستین او با اینکه در قالب اوزان عروضی ساخته شده از مضامین نو و تخیلات شاعرانه برخوردار است که در زمان خود موجب تحولی در شعر گردید. نیما در آثار بعدی خود اوزان شعر عروضی را می شکند و شعرش را از چارچوب وزن و قافیه آزاد می سازد و راهی تازه و نو در شعر می آفریند که به سبک نیمایی مشهور می گردد

4-معرفی آثار

از آثار او عبارت است از: شعر من، ماخ لولا، ناقوس، شهر صبح شهر شب، آهو و پرنده ها، دنیا خانه من است، قلم انداز، نامه های نیما به همسرش، عنکبوت، فریادهای دیگر، کندوهای شبانه، حکایات و خانواده سرباز، آب در خوابگه مورچگان، در سال 1364 مجموعه ای کامل از آثارش منتشر شد

  5-تعامل بین زبان و محیط

مطالعه پیرامون زبان و محیط اجتماعی و فرهنگی سابقه ی دیرینه در نوشتگان زبان شناسی دارد. ساپیر1 (1939- 1884( جزو اولین زبان شناسانی است که به طور اخص ارتباط بین زبان و محیط زندگی را بررسی کرد و نشان داد چگونه عوامل بیرونی در زبان نمود پیدا می کند. وی در مقاله ای تحت عنوان «زبان و محیط زیست»2 (1949: 90( محیط مادی را از محیط اجتماعی متمایز می داند. محیط مادی عمدتاً به ویژگیهای جغرافیایی یک منطقه مانند: آب، کوه، دشت، ساحل، دریا، و شرایط اقتصادی دلالت دارد. در حالی که منظور از شرایط اجتماعی،‌خصوصیات غیر مادی مانند شرایط فرهنگی، قومی، زبانی، مذهبی، و سیاسی یک جامعه است. اگر چه این تمایز برای تبیین و توصیف یک زبان مشخص با مشکلات نظری و عملی مواجه است، و دلیل آن زبان در بر گیرنده نمادهای پیچیده ای است که شرایط مادی و معنوی یک گروه اجتماعی به طور لاینفک در آن متبلور است، با این حال چارچوب مناسبی برای بررسی موضوع حاضر محسوب می شود. خصوصاً این مقاله حاضر تأثیر این دو را به طور جداگانه اما مرتبط به هم مورد بررسی قرار می دهد

3- بازتاب شرایط محیط در اشعار نیما

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

تحقیق نقش رمان های عاشقانه ی عامه پسندبر رفتارهای ارتباطی دختران دبیرستانی در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 تحقیق نقش رمان های عاشقانه ی عامه پسندبر رفتارهای ارتباطی دختران دبیرستانی در word دارای 226 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد تحقیق نقش رمان های عاشقانه ی عامه پسندبر رفتارهای ارتباطی دختران دبیرستانی در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه تحقیق نقش رمان های عاشقانه ی عامه پسندبر رفتارهای ارتباطی دختران دبیرستانی در word

مقدمه
بیان مسئله
اهمیت و ضرورت تحقیق
اهداف تحقیق
قلمرو تحقیق
سوالات تحقیق
فرضیات تحقیق
سوالات فرعی
تعریف مفاهیم
مفاهیم اساسی تحقیق
تعریف، عملیاتی متغیرهای تحقیق
تعریف نوجوانی
مروری بر مطالعات و تحقیقات پیشین
بخش اول :ادبیات؛ جامعه شناسی ادبیات
بررسی محتواها در جامعه شناسی ادبیات معاصر (از دیدگاه هانری زالامانسکی)
جورج لوکاچ و رمان
لوسین گلدمن و رمان
لوکاچ، گلدمن و جامعه شناسی رمان
باختین و رمان
گرامشی، ادبیات و هژمونی
مکتب فرانکفورت
دیدگاه های انتقادی و ادبیات عامه پسند
بخش دوم: ادبیات داستانی
داستان چیست؟
رمان چیست؟
بررسی رمان و رمانس
توضیح برخی ازانواع رمان ها
تاریخچه پیدایش رمان
تاریخچه پیدایش رمان فارسی
تاریخچه پیدایش ادبیات عامه پسند درایران
مروری برادبیات عامه پسند
مشخصات ادبیات عامه پسند
رمان؛مقوله عشق و نوجوانان
آینده رمان
بخش سوم : ادبیات، جنسیت و فمینیسم
مطالعات ادبی فمینیستی
نوشتار زنانه
زنان نویسنده
نویسندگان زن و رمانس
سیر تحول نقش زنان در ادبیات داستانی سده های مختلف
زبان، نوشتار زنانه و مکتب انتقادی اصالت زن
زیست شناسی، تجربه، سخن، ناخودآگاه و شرایط اجتماعی و اقتصادی
فمینیسم پسامدرن؛ الن سیکسو
بخش چهارم: روانشناسی نوجوانان
توضیح برخی از مهمترین مشکلات نوجوانان
الف- بحران بلوغ
ب-افت تحصیلی
پ- مشکلات خانوادگی
ت-اوقات فراغت نوجوانان
ث-گوشه گیری و انزوا طلبی
ج- تخیل در دوره ی بلوغ
رابطه رمان و تقویت خیالبافی دردختران نوجوان
بخش پنجم :پیشینه تحقیق
الف- بررسی تحقیقات صورت گرفته درباره ی رمان
1-جانیس رادوی؛رمانس
زنان و رمانس
زنان؛دلایل خواندن رمان
زنان؛ علایق و عادات مطالعاتی
زنان؛ عشق و رمانس
سه مولفه مهم در یک رمانس کدامند؟
2- تصویر زن در رمان های عامه پسند
ب-بررسی پایان نامه های داخل کشور
بخش ششم: چارچوب نظری
نظریه هایی با رویکرد ارتباطی
پنجره جوهری
نظریه مدل سازی
نظریه ی نیازجویی، یا استفاده و رضامندی
روش تحقیق
جامعه آماری
نمونه آماری
تعیین حجم نمونه
روش نمونه‌گیری
روش گردآوری اطلاعات
تعیین روایی تحقیق
پایایی تحقیق
روش تجزیه و تحلیل اطلاعات
1- جمعیت شناختی پاسخگویان
2- توصیف جداول یک بعدی
3- تحلیل جداول دو بعدی
فرضیه اول
فرضیه دوم
فرضیه سوم
فرضیه چهارم
فرضیه پنجم
فرضیه فرعی اول
فرضیه فرعی دوم
خلاصه نتایج تحقیق
نتایج تحلیلی استنباطی
مروری دیگر بر فرضیه ها
پیشنهادها
پیشنهادها برای محققین بعدی
موانع و محدودیت ها
منابع و مأخذ فارسی

بخشی از منابع و مراجع پروژه تحقیق نقش رمان های عاشقانه ی عامه پسندبر رفتارهای ارتباطی دختران دبیرستانی در word

– اکبری، ابوالقاسم، مشکلات نوجوانی و جوانی، نشر ساوالان،

– احمدی، احمد ،روانشناسی نوجوانان و جوانان(شامل ویژگیهای زیستی ;شغلی و جنسی)،اصفهان :انتشارات مشعل،

– استریناتی،دومینیک،پاک نظر،ثریا،مقدمه ای بر نظریه های فرهنگ عامه،گام نو ،چاپ سوم

– اسکارپیت،روبر،کتبی،مرتضی،جامعه شناسی ادبیات،1374،چاپ اول،سمت

– بیابانگرد، اسماعیل، روان شناسی نوجوانان، تهران : دفتر نشر فرهنگ اسلامی،

– بیر، گیلیان، دقیقی، سودابه، رمانس، تهران: نشر مرکز،

– براهیمی،منصور،ویژه رمانس و ملودرام،زمستان 1377،فارابی

– پوینده،محمد جعفر،درآمدی بر جامعه شناسی ادبیات:مجموعه مقاله/
لوسین گلدمن;]ودیگران[،1377،تهران نقش جهان

– تانگ،رزمری،نجم عراقی منیژه ،نقد و نظر:درآمدی جامع بر نظریه های فمینیستی،1387،تهران ،
نشر نی

– تودوروف،تزوتان،کریمی،داریوش،منطق گفتگویی میخائیل باختین،1377،چاپ اول تهران،نشر مرکز

– دست غیب، عبدالعلی، پیدایش رمان فارسی، شیراز : نوید شیراز، 1386

– دادگران، سید محمد، مبانی ارتباطات جمعی، تهران: فیروزه، 1374

-دفلور،ملوین ،دنیس،اورت ای ،شناخت ارتباط جمعی ،1383،ترجمه سیروس مرادی(زیر نظر دکتر ناصر باهنر)،انتشارات دانشکده صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران

– رزاقی ، افشین،نظریه های ارتباطات اجتماعی،1381،چاپ اول،تهران ،انتشارات پیکان

– رابرتس،آدام، ولی ژاده ،وحید،فردریک جیمسن:مارکسیسم،نقد ادبی و پسا  مدرنیسم،
نشر نی ،1386

– زارعیان، داود، مبانی کلی ارتباطات، تهران: کارگزار روابط عمومی، 1382

– ستوده،هدایت الله،روانشناسی اجتماعی،تهران:آوای نور،

– سلدن،رامان،مخبر ،عباس،1372،چاپ اول،طرح نو

– سرمد و دیگران،

– صدری افشار، غلامحسین،حکمی،نسرین ،فرهنگ معاصر فارسی یک جلدی ،1381،فرهنگ معاصر

– غذامی،عبدالله،عوده تبار،هدی،زن و زبان،1386،تهران:گام نو

– معتمد نژاد، کاظم، وسایل ارتباط جمعی (جلد نخست)، تهران : دانشگاه علامه طباطبایی، 1383

– مهرداد، هرمز، نظریات و مفاهیم ارتباط جمعی، تهران: فاران، 1379

– عسگری، عسگر، نقد اجتماعی رمان معاصر فارسی: با تأکید بر ده رمان برگزیده، تهران: نشر و پژوهش فرزان روز، 1386

– میر صادقی، جمال، ادبیات داستانی (قصه، رمانس، داستان کوتاه، رمان)، انتشارات سخن،

– میرصادقی، جمال، عناصر داستان، انتشارات سخن،

– میرصادقی، جمال، داستان و ادبیات، انتشارات نگاه، چاپ اول،

–  فرقانی رئیسی، شهلا، شناخت مشکلات رفتاری در کودکان و نوجوانان، مؤسسه فرهنگی منادی تربیت،

– مقدادی، بهرام،فرهنگ اصطلاحات نقد ادبی،تهران،فکر روز،

– کوندرا، میلان، همایون پور، پرویز، هنر رمان، تهران: نشر قطره، 1382

– مورگان فورستر، ادوارد، یونسی، ابراهیم،جنبه های رمان، مؤسسه انتشارات نگاه، 1368

– لاج، دیوید، پاینده، حسین، نظریه های رمان: از رئالیسم تا پسامدرنیسم، تهران: نیلوفر، 1386

– فرهنگی ،علی اکبر،ارتباطات انسانی،تهران

   خدمات فرهنگی رسا،

– خاکی،غلامرضا،روش تحقیق با رویکرد پایان نامه نویسی،

– گوریک باتاچاریا و ریچارد جانسون، شهرآشوب ،مرتضی ،میکائیلی ،فتاح ،مفاهیم و روشهای آماری،انتشارات دانشگاهی

-حافظ نیا،محمد رضا،مقدمه ای بر روش تحقیق در علوم انسانی،1374،انتشارات وزارت فرهنگ  و ارشاد اسلامی

– غفاری ،سعید،گامی در ادبیات کودکان و نوجوانان ،1384،چاپ سوم ،انتشارات دبیزش

-میرفخرایی،تژا،جزوه جامعه شناسی ادبیات(دانشگاه آزاد اسلامی،واحد تهران مرکزی)،1384-1383

– ویندال ،سون،سیگنایزر ،بنو،اولسون،جین،کاربرد نظریه های ارتباطات،1376،علیرضا دهقان،چاپ اول،مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه

–   ویلم برتنز،یوهانس،سجودی ،فرزان،نظریه ی ادبی،آهنگ دیگر ،1382

 


مقالات

– به پژوه،علی،رضایی،احسان،رضایی،1386،عشق کافی نیست،پرونده رمان های عامه پسند،همشهری جوان،15 اردیبهشت،ص

– علی نطر ،مزدک،1386،امشب اشکی می ریزد،پرونده رمان های عامه پسند،همشهری جوان،15 اردیبهشت،ص

– باباحاجی،ایرج، 1386،نگاهی به تاریخچه ی ادبیات عامه پسند(چندنفرقزلباش)،پرونده رمان های عامه پسند،همشهری جوان،15 اردیبهشت،ص

– به پژوه،علی،1386،ادبیات عامه پسند،چخوف و داستان های دیگر، پرونده رمان های عامه پسند،همشهری جوان،15 اردیبهشت،ص61

ماهنامه

– میرفخرایی،تژا،1380،خوانش رمان،کتاب ماه علوم اجتماعی،سال چهارم – شماره هفتم و هشتم ،
113-112


منابع انگلیسی

(RADWAY,JANICE,READING

THE ROMANCE,London,Newyork,VERSO,1987)

پایان نامه

– میرفخرایی- تژا، مقایسه ساختارهای عمقی و سطحی رمان های عامه پسند ونخبه گرای ایرانی، تناسب فرهنگی یا گسست گفتمانی، 1383، دانشگاه آزاداسلامی، واحد علوم و تحقیقات

– یزدان صفت، محبوبه، نقد و بررسی ده رمان برجسته ی اجتماعی ایران در قرن گذشته
(از تهران مخوف تا همسایه ها)، 1384، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات (پایان نامه کارشناسی ارشد،رشته زبان و ادبیات فارسی)

– محمد حسین سیاه نوری، نرگس، نقد و بررسی «پایان بندی» در رمان معاصر ایران، 1381-1380، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات(کارشناسی ارشد؛رشته زبان و ادبیات فارسی)

– عبادتی،شهناز،نقد وبررسی «شخصیت پردازی در رمان معاصر ایران»، 1381-1380، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات(کارشناسی ارشد؛رشته زبان و ادبیات فارسی)

– ولی زاده کاخکی،وحید،سیاست های بازنمائی:جنسیت در آثار نویسندگان زن ایران،1385،دانشگاه علامه طباطبایی.(کارشناسی ارشد مطالعات فرهنگی)

مقدمه

رمان های عاشقانه همواره در طول تاریخ مورد علاقه و توجه قشر وسیعی از خوانندگان بوده است. به خصوص زنان و دختران نوجوان همیشه از مخاطبین اصلی  رمان های عاشقانه محسوب شده اند

اصولاً مقوله‌ عشق برای نوجوانان پدیده هیجان انگیزی ست و آنان به این موهبت خدادادی در سن بلوغ نگاه ویژه و تازه ای پیدا می کنند. و در این میان رمان های عاشقانه می توانند جوابگوی قسمتی از ذهن پر از سؤال آنها باشند، سؤالاتی که بخش اعظم آن حول موضوع عشق، جنس مخالف، ازدواج و…. می باشد

نوجوانان در این دوران رویاهای شیرین و خیال پردازی های خاص سن خود را دارند و این رمان ها در راستای همان رویاهای شیرین و تقویت کننده آنها می باشند و این مورد یکی از جذابیت های اصلی این گونه رمان ها برای نوجوانان می باشد

البته رمان های عاشقانه به خودی خود مشکلی ایجاد نمی کنند، بلکه آموزش عشق به نوجوانان از طریق مطالعه رمان می تواند یکی از رسالت های این هنر محسوب شود. اما مشکل از آنجا آغاز می شود که رمان هایی که غالباً در دست نوجوانان می باشد و برایشان جذابیت دارد، تحت عنوان رمان های عاشقانه عامه پسند جای می گیرند که نه مناسب سن نوجوانان می باشد و نه قالب ادبی مناسبی دارند

این گونه رمان ها با نثر ساده و روان، چارچوب ها و کلیشه های خود از عنوان و موضوع تکراری کتاب ها گرفته تا پایان بندی های خوش و یا ناخوش قراردادی سعی در به تصویر کشیدن زندگی های عاشقانه غلو شده ای را دارند که غالباً دروغین، ساختگی و دور از واقعیت هستند. کتاب هایی که به جای به تصویر کشیدن مفهومی صحیح و واقعی از لطافت عشق، تصویری به شدت اغراق شده و دروغین از عشق را ارائه می دهند که نه تنها کمک آموزشی به نوجوان نمی کند بلکه باعث رویابافی بیشتر نوجوان می شود و تصویری غیر واقعی از مقوله ازدواج و جنس مخالف، ….. در ذهن او ایجاد می کند که بسیار با دنیای واقعی متفاوت است. و می تواند باعث پیامدهایی همچون افت تحصیلی، تمایل دانش آموز به ازدواج زودهنگام (قبل از اتمام تحصیلات متوسطه)، و دیگر پیامدهایی شود که نتیجه این رویاسازی ها  می باشد

و این موارد می تواند برای ذهن خلاق و جستجوگر نوجوانی که باید در همین سن و سال با مفهوم اصیل عشق آشنا شود تا بتواند توشه ای درست برای آینده خود به همراه داشته باشد، کمی مشکل ساز و خطرآفرین می باشد. رمان های عاشقانه عامه پسند  می توانند تصویری دروغین و ساختگی از مفاهیم زیبا و اساسی عشق، ازدواج و… را پیش روی چشمان نوجوان به نمایش بگذارند که مشکل از همین جا آغاز می شود

   بیان مسئله

ادبیات داستانی، قدمتی به درازای حضور انسان در عرصه هستی دارد. انسان از همان آغاز، وقایع بیرونی را از دریچه چشم و ذهن خویش می دید و هنگام روایت آن رنگی از تخیّل بر آن
می زد (عسگری، 1387، 9)

اما از زمان پیدایش رمان تاکنون بیش از 3 قرن نمی گذرد،ولی طی همین دوران نه چندان طولانی، رمان به یکی از تأثیرگذارترین عناصر زندگی بشر تبدیل شده است. رمان با ساخت ساده و قابل فهم خود سخت ترین و انتزاعی ترین مسائل انسانی را برای همه اقشار جامعه بازگو می کند؛ مسائلی که گاه از چشم تیزبین علومی چون فلسفه و جامعه شناسی نیز پوشیده مانده است (اینترنت،1)

رمان از پرطرفدارترین گونه های ادبی در جهان می باشد، به خصوص رمان های عامه پسند که در ایران نیز همیشه از پرطرفدارترین و پر فروش ترین کتابها می باشند

در ایران عمدتا شاهد تالیف رمان های عاشقانه ی عامه پسند هستیم و ژانر حاکم بر فضای عامه پسند نویسی ، ملودرام است و نویسندگان ما اغلب به تأسی از محبوب ترین نویسندگان عامه پسند خارجی مانند دانیل استیل و سیدنی شلدون، داستان های عاشقانه روایت می کنند
(رضایی،به پژوه،1386،44)

در این میان دختران نوجوان از طرفداران اصلی رمان های عاشقانه ی عامه پسند محسوب
می شوند

 شاید این گونه نیز می توان برداشت کرد که مابین دختران نوجوان و خیال پردازی هایشان و خرید و مطالعه این کتاب ها ارتباطی وجود دارد. می شود تصور کرد که دختران نوجوان هرکدام خودشان را جای شخصیت های دلخواه رمان های مورد علاقه ی خود می گذارند؛ تصور می کنند، تخیل می کنند، بغض می کنند، ذوق می کنند (عبدلی،1386، 49) و بدین طریق احساسات و هیجاناتی را که بر اثر دوران بلوغ در خود پنهان دارند را آشکار کرده و به گونه ای استرس ها و اضطراب های درونی خود را تخلیه می کنند

این دسته از رمان ها ،  با محوریت موضوعات عاشقانه، نثر ساده و روان و پایانی خوش، جوابگوی قسمتی از نیازهای نوجوانان هستند که بر اثر دوران بلوغ جسمی و جنسی،نیازهاو مشغله های ذهنی جدیدی پیداکرده اند

نوجوانان در دوران بلوغ به مقولاتی نظیر عشق، جنس مخالف و ازدواج با نگاهی تازه برخورد
می کنند. بحران هویت را تجربه می کنند و ترس و اضطراب از آینده ای مبهم بر آنها غلبه پیدا می کند. در این میان رمان های عاشقانه، تصویری از زندگی عاشقانه آرمانی (که البته چندان با واقعیت همخوانی ندارد) را برای نوجوانان به نمایش می گذارد که شاید کمی از اضطراب های آنها را می کاهد و به برخی از سئوالات ایجاد شده در ذهن آنها جوابگو می باشد

همچنین باید در نظر داشت که دختران نوجوان براساس شرایط خاص جسمی، روحی، اجتماعی و…. خود بیشتر در معرض رویابافی و خیال پردازی های عاشقانه هستند و رمان های عاشقانه به آنها فرصت و سوژه های جدیدی برای غرق شدن در رویاپردازی های عاشقانه دوران نوجوانی را می دهد

این نکته که با توجه به سن حساس دختران نوجوان،رمان های عاشقانه ی عامه پسند
(که به وفور در اختیار آنها می باشد)،تا چه حد می تواند بر آنها تاثیر منفی بگذارد؛به گونه ای که بر دامنه ی خیال بافی و رویا پردازی شان دامن بزند،باعث تمایل و تفکرشان به ازدواج زودهنگام شود،باعث گوشه گیری و دور شدن آنها از فعالیتهای گروهی (که در جهت پر کردن اوقات فراغتشان انجام می دهند )شود،مطالعات آزاد آنها را از سمت ادبیات جدی تر (آثار ادبی بزرگ ایران و جهان)به سمت ادبیات عامه پسند سوق دهد ،باعث افت تحصیلی شان بشود و… انگیزه ی اصلی شروع این تحقیق محسوب می شود

لذا با توجه به مسائل مطرح شده تحقیق حاضر به بررسی نقش رمان های عاشقانه ی عامه پسند بر رفتارهای ارتباطی دختران دبیرستانی می پردازد

 

اهمیت و ضرورت تحقیق

در جامعه ای که اکثریت آن را نوجوانان و جوانان تشکیل می دهند توجه به نیازهای این قشر آینده ساز کشور بسیار مهم می باشد. به خصوص نوجوانان دبیرستانی که به علت طی کردن دوران بلوغ، در سن مهم، حساس و سرنوشت سازی به سر می برند. دورانی که در آن نوجوانان مشکلات و دغدغه های بسیاری پیدا می کنند. از جمله مشکلاتی مانند : بحران هویت، گوشه گیری و انزواطلبی، تخیل گرایی و افت تحصیلی و دغدغه هایی نظیر فکر کردن به امر ازدواج و جنس مخالف. نوجوانان برای کسب اطلاعات بیشتر از مسائلی که دغدغه های ذهنی آنها شده است و آنها را به دنیای بزرگترها نزدیکتر می سازد، راههای مختلفی را امتحان می کنند؛ دیدن فیلم های رمانتیک ، مطالعه رمان های عاشقانه و…. از این قبیل روش ها می باشند. نوجوانان با خواندن اینگونه رمان ها تصویری از آینده را برای خود ترسیم می کنند که با واقعیت های جامعه تطابق ندارد و تجسمی است از زندگی رویایی و غیر واقعی

در این دوران، توجه کردن به مسائلی که می تواند بر الگوپذیری و هویت یابی نوجوانان تأثیرگذار باشد، بسیار مهم است.یکی از مواردی که بخصوص برای دختران نوجوان بسیار جذاب می باشدمطالعه رمان های عاشقانه است و آنها  که در بحبوبه سال های بلوغ هستند معمولاً از مخاطبان اصلی این ژانر از رمان ها محسوب می شوند. رمان هایی با محوریت موضوع عشق، که می توانند در مقطعی از سن این دختران نوجوان، نقش حساس و مهمی را ایفا کنند. نقش الگو و بارور کننده تخیلات سردرگم دوره حساس بلوغ

 

اهداف تحقیق

در این تحقیق برآنیم که به بررسی نقش رمان های عاشقانه ی عامه پسندبر رفتارهای ارتباطی دختران دبیرستانی (سه سال اول دبیرستان، سه رشته ریاضی، تجربی و انسانی) در سطح منطقه 5 تهران بپردازیم، تا مشخص شود این رمان ها چه تأثیری می توانند بر روی رفتار ارتباطی و نوع نگرش دختران نوجوان نسبت به مسائل مختلفی که در اطراف آنها می گذرد، داشته باشند

زیرا ادبیات عامه پسند (با تأکید بر رمان های عاشقانه عامه پسند) با آثار ضعیف و حتی گاه مبتذلش می تواند بر روی عامه مردم به خصوص دختران نوجوان که آماده الگوپذیری از محیط اطرافشان هستند، تأثیرات مخربی بگذارد. شاید بتوان با تحقیق ویادآور شدن آثار سوء اینگونه رمان ها و همچنین حمایت از آثار قوی در این حیطه، به رشد و نمو رمان های خلاقانه تر و سالم تر کمک کرد و با آگاه کردن نهادهای مسئول و خانواده ها از تأثیرات عمیق رمان های عامه پسند برافکار فرزندانشان،  آنها را در برخورد با این مسأله یاری داد. تا بتوانند فرزندان نوجوانشان را در جهت انتخاب کتابی مناسب و تغذیه درست معنوی روح کنجکاوشان کمک کنند

قلمرو تحقیق

جامعه آماری در این تحقیق از میان دختران دانش آموز سه سال اول دبیرستان مدارس روزانه (دولتی وغیر انتفاعی)، در رشته های ریاضی، تجربی و انسانی در سطح منطقه 5 تهران می باشد

سوالات تحقیق

سوال اصلی تحقیق : آیا میان مطالعه ی رمان های عاشقانه ی عامه پسند و الگوپذیری دختران نوجوان، تغییر رفتار و نگرش آنها به ویژه نسبت به خود ،خانواده و محیط اطراف شان رابطه ای وجود دارد؟

– آیا بین مطالعه رمان های عاشقانه ی عامه پسند و تمایل دانش آموزان به تخیل گرایی (معمولا به صورت تخیلات عاشقانه)، رابطه ای وجود دارد؟

– آیا بین مطالعه رمان های عاشقانه و تمایل دانش آموزان به ازدواج زودهنگام، رابطه ای وجود دارد؟

– آیا بین مطالعه رمان های عاشقانه و افت تحصیلی دانش آموزان، رابطه ای وجود دارد؟

– آیا بین مطالعه رمان های عاشقانه و تشدید تمایل دانش آموزان به گوشه گیری و انزواطلبی، رابطه ای وجود دارد؟

– آیا میان مطالعه رمان های عاشقانه و افزایش علاقمندی آنان به مطالعات آزاد، رابطه ای وجود دارد؟

   فرضیات تحقیق

فرضیه اصلی تحقیق: به نظر می رسد میان مطالعه ی رمان های عاشقانه ی عامه پسند و الگوپذیری دختران نوجوان، تغییر رفتار و نگرش آنها به ویژه نسبت به خود ،خانواده و محیط اطرافشان ،رابطه وجود دارد

– به نظر می رسد بین مطالعه رمان های عاشقانه ی عامه پسند و تمایل دانش آموز به تخیل گرایی (معمولا بصورت تخیلات عاشقانه)، رابطه وجود دارد

– به نظر می رسد بین مطالعه رمان های عاشقانه و تمایل دانش آموزان به ازدواج زودهنگام، رابطه وجود دارد

– به نظر می رسد میان مطالعه ی رمان های عاشقانه  در طول دوران تحصیل و افت تحصیلی دانش آموزان، رابطه وجود دارد

– به نظر می رسد بین مطالعه رمان های عاشقانه و تشدید تمایل دانش آموزان به گوشه گیری و انزواطلبی، رابطه وجود دارد

– به نظر می رسد بین مطالعه ی رمان های عاشقانه و افزایش علاقمندی آنان به مطالعات آزاد، رابطه وجود دارد

سوالات فرعی

– آیا بین رشته تحصیلی دانش آموزان و علاقه آنها به رمان رابطه ای وجود دارد؟ (در این تحقیق سه رشته ی ریاضی، تجربی و انسانی در نظر گرفته شده است.)

– آیا بین وجود مشکلات عاطفی و مشاجرات خانوادگی (به خصوص بین پدر و مادر) و علاقه دانش آموزان به مطالعه رمان های عاشقانه رابطه ای وجود دارد؟

فرضیات فرعی

– به نظر می رسد بین رشته ی تحصیلی دانش آموزان (ریاضی، تجربی و انسانی) و علاقه ی آنها به مطالعه رمان رابطه وجود دارد

– به نظر می رسد میان علاقه دانش آموزان به خواندن رمان های عاشقانه و وجود مشکلات عاطفی در درون خانواده (مشاجرات پدر و مادر) رابطه وجود دارد

 تعریف مفاهیم

     مفاهیم اساسی تحقیق

تعریف، عملیاتی متغیرهای تحقیق

نقش : نقش در این تحقیق مترادف با تأثیر در نظر گرفته شده است؛ یعنی تأثیر مطالعه رمان های عامه پسند بر رفتارهای ارتباطی دختران دبیرستانی

اینگونه نیز می توان گفت : آیا مطالعه رمان های عامه پسند بر رفتارهای ارتباطی دختران نوجوان دبیرستانی (رفتارهایی نظیر نگاه او به آینده، تحصیلات، جنس مخالف ،ازدواج و…) تأثیر گذار بوده است یا خیر

رمان های عاشقانه ی عامه پسند :رمان هایی که بر پایه ی مضمون عشق و حوادث عاشقانه نوشته شده باشند ،اما فاقد استانداردها و ارزشهای هنری هستند و یکسری کلیشه ها در آنها کاربردهای فراوانی دارد؛ از قبیل :  سوژه ها و داستان های عاشقانه ی تکراری ، شخصیت پردازی های تک بعدی و ساده ،پایان های خوب و رویایی ،اسامی و طرح های روی جلد مشخص و تکراری و

الگو پذیری: شخصیت های واقعی یاشخصیت های نمادین (مانند شخصیت های کارتونی یا
داستانی ) را الگو و سرمشق قرار دادن و تقلید رفتارهای آنها

خیالبافی: خیالبافی یکی از اشکال خواب یا رؤیا (در شب یا روز است) که طی آن شخص اعمال خاصی را در پندار خود انجام می دهد. خیالبافی نقش مهمی در زندگی، خصوصاً در شرایط ناکام کننده تجربه روزانه دارد.(اکبری،1381،71)

تخیل: تعریف تخیل از نظر روان شناسی بدینگونه است: تخیل به عنوان فعالیت ذهنی فرآور است که در برابر برگردان، باز فرآوری یا به طور دقیق تر، در برابر روند بازفرآوری یا تکرار اطلاعات به دست آمده از سوی فرد قرار دارد (اکبری،1381،71)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله طراحی و اجرای مصاحبه و مشاهده و پرسشنامه در روش تحقیق در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله طراحی و اجرای مصاحبه و مشاهده و پرسشنامه در روش تحقیق در word دارای 37 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله طراحی و اجرای مصاحبه و مشاهده و پرسشنامه در روش تحقیق در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه مقاله طراحی و اجرای مصاحبه و مشاهده و پرسشنامه در روش تحقیق در word

مقدمه

فصل اول

پرسشنامه «Quistionnaire»

2-1 جمع آوری اطلاعات از طریق پرسشنامه

3-1 تعریف پرسشنامه

4-1 طرح های مختلف پرسشنامه :‌

5-1 انواع اجرای پرسشنامه

1-5-1 پرسشنامه حضوری

2-5-1 پرسشنامه پستی

3-5-1 اجرای پرسشنامه الکترونیک;

6-1 انواع پرسشنامه

7-1 رهنمودهایی برای طراحی پرسشنامه ها

1-7-1 نگارش پرسشها

2-7-1-ظاهر کلی پرسشنامه

3-7-1-اصول اندازه گیری

8-1-اجرای مقدماتی پرسشنامه

مصاحبه «Interview»

1-2-جمع آوری اطلاعات از طریق مصاحبه

2-2-تعریف مصاحبه

3-2-شرایط لازم برای مصاحبه

4-2-انواع مصاحبه

2-5-اشکال خاص مصاحبه

6-2-مزایای مصاحبه

7-2-معایب مصاحبه

8-2-محدودیتهای مصاحبه

1-8-2-عوامل مربوط به مصاحبه کننده

2-8-2-عوامل مربوط به مصاحبه شونده

3-8-2-عوامل مربوط به موقعیت

9-2-ثبت اطلاعات در مصاحبه‌

10-2-انواع روشهای اجرای مصاحبه

11-2-نکاتی که رعایت‌انها اعتبار روش مصاحبه را بالا می برد

مشاهده «Observation»

1-3-جمع آوری اطلاعات از طریق مشاهده

2-3-تعریف مشاهده

3-3-انواع مشاهده

مشاهده از نظر نحوه ارتباط با پدیده مورد مشاهده

مشاهده از نظر ساختار

مشاهده از نظر میزان مشارکت محقق

مشاهده از نظر توالی : که یا متوالی است و یا نوبتی

مشاهده از نظر میزان دقت که سطحی است یا عمیق

4-3-عوامل مؤثر بر میزان دقت اطلاعات مشاهده شده

5-3-ثبت مشاهدات

6-3-نکات مورد توجه در مشاهده

7-3-مزایای مشاهده

8-3-معایب مشاهده

منابع و مآخذ

بخشی از منابع و مراجع پروژه مقاله طراحی و اجرای مصاحبه و مشاهده و پرسشنامه در روش تحقیق در word

– بست ، جان ؛ روش‌های تحقیق در علوم تربیتی و رفتاری ؛ ترجمه دکتر حسن پاشا شریفی  دکتر نرگس طالقانی ؛ تهران ، انتشارات رشد ، 1379

– خاکی ، غلامرضا ؛ روش تحقیق در مدیریت ؛ تهران ، مرکز انتشارات علمی دانشگاه آزاد اسلامی؛

– داور ، علی ؛ مبانی نظری و علمی پژوهش در علوم انسانی و اجتماعی ؛ تهران ، انتشارات رشد ، 1374

– ریاحی ، غلامحسین ؛ آشنایی با اصول روش تحقیق ، تهران ، نشر اشراقیه ، 1370

– ظهوری ، قاسم ؛ کاربرد روشهای تحقیق علوم اجتماعی در مدیریت ، تهران‌. انتشارات میر ، 1378

– مورز ، س . ک و کالتون ، ج ؛ روش تحقیق ، ترجمه دکتر کاظم ایزدی ، تهران‌. انتشارات کیهان،

– نبوی ، بهروز ؛ مقدمه ای بر روش تحقیق در علوم اجتماعی ، تهران ، انتشارات فروردین ، 1374

– سکاران ، اوما ؛ روشهای تحقیق در مدیریت ، ترجمه دکتر محمد صائبی و دکتر محمود شیرازی ، تهران ، موسسه عالی آموزش و پژوهش مدیریت و برنامه ریزی ،

– مارشال و کارتن ؛ روش تحقیق کیفی ، ترجمه دکتر پارسائیان و دکتر اعرابی ، تهران، دفتر پژوهش های فرهنگی ،

– نادری ، عزت الله و سیف نراقی ، مریم ؛ روشهای تحقیق و چگونگی ارزشیابی آن در علوم انسانی ، تهران ، انتشترات بدر ،

– خاکی ، غلامرضا ؛ روش تحقیق ، با رویکردی به پایان نامه نویس ، کانون فرهنگی – انتشاراتی درایت ،

– فرشاد گوهر ، ناصر – محمد حسن شهیدی ؛ روش تحقیق و مأخذشناسی در علوم اجتماعی ، شرکت چاپ و نشر بازرگانی ،

– حسن بگلو ، بهروز ؛ روش تحقیق در علوم رفتاری – انتشارات سرآمد کاوش ،

مقدمه

همانطور که می دانید اطلاعات برای افراد مهمترین منبع تصمیم گیری می باشد و همچنین محرز است که مصاحبه ، پرسشنامه ابزارهای اصلی جمع آوری اطلاعات در تحقیقات می باشد که از طریق این ابزار اطلاعات تفصیلی (کمی و کیفی) مناسبی در اختیار پژوهشگر قرار می گیرد . در این میان مصاحبه و مشاهده و مسائل از آنجا که تا اندازه ای درگیر قضاوت فرد پژوهشگر راجع به موضوع مورد پژوهش می باشد دارای ظرافت خاصی می باشند در این گزارش بر آنیم تا جنبه هایی از مصاحبه و مشاهده و مسائل مربوط به آن را بررسی کنیم

فصل اول

پرسشنامه «Quistionnaire»

2-1 جمع آوری اطلاعات از طریق پرسشنامه

پرسشنامه یکی دیگر از روش های جمع آوری اطلاعات در پژوهش زمینه یابی می باشد که پاسخ‌گو خود اجرای مصاحبه را بر عهده دارد و سؤالات تهیه شده را پاسخ می دهد و آن را به نشانی محقق پست می کند

این روش جمع آوری اطلاعات می توان در مکانهای مختلف و به شیوه های متعدد انجام گیرد و باید سعی شود سؤالات بسیار واضح ومشخص باشد ، چون پاسخ دهنده خود نقش مصاحبه کننده را نیز بر عهده دارد . از آنجائیکه پرسشنامه جنبه خود اجرایی دارد می بایستی به گونه ای طراحی و اجرا شود که پاسخ گو را به جواب دادن ترغیب نماید ( ظهوری ، 1378)

در بسیاری از تحقیقات علمی بخصوص مواقعی که اندازه گیری مستقیم متغییر های مورد بررسی امکان پذیر نباشد ، ناگزیر باید برای بدست آوردن اطلاعات در باره کمیت و کیفیت صفات متغییر مورد تحقیق از طریق پرسشنامه اقدان کرد ( حسن بگلو ، 1382)

 3-1 تعریف پرسشنامه

پرسشنامه عبارت است از مجموعه ای از پرسشها که به صورت باز یا بسته ( دارای مقیاس ) طراحی شده اند تا وضعیت نگرش افراد را نسبت به یک واقعیت از طریق آن ارزیابی شود تکمیل آن می تواند به طریق مراجعه شخصی ، پستی یا تلفنی صورت گیرد ( خاکی ، 1379)

پرسشنامه مجموعه ای از سؤالات است که روی یک یا چند برگ یا یک دفترچه نوشته شود پرسشنامه در موارد زیر به کار می رود

1- مواردی که محقق به طور دقیق می داند که چه چیزی مورد نیاز است و چگونه متغیر های آن بایستی اندازه گیری شود

2- مواردی که امکان کسب داده ها با مصاحبه و مشاهده امکان پذیر نبوده ، دسترسی به منابع داده ها به طور مستقیم میسر نمی باشد

3- مواردی که تعداد آزمودنی ها زیاد باشد ( ظهوری 1378 )

 4-1 طرح های مختلف پرسشنامه :‌

پرسشنامه به یکی از صورت های زیر طراحی می شود

الف: پرسشنامه عادی : بهترین طریقه طراحی پرسشنامه است که به این صورت است که تعدادی سؤال به دنبال هم طرحی می شود و جاب آنها نیز به دوصورت است یا جواب بسته که پاسخگو جواب صحیح را انتخاب می کند و یا جواب باز است و پاسخگو در جای خالی وضع شده جواب را می نویسد . پرسشنامه عادی خود به دو صورت است

1- پرسشنامه با نام                                    2- پرسشنامه بی نام

ب:‌ فهرست سؤالات

سؤالات توسط پرسشگر مطرح می شود

و پاسخگو سؤال را جواب می دهد و پرسشگر آنرا می نویسد تجزیه و تحلیل این پرسشنامه بسیار مشکل می گردد ( ممکن است نوشت جوابها نیز به پاسخگو محول گردد )

ج) راهنمای مصاحبه

این روش حد فاصله بین مصاحبه و پرسشنامه است عناوینی را که پرسشگر می بایستی پیرامون آنهااطلاعات وضع کند نوشته شده است و محقق به هر طریقی که صلاح بداند و موقعیت اقتضاء کند سؤالات را مطرح می کند . قابلیت انعطاف این روش بسیار بالا می باشد . ( نبوی ، 1371)

 5-1 انواع اجرای پرسشنامه

1-5-1 پرسشنامه حضوری

مزایا

الف : برقراری روابط صمیمانه با پاسخ دهندگان به هنگام معرفی پژوهش

ب: انجام راهنمایی مورد نیاز پاسخ دهنده در هر مرحله

ج: گردآوری پرسشنامه ها بلافاصله پس از تکمیل ( شیرازی و صائبی ، 1381 )

د: تعداد برگشتی ها زیاد می شود

هـ : در مواردی که واحد های سازمانی به یکدیگر نزدیک بوده و امکان جمع آوری افراد در یک محل زیاد باشد روش مفیدی است

معایب

عیب این روش در پر هزینه بودن آن است بخصوص در مواردی که آزمودنی ها در منطقه وسیع جغرافیایی پراکنده باشد

2-5-1 پرسشنامه پستی

مزیت اسن روش این است که به علت عدم نیاز به تلفن و یا مراجعه شخصی به خصوصدر موارد پراکنده بودن آزمودنی ها در منطقه وسیع جغرافیایی ساده و ارزان است

عیب این روش در کم بودن نرخ بازگشت پرسشنامه است که در نتیجه احتمال خطا را افزایش می‌دهد ( ظهوری ، 1378)

 3-5-1 اجرای پرسشنامه الکترونیک

تکمیل پرسشنامه On Line با اتصال میکرو کامپیوتر ها به شبکه هاب رایانه ای برای پاسخ دهنده گان میسر است همچنین می توان دیسک داده ها را برای پاسخ دهندگانی که از رایانه شخصی استفاده می کنند ارسال کرد. ( شیرازی و صائبی ، 1381 )

 6-1 انواع پرسشنامه

1- سؤالات باز

2- سؤالات بسته

سؤالات باز که آنها را سؤالات گسترده پاسخ می نامند به این نحو است که مطالب معین مورد پرسش واقع می شود و از پاسخ دهنده خواسته می شود که درباره آن اظهار نظر کند. لذا می باید جای کافی برای پاسخ دادن در نظر گرفت . این گونه پرسشها تا زمانی به کار می رود که پاسخهای خیلی زیادی برای یک سؤال وجود داشته باشد و یا پیش بینی نوع پاسخها برای محقق مشکل باشد

مهمترین وضعیت سؤال باز این است که طرح آن آسان است . مزیت دیگر آن این اس که شاید عمق مسائل قابل تحقیق را با سؤالات باز بهتر بتوان مورد بررسی قرار داد

عیب اینگونه سؤالات این است که استخراج نتایج آنها و همچنین تجزیه و تحلیل و انجام محاسبات آماری روی اینگونه سؤالات بسیار دشوار است و طبقه بندی جوابها وقت زیادی از محقق می گیرد

سؤالات بسته یا محدود به سؤالاتی گفته می شود که جواب پاسخ دهنده در چهار چوب معینی محدود و معین باشد و پاسخگو با گزینه هایی که قبلاً به وسیله پژوهشگر تعیین شده روبرو خواهد شد

طرح سؤالات بسته دشوار تر از سؤالات باز است و نیاز مند به تخصص و مهارت خاص می باشد ولی در عوض استخراج نتایج این گونه سؤالات خیلی آسانتر از سؤالات باز است . ( حسن بگلو ، 1382 )

سؤالات بسته نیز به انواع مختلف تقسیم می شود

سؤالات دو گزینه ای مثل بله و خیر، سؤالات چند گزینه ای ، سؤالات درجه بندی و شایستگی و سؤالات زوج . سؤالات درجه بندی و شایستگی نوعی سؤال است که طبق آن خواننده با جای انتخاب یک مورد از میان چندین مورد مورد های مورد نظر را بر اساس ارجحیت مورد نظر خود ، درجه بندی می نماید

در سؤالات زوج ، خواننده به تعدادی پرسشهای جفت بر می خود رکه از هر جفت باید یکی را انتخاب نماید . ( فرشاد گوهر و شهیدی ، 1381)

 7-1 رهنمودهایی برای طراحی پرسشنامه ها

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

کشف و شهود در پنج کتاب : اللمع، اسرارالتوحید، رساله قشیریه، کشف المحجوب، تذکره الاولیاء در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 کشف و شهود در پنج کتاب : اللمع، اسرارالتوحید، رساله قشیریه، کشف المحجوب، تذکره الاولیاء در word دارای 145 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد کشف و شهود در پنج کتاب : اللمع، اسرارالتوحید، رساله قشیریه، کشف المحجوب، تذکره الاولیاء در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه کشف و شهود در پنج کتاب : اللمع، اسرارالتوحید، رساله قشیریه، کشف المحجوب، تذکره الاولیاء در word

چکیده
مقدمه
فصل اول: تعاریف
منشأ پیدایش تصوف اسلامی
مکتب زهد
مکتب کشف و شهود
مکتب وحدت وجود
نویسندگان پنج کتاب اصلی
عبدالله بن علی سراج طوسی
ابوسعید ابوالخیر
ابوالحسن علی بن عثمان هجویری
عبدالکریم قشیری
ابوحامد شیخ فریدالدین عطار
آثار عطار
تجربه عرفانی و مشکلات آن
تعریف کشف و شهود
ستروتجلی (با ارائه جدول)
آپوکالیپس وواژه گان همسو با آن
مکاشفه واسطوره
مکاشفه (آپوکالیپس) درادیان زنده جهانی
مکاشفه درکتابهای مقدس (عهدین ) و کتابهای آسمانی دیگر
تعریف کشف و شهود از متون عرفانی
سرمنشأ منحصر به فرد مکاشفه، از دیدگاه غربیان اشارات دینی و الهیات
خلاصه فصل اول
فصل دوم: راههای رسیدن به کشف و شهود
راههای رسیدن به کشف و شهود
راههای رسیدن به کشف و شهود درمکتب زهد
طریق وصول به مکاشفه درمکتب کشف و شهود
کشش آنسویی در کشف و شهود
مکاشفه با همراهی جسم
مکاشفه با همراهی دل
مکاشفه با همراهی روح
خلاصه فصل دوم
فصل سوم: انواع و مراتب مکاشفه (مشاهده، معاینه، محاضره)
ارجعیت مشاهده ، معاینه،محاظره با ارائه جدول
انواع مکاشفه با ارائه جدول
حالت عارفان در هنگام مکاشفه
سخنان شطح آمیز به هنگام مکاشفه
منابع شطیحات
آیا هر رویایی مکاشفه است؟
انواع خواب و رویا با ارائه جدول
خلاصه فصل سوم
مکاشفه در بیداری
مکاشفه درخواب
دراحوال پس ازمرگ
پیشگویی
لطف وجذبه الهی
دیدار ماوراءالطبیعه
فراست
انواع مصادیق وتعدادآن با ارائه جدول
نتیجه گیری
خلاصه فصل سوم
فهرست منابع
چکیده انگلیسی

بخشی از فهرست مطالب پروژه کشف و شهود در پنج کتاب : اللمع، اسرارالتوحید، رساله قشیریه، کشف المحجوب، تذکره الاولیاء در word

1- قرآن کریم
2- نهج البلاغه
3- آشتیانی، جلال الدین، (1367)، شرح مقدم قصیری بر خصوص الحکم تهران
4- آملی، شمس الدین (1370) نفایس الفنون فی عرایس العیون، تهران، اسلامیه
5- ابن عربی، محی الدین (1379)، حجاب هستی (چهار رساله الهی) ترجمه: گل بابا سعیدی، تهران، شفیعی
6- ابن عربی، محی الدین (1367) رسائل، مقدم و تصحیح: نجیب مایل هروی، تهران، مولی
7- استخری، احسان الله (1338) اصول تصوف، تهران، کانون معرفت
8- انصاری، خواجه عبدالله (1358) صد میدان، به اهتمام: قاسم انصاری، تهران، طهوری
9- انصاری، خواجه عبدالله (1373) شرح منازل السائرین، نگارش: علی شیروانی، تهران، الزهرا
10- برتلس، یوگنی ادوراردویچ، (1356)، تصوف و ادبیات تصوف، ترجمه: سیروس ایزدی، تهران، امیرکبیر
11- بقلی شیرازی، روزبهان، (1351)، رساله القدس و رساله غلطات السالکین، به تصحیح: جواد نوربخش، تهران، طهوری
12- بقلی شیرازی، روزبهان، (1382)، شرح شطحیات، تصحیح و مقدمه: هانری کربن، ترجمه: محمد امیر معزی، تهران، طهوری
13- پناهی، مهین، (1378)، اخلاق عارفان، تهران، روزنه
14- جام، احمد، (1368)، انس التائبین، تصحیح و توضیح: علی فاضل، تهران، توس
15- جامی، نورالدین عبدالرحمن (1366)، نفحات الانس، تصحیح: مهدی توحیدی پور، تهران، علمی
16- جان ریجون، لویدوینست، (1378)، عزیز نسفی، ترجمه: مجدالدین کیوانی، تهران، نشر مرکز
17- دایره المعارف کتاب مقدس، (1381)، مسئول گروه ترجمه: بهرام محمدیان، تهران
18- دایر، وین، (1380)، درمان با عرفان، ترجمه: جلال هاشمی، تهران، روزنه
19- رادفر، ابوالقاسم، (1368)، فرهنگ بلاغی ادبی، تهران، اطلاعات
20- رازی، نجم الدین، (1356) مرصاد العباد، تصحیح: حسین حسینی نعمت اللهی، تهران، خانقاه نعمت اللهی
21- رازی، نجم الدین، (1381)، مرموزات اسدی در فرمورات داوودی، تصحیح: محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران، سخن
22- رضی، هاشم، دین و فرهنگ ایرانی پیش از عصر زرتشت، تهران، علمی
23- زرین کوب، عبدالحسین، (1381)، ارزش میراث صوفیه، تهران، امیرکبیر
24- زرین کوب، عبدالحسین، (1379)، جستجو در تصوف ایران، تهران، امیرکبیر
25- ژیلسون، استین، (1376)، عقل و وحی در قرون وسطی، ترجمه: شهرام پازوکی، تهران، موسسه مطالعات و تحقیقات
26- سجادی، جعفر، (1378)، فرهنگ اصطلاحات عرفانی، تهران، امیرکبیر
27- سجادی، ضیاءالدین (1375)، مقدمه ای بر مبانی عرفان و تصوف، تهران، سمت
28- سراج طوسی، ابونصر (1382)، اللمع فی التصوف، ترجمه: مهدی محبتی، تهران، اساطیر
29- سمنانی، علاءالدوله، (1369)، مصنفات فارسی، به اهتمام: نجیب مایل هروی، تهران، علمی و فرهنگی
30- سهروری، شهاب الدین، (1383)، حکمه الاشراق، ترجمه و شرح: جعفر شهیدی، تهران، دانشگاه تهران
31- سهروردی، شهاب الدین، (1364)، عوارف المعارف، ترجمه: ابومنصور عبدالمومن اصفهانی، تصحیح: قاسم انصاری، تهران، علمی فرهنگی
32- سهروردی، شهاب الدین، (1355)، مجموعه مصنفات شیخ اشراق، تصحیح: حسین نصر، تهران، انجمن شاهنشاهی ایران
33- سهروردی، شهاب الدین، (1355)، رساله حق الیقین، به تصحیح: جواد نوربخش، تهران، خانقاه نعمت اللهی
34- صاحب الزمانی، ناصرالدین، (1351)، خط سوم، تهران، مطبوعاتی عطایی
35- عبادی، قطب الدین اردشیر، (1367)، صوفی نامه، التصفیه فی احوال متصوفه، تصحیح: غلامحسین یوسفی، تهران، علمی
36- عراقی، فخرالدین، ابراهیم، (1353)، رساله لمعات و اصطلاحات، تهران، خانقاه نعمت اللهی
37- عطار، فریدالدین، (1381)، تذکره الاولیاء، مطابق با نسخه نیکلسون، مقدمه: غنی قزوینی، تهران، پیمان
38- غزالی، احمد، (1356)، بحرالحقیقه، به اهتمام: نصرالله پورجوادی، تهران، انجمن شاهنشاهی
39- غزالی، احمد، (1368)، سوانح العشاق، تصحیح: هلموت ریتر، تهران، نشر دانشگاهی
40- غزالی، احمد، (1370)، مجموعه آثار فارسی، به اهتمام: احمد مجاهد، تهران، دانشگاه تهران
41- غزالی، محمد، (1382)، کیمیای سعادت، به اهتمام: پروین قائمی، تهران، پیمان
42- فروزانفر، بدیع الزمان، (1376)، شرح احوال و نقد و تحلیل آثار شیخ فرید الدین عطار نیشابوری، تهران، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی
43- قشیری، عبدالکریم، (1367)، ترجمه رساله قشیریه، تصحیح: بدیع الزمان فروزانفر، تهران، علمی فرهنگی
44- کاشانی، عزالدین محمود، (1376)، مصباح الهدایه و مفتاح الکفایه، تصحیح: جلال الدین همایی، تهران، هما
45- کتاب مقدس عهد جدید، (1995)
46- مستملی بخاری، اسماعیل بن محمد، (1363)، شرح تعرف لمذهب التصوف، با مقدمه و تصحیح: محمد روشن، تهران، اساطیر
47- مطهری، مرتضی، (1349)، خدمات متقابل اسلام و ایران، تهران، انجمن اسلامی مهندسین
48- معین، محمد، (1382)، فرهنگ معین، جلد 4، تهران، امیرکبیر
49- مکی، ابوطالب، (1381 ق، 1961 م)، قوت القلوب فی معامله المحبوب و وصوف طریق المرید الی مقام توحید، قاهره، مصطفی البابی الحلبی
50- منور میهنی، محمد، (1366)، اسرارالتوحید فی مقامات شیخ ابی سعید، تصحیح: محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران، آگاه
51- نسفی، عزیزالدین، (1379)، انسان الکامل، مقدمه: ضیاءالدین دهشیری، تهران، طهوری
52- نسفی، عزیزالدین، (1381)، زبده الحقایق، تصحیح و مقدمه: حق وردی ناصری، تهران، طهوری
53- هجویری، علی بن عثمان، (1383)، کشف المحجوب، تصحیح: محمود عابدی، تهران، سروش
54- هدایت، صادق، (1322)، یادگار جاماسپ، مجله سخن، شماره 3-6
55- همدانی، عین القضات، (1377)، تمهیدات، مقدمه و تصحیح: عفیف عسیران، تهران، منوچهری
56- همدانی، مجذوب علی شاه، (1351)، مراحل السالکین، به سعی و کوشش: جواد نوربخش، تهران، خانقاه نعمت اللهی
57- Bernard, Bell. (Summer 1996) Myth, Symbol and Reality in The Apocalypse. Regent college 20/11/
58- Felix, s.t. (2001) definition and reloted terms layala. Merriment University
59- The oxford English dictionary, second edition

چکیده:

     سؤال بنیادین این پژوهش ،تعریف کشف وشهود ،انواع آن ومصادیق عملی در متون عرفانی :اللمع ،اسرار التوحید ،رساله قشیریه ،کشف المحجوب ،تذکره الاولیاء است .همچنین راههای رسیدن به کشف وشهود در سه مکتب زهد ،کشف وشهود وحدت وجود ،بررسی شده است

فصل اول مبحثی از تعاریف کلی را تشکیل می دهد در فصل دوم به رهاهای رسیدن به کشف شهود در مکاتب مختلف ساخته شده است در فصل سوم مکاشفه ، مشاهده و مهاظره بررسی شده است و مصادیق عملی کشف و شهود از کتابهای اصلی گردآوری شده است. از نظر بسامدی در جدولی ارائه شده ومورد مقایسه قرار گرفته است

    مکاشفه در هر مرحله مراتبی دارد که بسته به وضعیت روحی سالک او را در جایگاه خاصی قرار می دهد ودر رویت حقایق عالم ونائل شدن به دیدار پروردگار او را یاری می دهد

    لطف وجذبه الهی به عنوان یک راه میانبر همواره مورد توجه عارفان بوده است ودر این پژوهش به عنوان کشش آن سویی از آن یاد شده است.هنگامی که عارف به وصال پروردگار خویش دست می یابد،تحت تأثیر احوال روحی خاصی قرار می گیردوممکن است سخنانی به ظاهر نامعقول بر زبان آورد به این سخنان شطح گفته می شود منابع شطحیات بیشتر قرآن ،حدیث والهام است

 منشأ پیدایش تصوف اسلامی :

 از آنجا که فطرت آدمی خدایاب است ،انسانها در هر دین وآئین جویای مبدأ حقیقت وآفرینش بوده اند   .به طور کلی سه نظریه در باره پیدایش تصوف اسلامی وجود دارد

دسته اول : منشأ مسیحی برای آن قائلند .افرادی چون « آ.فون کرمر» که منشأ تصوف اسلامی را در زهد مسیحیت وعناصر بودایی می داند. وافرادی همچون : « آ، مرکس » ،« ادوارد براون»،« ب ،ماکدونالد» ،« بن                 زیلک» ،« ف .س. مارچ»و « مارگارت اسمیت» این نظریه را پذیرفته اند

    « م.آستین پالا سیوس» بر این اعتقاد است که مسیحیت وتصوف عناصر مشترکی را از یکدیگر أخذ کرده اند برخی به تأثیر غیر مستقیم تصوف از مسیحیت قائل هستند ،مانند عناصر وحدت وجود که در فرقه های مسیحیت مانند « حنانه»(Henaniens) تأثیر نهاده است وفقر ودر یوزگی در طایفه مصلیان (messalliens) وجود داشته است

     گروه دوم منشأ تصوف اسلامی را ،آیینهای قبل از اسلام در ایران دانسته اند

     بنا بر شواهدی که از رگه های عرفان در دین زرتشت به جا مانده است ،همواره سعی وعمل از اصول تعالیم زرتشت محسوب می شده است.در دین زرتشتی کار وزندگی مادی با عوالم روحانی منافات ندارد

     در «وندیداد» آمده است آنجا که انسان عبارت می کند ،سکنا می گزیند ،تشکیل خانواده  می دهد، وگله داری می کند، مبارک ترین نقطه زمین است. همانطور که ملاحظه می کنید، این تفکر جایی برای گرایش به زهد و فقر باقی نمی گذارد . روزه که یکی از ویژگیهای زندگی زاهدانه است در دین زرتشت نه تنها جایگاهی ندارد، بلکه بسیار مذموم نیز شمرده می شود . امری که در ادیان دیگر و حتی اسلام مورد توجه قرار گرفته است

     با آوردن شواهد بالا ، این نظریه نیز باطل می نمارید ، چرا که ثنویت آیین زرتشتی قابلیت پذیرفتن تفکراتی چون «وحدت وجود» را ندارد. گرسنگی در نزد زرتشتیان گناه شمرده می شود

    جسم از جمل خیر هاست و ریاضت دادن به آن ناپسند است

     دسته سوم آنهایی هستند که منشأ هندی برای تصرف قائلند . « ریچاردهارتمان» و«مارکس هورتن» تصرف را از منابع ادیان هند مأخوذ می دانند

     عرفان هندی همواره به دنبال این دغدغه  بوده است که انسان به عنوان یک موجود جزئی و فنا ناپذیر خود را به مبدأ هستی متصل نماید. مشرب فکری عرفان هندی ازآبشخور تعلیمات اوپانیشاد سرچشمه    می گیرد. بزرگترین مصیبتی که سالک در عرفان هندی با آن مواجه می شود ، جدایی از برهماست. راه چاره و رهایی از این فراق ، تصفیه باطن از هواهای نفسانی و عبور از تنگناهایی است که به آن – سمساره –     می گویند.عارف هندی سعی دارد که به نوعی معرفت دست یابد که اساس آن مبتنی بر شهود و تعالیم روحانی اوپانیشاد داشت. در این عرفان سالک با راهنمایی برهمن به یوی زندگی هدایت می شود که فقر ورهبانیت از مبانی اصلی آن شمرده می شوند.1 امری که در اسلام بارها مسلمین ازآن بازداشته شده اند

     گروه چهارم برای تصرف منشأاسلامی قائل هستند و آن را پدید ه ای اسلامی می شمارند .آنها فلسفه عقلی واستنتاجی تصوف را تحت حکمت نوافلاطونی یونانی می دانند . افرادی مانند « وینفلد» ، «براون» و«نیکلسون» از این دست هستند

     در یک جمع بندی کلی می توان گفت که  عرفان در هر دین ، آیین و آداب همان دین را می پذیرد . با این همه شباهت که بین مشرب های فکری در تصوف وجود دارد، منشأ اصلی عرفان اسلامی رادر هیچ کدام از آنها نمی توان جستجو کرد ، وجود این شباهت ها ، ناشی از یک منبع واحد است و فطرت جستجو گر انسان در پی متصل کردن این شباهت ها به یکدیگر می باشد

     از محققین معاصر افرادی مانند استاد مرتضی مطهری در کتاب « خدمات متقابل اسلام وایران»5وآقای هاشم رضی در کتاب «دین و فرهنگ ایرانی پیش از عصر زرتشتیان »6 دربار پیدایش اولین رگه های عرفان در ایران به تفصیل به بحث  پرداخته اند

    ذکر این نکته ضروری است که اسلام به عنوان یک دین کامل، به دور از هر گونه افراط و تفریط، از جهت نظری ،از آبشخور قرآن و احادیث نبوی و اقوال پیشوایان دینی سیراب می شود، واز جنبه علمی ،سیرت رسول الله وائمه اطهار الگوی علمی مسلمین را در برمی گیرد


مکتب زهد

پیروان این مکتب به اقتضای اصول شریعت  به ظاهر کتاب وسنت می نگرند . صفت غالب وشاخص  این دسته از صوفیان تقید بی چون وچرا به ظواهر شریعت است

     لویی ماسینیون در تحقیقات خود مراحل ابتدایی روند تصوف را با پیروی از احادیث پیامبر اکرم ( ص)      می داند .لویی ماسینیون دلایل گرایش مسلمین به زندگی زاهدانه راتجسم سوره های قرآن با وعده های  ووعیدها وتصور عذاب جهنم تلقی کرده است .او معتقد است ،همه این عوامل باعث شده ؛تصویری که از خداوند در اذهان مسلمین نقش می بندد خشن وبسیار رعب آور باشد.داشتن چنین روحیه ای باعث شد که مسلمین برای رهایی از کیفر روز جزا به ریز ترین دستورات دینی عمل کنند.بدین ترتیب این مسلمانان نخستین بنیانگذاران تصوف زاهدانه بود از ویژگیهای بارز این افراد ،تکرار ذکر نام خداوند وتوجه بسیار در تشخیص حلال وحرام از یکدیگر بود

     پاولویچ پطروفسکی این نظریه را رد کرده است .او دلایل گرایش مسلمین به تصوف زاهدانه را این گونه توصیف کرده است : فساد مالی بنی امیه ،اسرافکاریهای بنی عباس ومقایسه زندگی حاکمان توسط مسلمین با زندگی پیامبر اکرم (ص) وخلفاء جانشین ایشان وفاصله گرفتن طبقهحاکم از قشر عادی جامعه به واسطه ثروت وزر اندوزی ،موجبات حذف ونگرانی از انجام فرایض دینی را در دل مسلمانان به وجود آوردوزندگی آنها را به سوی گوشه نشینی وعزلت سوق داد

     ابراهیم ادهم (وفات.161 هـ .ق) ،ابو هاشم صوفی( وفات 179 هـ .ق) ،حسن بصری ( وفات 180 هـ .ق) ورابعه عدویه( وفات 185هـ .ق) از بزرگان این مکتب بوده اند

رابعه عدویه این طریق را متحول کرد ، رابعه عشق به پروردگار ودیدار وپیوستن به حق ( وصال) را مطرح کرده است.البته در ابتدای شکل گیری تصوف،بعید به نظر می رسد که منظور از وصال رابعه وحدت یا مقام فنا باشد اما در هر صورت ،طریق رابعه در تصوف بیانگر این مسأله است که در پایان سده اول هجری روح عرفان کم کم در زاهدان وعابدان تأثیر گذار می شود

     تصوف در قرن دوم هجری بسیار ساده وبه دور از هر گونه تکلف بوده است وبه روش سنت رسول اکرم(ص) دنبال می شده است

 مکتب کشف وشهود

گوشه نشینی با حفظ بسیاری از اصول خود به سوی نوعی درون نگری کشیده شد که بر حالات روحی عارفان بی تأثیر نبوده است .عارفان در این مکتب معتقدند که نفس انسان گنجایش پذیرش انوار حق را در خود دارد .ابو عبدالله حارث بن اسد مغازی محاسبی (وفات 262 هـ .ق ) نقش به سزایی در ایفای نظریه بینش درون نگری داشت . در حقیقت محاسبی به دنبال ایجاد تعادل بین اعمال انسانها وامیال قلبی آنهاست.

     محاسبی خشنودی خاطر را تنها با حفظ ظواهر شرع قبول نداشت.از نظروی آنچه که حائز اهمیت بود ه است ،متفاوت نبودن حالات درونی با اظهارات بیرونی است . از همه اینها گذشته از دیدگاه حارث محاسبی به احوالات درونی بیشتر اهمیت داده می شد تا به رفتار ظاهری.در این زمان بود که صوفیه کم کم به این نتیجه رسیدند ،نیت اعمال بسیار مهمتر از شکل ظاهری آن است

   مکتب بغداد که باعث ترویج ریا کاری در عبادت وامور دینی شده بود ،در برابرموج جدیدی که تنها به نیت اعمال توجه داشت ونه به رفتار ظاهری آن ،به شدت برخورد کرد .این برخورد منجر به ایجاد فرقه جدیدی به نام ملامتیه شد

     شخصیت های برجسته این فرقه :ابو حفض عمر بن سلمه حداد ( وفات 264-267 هـ .ق)    ابو صالح حمدون قصار ( وفات 271 هـ .ق ) وابو عثمان سعید بن اسماعیل حیری ( وفات 298 هـ . ق) از نیشابور برخاسته بودند

     وظیفه اصلی انسان در فرقه ملا متیه این گونه تعریف شده است

1-    رسیدن به کمال

2-    پاک ومنزه ساختن دل واندیشه ( نیت) از هر گونه شک وشبهه

3-    انجام کامل سنت ها وفرایض دینی

     ا نجام اعمال دینی واعتقاد (نیت) در این مسلک سری است میان بنده وخداوند که باید بر همه پوشیده بماند.  پیروان ملا متی همواره در پی انجام کارهایی برخلاف عرف جامعه بودند هدف آنها از این کار ،خوار کردن نفس اماره وکتمان عبادتهایشان از نظر مردم بوده است

     تعالیم مکتب ملامتیه تنها می توانست با ریاکاری در سطح جامعه ودر بین عوام مبارزه کند.درین زمان مکتب بغداد ،ریای خوفناک تری را کشف می کند و آن ریا وتظاهر در برابر خود بود .نظریه جدید مکتب بغداد به این نکته اهمیت می دهد که اگر  کسی به دنبال  عبادات وریاضت هایی که بر خود روا داشته است شور وشعفی احساس کند و توقع پاداش داشته باشد این ریا در برابر نفس است .در حقیقت آن را معامله ای با « تقدس» تلقی می کردند .چنین سوداگری ،از هر گونه اطاعت خداوند به دور بود

     کسی که بیش از دیگران در بسط وگسترش این تعالیم کوشش می کرد ،ابو القاسم بن محمد بن جنید خطاط ( وفات 299هـ. ق ) ملقب به « سید طایفه» و « طاووس الفقراء» بود

     اصطلاح فنا برای اولین بار توسط طیفور بن عیسی ابن آدم سروشان بسطامی (بایزید) وفات         ( 262-267 هـ .ق) مطرح شد  ومورد حملات شدید مراجع مذهبی واقع شد

     بایزید معتقد است انسان فناپذیری که عاشق حق است ،می تواند به وسیله فنادر ذات معشوق یعنی خداوند به بقا برسد

     بایزید این تفکر خود را از آیه قرآن گرفته است که می فر ماید :« کل من علیها فان ویبقی وجه ربک ذو الجلال والا کرام .»3 ( هر که روی زمین است دستخوش مرگ وفنا ست وزنده ابدی ذات خدای منعم با جلال وعظمت است.)

از دل تعالیم جنید وبایزید  ،افرادی همچون ابوالمغیث حسین منصور حلاج ( 244 – 309 هـ

ق) ظهور می کنند . حلاج در حالت فنا ،شطح مشهور « انا الحق » را بر زبان می آورد

 مکتب وحدت وجود

در بین عرفای و مسلمان ، اولین کسی که وحدت وجود را اساس تعلیم درسی نظریه خویش قرار داد، محی الدین ابو بکر محمد بن علی بن عربی حاتمی طایی (560-638 هـ .ق) بود. و او از اهالی اندلس بود، محض اختصار نام او را ابن عربی می خوانند

     مذهب ابن عربی بر اصل وحدت مبتنی است . بر این فکر که وجود امریست واحد که حق است و آنچه ما سوی الله است دیگر وجود حقیقی و مستقل ندارد

اساس تعالیم ابن عربی که همان وحدت وجود است اساس تعالیم او است در کتاب« فصوص الحکم است» . وحدت وجود محی الدین مبنی بر این فکر است که وجود حقیقتی واحد وازلی است. و تنها وجود واحد ازلی خداوند است. پس عالمی که ما در آن زندگی می کنیم خود وجود حقیقی ندارد و وهم و خیالی بیش نیست . وجود حقیقی تنها از آن خداوند است و عالم با هم مظاهر و اشکال گوناگونش چیزی نیست جز حقیقت واحد که همان وجود الهی است

     پس در تفکر ابن عربی جایی برای کلماتی مانند خالق و مخلوق باقی نمی ماند. بلکه فقط باید از دیدگاه او وجود را نگریست که از یک نظر خلق است و در نظر دیگر حق و بین آن دو هیچ فرقی وجود ندارد. حال این سؤال پیش می آید که اگر وجود حقیقت واحدی است، پس تفاوت بین حادث و قدیم چیست و امور و حوادث عالم چگونه خلق می شوند؟

     بنا به عقیده محی الدین وجود حق دارای دو تجلی است، یکی تجلی ازلی ،که ابن عربی آن را فیض اقدس نامیده است و بوسیله آن اعیان در عدم ثابت می مانند . ودیگر «فیض مقدس» که بوسیله آن اعیان ثابت و در عدم در عالم محسوس ظاهر می شدند

     تصوف در قرن سوم به رشد خود ادامه می دهد و از سادگی ابتدائی قرون اولیه خارج می شود . صوفیه به همراه دیگر اقشار جامعه به زندگی اجتماعی روی می آورند و دیگر از گوشه نشینی و عزلت های طولانی خبری نیست. در قرن سوم هنوز جنب عملی تصوف بر بعد نظری آن غلبه دارد . صوفیه در این قرن به فراگرفتن علوم جدیدی غیر از قرآن و حدیث روی   می آورد

     در قرن چهارم توسط ابو علی سینا (وفات 440 هـ.ق) با مبانی حکمت در هم می آمیزد

     ا بو طالب مکی در کتاب قوت القلوب خود ، تصوف را با موازین شرعی تطبیق می دهد3 افرادی چون محمد بن طاهر مقدسی در صفوه الصفوه و امام محمد غزالی در احیا ءالعلوم الدین در نفوذ و تأثیر هر چه بیشتر تصوف نقش بسزایی را ایفا می کنند . در این قرن مباحث کلامی به تدریج وارد حوز عرفان می شود . رویت خداوند در جهان دیگر به عنوان یکی از افکار بحث انگیز مورد توجه قرار می گیرد

    نفوذ علمی تصوف در قرن پنجم بیش از پیش توسعه می یابد . در این قرن مهم ترین کتاب های عرفانی تدوین و تألیف می شوند که معروف ترین آنها کشف المحجوب هجویری (وفات 465هـ. ق)است . ختلاف و درگیریهای کلامی بالا می گیرد . مذهب شیعه در این زمان سه جایگاه مقبولی دست می یابد . چنانکه دو کتاب از چهار کتاب معتبر شیعه ، تهذیب و استبصار در این زمان تألیف می شوند


1 – پناهی ، مهین(1378)،اخلاق عارفان،مقدمه،تهران،روزنه،ص

2 – همان ،ص

3 –همان

4  -زرین کوب ،عبدالحسین،(1379)،جستجو درتصوف ایران،تهران،امیرکبیر،ص 2

5  – همان،ص

6  – پناهی،مهین،پیشین،ص

7 – همان

1  – زرین کوب ، عبدالحسین ، (1381)،ارزش میراث صوفیه ،تهران،امیرکبیر،ص

2  – پناهی،مهین،پیشین،ص 16

4 – زرین کوب،عبدالحسین،ارزش میراث صوفیه، پیشین ص 17

5 – مطهری،مرتضی،(1371)،خدمات متقابل اسلام وایران، تهران ،آگاه ،صص 171- 178

6 – رضی،هاشم،(1382)دین وفرهنگ ایرانی پیش از عصر زرتشت تهران،علمی ،صص 49- 55

7 – سجادی،سید ضیاءالدین،(1372)،مقدمه ای برمبانی عرفان وتصوف،تهران،سمت،صص 6-

1 – سهروردی،شهاب الدین،(1362)،عوارف المعارف،تصحیح قاسم انصاری،تهران،علمی فرهنگی،ص 7

2 – برتلس،یوگنی ادوارد ویچ،(1356)،تصوف وادبیات تصوف ،ترجم سیروس ایزدی،تهران،امیرکبیر،ص 7

3 – پناهی ،مهین،پیشین،ص 18

4 – سجادی،جعفر،مقدمه ای برمبانی عرفان وتصوف ،ص 51

1 – برتلس، یوگنی ادوارد ویچ ، تصوف وادبیات تصوف ،صص 29-

2 – همان،صص 30- 31

1 – همان. صص 32- 33

2 – همان،صص 34-

3 – (55/ 26/ 27)

4 – برتلس،یوگنی ادوارد ویچ،پیشین،صص 34-

5 – زرین کوب،عبدالحسین، ارزش صوفیه،ص

1 – همان،ص 118

2 – همان،صص119-

3 – سجادی،جعفر، مقدمه ای بر مبانی عرفان وتصوف ،ص

4 – همان،صص 75-

5 – همان،صص 72- 82

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله بررسی مفهوم «رهبری در جامعه» در آثار رومی با تاکید بر مثنوی معنوی در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله بررسی مفهوم «رهبری در جامعه» در آثار رومی با تاکید بر مثنوی معنوی در word دارای 41 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله بررسی مفهوم «رهبری در جامعه» در آثار رومی با تاکید بر مثنوی معنوی در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه مقاله بررسی مفهوم «رهبری در جامعه» در آثار رومی با تاکید بر مثنوی معنوی در word

پیش در آمد

مقدمه

رهبر – رهبری;

تاریخچه مختصری در پیدایش عرفان و تصوف;

سایه رهبر ، به است از ذکر حق

راه و روش نیل به کمال در سایه رهبر

جاذبه های رهبری انبیاء

جاذبه های رهبری شمس تبریزی;

پیروی از رهبری عشق

 سلسله مولویه

وضعیت اقتصادی و روابط اجتماعی مولانا

فهرست منابع و مآخذ

بخشی از فهرست مطالب پروژه مقاله بررسی مفهوم «رهبری در جامعه» در آثار رومی با تاکید بر مثنوی معنوی در word

1-مثنوی معنوی ، مولانا جلال الدین محمد بلخی ، بر اساس نسخه قونیه با تصحیح نیکلسون ، تصحیح و کشف الابیات خرمشاهی ، انتشارات دوستان چاپ ششم 1383

2-دیوان شمس الدین تبریزی ، مولانا جلال الدین بلخی ، انتشارات جاویدان چاپ سوم ،

3-فرهنگ علوم اجتماعی ، تألیف آلن بیرو ، ترجمه ساروخانی ، انتشارات کیهان ، بهار 1375 ، چاپ سوم

4-خط سوم ، صاحب زمانی ، انتشارات ساحل سال

5-تفسیر و نقد و تحلیل مثنوی ، محمدتقی جعفری ، انتشارات اسلامی ، سال

6-جاذبه های رهبری از دیدگاه مولوی : تألیف علی مومن ،‌ انتشارات امیرکبیر ، همدان 1368 ، چاپ اول

7-زندگی مولوی ، منوچهر ترابی شرکت توسعه کتابخانه های ایرانی بهار ، 1378 ، چاپ سوم

8-ملت عشق ، تألیف عزیز موحد ، نشر آیندگان ، 1380 ، چاپ اول

9-سرنی نقد و شرح تحلیلی و تطبیقی مثنوی ، تألیف عبدالحسین زرین‌کوب، انتشارات علم ، چاپ دوم ،

پیش در آمد

دی شیخ با چراغ همی گشت کرد شهر    گز دیو و دد ملو لم وانسانم آرزوست

طبق روایت های مختلف از آدم (‌ع)‌ تا خاتم (ص )‌یکصد و بیست و چهار هزار پیغمبر و ائمه و اولیا همه وهمه آمده اند تا انسان را که (صاحب اختیار وجبر )‌ است هدایت کنند و او را به سرمنزل مقصود و خوشبختی برسانند . ولی از بدو تولد اولین فرزندان آدم ، هابیل و قابیل می بینیم که انسان برای ارضای نیازهای خود چه اعمالی را انجام نمی‌دهد تا به لذت های آنی خود برسد. همانطوریکه هابیل برای حس برتری جویی و خود خواهی و هوا و هوس خود برادرش هابیل را می کشد و این اولین خونی است که بر روی زمین ریخته می شود . اما پیامبران و ائمه و اولیا آمده اند . تا انسان را که (‌ اشرف مخلوقات )‌ است به مکارم اخلاقی برسانند وبه همین دلیل بیشتر روی تهذیب نفس انسانها کار کرده اند اما باید توجه داشت که در درون انسان دو نیروی متضاد اهریمنی وخدایی به طور فطری قرار داده شده است که همیشه این دو نیرو با هم در جدال و کشمکش هستند و این انسان است که باید به تقویت نیروی درونی خود بپردازد تانیروی اهریمنی را وادار به عقب نشینی کند بدین گونه میدان دید و وسعت عملیاتی نیروی خدایی بیشتر میگردد وچنانچه این پیشرفت و روند ادامه داشته باشد ، نیروی اهریمنی بصورت زندانی‌ای در می آید که در غل و زنجیر نیروی خدایی اسیر میگردد ولی به محض اینکه انسان از جاده راستی و درستی منحرف گردد ، نیروی اهریمنی قوی گشته و غل و زنجیر را از هم گسسته و به مرکز فرماندهی  نیروی خدایی یعنی عقل نزدیک می گردد و آن را مورد حمله و تهاجم قرار می دهد و آنقدر این حمله را ادامه می دهد تا انسان را مسخر خود کند تا از اینجا به بعد است که دیگر انسان هر روز و هر روز به گمراهی و کجروی بیشتر تمایل پیدا می کند و از نیروی خدایی خود فاصله گرفته و خویشتن خود را گم می کند و سرانجام بدی بر تمام وجود او حاکم گشته و او را درکام خود فرو می برد . تا به ورطه هلاکت و نیستی سوق دهد و به همین دلیل است که پیامبران و ائمه و اولیا را می فرستد که دراین راههای پرخوف وخطر ، دست گیر رهروان راه حقیقت و یا دیگر سالکان وادی طریقت باشند تا انسانها را با چراغ هدایت و روشنگر و بیدار کننده خود به راه درست و مستقیم بکشانند

چه اگر این فرستادگان و برگزیدگان ودوستان خدا نبودند ،‌ جهان یکباره به دست بشر نابود و معدوم می شد و آثاری از انسان و انسانیت باقی نمی ماند . باید این برگزیدگان باشند ،‌ تاپیروان و سالکان وادی معرفت را به سرمنزل مقصود هدایت برسانند چنانچه گفته اند

طی این مرحله بی همرهی خضر مکن       ظلمات است بترس از خطر گمراهی

و آدمی بعد از پیامبران و ائمه نیاز به اولیاء‌ ، راهبر ، ولی، هادی و مرشد دارد

مثل انسان و اینها مانند سفر دریایی و کشتی است . چون اینها دریای عرفان و بحر بی پایان دانش و بینش و حکمت ومعرفت معنوی را طی کرده اند و به قله رفیع وادی بیکران طریقت وسیر وسلوک روحانی و مرتبه کمال و سعادت انسانی رسیده اند  وانسانها برای این سفر در دریای معرفت و شناخت نیاز به کشتی دارند و سفر دریا بدون کشتی امکان پذیر نیست ،‌اما این کشتی همان راهبر یا شیخ وهادی ومرشد می باشد . و این پیر یا مرشد است که باعث  بی خطر شدن سفر در دریای پر تلاطم و طوفانزای زندگی انسان می شود و با صبر و متانت و وقار خود لنگر کشتی را به ساحل نجات می اندازد و انسان را به سلامت در ساحل خوشبختی پیاده می کند

انسانها هم باید معتقد باشند که برحسب «‌قاعده لطف» خداوندی در هر عصر و زمان باید افرادی ممتاز از اولیاء‌ و برگزیدگان وجود داشته باشند تا این برگزیدگان بر حسب وظیفه کشتی نجات انسانها باشند و مایه ومیزان شناخت اهل هدایت از ارباب ضلالت بشوند و امر بر انسانها مشتبه نشود ،‌ که خود را فراموش کنند و از جاده راستی و درستی منحرف گردند

همانطوری که فرعون و همه فرعونیان تاریخ در وهم افتاده و ادعای خدایی کرده و میکنند و هر گونه ظلم و ستم را به ملت های خود روا داشته و می دارند و اما فرعون به عنوان نماد و مظهر پلیدی و زشتی در تاریخ ثبت گردیده است و می بینیم که چه ظلم ها وستم ها که برقوم بنی اسرائیل کرد و هیچگونه ترس و پروایی نداشت و هر چه بیشتر می کشت حس خونخواری و خونریزی او بیشتر می گشت وخداوند هم سالیان سال او را به مال وجاه و قدرت مورد آزمایش قرار داد‌،‌ولی فرعون هر چه بیشتر غرق در فساد و گمراهی شد . تا اینکه به دستور خداوند موسایی برای از بین بردن تمامی قدرت و عظمت او قیام نمود و دیدیم که چگونه او را به خواری وذلت انداخت و سرانجام او و یارانش ومزدورانش را در رود نیل غرق کرد

 این داستان و داستانهای دیگر در قرآن نشانه ایست که انسان از خواب غفلت بیدار شده و چشم باز کند و حقایق هستی را دریابدو مطابق با جهت نظام هستی راه تکامل را پیموده و به سعادت واقعی و خوشبختی کامل نایل گردد

ولی کو گوش شنوا و چشم بینا که بتواند از این داستانها پند و عبرت بگیرد و آنها را سرلوحه زندگی خود قرار دهد و به قول مولانا

گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله ماست   آنچه البته به جایی نرسد فریاد است

فرعون مشتی از خروار است و تنها او نبود و نخواهد بود که چنین کرد . بلکه فرعونیان کوچک وبزرگ در طول تاریخ بوده و هست و خواهد بود چرا که انسانها تا به خویشتن خویش باز نگردند وخود را نشناسد چنین خواهد بود و این فرمایش رسول اکرم (‌ص )‌که

«‌من عرف نفس  فقد عرف رب»‌  مصداق میکند . چون انسان تا به خودشناسی وتهذیب نفس خود توجه نکند ‏، امکان ندارد به خدا و اولیا و فرستادگان روی بیاورد و همین امر هم باعث می شود که انسان به نیروهای خدایی خود روی نیاورد . و در نتیجه نیروهای اهریمنی بر اوغالب شده و تمام قدرت و اراده را از انسان سلب کرده و او را به خود پرستی و مال پرستی وادار می کنند . و از اینجاست که انسان به گمراهی و سرکشی و عصیان دچار می شود . پس باید موسایی باشدو بیاید و گوساله پرستان سامری و بت پرستان و زراندوزان را نابود کند ،‌

تا انسانها به خود آیند و به خود شناسی و تقویت نیروهای خدایی خود بپردازند و بدانند که در هر زمان نیاز به راهبر و رهبر دارند . تا به نابودی و نیستی و گمراهی کشیده نشوند. والا تاریخ چیزی جز تکرار روزها نیست و نبوده و نخواهد بود. ناگفته نماند که انسانها باید بیدار و هوشیار شوند و از تجربه ها وزندگی گذشتگان استفاده کنند . تا به دام شیاطین که در هر زمان به هر شکلی نو وجدید انسانها را به بت پرستی به شیوه تازه وادار می کنند ،‌ نیفتند . زیرا که شناخت راه از بیراه در دنیای امروز به قدری مشکل می باشد که گاهی بعضی از سالکان راه طریقت نیز دچار وهم وخیال شده واز نیمه راه باز می گردند و دست از مبارزه وجهاد بر‌می دارند وتن به هزار پستی وزبونی می دهند ، تا به لقمه نانی دست یابند وبه زندگی فلاکت بار چند روزه و بی ارزش دینوی خود ادامه دهند . این ماجرا را در رسیدن مرغان منطق الطیر به خوبی مشاهد می‌کنیم و می بینیم که مرغان برای رسیدن به کوه قاف وسیمرغ چگونه در میان راه تاب و توان خود را از دست می دهند و حتی به هلاکت می رسند و بعضی از آنها به چه پستی و زبونی تن می‌دهند وتنها سیمرغ به راهبری هدهد می تواند خود را به کوه قاف رسانده و چهره حق و محبوب و معشوق را در خود مشاهده کنند و جلو ای از نور حق شوند

چرا که هر پدیده ای نشانه ای از نشانه های خداوندی است . چه برسد به انسان که خلیفه خداوند بر روی زمین بوده وحامل بار امانت سنگین الهی است پس باید انسان خود را بشناسدو به وظایف خود آگاه گردد تا بتواند این رسالت عظیم ((‌خلیفه الهی ))‌ را به سلامت به سرمنزل مقصود برساند ومولوی هم میخواست با کتاب آسمانی خود این را بگوید که انسانها با پاک کردن نفس وداشتن پیرو ، مرشد و شیخ ،‌ می تواند به قله های بلند هستی دست یابد و لاغیر

مقدمه

رهبری مسئله ای است که جامعه از آن ناگزیر است ، یعنی هر جا اجتماعی تشکیل شود آن جامعه ، برای رسیدن به اهداف خود و تامین سلامتش احتیاج به یک رهبر شایسته دارد ،‌ که هیچ اجتماعی از آن بی‌نیاز نیست . و در این صورت مستند است فراوانی اعم از آیات قرآنی واحدایث وسخنان بزرگان ودانشمندان وجود دارد که ذکر آنها موجب اطاله کلام می‌شود

اما بشر از آغاز زندگی مدنی خود با استفاده از همین اصل رهبری همواره در جهت کمال تعالی مدنی خود بوده ودر فاصله این ابتدا تا انتها مشاهده میشود  هرگاه قومی دارای رهبری شایسته وروحانی بوده است آن قوم همواره در جهت ترقی تعالی سیر کرده وغیر اینصورت در مسیر فقر وخونریزی وتزلزل قرار گرفته اند

مشخصات این رهبران در دو بعد قابل بررسی است ،‌ یکی درونی وسیر انفسی آنها و تسلط و رهبری آنها بر امت و پیروانشان . که در ضمن بیان چگونگی رهبری انبیاء‌ و اولیا و دیگر مردان خدا جابجا و نکته به نکته روشن می شود که چه هنگام این بزرگان امیر بر نفس خودند که آنگاه نفسشان در جهت تلاش وجهاد با نفسانیات مورد بررسی قرارمی گیرد و چه زمانی برای رهبری خلق جانفشانی می کنند

چنانچه که در طول تاریخ دیدیم خداوند با آنکه پیامبرانی برای راهنمائی مردمان فرستاده و آنها را به راه راست هدایت نموده و با این وضع قرآن کریم می فرماید :‌

«ان لله لا یغیر ما بقوم و اما با نفسهم» ‌مردمان  تا خودشان نخواهند سرنوشت آنها را تغییر نمی دهیم پس چگونه است که بشر از رسیدن در تاریخ خود مشخص نمی گرداند تا بدینوسیله مصونیت بیشتری از خطا برای خود بیابد و این کار در شناخت جاذبه های رهبری از دیدگاه مولوی تا حدودی انجام می شود زیرا او مشخصات و مختصات رهبری را در ابعاد گوناگون بر می شمرد

انبیاء‌ از نوح تا محمد ( ص )‌ و اولیارا واقطاب و مرشدان و پیران و ابدال و دیگران مردان بزرگ را چه از سرگذشت تاریخی ومذهبیشان تا نقطه نظرات اصلاحی ودیگر اعتقاداتشان مورد برسی قرار می دهد و نکات برجسته آنها را برمی‌گزیند و بزرگ می کند و درجهت القا‌ء‌اندیشه خود از آنها کمک می گیرد . ونهایتا اینکه هیچکس منکر رهبری وارشاد نیست اما آنچه شایان توجه هست و باید روی آن کار شود اینست که چه کسی مرشد باشد و چه کسی حکومت کند و رهبر باشد و شرایط این رهبر و رئیس حکومت چگونه باشد ؟‌ !‌ اما از آنجا که خاستگاه اندیشه وفطرت مولوی اسلام است و پایگاه فطری او قرآن مجید است تبیان کل شیء و روشنگر همه چیز و همه امور است و سنت پیامبر واحادیث مروی از پیامبر تشکیل می دهد لذا در مقابل این ارسال رسول که طرف خداوند متعال برای ارشاد وراهنمائی مردمان صورت می گیرد می فرماید مردمان تاخود شان نخواهند سرنوشتشان را تغییر نمی دهیم ،‌این مطلب را هم به روشنی بیان می فرماید : ‌که هر قومی را فرا خور طغیان ونسبت کفر آن قوم عذاب می دهیم . این عذاب چه هنگام از طرف خداوند نازل می‌شود؟

روشن است بعد از انکه خداوند پیامبرانی جهت راهنمایی فرستاد وآنها راه و چاه را به مردمشان دادند و اتمام حجت نهایی را بعمل آوردند بعد از اینها چنانچه اقوامی سرکشی وعصیان نمایند سزاوار عقوبت هستند برای آنکه خداوند عادل بصراحت می فرماید :‌

ماکان ربک مهلک القری بظلم واهلها مصلحون :‌

پروردگار توآنان را که مصلحون وخوبان هستند هلاک نمی کنی و بر همین اساس است که هر قومی را فقط به فراخور طغیان ونسبت کفر همان قوم عذاب میدهد وآنرا تادیبی جهت عبرت اولوادابصار قرارمی دهد ، چنانچه در عهد نوح (‌ع)‌طوفان آب و در عهده ثمود عذاب اهل عاد را وسیله کیفر عصیان قرار داد و از جمله عذاب الهی یکی هم اینست که هرگاه خداوند بخواهد ملتی را عذاب کند آنها را دچار فرمانروایی جبار می کند

حال برای آنکه دچار فرمانروایان جبار نشویم باید که مشخصات رهبران شایسته را بشناسیم هر چند این شناخت محدود به دیدگاه عارفی وارسته چون مولوی باشد

رهبر – رهبری

اصطلاح انگلیسی LEADER  و واژه مشتق از آن LEADING  معادلی دیگر در زبان فرانسه ندارد . رهبر ، رئیسی است طبیعی . او یک راهبر است . فردی است که هدایت یک گروه را هم به جهت ارزش شخصی و هم بخاطر تمایل دیگران را به دنبال خود دارد

توان تأثیر بر رفتار جمعی یک گروه و هدایت اعمال و رفتار اجتماعی را داراست . واژه رهبری پدیده تبلور رفتارها ، ممارست و پویایی یک گروه را تحت تأثیر یک رهبر می‌رساند . رهبری ، از جهت رهبر مستلزم برخورداری از صفات و ویژگیهای طبیعی یک رئیس (اقتدار ، استعدادهای موجد محبت و حتی در مواردی برتری جسمانی) است

در مواردی چند ، وضع اجتماعی و اعتبار کسب شده ، فرایند شناسایی و پذیرش رهبر را تسهیل می کند . از جهت کسانی که به دنبال یک رهبر حرکت می کنند ، رهبری مستلزم آن است که تحت تأثیر قرار گیرند ، به دنبال فرمان روند و به حرکت درآیند ، بدون آنکه احساس فشار یا اجبار کنند

رهبری ، بر حسب آنکه گروه از نوع خودکامه ، یا آزادمنش به شمار آید در عمل صوری گوناگون می یابد ، در نتیجه عمل سازماندهی و هدایت یک گروه دفاع از منافع و تنسیق فعالیتهایش ، تنظیم درونی آن با توجه به هدفهایش کاستن از تنشهای درونی ساختن وسایل و موهبات همکاری بین اعضای آن نیز رهبری خوانده می شود

و اصطلاح Leadership معادل پیشوایی است و به کسی اطلاق می‌شود که قوه راهنمایی دارد و به هدایت انسانهای دیگر که تحت نفوذ وی قرار گرفته اند می پردازد

و مردانی را گویند که بواسطه قوه راهنمایی صاحب نفوذ می شوند

و به دیگران سرمشق می دهند و در حکم ریسمانی جهت وصل عمل می کنند و تشویق را عهده دار هستند و از آنجایی که خود در راه پیشقدم بوده اند به عنوان سرگروه و رهبر ، راهنمایی را انجام می دهند . [1]

 تاریخچه مختصری در پیدایش عرفان و تصوف

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله تقابل کفر و ایمان با استفاده از عناصر داستانی حکایت زن پارسا در الهی نامه عطار در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله تقابل کفر و ایمان با استفاده از عناصر داستانی حکایت زن پارسا در الهی نامه عطار در word دارای 25 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله تقابل کفر و ایمان با استفاده از عناصر داستانی حکایت زن پارسا در الهی نامه عطار در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه مقاله تقابل کفر و ایمان با استفاده از عناصر داستانی حکایت زن پارسا در الهی نامه عطار در word

چکیده  
کلید واژه  
مقدمه  
1-الهی نامه ی عطار نیشابوری  
2-خلاصه داستان زن پارسا  
شخصیت و شخصیت پردازی:  
شخصیت ها از نظر اهمیت آنها:  
الف)شخصیت اصلی داستان:  
شخصیت اصلی  
شخصیت ها:  
زبان داستان:  
نتیجه  
پی نوشت ها  
کتاب نامه  

کتاب نامه

1-اخوت،محمود رضا،دستور زبان داستان،اصفهان:انتشارات فردا،

2-پیراپ،ولادیمیر،ریخت شناسی قصه های پریان،ترجمه ی فریدون بدره ای،تهران:انتشارات توس،زمستان

3-پور نامداریان،تقی،دیدار با سیمرغ(تحلیل آرا و اندیشه های فریدالدین عطار نیشابوری)،تهران:انتشارات پژوهش کده علوم انسانی،چاپ سوم،

4-رمز و داستان های رمزی در ادب فارسی،تهران:انتشارات علمی و فرهنگی،

5-تودوروف،تزوتان،بوطیقای ساختار گرا،ترجمه ی محمد نبوی،تهران:انتشارات آگاه چاپ دوم،بهار

6-داور پناه،گل آرا،سفر در متون عرفانی،پایان نامه کارشناسی ارشد،دانشگاه تهران،

7-زرین کوب،عبدالحسین،صدای بال سیمرغ(درباره ی زندگی و اندیشه ی عطار)،تهران:انتشارات سخن،چاپ چهارم،

8-سایه در خورشید،مجموعه ی مقالات کنگره ی جهانی عطار نیشابوری،ج2،نیشابور:انتشارات آیات،مهر،

9-شجیعی،پوران،مسافر سرگشته(مجموعه ی عقاید و آرای فرید الدین عطار نیشابوری)تهران:انتشارات نشر هنر،چاپ اول،

10-شمیسا،سیروس،انواع ادبی،تهران:انتشارات فردوسی،چاپ ششم،

11-صنعتی نیا،فاطمه،مآخذ قصص و تمثیلات مثنوی های عطار نیشابوری،تهران،انتشارات زوار،چاپ اول،

12-عطار نیشابوری،فرید الدین،الهی نامه،تصحیح فواد روحانی،تهران،انتشارات زوار،چاپ ششم،

13-الهی نامه،مقدمه،تصحیح و تعلیق محمد رضا شفیعی کد کنی،تهران:انتشارات سخن،چاپ سوم،

14-فاضلی،قادر،اندیشه ی عطار(تحلیل افق اندیشه ی شیخ فرید الدین عطار نیشابوری)،تهران:انتشارات سایه،چاپ اول،

15-فروزان فر،بدیع الزمان،شرح احوال و نقد آثار شیخ فرید الدین محمد عطار نیشابوری،تهران:انتشارات انجمن آثار مفاخر،چاپ دوم،

16-مآخذ قصص و تمثیلات مثنوی،تهران:انتشارات امیر کبیر،

17-موید،حشمت،سر گذشت زن پارسا،مجله ایران شناسی،سال نهم

18-میر صادقی،جمال،عناصر داستان،تهران:انتشارات سخن،چاپ نهم،

مقدمه

الهی نامه از جمله داستان های منظوم عرفانی،تمثیلی است که عطار با شیوه ی تعلیمی آن را به نظم کشیده است.با بررسی آن میتوان به یک الگوی ساختاری مشابه در شیوه داستان پردازی او دست یافت.ساختار روش مند وی در پرداخت رو ساخت عناصر داستانی بویژه در حکایت های بلندی چون حکایت زن پارسا،رابعه و سر تاپک هندی،شیوه ای ساختار مند که دارای الگو هایی مشترک با عناصر داستانی امروز است،عناصری چون:شخصیت و شخصیت پردازی طرح،کیفیت روایت،زبان داستان،فرضی بودن زمان و مکان،لحن و بیان و نتایج ژرف ساختی و بن مایه ای که در این رو ساخت و فرم و الگو قرار میگیرد

برای فهم بهتر ویژگی های این اثر به بررسی عناصر داستانی الهی نامه به قرار زیر می پردازیم

1- معرفی الهی نامه

2- خلاصه داستان

3- شخصیت در داستان

4- شخصیت های منفی و مثبت داستان

5- حالات ظاهری و باطنی مفهوم کفر در داستان

6- حالات ظاهری و باطنی مفهوم ایمان در داستان

7- لحن داستان

8- نتیجه داستان با طرح سوال و پاسخ با توجه به نظریات اندیشمندان این جرگه

1-الهی نامه ی عطار نیشابوری

الهی نامه اولین مثنوی عطار است

طرح کلی ساختار مثنوی الهی نامه ی عطار به بیان یک داستان جامع اختصاص دارد و آن قصه ی خلیفه ای است که شش پسر بلند همت دارد،فرزندانی که در علوم وفنون یگانه اند.پدر،روزی با ایشان مینشیند و از هر یک میخواهد آرزوی خویش را باز گوید،تا مراد آنان را بر آورد.به همین دلیل این قصه به شش پاره ی اصلی تقسیم می شود که با اندکی تفاوت هر6 پاره از یک ساختار مشترک تبعیت میکند.عطار در پیش در آمد کتاب-براعت استهلال -خطاب به روح،قبل از شروع داستان،معانی ثانوی و معقول شخصیت های داستان را به بطور ضمنی معرفی میکند.آن چه آرزوی این شش پسر است،رمز تمایلات آنان محسوب میشود که در صورت موجودی محسوس ممثل شده است موجوداتی که نام دارند اما واقعیت ندارند،به همین سبب پس از آنکه هر پسری در مناظره مغلوب پدر میشود،حقیقت آن آرزو،یعنی معنی رمزی آن را از پدر طلب میکند و وی آن را توضیح میدهد

تعابیر عطار برای رمز های شش پسر چنین است

(نفس،شیطان،عقل و علم)

برای رعایت اختصار تنها به بیان ساختار مشترک آرزوهای پسران و پاسخ پدر در جدول زیر بسنده میشود

2-خلاصه داستان زن پارسا

زنی پارسا بود که شوهرش به سفر حج رفت و در غیبت خویش سرپرستی زن را به برادر که تر خود سپرد.برادر نا بکار دل به جمال زن پاک دامن بست

چنان در دام آن دل دار افتاد                  که صد عمرش به یک دم کار افتاد

بسی با عقل خود زیر و زبر شد               ولی هر لحظه عشقش گرم تر شد

و کوشید تا او را رام خود کند و از راه به در برد،و چون به مراد  خود نرسید،از بیم آن که زن ماجرا را به شویش گزارش دهد و او را رسوا سازد،زر داد و چهار <<شاهد عادل >>گرفت که این زن زنا کرده است.قاضی شهر حکم داد که سنگسارش کنند.زن را به صحرا برده سنگسار کردند و در خاک و خون رها ساختند.بامداد روز بعد زن هنوز رمقی در تن داشت و از درد می نالید.عربی رهگذر ناله اش را شنید و او را بر شتر نشانده به خانه برد و چندان تیمار کرد تا زن سلامت و شادابی خود را باز یافت.مرد عرب شیفته ی جمال زن گشت و خواست او را نکاح کند

دگر ره تازه شد گلنار رویش               ز سر در،حلقه زد زنار مویش

اما چون دریافت که او شوهر دارد از قصد خود پشیمان شد و او را به خواهر خواندگی پذیرفت.در خانه ی این اعرابی غلامی سیه دل بود که چشم طمع در زن پارسا بست و چون از این خیال طرفی نبست،شبی برخاست و کودک مرد اعرابی را در گهواره کشت و قداره ی خون آلود را در زیر بالش زن گذاشت.بامداد که جنایت آشکار شد و فریاد شیون مادر برخاست،زن پاکدامن توانست اعرابی را قانع کند که دستی در این قتل نداشته است.عرب نیکدل سیصد درهم هزینه ی بدو داد و روانه ی راهش کرد.زن سرگردان به دهی رسید و دید که جوانی را به دار می آویزند

زن از مردی پرسید جرم این جوان چیست؟

بدو گفتا که ده خاص امیر است             که در بی داد کردن بی نظیر است

در این ده عادت این است ای ممیز          که هر کو از خراجی گشت عاجز

کند بر دارش آن ظالم نگون سار            کنون خواهد کشیدش بر سر دار

وی سیصد درم را داد و جان جوان را خرید و بی درنگ به راه افتاد.جوان حق نا شناس به دنبال او افتاد با این آرزو که از او کام دل بگیرد و چون تیر امیدش به سنگ خورد در صدد آزار او بر آمد و وقتی به کنار دریا رسیدند،وی را کنیز نا فرمان خویش معرفی کرد و به تاجری فروخت.این بار بازرگان بود که در کشتی قصد تعدی به او داشت،ولی دیگر مسافران به فریادش رسیدند و او را از چنگ بازرگان رهاندند،اما خود شیفته ی او شدند و قصد تعدی به او کردند.این بار دیگر همه درهای امید بسته شد بجز درگاه خداوند،و زن پارسا بدان آستان پناه برد که

خلاصی ده مرا یا مرگ امروز            که من طاقت نمی آرم در این سوز

مرا تا چند گردانی به خون در؟            نخواهی یافت از من سر نگون تر؟

تیر دعای زن به هدف مراد رسید،آب دریا شعله ور گشت و کشتی نشینان را بسوخت.باد کشتی را به ساحل شهری رساند.زن پاکدامن جامه ی مردان در پوشید و باز گفت جز آن که راز زن بودن خود را پنهان داشت و خواهش کرد که شاه تمام کالا و جواهر را بگیرد و در ازای آن برای وی معبدی بسازد.شاه پذیرفت،معبد ساخته شد و زن پاکدامن روزگار را وقف پرستش حق کرد و شهری را فریفته ی پر هیزکاری و کرامات خود ساخت،تا آن که زمان مرگ شاه فرا رسید و او به بزرگان شهر سفارش کرد که زاهد را به جانشینی او برگزینند زن نپذیرفت

تو باشی ای پسر از بهر نانی                    کنی زیر و زبر حال جهانی

نجنبید از برای ملک یک زن                   زمردان این چنین بنمای یک تن

اما زن پاکدامن بدین بهانه که نخست باید همسری اختیار کند،خواهش کرد که یک صد دختر را همراه مادرانشان به نزد او بفرستند،و چون زنان به حضورش آمدند،زن پاکدامن راز خود را بر آنها آشکار کرد،و سپس به خواهش بزرگان شهر پادشاهی برای آنها برگزید و خود یک سره به عبادت پرداخت

در این میان آوازه ی او به اطراف رسیده بود و بیماران از هر سو در طلب درمان به نزد او میشتافتند.شوهر زن پاکدامن نیز که از سفره بر گشته و ماجرای دروغین را از برادر شنیده بود،وی را-برادر را-که از زمین گیر شده،برداشت تا به امید شفا به نزد زن زاهد ببرد.در راه گزارش به خانه ی اعرابی افتاد و او نیز غلام تبه کار را که کور و مفلوج شده بود برداشت همسر ایشان شد.در منزل گاه بعدی به جوان خیانت پیشه رسیدند که او نیز به هر دو بلای فلج و نابینایی دچار شده بود.او را هم به التماس مادرش بر ستوری بستند و بردند.زن پارسا از دور شوی خود را دید و شناخت و برقعی بر چهره انداخت.مسافران به حضور زن رسیدند و حاجت خود را عرضه داشتند.زن پارسا شرطی نهاد که برای حصول شفا باید هر کدام گناه خود را باز گویند تا او دعا کند.آن سه مجرم ناچار به گناه خود اعتراف کردند و آن گاه به دعای زن پاک دامن دست و پای هر سه به جنبش افتاد و بینایی به چشمانشان بازگشت.زن پارسا سپس با شوی خود خلوت کرد و نقاب از چهره بیفکند.شوهر به شکرانه ی این عنایت الهی سر سجده بر خاک نهاد.زن پاک دامن گناه کاران را بخشید و شوی خود را به شاهی نشاند و اعرابی را وزارت داد و خود به کار پرستش پرداخت

شخصیت و شخصیت پردازی

شخصیت ها از نظر اهمیت آنها

در حکایت زن پارسا،شخصیت ها از حیث اهمیت آن ها در ایفای نقش در ساختار داستان به دو دسته تقسیم می شوند

الف)شخصیت اصلی داستان که همان زن پارساست

ب)شخصیت های فرعی داستان که تمامی شخصیت های موجود در حکایت هستند،که حول محور حوادث شخصیت اصلی داستان نقش آفرینی میکنند

برای تحلیل شخصیت،ابتدا شخصیت اصلی داستان،نقش و ویژگی های وی مورد بررسی قرار گرفته و پس از آن به تحلیل شخصیت های فرعی پرداخته شده است

الف)شخصیت اصلی داستان

توصیف قهرمان یا شخصیت اصلی داستان،پیش از آغاز حکایت در دو بیت از سوی راوی صورت گرفته است،که از این شیوه در صناعات ادبی کلاسیک با عنوان براعت استهلال یاد شده است به این ترتیب که عطار در آغاز مقالت اول،در پاسخ پدر به آرزوی پسر اول،در مقام تمثیل،برای باز داشتن پسر از شهوت پرستی به ذکر صفت «زن پارسا» در دو بیت میپردازد و سپس وارد ماجرای اصلی حکایت میشود

ولی هر زن که او مردانه آمد                   از این شهوت به کل،بیگانه آمد

چنان کان زن که از شوهر جدا شد              سر مردان درگاه خدا شد

آن گاه راوی در آغاز ساختار اصلی حکایت در ده بیت نخستین با ذکر صفات بر جسته زن،قهرمان اصلی داستان را به خواننده خویش معرفی میکند

مهم ترین صفت زن در این ده بیت که به صورت ها و نام های گوناگون بسامدی بالا تر از تکرار پذیری دارد، «صفت زیبایی» زن است که عطار با عنوان «حسن جمال»، «خوبی و خوشی بسیار» و «زیبایی» از آن یاد میکند و با تاکید فراوان صفت «صلاح و زهد» را با این زیبایی هم راه می سازد

خوشی و خوبی بسیار بودش                   صلاح و زهد با آن یار بودش

و پس از ده بیت توصیف مستقیم قهرمان اصلی داستان (از زبان راوی) خواننده با نام قهرمان آشنا می شود،که عطار او را از قول «در فشانان سخن»، «مرحومه» می نامند

کسانی کز سخن در می فشانند        به نام او را همی <<مرحومه>> خواندن

شیوه ی شخصیت پرردازی قهرمان اصلی داستان تا بیت دوازدهم به صورت مستقیم و از زبان راوی صورت میگیرد،اما از بیت سیزدهم به بعد راوی با اغاز حوادث داستانی،با استفاده از کنشهای داستانی و سود جستن از گفتار و رفتار و ذکر ماجرا های داستان به صورت غیر مستقیم به شخصیت پردازی قهرمان اصلی و شخصیت های فرعی ماجرا می پردازد

صفت ثابت زن زیبا رو که تا پایان هیچ تغییری در آن رخ نمی دهد،«پارسایی» و پاک دامنی اوست و امتناع وی از پذیرفتن خواهش های نا پاک نا پاکان.صفتی که در تمام بخش های مشترک داستان به صورت تکرار پذیر-که هدف اصلی درون مایه ی داستان نیز هست-تکرار می شود

صفات دیگر قهرمان اصلی که به تناسب بروز رخ دادها در وجود زن پارسا ظهور می یابد.عبارت است از: «راست گویی» او در پاسخ به خواهش گران، «قدرت تفکر و تعقل صحیح» در رهایی از هر حادثه و رفتن سوی ماجراهای بعدی، «قدرت متقاعد کردن مردان» بخصوص در برخورد با مرد اعرابی است که همین قدرت،مرد را بسوی صلاح ره نمون می شود، «چشم پوشی از مال و بخشیدن مال» در ماجراهای نجات جوان محکوم به مرگ با بخشیدن سیصد درهم،یا بخشیدن تمام اموال کشتی در ازای به دست آوردن گوشه ی اعتکاف برای دعا،و سرانجام در پایان «چشم پوشی از قدرت و پادشاهی» اوست،که همه ی این صفات حول محور صفت اصلی وی «پاک دامنی و پایداری در عفاف» است

شخصیت اصلی

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله زندگینامه میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله زندگینامه میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی در word دارای 45 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله زندگینامه میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه مقاله زندگینامه میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی در word

چکیده

مقدمه

سبک هندی و ویژگی های آن

ویژگی های سبک شعر بیدل

1- تصویرهای پارادوکسی

2- چند نمونه از شعر بیدل

3- تشخیص;

4- ترکیبات خاص;

نمونه هایی از شعر بیدل

5- تجرید

7- اسلوب معادله

علل پیچیدگی شعر بیدل

شعر بیدل به دلایل زیر دارای پیچیدگی است

نمونه هایی از همین ترکیبات خاص در شعر بیدل

عرفان

حکایت;

بیدل شاعر اندیشه ها

آثار بیدل

الف- بخش نظم

ب- بخش نثر

1- عامل داخلی

2- عامل بیرونی

بیدل در آسیا میانه

منابع و مآخذ

میرزا عبدالقادر عظیم آبادی متخلص به «بیدل»  یکی از بزرگ ترین و نامدارترین شاعران فارسی گوی سرزمین هند است. متأسفانه بیدل در ایران به دلایل مختلف که در صفحات بعد به آن اشاره خواهیم کرد، گمنام باقی مانده است

وی در سال 1054 هجری قمری در شهر «عظیم آباد[1]» را ایالت پنته دیده به جهان گشود. پدر او میرزا عبدالخالق «نوزاد را »برای ادعا پیش شیخ و مرشد خود میرزا ابوالقاسم ترمذی برد. شیخ برای تولد کودک دو ماده ی تاریخ «فیض قدس» و «انتخاب» را ساخت و کودک را دعای خیر کرد. [2]

به سالی که بیدل زملک ظهور

ز فیض ازل تافت چون آفتاب

بزرگی خبرداد از مولدش

که هم «فیض قدس» است و هم «انتخاب»

 در خصوص انتخاب نام عبدالقادر این گونه حکایت کرده اند: «مولانا کمال، استاد عبدالخالق که از بزرگان سلسله ی قادریه بود به خاطر علاقه ی و افرش به آن سلسله، کودک را عبدالقادر نامید.»

در روایت دیگر آمده است : «پدر بیدل صاحب فرزند نمی شد. نذر کرد که اگر خداوند فرزندی به وی عطا کند نام او را به تیمن وتبرک، عبدالقادر خواهد گذاشت که در واقع بنیانگذار فرقه ی قادریه شیخ عبدالقادر گیلانی است.»

درباره ی نحوه ی انتخاب تخلص «بیدل» حسین آهی در مقدمه دیوان مولانا بیدل دهلوی، صفحه چهار به نقل از کتاب «سفینه ی خوشگو» چنین می گوید : «روزی سَیر دیباچه ی گلستان می نمود، چون بدین مصراع رسید : «بیدل از بی نشان چه گوید باز[3]»از روح پرفتوح قبله ی شیراز استمداد جسته، لفظ «بیدل» را تخلص مبارک قرار داد.» هم چنین علت اشتهارش به دهلوی را ، اقامت طولانی وی در دهلی دانسته اند. پدر عبدالقادر یعنی میراز عبدالخالق از نظامیان شرافتمند و نیاکان او از ترکان جغتایی و از قبیله «برلاس[4]»، بوده که از بخارا به سرزمین هند آمده و در آن سرزمین سکنا گزیده بودند

«هنوز عبدالقادر به پنج سالگی نرسیده بود که پدر در سال 1059 هـ.ق پیام مرگ را دریافت کرد و مادر پرحوصله و با فضلش تربیت یگانه فرزند خود را بر عهده گرفت. سرپرستی و تعلیم مادر قریب یک سال و شش ماه دوام یافت. از بد ایام مادر نیز در سال 1061 هـ.ق در گذشت تا این که عمویش ، میرزا قلندر، مسئولیت پرورش برادرزاده را بر عهده گرفت.»

عموی عبدالقادر مانند پدرش منصب نظامی گری داشت. احتمالاً به خاطر پاسداری از سنت های آباء و اجدادی یا به طور اتفاقی نظامی گری را پذیرفته بود. اما در اصل هوای خدمت صوفیان را داشت; دلپذیرترین سرگرمی وی دیدار از صوفیان بود. با وجد فرصت اندک (شرایط شغلی) برای ملاقات صوفیان رنج مسافرت به شههای مختلف را تحمل می کرد و عبدالقادر را در مسافرت ها با خود می برد

عبدالقادر ، لذتی را که عموی او از دید و بازدید با صوفیان  مصاحبت با آن ها می برد، بعدها در اثر منثور خود «چهار عنصر» به تفصیل بیان کرده است. او زیر نظر عمویش ، میرزاقلندر ، تا سن ده سالگی به مکتب رفت تا این که روزی در مدرسه دعوایی اتفاق افتاد که عمویش شاهد آن بود و به همین خاطر او را از رفتن به مکتب منع کرد. ناخشونودی میرزا قلندر از جو مدرسه موجب شد تا وی از مکتب باز داشتند. تعدادی کتاب نظم و نثر برگزیدند و به وی دادند; و مجبورش ساختند که روزانه از هر کتاب مطالب مهم را گرد آورد و پیش میرزا ببرد

عبدالقادر در مدرسه فقط خواندن و نوشتن را آموخت و پیشرفت های او در واقع به خاطر تلاش و پشتکار خود او و تشویق های نزدیکانش می باشد. «بیدل در سن ده سالگی قرآن را از حفظ داشت و نخستین شعرهای او مربوط به همی دوره است.»

بیدل به چند زبان آنایی کامل داشت و «زبان مادری وی احتمالاً زبان بنگالی بوده، هرچند که او خود زبان اردو و سانسکریت را می داسنته است

از نظر میرزا قلندر این فقط درس و مشق نبود که برای بیدل ضرورت داشت، بلکه برای او «اجرای تمرین های جسمانی و مشق های نظامی نیز ضروری بود، مخصوصاً در شمشیربازی، تیراندازی، اسب سواری ، مشت زنی، زورآزمایی و کشتی کسب مهارت می کرد. عبدالقادر در سن شانزده ، هفده سالگی در هنرهای اجدادی و مشاغل اشراف کاملاً پیشرفت کرده بود; او به توصیه ی عموی خود و پایمردی میرزا عبدالمطلب (از دوستان میرزا قلندر) شغل سپاهی گری را در سال 1069 هجری قمری برگزید.»

بیدل علاوه بر تربیت جسم در کسب علم و معلومات زمان نیز از خود لیاقت نشان داده است. او در الهیات، طبیعیات ، ریاضیات کم و بیش اطلاع داشته و در طبابت، رمل، جفر، تاریخ و موسیقی بسیار ناآشنا بود

همان طور که قبلاً گفته شد اولین جرقه های شاعری در بیدل در سن ده سالگی زده شده است، اما این قریحه در سن شانزده ، هفده سالگی با جدیت بیش تری دنبال شد. او در کنار نظامی گری (منصب خانوادگی) به شعر گفتن نیز پرداخت

سال ها به همین منوال گذشت تا این که هندوستان دچار چنان انقلاب خونین و بحران سنگینی شد که شیرازه ی خانواده ها و خاندان های مختلف از هم پاشید و استان عبدالقادر هم که جماعتی اندک از ترکان برلاس بودند، نتوانستند خود را از این حادثه ی ناگوار رها کنند

این جاست که به ناچار مهاجرت ها شکل می گیرد و بیدل هم از این امر مستثنا نبود. در آن ایام میرزا قلندر به «کالای طاق» نزدیک بنگال که جایی امن بد، چشم دوخته بود. میرزا ظریف ، دایی عبدالقادر به سوی شهر کتک روانه شد و تجارت پیشه کرد. بعد  ای این عبدالقادر را در خانه ی دایی اش ، میرزا ظریف، می بینیم

میرزا ظریف مردی فاصل بود و در نتیجه خیلی زود در شهر کتک به تدریس فقه ، حدیث و عرفان مشغول شد. او و بیدل در آن شهر با شخصی به نام شاه قاسم هولالهی ، آشنا شدند. شاه قاسم علاوه بر تصوف در شعر نیز دست داشت. او در تبدیل  عبدالقادر به «بیدل نقش بسیار مهمی دارد.»

در عالمی که با خود رنگی نبود ما را

بودیم هرچه بودیم او وانمود ما را

مرآت معنی ما، چون سایه داشت زنگی

خورشید التفاس از ما زدود ما را

پرواز فطرت ما در دام بال می زد

آزاد کرد فضلش از هر قبود ما را

اعداد ما تهی کرد چندان که صفر گشتیم

از خویش کاست ، اما برما فزود ما را

                                                                                               (کلیات ، ج 1 ، ص 406)

گردش ایام کم کم جاده ی دهلی را پیش پای عبدالقادر بیدل گشود. بیدل تاریخ هجرت خود را در بخش قطعات به شکل ماده ی تاریخ «راهبرد خدابس» در آورده که به حساب حروف ابجد 1075 قمری می شود

از ملک بهار سوی دهلی

چون اشک روان شدیم بی کس

هم دوش شهود فضل بی چون

همراه حضور فیض اقدس

سال تاریخ این عزیمت

دریاب که «راهبر خدابس»

                                                                                                (کلیات ، ج 1، ص 299)

بیدل که دیگر درخت عرفان در تمام وجودش ریشه دوانیده بود در دهلی با شخصی به نام شاه کابلی آشنا شد. وی همچون مولوی که عاشق شمس بودف شیفته ی شاه کابلی گردید. ولی پس از مدتی محبوب بیدل هم از نظرش غایب شد و در عین آشفته حالی در حدود دو سال در جنگل ها و شهرهای مجاور به دنبال گم شده ی خویش می گشت، اما او را نیافت. سرانجام انزوا طلبید و مدتی در آگره به ریاضت گذرانید و بالاخره پس از پشت سر گذاشتن دوره ای از آشتگی ازدواج نمود

بیدل در آغاز جوانی ، در زمره ی اطرافیان شاهزاده محمد اعظم شاه، سومین پسر او رنگ زیب در امد و منصب لشکری بدو تفویض شد. لیکن وی استعداد شعری خود را در خدمت شاهزاده و بزرگان در گاهش نگذارد. روزی در مجلس محمد اعظم شاه، سخن از شعر و شاعران بزرگ می رفت. بدو گفتند که امروز در سراسر هند بلند مرتبه از میرزا عبدالقادر بیدل در شعر نیست. گفت پس قصیده ای در ستایش من گید تا پایه ی سخنش بدانم و بر مرتبه اش بیفزاییم. چون این سخن به بیدل گفتند، برآشفت و از کار کناره گرفت و از آن به آزادی و قناعت سر کرد

بیدل اگرچه می توانست از راه ستایش پادشاهان و بزرگان به نان و نوایی برسد، اما و آزادگی را بر اسارت برتری داد. در نتیجه تا آخر عمر همیشه فقر گریبان گیر او بود. او ر خاطرات خود می نویسد : «روزی از شدت فقر چنان گرسنه بودم که مرگ را به چشم می دیدم. به پس دیواری مخروبه رفتم تا در آنجا آسوده بمیرم. اما اتفاق شگفتی رخ داد. آن سوی دیوار سکه ای یافتم که می توانست سبب آسودگی چند روزه باشد، سکه را برداشتم و برگشتم.[5]»

درست است که بیدل با مدیحه سرایی مخالف بود، اما این طور نبود که اصلاً شعر در مدرح کسی نگفته و یا دست یاری به طرف هیچ انسان دراز نکرده باشد. او بارها شکرالله خان را که خود او شاعر بوده و با تخلص «خاک» شعر سروده است، مدح گفته و از او درخواست کمک کرده است. در اینجا به یک مورد آن اشاره می کنیم : «در بیست و هفتم جمادی الثانی سال 1096 هجری قمری، بیدل به همراه خانوادهش شهر متهورا را به سبب اغتشاش موجود در آن ترک گفته و به شاه جهان آباد وارد شد. او با مشکل مسکنو مسأله ی عدم بضاعت مالی مواجه بود. لذا طی نامه ای از نواب شکرالله خان طلب یاری کرد. او خانه ی مناسب می خواست که به خود و خانواده اش تعلق داشته باشد. خان فاضل هم خانه ای در اختیار شاعر گذاشت و مقرری ای معادل دو روپیه در روز برای او تعیین کرد. بیدل تا آخر عمر در آن خانه زندگی کرد و بنابر وصیت خود در همان جا نیز مدفون گردید.»

ماگفته پیداست که شاعر بزرگی چون بیدل اگر می خواست شعر خود را وسیله نان و نام کند و از آن نردبانی برای رسیدن به آمال و امیال و ترفیع مقام سازد، کار او به این جا نمی کشید. او قریب سی سال بر پوستین توکل و به خرید مربع نشسته، از زوایه ی قناعت پا بیرون ننهاده; با تمام این احوال بیدل در روز پنج شنبه پنجم ماه صفر سال 1133 هجری قمری حدود ساعت شش صبح، چشم از جهان فروبست و در صحن خانه ی خود به خاک سپرده شد. آخرین اشعار بیدل که از بالینش به دست آمد، رباعی و یک غزل بد

بیدل مثل خیلی از بزرگان دیگر که بعد از فوت شان مریدان و علاقه مندان به زیارت شان می شنابند. «در اخرین عرس[6] او همه شاعرات و صاحب کالان پایتخت حاضر بود.»

علی اصغر حکمت در کتاب خود به نام «نقش پارسی بر احجار هند» صفحه 120 درباره ی قبر بیدل چنین می نویسید

«در نزدیکی پورانا قلعه (قلعه کهنه) در دهلی ، مقبره ی میرزا عبدالقادر بیدل قرار دارد که سال گذشته هواخواهان این شاعر بزرگ در افغانستان اعانه جمع کرده و آرمگاه ظریفی برای او بنا کردند. سردار نجیب الله خانف سفیر کبیر افغانستان در دهلی برای ساختن این بنا زحمت بسیار کشیده اند.»

آقای حکمت در ادامه ، نوشته ی سه سطری روی سنگ قبر را چنین تشریح می کند

«سطر اول : آرمگاه میرزا عبدالقادر در بیدل

سطر دوم : 1054 هـ . ق- 1133 هـ . ق

سطر سوم : این بنا در سال 1374 هـ . ق با اعانت دوستداران افغانی بیدل سررسید.»

ویژگی های سبک شعر بیدل

1- افزونی بسامد (تکرار) تصویرهای پارادوکسی (Paradoxicalimag)؛

2- افزونی بسامد حس امیزی (Synaesthesia)؛

3- افزونی بسامد تشخیص (Personification)؛

4- افزونی بسامد ترکیبات خاص؛

6- افزونی بسامد تجرید (Abstraction)؛

7- افزونی بسامد اسلوب معادله

1- تصویرهای پارادوکسی

پارادوکس معادل تناقض یا متناقض نما در فارسی می باشد و تصویر پارادوکسی تصویری است که در ان دو واژه یا دو ترکیب به لحاظ معنی و مفهوم هم دیگر را نقض کنند. مثل حاضر غایب، سلطنت فقر ، درد بی دردی; و اینک نمونه هایی از شعر بیدل

جامه عریانی ما را گریبان دار کرد

                                                                                                (کلیات ، ج 2 ، ص 67)

«آمیختن دو یا چند حس با هم در کلام به گونه ای که با ایجاد موسیقی معنوی به تأثیر سخن بیفزایند و سبب زیبایی آن شود. مثل خبر تلخ، حرف های بی مزه، خواب شیرین و ; »

چند نمونه از شعر بیدل

صد رنگ ناله در نگه عجز بسته اند

                                                                                               (کلیات ، ج 2 ، ص 209)

می دانیم که رنگ با چشم دیده می شودف لذا مربوط به حس بینایی و ناله با گوش شنیده می شود و مربوط به حس شنوایی است در این جا شاعر به طرز ظریفی آن دو را در کنار هم قرار داده است

توان به دیده شنیدن ، فسانه ای که ندارم

                                                                                               (کلیات ، ج 2 ، ص 433)

در این جا نیز حواس بینایی و شنوایی با هم تداخل پیدا کرده اند. این نکته را باید در نظر گرفت که هرچند حس آمیزی در شعر بیدل از بسامد چشم گیری برخوردار است و یکی از ویژگی های سبکی او ، محسوب می شود و به عنوان یک آرایه علاوه بر افزودن زیبایی به شعر موجب پیچیدگی آن نیز می گردد، اما باید توجه داشت که انگیزه ی آوردن این آرایه در شعر بدیل اندکی با دیگران تفاوت دارد. چرا که در پشت آن یک تفکر فلسفی- عارفانه، نهفته است. «بیدل شاعری است عمیقاً معنی گرا و «مکتبی»، بدین معنی که برای تبین جهان و تمام شئونات هستی و رابطه ی انسان با خدا تفکر چهارچوب دار و منظم راهنما و دلیل شاعر است. و از آن جا که تفکرات و دیدگاه فسلفی- عارفانه شاعر، لاجرم در لفظ و زبان او تجلی می کندف هرگونه بحث و کنکاش در لفظ و زبان و شیوه ی ترکیب سازی شاعر، بدون اعتنا به دیدگاه و باوری که شاعر به ان عشق می ورزد و دم به دم با آن زندگی می کند بحثی ناکام و سردرگم و عقیم خواهد بود. به عنوان مثال در شعر

به هر نقشی که چشمت واشود رنگ صدا بنگر

                                                                                                      (کلیات، ج 2 ، 274)

می بینیم که حواس بینایی و شنوایی به آمیخته و تداخل پیدا کرده اند. اما به راستی بیدل از چه رو ، به این گونه حس آمیزی درست می زند و به ان در سراسر دیوان خود علاقه ی مفرط نشان می دهد. آقای شفیعی کدکنی «میدان دادن شاعر به این تصویرها» را عامل اصلی ابهام شعر بیدل می داند، اما عامل اصلی میدان دادن شاعر به این تصویرها را ذکر نمی کند. در این نمونه شعر از بیدل

به سر رشتهی و هم دیگر مپیچ

که غیر از سخن در جهان نیست هیچ

                                                                                               (کلیات ، ج 3 ، ص 786)

(پس هر نقشی که می بینی حرفی است که می شنوی)

می بینیم که به اعتقاد بیدل، همه ی دیدنی ها در واقع شنیدنی هستند. یعنی بین دو حس بینای و شنوایی در شعر بیدل ، نه ارتباطی زیستاری بلکه ارتباطی فلسفی برقرار است. پس منبع و محرک گرایش بیدل به این گونه تعابیر، مکتب فلسفی است نه وسوسه ی پیچیدن در لفظ و خیال صرف و تلاش برای دامن زدن به ابهام های آگاهانه

3- تشخیص

«به استعاره ی مکینه ای که مشبه به ان «انسان»» باشد، تشخیص یا انسان انگکاری می گویند مثل : گل خندان ، ابرگریان ، آبروی فقر;

آرایه ی تشخیص به عنوان یک اصل عام در همه ی سبک های شعر فارسی و در شعر  همه­ی شاعران وجود دارد ، اما بیدل «اخرین فرد و اوج بهره برداری از تشخیص است، هم به اعتبار بسامد تشخیص و هم به اعتبار پیچدگی آن.»

زدیم دست به دامان عشق از همه پیش

مراد ما شده حاصل زپیشدستی ما

                                                                                                 (کلیات، ج 2، ص 414)

4- ترکیبات خاص

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله اندیشه های شاهنامه در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله اندیشه های شاهنامه در word دارای 18 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله اندیشه های شاهنامه در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه مقاله اندیشه های شاهنامه در word

چکیده  
مقدمه:  
شاهنامه و اندیشه اسلامی – ایرانی  
فردوسی و اسطوره ها:  
جایگاه سخن و خرد در شاهنامه:  
شاهنامه، پهلوانان، اخلاق:  
برخورد فردوسی با استبداد:  
فهرست منابع:  

بخشی از فهرست مطالب پروژه مقاله اندیشه های شاهنامه در word

1-   اسلامی ندوشن، محمد علی، زندگی و مرگ پهلوانان در شاهنامه، چاپ سوم، انتشارات توس، تهران

2-   مینوی خرد، مترجم: تفضلی، احمد، انتشارات توس، تهران

3-   ثاقب فر، مرتضی، شاهنامه فردوسی و فلسفه تاریخ ایرانژ، چاپ اول، انتشارات قطره و معین، تهران

4-   سرخوش، کرتیس، وستا، مترجم: مخبر،عباس،اسطوره های ایرانی، چاپ اول، نشر مرکز، تهران

5-   فردوسی، ابوالقاسم، شاهنامه، به کوشش خالقی مطلق، جلال، نشر مرزبان، تهران

6-   فرهنگ فروتن، غلامرضا، شاهنامه شاه نام نیست، چاپ اول، نشر آتران، تهران

7-   کورجی کویاجی، جهانگیر، پژوهشهایی در شاهنامه، نشر زنده، تهران

8-   مهجرانی، عطاء ا… حماسه فردوسی، جلد اول، چاپ اول، نشر اطلاعات، تهران

 

چکیده

در این پژوهش سعی شده است که به بیان برخی از تفکرات و موضوعات مطرح شده در شاهنامه به طور بسیار مختصر به میان آید

اندیشه هایی از شاهنامه که در این تحقیق ذکر شده اند عبارتند از: اندیشه اسلامی، اندیشه ایرانی، مقام اندیشه و تفکر. اما درباره نکات اخلاقی در شاهنامه به بیان اسطوره و اخلاق، پهلوانان و اخلاق و همچنین برخورد فردوسی با استبداد پرداخته شده است. و رستم نیز با شنیدن این سخنان که بوی استبداد و خودکامگی میدهد با خشم و خروش از درگاه کاووس خارج می شود. در واقع فردوسی اینجا خودش رستم  می شود. رستم را می سازد و بر فراز آن می ایستد.( فرهنگ فروتن، غلامرضا)

و یا در داستان نبرد با اسفندیار

و به طور کلی می توان گفت: که این تفکر استبداد ستیزی و آزادی خواهی فردوسی در سرای شاهنامه موج می زند

مقدمه:

شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی یکی از گنجینه های عظیم ادب و فرهنگ پارسی است. شاه نامه نه تنها نزد پارسی زبانان بلکه نزد تمامی ملل و در جهان ادب حرفهای زیادی برای گفتن دارد

آنچه شاهنامه را از سایر آثار ادبی متمایز می گرداند، شیوه های خاص نگارش آن است. در واقع فردوسی با تیز هوشی تمام و با توجه به شرایط سیاسی و اجتماعی و فرهنگی زمانه خود به نوشتن آن پرداخته است. در واقع آنچه ما در شاهنامه می خوانیم تنها یک سرگذشت حماسی و یا داستانی از اسطوره ها و افسانه ها نیست، بلکه نماد خوب و کاملی از تاریخ، فرهنگ، سنتها و ادبیات یک ملت است

حال ما چرا با داشتن چنین گنجینه هایی به آنها بها ندهیم و به مردم نشناسانیم

شاهنامه و اندیشه اسلامی – ایرانی

یکی از اندیشه هایی که فردوسی در تدوین شاهنامه به وجود آن در این حماسه بزرگ توجه فراوان کرده است، اندیشه ایرانی است

به تعبیر کویاجی (( فردوسی نه تنها نماینده سنت تاریخی زبان پهلوی است، بلکه نمایشگر تفکرات و عقاید فلسفی مطرح شده است در آن زبان نیز است

فردوسی در روی آوردن به سرچشمه اساطیر و تاریخ و فلسفه روزگار ساسانی، حقیقتاً خوشبخت بوده است، اما از سوی دیگر، یزدان شناخت و فلسفه آن دوران با پیدا کردن نماینده و گزارشگر زیرکی چون فردوسی عاقبت به خیر شده است.))

(کورجی کویاجی، جهانگیر،1371)

همچنین فردوسی در مقدمه خرد نمونه هایی از این اندیشه را آورده است

((11- که آفریدگار بسیار نیک این مخلوقات را به خرد آفرید 12- و آنان را به خرد نگاه می دارد 13- و به سبب قدرت خرد که سود بخش ترین است، آنان را پایدار و بی دشمن، به جاودانگی همیشگی از آن خود کند…

43- از دستوراتی که در دین آگاهتر و اناتر بودند، پرسیدند که 44- برای نگاه داری تن و نجات دادن چه چیزی بهتر است 45- و آنان بنابر آنچه در دین معلوم شده است. 46- گفتند که از همه نیکیها که به مردم میرسد خرد بهتر است 47- زیرا که گیتی را به نیروی خرد می توان اداره کرد. 48- و مینو را هم به نیروی خرد میتوان از آن خود کرد. 49- این نیز پیدا ست که او رمزد این آفریدگار گیتی را به خرد غریزی، آفریده است 50- و ادراه گیتی و مینو به خرد است))

(مترجم: تفضلی، احمد، 1364)

گذشته از این نمونه، که فردوسی در آن سعی داشته است که به بیان این اندیشه ها بپردازد، ما در جای جای شاهنامه می بینیم که فردوسی به بیان اندیشه ایرانی و زنده کردن آن در زمانه خود پرداخته است.با توجه به این موارد می توان به روشنی دریافت که فردوسی به وجود این اندیشه در شاهنامه توجه بسیار داشته است

یکی دیگر از اندیشه هایی که وجود آن را در شاهنامه، این حماسه بزرگ ملی       نمی توان انکار کرد اندیشه اسلامی است، زیرا این اندیشه در جای جای شاهنامه موج می زند و ابیات بسیاری را در ستایش خداوند و پیغمبر می توان در شاهنامه یافت

برای مثال در ستایش خداوند در شاهنامه آمده است

((به نام خداوند جان و خرد

خداوند نام و خداوند جای

خداوند کیوان و گردان سپهر

و در ستایش پیامبر اکرم داریم

ترا دانش دین رهاند درست

دلت گر نخواهی که باشد نژند

چو خواهی که یابی زهر بد رها

بوی در دو گیتی ز بد رستگار

به گفتار پیغمبرت راه جوی

چه گفت آن خداوند تنزیل و وحی

که من شهر علمم علیم در است

گواهی دهم کین سخن راز اوست

(خالقی مطلق، جلال،1370)

البته باید گفته شود که در شاهنامه خالقی مصراع – که من شهر علمم علیم در است – به این صورت آمده است

‹‹ که من شارستانم علیم در است››

و به دلیل اینکه که من شهر علمم با توجه به سخن پیامبر مفهوم کاملتری دارد و فردوسی نیز بدان تصریح کرده است در اینجا این مصرع را آورده ایم.(مهاجرانی، عطاءا…، 1372)

مهاجرانی نیز در مورد وجود اندیشه ایرانی و اسلامی در شاهنامه می گوید

((نباید در شناخت اندیشه فردوسی متصلب و متعصب بود و جریانی از اندیشه ایرانی را در شاهنامه انکار کرد. این شیوه همانقدر روی به بیراهه دارد که شیوه آقای کویاجی و آنانی که خواسته اند و یا می خواهند اسلامیت اندیشه فردوسی را انکار کنند و یا او را معاند اسلام نشان دهند.))(~ همان کتاب)

کویاجی در مورد اندیشه اسلامی شاهنامه از قول نولد که آورده است

(( هر گاه تفسیری صوری از بسیاری از بیتهای شاهنامه به عمل آوریم، ممکن است او را معاند با اسلام تلقی کنیم))

(کورجی کویاجی، جهانگیر، همان کتاب)

اما بسیاری از افراد با این نظر کویاجی مخالف اند زیرا اندیشه های عالی اسلامی در جای جای شاهنامه فردوسی موج میزند چنان چه مهاجرانی در نقدی بر این جمله   می گوید

‹‹ نمی دانم نولد که از تفسیر صوری چه بوده است. اما واژه تفسیر همواره وقتی به کار می رود که انسان از صورت و ظاهر میگذرد و تلاش می کند که به هر گونه معنی دست یابد. و نیز پیدا نیست کدام بیتها و منظور نولد که بوده است. این گونه بررسی و داوری بدون شناخت مبانی اندیشه فردوسی و جریان او سخن گفتن و به عبارت امروزی بدون شناخت ساختار و نشانه شناسی و معنی شناسی شاهنامه لزوما پژوهشگر را به سراب می کشاند .››

(مهاجرانی ،عطاءا…،همان )

در کل باید توجه داشت که شاهنامه مجموعه ای کامل و تشکیل شده از عناصر گوناگون است، و اندیشه های ایرانی و اسلامی دو عنصر مهم در بوجود آمدن شاهنامه هستند، و کسی نمی تواند وجود آنها را در شاهنامه انکار کند

فردوسی و اسطوره ها:

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

پایان نامه فرهنگ تشبیهی در غزلیات سنایی در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 پایان نامه فرهنگ تشبیهی در غزلیات سنایی در word دارای 252 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد پایان نامه فرهنگ تشبیهی در غزلیات سنایی در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه پایان نامه فرهنگ تشبیهی در غزلیات سنایی در word

چکیده  
آشنایی با زندگی و اندیشه های سنایی   
فصل اول
تعاریف و مفاهیم   
فصل دوم
بخش اول: انواع تشبیه از نظر ذکر و عدم ذکر وجه شبه و ادات تشبیه   
تشبیه بلیغ اضافی   
تشبیه بلیغ غیر اضافی   
تشبیه مجمل مرسل   
تشبیه مفصل   
بخش دوم: انواع تشبیه از نظر تعدد طرفین   
تشبیه تسویه   
تشبیه جمع   
تشبیه مفروق   
تشبیه ملفوف   
بخش سوم: انواع تشبیه از نظر مرکب بودن طرفین  
تشبیه تمثیل و مرکب   
بخش چهارم: انواع تشبیه از نظر فهم وجه شبه   
تشبیه تلمیح   
تشبیه استخدام  
تشبیه موقوف المعانی   
بخش پنجم: انواع تشبیه از نظر حسی و عقلی بودن   
تشبیه حسی و عقلی   
تشبیه خیالی و وهمی   
بخش ششم: انواع دیگر تشبیه   
تشبیه تفضیل  
تشبیه مشروط  
تشبیه مضمر (نهان)  
تشبیه معکوس یا مقلوب  
ادات تشبیه  
بخش هفتم: نتیجه گیری  
نتیجه گیری  
نمودار  
ارجاعات  
فصل سوم
فرهنگ مشبه  
فرهنگ مشبه به   
منابع و ماخذ  
چکیده انگلیسی  

مآخذ

1- اینترنت ، ویکی پدیا ، دانشنامه آزاد ، زندگی نامه www.google.sanaei  

2- سنایی غزنوی ، مجدود ابن آدم ، دیوان سنایی غزنوی ، به سعی و اهتمام مدرس رضوی ، انتشارات سنایی ، 1385 ، چاپ ششم

3- شمیسا، سیروس، بیان و معانی، انتشارات فردوس، چاپ هشتم،

4- شمسیا ، سیروس ، بیان ، نشر میترا ، تهران 1386 ، ویرایش سوم

5- شمسیا ، سیروس ، فرهنگ تلمیحات ، نشر میترا ، چاپ نخست ، بهار

6- کزازی، میر جلال الدین، زیباشناسی سخن پارسی (بیان) ، نشر مرکز ، تهران ، چاپ هشتم

7- معین ، محمد ، فرهنگ فارسی ، چاپ سوم ، تهران ،

8- موسوی ، میر نعمت اله ، فرهنگ بدیعی ، انتشارات احرار ،

زندگی:

حکیم سنائی در سال (473 هجری قمری) در شهر غزنه (واقع در افغانستان امروزی) دیده به‌جهان گشود، و در سال (545 هجری قمری) در همان شهر چشم از جهان فروبست. نام او را عوفی مجدالدین آدم السنایی و حاجی خلیفه آدم نیز نوشته اند. محمد بن علی الرقا از معاصران او در دیباچه حدیقه‌الحقیقه نام او را “ابوالمجدودبن آدم السنائی” نوشته است. این حاکی از آن است که نام های دیگری که بر روی او نهاده اند غلط می‌باشد. دردیوان سنایی ابیاتی به چشم می‌خورد که در آن سنایی خود را “حسن” خوانده است. در این بیت سنایی می‌گوید

حسن اندر حسن اندر حسنم

تو حسن خلق و حسن بنده حسن

بخاطر این بیت بعضی از محققان می‌گویند که نام او در اصل حسن بوده و وی بعد ها نام “مجدود” را برای خود انتخاب کرده است. در ابتدا سنایی طبق عادت آن زمان به دربار سلاطین روی آورد و به دستگاه غزنویان راه پیدا نمود. او در ابتدا به مداحی پرداخت تا اینکه یکباره شیدا شد و دست از جهان و جهانیان شست. سنایی جند سالی از دوران جوانی را در شهرهای بلخ و سرخس و هرات و نیشابور گذراند. می‌گویند در زمانی که در بلخ بود به کعبه رفت. بعد از اینکه از مکه بازگشت مدتی در بلخ ماند. در سال 518 ه.ق به غزنین برگشت. یادگار پر ارزش سفرهایش مقداری از قصاید وی می‌باشد. بعد از بازگشت به غزنین می‌گویند که خانه‌ای نداشت و یکی از بزرگان غزنین بنام خواجه عمید احمدبن مسعود به او خانه‌ای بخشید و سنایی تا پایان عمر در غزنین در عزلت به سر برد. و در این ایام مثنوی حدیقه‌الحقیقه را نوشت

نصایح و اندرز‌های حکیم سنایی دلاویز و پر‌تنوّع، شعرش روان و پر‌شور و خوش بیان، و خود او، در زمره پایه‌گذاران نخستین ادبیات منظوم عرفانی در زبان فارسی به‌شمار‌آمده است (صفحه 42، حافظ‌نامه، شرح الفاظ، اعلام، مفاهیم کلیدی و ابیات دشوار حافظ.)

او در مثنوی، غزل و قصیده توانائی خود را بوضوح نشان داده است

سنائی دیوان مسعود سعد سلمان را، هنگامی که مسعود در اسارت بود، برای او تدوین کرد و با اهتمام سنایی، دیوان مسعود سعد همان زمان ثبت و پراکنده شد و این نیز از بزرگواری سنایی حکایت می‌کند

مضامین عرفانی

بسیاری از مفاهیم و مضامین بلند اخلاقی و عرفانی، برای نخستین بار، با سحر و سادگی سخن دل‌نشین، زلال، و از جان برخاسته حکیم سنایی به ادبیات کهن فارسی وارد شد

این سـخن تحــفه‌ایست ربــــانی

رمــــز اســـرارهای روحانی

خاطر ناقــــصم چو کامل شد

به سخن‌های بکر حامل شد

هر نفـــس شـــــاهدی دگر زاید

هر یک از یک شگرف ‌تر زاید

شاهدانی به چهره همچو هلال

در حجاب حروف زهره جمال

در مقامی که این سخن خوانند

عقل و جان سحر مطلقش دانند

خاکیان جان نثار او سازند

قدسیان خرقه‌ها در اندازند

«طریق التحقیق»

 همین بذرهای اولیه سخنان روحانی و عرفانی‌ست که سنایی پراکنده کرد، و عطار و مولوی و حافظ و جامی و جز آنان، در طول بیشتر از سه قرن، آن ها را به اوج پختگی، صلابت، روانی، و پر معنایی رسانیدند

سنایی و مولانا:

معانی و الفاظ نو ظهور عرفانی در شعر و سخن سنائی در اشعار و اندیشه‌های دیگر استادان سخن فارسی همچون مولانا تأثیر گذارده و در مواردی بازتاب مستقیم داشته‌اند

مولانای بلخی‌، عطار نیشابوری و سنایی غزنوی را به منزله روح و چشم خود می‌دانست‌

عطار روح بود و سنایی دو چشم او

ما از پی سنایی و عطار آمدیم

 آثار سنایی:

قصاید، غزلیات، رباعیات، قطعات و مفردات سنایی در دیوان اشعار وی گرد آمده است. جز دیوان، آثار دیگر او عبارت‌اند از

1- حدیقه‌الحقیقه: این منظومه که در قالب مثنوی سروده شده است، محتوای عرفانی دارد. این منظومه را الهی‌نامه سنایی نیز خوانده‌اند. کار سرودن حدیقهالحقیقه در سال 525 هجری قمری پایان یافته است

2- طریق‌التحقیق: منظومه دیگری در قالب مثنوی است که به وزن و شیوه حدیقه‌الحقیقه سروده شده است و کار سرودن آن در سال 528 ه.ق سه سال بعد از اتمام حدیقه‌الحقیقه، تمام شده است

3- سیرالعباد الی المعاد: شامل هفتصد بیت است و در آن از موضوعات اخلاقی سخن رفته است. سنایی در این اثر به طریق تمثیل، از خلقت انسان و نفوس و عقل‌ها صحبت به میان آورده است. سنایی آن را در سرخس سروده است

4- کارنامه بلخ: هنگام توقف شاعر در بلخ سروده شده و حدود پانصد بیت است و چون به طریق مزاح سروده شده، آن را مطایبه‌نامه نیز گفته‌اند

5- عشق‌نامه: شامل حدود هزار بیت در قالب مثنوی است و در چهار بخش حقایق، معارف، مواعظ و حکم گرد آمده است

6- عقل‌نامه: منظومه‌ای است که در سبک و وزن عشق‌نامه در قالب مثنوی سروده شده است

7- مکاتیب: نوشته‌ها و نامه‌هایی از سنایی است که به نثر فارسی نوشته شده و از آن با نام مکاتیب یا رسائل سنایی یاد می‌شود ( (دانشنامه آزاد ویکی پدیا) www.wikipedia.com)

 

فصل اول: تشبیه (Smile)

تعریف ها و مفاهیم

در کتاب معانی و بیان دکتر سیروس شمیسا درباره تشبیه چنین آمده است

«اصطلاح تشبیه در علم بیان به معنی ماننده کردن چیزی است به چیزی، مشروط بر این که آن مانندگی مبتنی بر کذب یا حداقل دروغ نما باشد یعنی با اغراق همراه باشد. توضیح اینکه همین که می گوییم ماننده کردن (تشبیه مصدر باب تفعیل است که از برای تعدیه به کار می رود) معنایش این است که آن دو چیز به هم شبیه نیستند (و یا لااقل شباهتشان آشکار نیست) و این ما هستیم که این شباهت را ادعا و برقرار یا آشکار می کنیم. اما چون معمولاً به این نکته توجه نمی شود ا قید مبتنی بر کذب بودن را جهت مزید تاکید بر تعریف افزودیم

بدین ترتیب جمله: سگ مانند شغال است، تشبیه نیست. زیرا هر چند همه ارکان تشبیه را داراست اما مبتنی بر صدق است نه کذب، به این معنی که در عالم واقع هم سگ و شغال از یک گونه اند. این است که این جمله مخیل نیست و از صور خیال محسوب نمی شود». (1)

در این مصراع از سنایی «خواهی که بیاسایی مانند سنایی» هر چند با ساختار تشبیه مواجه هستیم ولی تشبیهی در مصراع وجود ندارد و کذب و دروغ نمایی به کار نرفته است. بلکه همانندی حقیقی مطرح شده است. پس مانندگی یا تشبیه «مانند کردن چیزی است یا کسی به چیزی دیگر، بر بنیاد پیوندی که پندار شاعرانه در میان آن دو می توان یافت.»

 پس هر تشبیه چهار پایه یا رکن می تواند داشته باشد

1- مشبه: آنچه که مانند می شود

2- مشبه به: آنچه که به آن مانند می کنند

3- ادات تشبیه: واژه ای که تشبیه به کمک آن نشان داده می شود

4- وجه شبه: صفت مشترک و پیوندی بین مشبه و مشبه به وجود دارد

برای مثال

گـه خمیده چو قدّ عشّاقم              گه شکسته چو زلف جانانم

(ص938- غ237- ب 6)

مشبه: م (من) (مفرد حسی)

مشبه به: قدّ عشّاق (مقید حسی)

وجه شبه: خمیدگی

ادات تشبیه: چو

مشبه: م (من) (مفرد حسی)

مشبه به: زلف جانان (مقید حسی)

وجه شبه: شکستگی

ادات تشبیه: چو

نمونه های دیگر از این گونه تشبیه بیت های زیر اند

شد گرفتار سر زلف کمند آسای تو               روز دعوی کردن مردان کاری ای پسر

(ص895-غ165-ب10)

مشبه: زلف (مفرد حسی)

مشبه به: کمند (مفرد حسی)

وجه شبه: به اسارت کشیدن (تخییلی- تحقیقی)

ادات تشبیه: آسا

جان آرامش همی بخشد جهانی را بلطف       گرچه کارش همچو گردون کشتن است و بستن است

(ص 817-غ45-ب6)

مشبه: کار [او]

مشبه به: گردون

وجه شبه: کشتن و بستن

ادات تشبیه: همچو

در میان چهار رکن تشبیه، ادات تشبیه و وجه شبه را می توان حذف کرد ولی ذکر مشبه و مشبه به الزامی است. تشبیه تا زمانی دارای ساختار تشبیه است که این دو رکن در سخن آورده شود و برترین رکن در تشبیه، مشبه به می باشد که سخنور با دیدی هنری سخن خود را بر بال خیال می نشاند و به سخن ارزشی هنری و ادبی می بخشد

غرض از تشبیه:

 تشبیه در حقیقت شاهراهی است که ما را به دنیای خیالی شاعر می رساند در تشبیه لفظ در معنی حقیقی خود به کار می رود و هدف گوینده توصیف است که با اغراق و بزرگ نمایی همراه است و هر گونه لفظ در معنی مجازی خود به کار نمی رود

«غرض از تشبیه به طور کلی بیان حال مشبه و تقریر آن در ذهن مستمع است. یعنی روشن و مجسم ساختن وضعیت و موقعیت مشبه. پس تشبیه بیان مخیل حال مشبه است و این بیان حال همواره با اغراق همراه است. همین که می گوییم «قد او مانند سرو است» قد او را اولاً به صورت درخت سرو _که موزون بودن و مرتفع بودن آن چشمگیر است_ در ذهن نقاشی و مجسم می کنیم و ثانیاً مرتکب اغراق می شویم زیرا قد هیچ کس به بلندی سرو نیست. بنابراین وجه شباهت یعنی مورد یا موارد شباهت و ماده و مواد تصویری کردن مشبه و به اصطلاح مخیل ساختن کلام در مشبه به، به ودیعه نهاده و ذخیره شده است و از این رو به قول ادبا مشبه به باید همواره به لحاظ وجه شبه از مشبه اعرف و اجلی و اقوی باشد.» (2)


انواع تشبیه:

تشبیه بلیغ: تشبیهی است که در آن ادات تشبیه و وجه شبه هر دو حذف می شود. (3)

مثال

تا دل من صید شد در دام عشق              باده شد جان من اندر جام عشق

آن بـلا کز عاشقی من دیده ام                 باز چون افتـاده ام در دام عشق

(ص916- غ200- ب 1 و 2)

مشبه: عشق              مشبه به: دام          وجه شبه: گرفتاری

مشبه: عشق              مشبه به: جام         وجه شبه: سرمستی

در این بیت با آرایه رد القافیه تشبیه بلیغ دام عشق در بیت دوم ذکر شده است

تشبیه بلیغ ممکن است به صورت اضافه تشبیهی یا غیراضافه تشبیهی بیاید

اضافه تشبیهی: 

از شحنه شهر نیست بیمم             در خانه هجر نیست کارم

(ص 930- غ224- ب12)

مشبه: هجر                   مشبه به: خانه                      وجه شبه: عذاب آوری و ناراحتی

   

غیر اضافه تشبیهی:

نهد هر لحظه از هجران مرا بر جان و دل داغی            زند از غمزه هر ساعت مرا بر سینه زوبینی

(ص 1040- غ400-ب5)

مشبه: هجران            مشبه به: داغ                   وجه شبه: ناراحتی و درد

مشبه: غمزه              مشبه به: زوبین                وجه شبه: نفوذ و تاثیر گذاری

تشبیه مفصل: تشبیهی است که در آن وجه شبه ذکر شده باشد. (4)

ترا دارم عزیز ای ماه چون گل      چرا بی قیمتم چون خار داری

(ص1028-غ383- ب8)

مشبه: ترا           مشبه به: گل               وجه شبه: عزیز داشتن        ادات تشبیه: چون

مشبه: م (من)     مشبه به: خار               وجه شبه: بی قیمتی           ادات تشبیه: چون

تشبیه مجمل: تشبیهی است که در آن وجه شبه ذکر نشده باشد. (5)

مونس من ماه و پروینست هر شب تا بروز           زان رخ چون ماه و زان دندان چون پروین تو

(ص 1000- غ 336- ب3)

مشبه: رخ – دندان         مشبه به: ماه – پروین تو          وجه شبه: زیبایی – سپیدی         ادات تشبیه: چون

تشبیه مرسل یا صریح: تشبیهی است که در آن ادات تشبیه ذکر شود. (6)

در حجره مهجوران چون کلبه زنبوران         هم نیش کشیدستی هم نوش نهادستی

(ص1023- غ376- ب3)

مشبه: حجره مهجوران    مشبه به: کلبه زنبوران    وجه شبه: نیش کشیدن و نوش نهادن   ادات تشبیه: چون

تشبیه مؤکد، تشبیه با لکنایه یا محذوف الادات: تشبیهی است که ادات تشبیه ذکر نشود. (7)

در عشق نیست زحمت تمییز بهر آنک       در باغ عشق دوست به نرخ گلست خار

(ص881-غ143-ب6)

مشبه: عشق دوست          مشبه به: باغ    وجه شبه: طراوت و خوشی داشتن

 

تشبیه ملفوف: چند مشبه (حداقل دوتا) جداگانه ذکر شود و سپس مشبهٌ به های هر کدام گفته شود. پس این گونه تشبیه مبتنی بر صنعت لف و نشر است. (8)

آن لب و دندان و آن شیرین زبان             انگبین است و می و شیر ای پسر

(ص 896- غ166-ب6)

در مصراع اول سنایی سه مشبه: لب، دندان و شیرین زبان را آورده است، سپس در مصراع دوم سه مشبه به ذکر شده است که آرایه لف و نشر مشوش می باشد

مشبه: لب              مشبه به: می                   وجه شبه: سرخی

مشبه: دندان           مشبه به: شیر                 وجه شبه: سفیدی

مشبه: شیرین زبان        مشبه به: انگبین           وجه شبه: شیرینی و خوشایندی

تشبیه مفروق: تشبیهی است که در آن چند مشبه و چند مشبه به داریم اما هر مشبه با مشبه به خود همراه است. (9)

من که باشم که به تن رخت وفای تو کشم          دیده حمّال کنم بار جفای تو کشم

(ص933- غ230- ب1)

مشبه: وفای تو، دیده، جفای تو                       مشبه به: رخت، حمّال، بار

در این بیت سه مشبه وجود دارد که هر کدام به طور جداگانه به همراه مشابه به خود آمده است

تشبیه جمع: تشبیهی است که برای یک مشبه چند مشبه به بیاورند. (10)

پری و سرو و خورشیدی ولیکن             قدح گیر و کمربند و قباپوش

(ص910-غ188- ب5)

مشبه: ی (تو)     مشبه به: پری (1) و سرو (2) و خورشید (3)    وجه شبه: زیبایی (1) و اعتدال قامت (2) و درخشانی (3)

تشبیه تسویه: تشبیهی است که برای چند مشبه یک مشبه به آورده شود. (11)

از لباس کفر و ایمان هر دو بیرون آی زود               بردباری همچو ابراهیم ادهم وار زن

(ص 972-غ290-ب5)

مشبه: 1- کفر 2- ایمان       مشبه به: لباس            وجه شبه: پوشانندگی

تشبیه مضمر (نهان): آن است که سخنور براستی در سخن خود تشبیهی آورده باشد اما ساخت تشبیه آشکارا در سخن به کار گرفته نشده باشد. (12)

مرا لبان تو باید شکر چه سود کند                    به جای مهر تو مهر دگر چه سود کند

(ص 861- غ116- ب1)

مشبه: لبان تو                 مشبه به: شکر               وجه شبه: شیرینی و خوشایندی

(علاوه بر تشبیه مضمر، تشبیه تفضیل نیز است)

تشبیه معکوس یا مقلوب: تشبیهی است که نخست مشبهی را به مشبهٌ بهی تشبیه کنند و سپس جای مشبه و مشبه به را عوض کنند. یعنی مشبه در حکم مشبه به و مشبه به را در حکم مشبه بگیرد. (13)

چشمم همه دل گردد چون از تو یاد کنم                 دل چشم کنم یکسره چون روی تو بینم

(ص 944- غ248-ب6)

مشبه : چشم            مشبه به: دل         وجه شبه: بصیرت و آگاهی

مشبه : دل            مشبه به: چشم         وجه شبه: بینش و آگاهی

تشبیه مشروط: تشبیهی است که در آن شباهت بین مشبه و مشبه به در گرو شرطی است که در آن ذکر می کنند. (14)

مهر و ماهی گر بُدندی مهر و ماه            سرو قدّ و لاله رخسار ای پسر

(ص892-غ159-ب 3)

مشبه‌: ی (تو)               مشبه به: مهر- ماه              وجه شبه: زیبایی

تشبیه تلمیحی: تشبیهی است که درک وجه شبه آن در گرو آشنایی با اسطوره و داستان است. (15)

ور نخواهی تا چو فرعون لعین گردی تو خوار         پس چو ابراهیم پیغمبر قدم در نار زن

(ص971-غ289-ب8)

مشبه تو               مشبه به: فرعون لعین                   وجه شبه: خوار و ذلیل

مشبه تو               مشبه به: ابراهیم پیغمبر               وجه شبه: قدم در نار زدن

این بیت به خوار و ذلیل شدن فرعون و افکنده شدن حضرت ابراهیم به درون آتش اشاره دارد

تشبیه تفضیل: در این تشبیه مشبه را به چیزی تشبیه کنند و سپس از گفته خود عدول کرده، مشبه را بر مشبه به ترجیح دهند. (16)

سرو را کی رخ چو ماه بود                ماه را کی لب چو قند بود

(ص867-غ123-ب4)

مشبه: رخ      مشبه به: ماه       وجه شبه: زیبایی

مشبه: لب      مشبه به: قند       وجه شبه: شیرینی

برتری معشوق بر سرو و ماه با استفاده از تشبیه تفضیل مطرح شده

تشبیه مرکب: در این تشبیه هیات متنزع از چند چیز است. با زبان امروز، تابلو و تصویری است ذهنی که چند چیز در به وجود آمدن آن توأمان نقش داشته باشند. (17)

رویش ز لطافت چو برآرد عرق شرم            چون بر ورق لاله بود قطره ژاله

(ص1011- غ 357- ب3)

مشبه: برآمدن عرق شرم بر روی لطیف و زیبای یار       مشبه به: قرار گرفتن قطره ژاله بر ورق لاله

وجه شبه: قرار گرفتن چیزی درخشنده و زیبا و کوچک در میان شئ سرخ رنگ و لطیف

 تشبیه در تشبیه: گاهی مشبه با مشبه به خود اضافه تشبیهی یا استعاره است. (18)

شربت وصل تو ماند نوبهار تازه را                        ضربت هجر تو ماند ذوالفقار تیز را

(ص794-غ7- ب6)

مشبه: شربت وصل       مشبه به: نوبهار تازه       وجه شبه: تازگی و خرمی    ادات تشبیه: ماند

شربت وصل اضافه تشبیهی است

مشبه: ضربت هجر        مشبه به: ذوالفقار تیز       ادات تشبیه: ماند     وجه شبه: برندگی و نابودی

ضربت هجر اضافه تشبیهی است

تشبیه خیالی: تشبیهی است که مشبه به آن امری غیر موجود و غیر واقعی است که مرکب از حداقل دو جزء است. اما تک تک اجزای آن حسی و موجودند. (19)

مرا که فتنه و پروانه بلا کردند          هزار مشعله شمع با دلم انباز

(ص 899- غ 172- ب 3)

مشبه: مرا (من) (مفرد حسی)       مشبه به: فتنه (1) پروانه بلا (2)       وجه شبه: شورانگیزی (1) گرداگرد بلا و عذاب گشتن (2)

پروانه و بلا به تنهایی حسی و موجودند ولی ترکیب پروانه بلا امری غیر موجود و غیر واقعی است

تشبیه وهمی: تشبیهی است که مشبه به غیر موجود آن مرکب از دو جزء است. یکی از اجزاء آن وجود خارجی ندارد در اشعار سنایی چنین تشبیهی به کار نرفته است. (20)

حسی بودن طرفین تشبیه: (مشبه و مشبه به): مراد از حسی اموری است که با یکی از حواس پنجگانه چشایی، بینایی، بساوایی، شنوایی و بویایی قابل درک باشد. (21)

خاک پایت برم چو سرمه به کار          گرچه دادی به خرمن من

(ص 975- غ 296- ب 7)

مشبه: خاک پای [تو] (مقید حسی)  مشبه به: سرمه (مفرد حسی)  وجه شبه: نرمی و سیاهی  ادات تشبیه: چو

عقلی بودن (مشبه و مشبه به): مراد از عقلی در اصطلاح علم بیان هر چیزی که با یکی از حواس حسی درک نشود. (22)

ای رخ تو بهار و گلشن من          همچو جان است عشق در تن من

(ص975- غ296- ب1)

مشبه: عشق (مفرد عقلی)    مشبه به: جان (مفرد عقلی)      وجه شبه: روح بخشی       ادات تشبیه: همچو

مشبه عقلی، مشبه به حسی:

که گر گرداب عشق تو ز رغم آتش حسرت             چو حلقه چشم شد غرقه به زیر دام جان ای جان

(ص963- غ279- ب2)

مشبه: حسرت- عشق تو (عقلی)     مشبه به: آتش- گرداب (حسی)     وجه شبه: سوزان بودن و سرگشتگی و حیرانی

مشبه حسی، مشبه به عقلی:

به چهره اصل ایمانی به زلفین مایه کفری               زجور هر دو آفتگر شبت خوش باد من رفتم

(ص925- غ216- ب4)

مشبه: چهره (مفرد حسی)    مشبه به: اصل ایمان (مقید عقلی)    وجه شبه: نورانی و روشنی

مشبه: زلفین (مفرد حسی)    مشبه به: مایه کفر (مقید عقلی)    وجه شبه: تیرگی و سیاهی

مفرد بودن مشبه یا مشبه به: تصور و تصویر یک هیات و یک چیز است. (23)

مردمان دوستی چنین نکنند              هر زمان اسب هجر زین نکنند

(ص865- غ120- ب1)

 مشبه: هجر (مفرد عقلی)             مشبه به: اسب (مفرد حسی)

مقید بودن مشبه یا مشبه به: تصویر و تصور مفردی است که مقید به قید باشد مقصود از قید صفت یا مضاف الیه یا قید حالت می باشد. (23)

ماه شب گمرهان، عارض زیبایی تست          سرو دل عاشقان، قامت رعنای تست

(ص810- غ34- ب1)

مشبه: عارض زیبای تو (مقید)     مشبه به: ماه شب گمرهان (مقید)     وجه شبه: روشنی و زیبایی

مشبه: قامت رعنای تو (مقید)       مشبه به: سرو دل عاشقان (مقید)     وجه شبه: اعتدال

وجه شبه تحقیقی: مراد از وجه شبه تحقیقی آن است که مایه ها و زمینه شباهت موردنظر تا حدودی حقیقتاً در دو طرف تشبیه وجود داشته باشد. (24)

همچو خورشید و ماه درتابد       حسن تو روز و شب ز روزن من

(ص975- غ296- ب3)

 مشبه: حسن تو          مشبه به: خورشید- ماه          وجه شبه: روشنایی و تابیدن و زیبایی

(وجه شبه در ارتباط با مشبه و مشبه به تحقیقی است)

وجه شبه تخییلی: آن است که مورد شباهت در طرفین یا در یکی از آن ها خیالی و ادعایی باشد. یعنی اصلاً در عالم واقع چنان چیزی حقیقت نداشته باشد. (25)

مرغزار وصال یافته ایم           چون سنایی درو گرازانیم

(ص958- غ271- ب6)

مشبه: وصال       مشبه به: مرغزار      وجه شبه: سرسبزی و طراوت (تخییلی- تحقیقی)

خرمی و سرسبزی برای مرغزار (مشبه به) تحقیقی و برای وصال (مشبه) تخییلی است

وجه شبه دوگانه یا صنعت استخدام: گاهی وجه شبه در ارتباط با مشبه یک معنی و در ارتباط با مشبه به معنی دیگری دارد و یک بار حسی و بار دیگر عقلی است. در این صورت کلام بسیار زیبا و هنری خواهد بود. (26)

کار ما کرده است درهم چون زره               جوشن مشکین پر جوش شما

(ص800- غ16- ب6)

مشبه: کار ما        مشبه به: زره           وجه شبه: درهم کردن           ادات تشبیه: چون

وجه شبه: درهم کردن در ارتباط با مشبه (کار ما) مفهوم عقلی و در ارتباط با (زره) مفهومی حسی دارد

فصل دوم:

بخش اول: انواع تشبیه از نظر ذکر و عدم ذکر وجه شبه و ادات تشبیه

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

پایان نامه حافظ، قرآن و چهارده روایت در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 پایان نامه حافظ، قرآن و چهارده روایت در word دارای 77 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد پایان نامه حافظ، قرآن و چهارده روایت در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه پایان نامه حافظ، قرآن و چهارده روایت در word

حافظ؛ قرآن و چهارده روایت  
زبان و کارکرد فرهنگی ارتباطی  
صنایع یا آرایه‏ هاى ادبى  
اشاره  
تلمیح  
تضمین  
حل یا تحلیل  
اقتباس  
تفاوت اقتباس و تلمیح  
تمثیل  
قرآن و سخن سرایان  
رودکى  
فردوسى  
ناصر خسرو  
سنایى عزنوى  
خاقانى  
مولانا  
سعدى  
حافظ  
امثال قرآنى  
واژگان فارسى در قرآن  
– اجمال بعد از تفصیل  
میستیک و گنوستیک  
نسبت میان وجود و موجود  
تاسیس تاریخ  
ایدئولوژی و عمل  
هرمنوتیک و فهم معنا  
ذکر و فکر اختیاری  
بهترین ماجرای هستی  
خاک آفرینش  
خاک تربت  
خاک شرف یافته  
خاک سرزمین  
دستگیر نایل  
منابع:  

بخشی از منابع و مراجع پروژه پایان نامه حافظ، قرآن و چهارده روایت در word

1-حافظ نامه، بهاءالدین خرمشاهی،ج1،ص

2-ذهن و زبان حافظ، بهاءالدین خرمشاهی،ص

3-تاثیر قرآن وحدیث در ادبیات فارسی، علی اصغر حلبی،ص

4-شولای رمضان بر جان و زبان حافظ، محمد قراگوزلو، روزنامه همشهری

حافظ؛ قرآن و چهارده روایت

در فرهنگ بشری هیچ خط از خطوط وابسته به زبانهای معروف نیست که نشان دهنده ی تلفظ کامل فصحای آن زبان باشد. پدید آمدن لهجه ها و گویش ها در درون هر زبان هر امری طبیعی و ناگزیر است. از سوی دیگر، خطها در جنب کاستی ها، کژی هایی هم دارند، یعنی امکان تصحیف نویسی. در خط عربی – فارسی چندین حرف یا گروه حرف هست که تفاوتشان با یکدیگر فقط در نقطه است و در قدیم تا قرنها این نقطه ها را کتابت در نمی آوردند. بعدها هم که رعایت آنها شایع شد، همچنان امکان تصحیف نویسی و تصحیف خوانی وجود داشت، و همچنان وجود دارد. به این دلایل و دلایلی که بعداً گفته خواهد شد، اختلاف قرائات در هر متنی، به ویژه متون کهن پیش می آید

در همین دیوان حافظ اختلاف قرائات فراوانی رخ داده است. حتی اگر نسخه ی اصلی از دیوان حافظ به خط خود او در دست بود، باز هم این اختلافات پیش می آمد. مگر آنکه هرگز از روی آن استنساخی نکرده باشند و نکنند و فقط همان متن واحد را، آن هم به طریق چاپ عکسی کاملاً روشن و خوانا به طبع برسانند. در این صورت هم فقط یکی از علل اختلاف آفرین، یعنی دخالت نسخه نویسان حذف می شد، ولی بقیه ی علل به قوت خود باقی بود و پدید آمدن اختلاف قرائت و طرز خواندن و وصل و فصل اجزای جمله و نظایر آن ناگزیر بود. بعضی از معروفترین اختلاف قرائات شعر حافظ – که فرآورده ی طبیعت و تفاوت زبان و خط و تصحیحات و تجدید نظرهای خود او و تصحیفات نسخه نویسان و علل و عوامل دیگر، از جمله دخالت دقت یا بی دقتی و ذوق یا بی ذوق مصححان و طابعان – است از این قرار است

ورخود / ارخود / گر خود + می دهد هر کسش افسونی / می دمد… + طفلِ یکشبه / طفل، یکشبه؛ سپهرِ بر شده پرویز نیست / سپهر، بر شده پرویز نیست + کشتی شکستگان / کشتی نشستگان + عَبوس زهد / عُبوس زهد (قرائت شاذّ) + به وجه خمار بنشیند / خمار ننشیند + زین بخت / زین بحث + مهیّا / مهنّا + آن تحمل که تو دیدی / آن تجمل که تو دیدی + بخور، دریغ مخور/ مخور دریغ و بخور + از سر فکر / از سر مکر + شیخ خام / شیخ جام + بخروشم از وی / نخروشم از وی + بادپیما / باده پیما + پیرانه سر مکن هنری / پیرانه سر بکن هنری + به هوس ننشینی / به هوس بنشینی + به آبی فلکت دست بگیرد / بی ادبیست + بدین قصه اش / بدین وُصله اش + صلاحِ کار / صلاحکار (قرائت شاذ)؛ در باب / دُریاب + گل نسرین / گل و نسرین + شکر ایزد / شکر آنرا + همه ساله / همه ی سال و دهها نظیر اینها

 در قرآن مجید نیز همین مسأله، حتی به طر عمیقتر و سیعتر، پیش آمده است. همه ی قرآن شناسان و مورخان قرآن اتفاق نظر دارند که قرآن در عهد رسول اکرم(ص) و با نظارت همه جانبه ی ایشان نوشته و در چندین نسخه جمع شده بود، ولی مدوّن بین الدّفـَتین، مانند یک کتاب عادی نبود. حتی اتفاق نظر – ولی در درجه ی کمتری – هست که ترتیب توالی سوره ها را نیز از آغاز تا پایان، یا در مورد اکثر سوره های قرآن، خود حضرت رسول (ص) تعیین کرده بود. علت آنکه در حیات پیامبر(ص) قرآن به تدوین نهایی نرسید این بود که تا آخرین سال، باب وحی گشوده بود، و علاوه بر آن گاه گاه از طریق وحی به پیامبر(ص) گفته می شد که جای آیاتی را جابجا کند. لذا امکان نداشت و پیامبر(ص) مأذون نبودن که قرآن را به شکل نهائی مدون کنند. به ویژه که شمار حافظان قرآن و اعتماد بر حفظ آنان بسیار بود. در عهد ابوبکر، علی المشهور بر اثر تکانی که بر اثر شهید شدن عده ی کثیری از قرّاء و حافظان قرآن در جنگ با مرتدان و مدعیان نبوت پیش آمد، به اهمیت تدوین قرآن پی بردند و زید بن ثابت یکی از جدی ترین و قدیمی ترین کاتبان وحی را مأمور تهیه ی مقدمات این امر حیاتی کردند. او بر مبنای همه ی نوشته های کاتبان وحی و گرفتن دو شاهد از حافظان قرآن بر هر آیه ی مکتوب، این امر سترگ را آغاز کرد که در عهد خلافت عمر هم، به ویژه با پیگیری او و نیز ترتیب دادن هیأتی از کاتبان و حافظان وحی برای مشورت با زید، جمع و کتابت و تدوین قرآن ادامه یافت

 علل عمده ی اختلاف قرائات چند امر بود از جمله: 1) اختلاف لهجات. چنان که مثلاً تمیمی ها به جای «حتّی حین»، «عتّی عین» می گفتند؛ 2) نبودن اِعراب در خط عربی و مصاحف امام؛ تا عهد علی بن ابی طالب(ع) که به رهنمود ایشان و به پیگیری ابوالاسود دؤلی اقدامات اولیه ای صورت گرفت ولی کمال و تکمیل ان دو سه قرن به طول انجامید؛ 3) نبودن اعجام یا نقطه و نشان حروف. برای رفع این نقیصه در اواخر قرن اول، در عهد حجاج بن یوسف، کوششهائی به میان آمد ولی کمال و تکمیل آن نیز تا آخر قرن سوم طول کشید؛ 4) اجتهادات فردی صحابه و قاریان و به طور کلی قرآن شناسان که هر یک استنباط نحوی و معنایی و تفسیری خاصی از یک آیه و کلمات آن داشتند؛ 5) دور شدن یا دور بودن از عهد اول اسلام و مهد اول اسلام – مکه و مدینه؛ 6) نبودن علائم سجاوندی و وقف و ابتدا و هر گونه فصل و وصلی که بعدها علم قرائت و تجوید عهده دار تدارک آن شد. نمونه ی معروفی که از این کمبود زاده شده و اختلاف نظر کلامی دامنه دار و دراز آهنگی در میان فریقین پدید آورده، وقف یاعدم وقف در کلمه ی «الله» و «العلم» در آیه ی هفتم سوره ی ال عمران است: ; و ما یعلم تأویله الاّ الله [ ] و الراسخون فی العلم [ ] یقولون آمنّا به کلٌّ من عند ربنا؛ که طبق علامات وقفی که در تمامی یا اکثریت قرآنهای خطی و چاپی آمده، پس از «الله» و «وقف لازم» تجویز شده است. ولی بعضی، و بلکه بسیاری از مفسران شیعه این وقف را نه در آنجا، بلکه پس از کلمه ی «العلم» لازم می دانند. این تفاوت در وقف، یا به تعبیر امروز در نقطه گذاری، باعث تفاوت معنایی عمیقی می شود. چه در صورت اول و وقف پس از «الله»، معنای آیه این می شود که تأویل آیات متشابهه را فقط خداوند می داند؛ و راسخان در علم سر تسلیم و ایمان و اذعان فرود می آوردند. و در صورت دوم «الراسخون فی العلم» عطف به «الله» می شود، و چنین معنا می دهد که آنان نیز تأویل آیات متشابهه را می دانند

 اختلاف قرائات در سراسر قرآن مجید، طبق کتاب التیسیر فی القراءات السبع، تألیف ابوعمر و عثمان بن سعید دانی ( 372-444ق)، که از معتبرترین و کهن ترین منابع ثبت قرائات هفتگانه و روایان چهارده گانه است، در حدود 1100 مورد، از مهم و غیرمهم است و بیشتر از دو سوم از آنها به ادغام یا اظهار یا حاضر / غایب خواند  صیغه ی مضارع ( به اختلاف «یـ» و «تـ» بر سر فعل مضارع) مربوط می شود

 حال باید دید مراد از چهارده روایت چیست؟ از قرّاء سبعه عده ی کثیری نقل کرده اند، ولی قران شناسان و قرائت شناسان بعدی، روایت دو تن از راویان هر قاری را که از نظر ضبط و صحت سند و طول ملازمت و آموزش نزد قاریان یا مقریان هفتگانه، دقیقتر و پذیرفتنی تر بوده است، به اصطلاح استاندارد کرده اند، لذا چهارده روایت پدید آمده است. در اینجا اسامی قاریان هفتگانه و راویان چهارده گانه ی آنها را – که صاحبان چهارده روایت اند نقل می کنیم

 1) عبدالله بن عامر دمشقی (متوفای 118 ق). راوی اول او: هشام بن عمار (153-245ق)؛ راوی دوم او: ابن ذَکْوان، عبدالله بن احمد (173-242ق)

 2) عبدالله بن کثیر مکی (45-120ق). راوی اول: البَزّی، احمد بن محمد (170-ح 243ق)؛ راوی دوم: ابوعمر محمد بن عبدالرحمن ملقب به قُنْبُل  (195-291ق)

 3) عاصم بن ابی النَّجود (76-128ق). راوی اول: حفص بن سلیمان (90- ح 180ق)؛ راوی دوم: شعبه بن عیّاش (95-194ق)

 4) زَبّان بن علاء = ابوعمر و بصری (ح 68-154ق). راوی اول: حفص بن عمر الدوری (متوفای 246ق)؛ راوی دوم: ابوشعیب سوسی، صالح بن زیاد( 190-261ق)

 5) حمزه بن حبیب کوفی (80-156ق). راوی اول: خَلاّد بن خالد کوفی = ابوعیسی شیبانی (142-220ق)؛ راوی دوم: خَلَف بن هِشام (150-229ق)

 6) نافع بن عبدالرحمن مدنی (70-169ق). راوی اول: وَرْش، عثمان بن سعید مصری 0110-197ق)؛ راوی دوم: قالون، عیسی بن مینا 0120- ح 220ق)

 7) کسائی، علی بن حمزه (119-189ق). راوی اول: لیث بن خالد (متوفای 240ق)؛ راوی دوم: حفص بن عمر الدوری (که راوی ابوعمر و بصری، زبّان بن علاء هم بوده است). (برای تفصیل بیشتر التیسیر دانی، استانبول 1930، صص 4-7؛ النشر ابن جزری، قاهر، ج 1، صص 99-174؛ ترجمه ی الاتقان تهران، امیرکبیر، 1363، ج 1، ص 246)

 باید گفت که پس از احراز اعتبار و اشتهار این روایات چهارده گانه، بعضی قرائت شناسان قرون بعد، سه قاری بزرگ دیگر را نیز پذیرفته اند، ودیگر به روایات و قرائات دیگران اعتنا و اعتماد نکرده اند. سپس در قرون بعدتر، سه روایت و قرائت از این میان بر سایر قرائات تفوق یافته است که عبارتند از روایت الدوری از ابوعمر و بصری؛ روایت ورش از نافع؛ و روایت حفص از عاصم. بعدها روایت عاصم بر روایت الدوری فایق شد و جز در مغرب، روایت ورش را هم تحت الشعاع قرار داد. و هنگامی که عصر طبع قرآن فرا رسید، عمدتاً روایت حفص از عاصم را مبنا قرار دادند و امرزه اکثریت قریب به اتفاق قرآنهای سراسر جهان اسلام به این روایت و قرائت است

 اینکه حافظ قرآن را به چارده روایت از برداشته به این معنی است که در هر سوره، کلمات و تعابیر هر آیه ای را که دارای اختلاف قرائت بوده، بر طبق روایات چهارده گانه ی استاندارد که بر شمردیم، باز می شناخت؛ و فی المثل می دانسته است که حفص – راوی عاصم، و به روایت از او – در آیه ی سیزدهم از سوره ی احزاب، «لا مُقام لکم» را به ضم میم مقام خوانده است بقیه، یعنی 13 راوی و 6 قاری دیگر، به فتح میم خوانده اند. طبعاً در همه ی قرآنهای چاپی موجود هم، که روایت حفص از عاصم را مبنا قرار داده اند، طبق روایت او ضبط شده است

 به عبارت دیگر می توان گفت که حافظ حدود 1100 مورد اختلافات قرائت قرآنی را (طبق ثبت کتاب التیسیر که از دیر باز معتبر و مطرح بوده) از برداشته و نسبت به آنها چنان احاطه و استحضار ذهنی داشته که در هر مورد وجوه مختلف آن را با استناد به بعضی از راویان چهارده گانه – یعنی به بعضی از چارده روایت – بیان می کرده است. بدیهی است که درهر مورد از اختلاف قرائات، چهارده قول یا قرائت یا روایت نداریم، بلکه یکی یا گروهی از راویان، آن قرائت را روایت کرده اند و باقی قرائت دیگر را. و بندرت اتفاق افتاده است که گروه قاریان و راویان در یک مورد، سه یا چهار نظر مختلف و متفاوت از هم داشته باشند

 حال نظری به معنای این بیت حافظ

 عشقت رسد به فریاد ارخود به سان حافظ

 قرآن زبر بخوانی در چارده روایت بیندازیم. اتفاقاً این بیت نمونه ای بارز از ابیات حافظ است که خود چند فقره و در چند مورد اختلاف آراء و اختلاف قرائت برانگیخته است. چارده روایت آسانترین مشکل این بیت بود که به تفصیل شرح شد. اولین لغزشگاه معنایی این بیت در عبارت «عشقت رسد به فریاد است، که بعضی – حتی از افاضل – چنین تصور می کنند که مراد از آن رسیدن عشق به مرحله ی فریاد است، یعنی نوعی اوج گرفتن و به فریاد پیوستن عشق. منشأ این اشتباه خوانی و اشتباه اندیشی آنست که عادتاً عشق با آه و ناله و فریاد قرین است. ولی رسیدن عشق به اوجی به نام فریاد، چیز مهمی یا کمالی برای عشق نیست. آشنایان ره عشق اعم از عرفا و عشق ورزان دیگر نگفته اند که بالاترین مرحله و معراج عشق، داد و فریاد» است. اتفاقاً فریاد و قیل و قال متعلق به مرحله ی فرودین و نازل عشق است، نه مرحله ی متعالی آن. به فریاد رسیدن یک تعبیر عادی و مأنوس در زبان فارسی قدیم و جدید است. حافظ خود می گوید

 – به فریادم رس ای پیر خرابات ;

 – رحم کن بر من مسکین و به فریادم رس;

 فریادرس هم از همین به فریاد رسیدن ساخته شده است. مراد حافظ از «عشقت رسد به فریاد» این است که عشق به فریاد تو می رسد، به داد تو می رسد، از تو دستگیری می کند. یک منشأ دیگر اشتباه در این قرائت غلط، جهش یا رقص یا جا به جا شدن ضمیر است. در شعر فارسی از همان آغاز تا کنون این امرسابقه دارد که گاه محل ضمیر در جمله جا به جا می شود که در شعر سعدی و حافظ نمونه فراوان دارد. سعدی گوید

  وگر به چشم ارادت نگه کنی در دیو

 فرشته ایت نماید به چشم، کروبی

 (گلستان، اول باب پنجم)

  (یعنی فرشته ای کروبی نماید به چشمت. حافظ گوید

 شاه اگر جرعه ی رندان نه به حرمت نوشد

  التفاش به می صاف مروّق نکنیم

 مشکل دیگر این بیت در ارخود یا ورخود یا گرخود است. ضبط قزوینی ارخود، ضبط سودی گرخود و ضبط خانلری، جلالی نائینی – نذیر احمد، عیوضی – بهروز ورخود است. بعضی ها در تفاوت معنای این سه شکل مبالغه کرده اند و تصور کرده اند فقط با ورخود  می توان معنای درست این بیت را پیدا کرد. حال آنکه – چنان که خواهیم دید – سودی با ضبط گرخود درست ترین و سر راست ترین معنا را به دست داده است

 باید گفت که این سه شکل تفاوت محسوسی با هم ندارند و معنای هر سه برابر است با حتی اگر یا اگر هم. چنان که حافظ در موارد دیگر گوید

 گرخود[=حتی اگر] رقیب شمعست، اسرار از او بپوشان

 کاین شوخ سربریده بند زبان ندارد

 سیلست آب دیده و هر کس که بگذر

  گرخود[=حتی اگر] دلش ز سنگ بود هم ز جا رود

 تاج شاهی طلبی، گوهر ذاتی بنمای

 ورخود [= حتی اگر] از تخمه ی جمشید و فریدون باشی

 حال به معنای کلی بیت بپردازیم. بعضی بر آنند که این بیت فحوای متشرعانه دارد و تأکید آن بر اهمیت و احترام نهادن به قرآن مجید و قرآن شناسی است و چنین معنی می کنند: اگر قرآن را مانند حافظ از بر و با چارده روایت بخوانی، آنگاه با احراز این شرط است که عشق رهایی بخش و رستگار کننده به تو روی می آورد و دستگیر و راهنمایت می شود و به فریادت می رسد. یعنی ژرف کاوی در قرآن و حفظ و قرائت ماهرانه ی آن و تأمل در بطون معانی آن، شرط عروج عاشقانه و معراج عارفانه است اشکال این معنی – که در جای خود معنای متینی است – این است که جمله را شرطی می گیرد و ورخود [= ارخود، گرخود] را به معنایی که گفتیم و در حافظ سابقه دارد، برابر با حتی اگر نمی گیرد

 قرائت دوم قرائتی است عارفانه که برای عشق اولویت و اهمیت نهایی قائل است و می گوید حتی اگر مانند حافظ قرآن خوان و قرآن دان باشی، بایدت از عشق بی نصیب نباشی و به فضل و فهم و زهد و علم اکتفا نکنی و بدانی که سرانجام آنچه رهایی می بخشدت و به فریادت می رسد همانا عشق است، نه زهد و علم

 سودی – با آن که ضبطش گر خود است – جمله را شرطی معنا نکرده و حق معنای این بیت را به خوبی ادا کرده است: «اگر تو هم مثل حافظ قران شریف را چهارده روایت از حفظ بخوانی، باز هم برای وصول کافی  نیست، بلکه عشق به فریادت می رسد. وصول الی الله با عشق است نه با از بر خواندن قرآن سبعه [= هفت سُبع] با چهارده روایت. والاّ به قیاس این لازم می آمد تمام کسانی که قرآن شریف را خوانده اند، اولیاء الله باشند.» (شرح سودی، ج 1، ص 581). بعضی از معاصران قرائت تازه ای پیش نهاده اند: قرآن زبر نخوانی، به جای بخوانی: که راهی به دهی نمی برد. زیرا «بسان حافظ» (که حافظ قرآن بوده) و «از بر خواندن» به خوبی می رساند که انتظار فعل مثبت باید داشت و مراد خواندن قرآن است، نه نخواندن آن

 به این نکته هم باید اندیشید که حافظ پس از آن که بارها به حفظ قرآن و قرآن شناسی خود مباهات کرده است، گویی با این بیت حدیث نفس، یا عتاب و خطابی نیز به خود دارد که غره مشو و «بکوش خواجه و از عشق بی نصیب مباش»

زبان و کارکرد فرهنگی ارتباطی

 از زمانى که سخنان خدا و وحى به میان آمده و قرآن، آخرین کتاب آسمانى بر صفحه گیتى«نزول اجلال» کرده، آدمى را متحیر و شیفته خود ساخته است. آنان که بار دیگر در این جهان به فرمان خدا و قرآن«قالوابلى» گفتند، پیوسته سعى داشته‏اند که از«گلستان» قرآن«گلى» برچینند

هر قوم و گروهى که قرآن را امام و پیشواى خود دانستند، به گونه‏هاى مختلف از فرهنگ آن بهره جستند؛ از میان آنها ادبیان و فارسى زبانان نیز از این«مائده آسمانى» بهره‏ها جسته و وجود تشنه خود را سیراب نموده‏اند و سفره بیان و کلام خود را مزین به«واژگان و مضامین» آن کرداند

گروهى«تمثیلات» آن را بر گرفتند و برخى پاره‏اى از آیات را«تضمین» نظر و نثر خود کردند و بعضى از نور آیات«اقتباس» جستند و واژگان قرآن را سر مشق دفتر خود ساختند. عده‏اى دیگر آیاتى که به صورت«ضرب المثل» در میان مردم رایج شده بود در نوشتارهاى خود به بند کشیدند و برخى به ترجمه و تفسیر ادبى و عرفانى آیات پرداختند و گروهى محتواى آیات را به صورتى ماهرانه«تحلیل و حل» کردند و بعضى با«تلمیح» به داستان‏هاى قرآنى، بر شیرینى کلام خود افزودند و بازار ادب خود را رونق بیشترى دادند و در عین حال هر یک از آنان یک دل و یک صدا اعتراف کردند که«هر چه کردم همه از دولت قرآن کردم» و خلاصه فرهنگ ملى خود را با فرهنگ قرآنى آمیختند و«شهد» آیات را با«موم» گفتار و نوشتار خود«عجین» ساختند و جان خود را در چشمه سار کلام خدا شست و شو دادند. به هر حال این تأثیر پذیرى از قرآن و در پى آن احادیث پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم و ائمه اطهار(علیهم السلام) از زمانى که کهن‏ترین نسخه‏هاى ادبى ما در دست است، پیشینه‏اى دیرینه دارد. به ویژه از قرن ششم هجرى قمرى به این طرف این أنس با قرآن بیشتر نمایان مى شود؛ یعنى در آثار نویسندگان و شاعران«سبک عراقى»؛ مانند: عطار، سنایى، خاقانى، مولانا، سعدى، حافظ و جز اینان. از آن زمان تا عصر حاضر به ویژه پس از انقلاب این تأثیر پذیرى نمایان‏تر شده است و مى شود

ما در این نوشتار با رعایت اختصار به امور زیر مى پردازیم: آوردن نمونه هایى از«تأثیر پذیرى از قرآن» همراه با چشم اندازى گذرا به زندگانى برخى از سرایندگان و نویسندگان ادب فارسى و تعریف اجمالى پاره‏اى از صنایع و آرآیْهاى ادبى؛ ذکر پاره‏اى از آیات قرآن که به صورت ضرب المثل در میان فارسى زبانان راه یافته و همچنین واژگان فارسى راه یافته است

صنایع یا آرایه ‏هاى ادبى

در این بخش آن دسته از آرایه‏هاى ادبى را که در رابطه با تأثیر پذیرى ادب فارسى از قرآن است به اختصار معرفى مى کنیم.(16)در ضمن براى پرهیز از درازنویسى مثال‏هاى هر کدام را در بخش بعدى همراه با معرفى شاعران و نویسندگان مى آوریم

اشاره

اشاره در لغت: به معنى نمودن به دست و چشم و ابرو و جز آن است. و در اصطلاح: این است که گوینده یا نویسنده در الفاظ اندک، معانى بسیار(بدون شرح و تفسیر) بگنجاند و کلام او همراه با کنایه و رمز باشد و در عین اختصار براى شنونده محتواى بسیارى را بیان نماید. در حقیقت بسیارى از آیات قرآن و همچنین احادیث معصومین(علیهم السلام )این ویژگى را دارد که در عین ایجاز، حاوى نکته‏هاى فراوانى است ولى درک آن بدون تدبر و ممارست دست یافتنى نیست

تلمیح

تلمیح در لغت:«سبک نگریستن» و«به گوشه چشم اشاره کردن» است و در اصطلاح: عبارت از این است که نویسنده یا شاعر براى تأیید گفتار خود به آیه یا حدیثى یا قصه و مثلى مشهور و معروف اشاره کند

تضمین

تضمین در لغت: به معنى«گنجانیدن» است و در علم بدیع عبارت است از: آوردن آیه، حدیث، مصراع یا بیتى از شاعرى دیگر در اثناى کلام خود

به عبارت دیگر: تضمین آن است که نویسنده، آیه و حدیثى یا مصراع و بیتى یا دو بیت از شعر یا نوشته شاعران و نویسندگان پیشین یا معاصر خود مى آورد که اگر آن سخن مشهور نباشد نام او را در سخن خود ذکر مى کند

حل یا تحلیل

حل در لغت: به معناى«گشودن» و«از هم باز کردن» است، یک معناى حل که در قرآن بکار رفته به همین معناى لغوى است؛ یعنى«حل العقده» مانند آیه شریفه«واحلل عقدْ من لسانى»(طه، 20 . 27)(مفردات راغب – حل)

در اصطلاح ادبیان: گرفتن الفاظ آیه‏اى از قرآن کریم یا حدیث از احادیث و یا شعرى از اشعار و یا مثلى از امثال در گفتار و نوشتار است، با خارج ساختن عبارت آن از وزن و صورت اصلى‏اش‏به طور کامل یا ناقص

اقتباس

اقتباس در لغت:«پاره آتش» یا«نور و فروغ گرفتن» است، اقتباس به این معنا در سه جاى قرآن آمده.(17)

آیه 13 سوره حدید«انظرونا نقتبس من نورکم»؛

آیه 10 سوره نمل«لعلى آتیکم منها بقبس او اجد على النار هدى»؛

و آیه 7 سوره نمل«سآتیکم منها بخبر او آتیکم بشهاب و بس لعلکم تصطلون»

اقتباس در اصطلاح: آوردن آیه‏اى از قرآن یا حدیث یا بیت معروفى است به نحوى که معلوم باشد قصد، اقتباس است نه سرقت و انتحال

تفاوت اقتباس و تلمیح

تفاوت اقتباس با تلمیح در این است که تلمیح آن است که در اثناى کلام اشاره‏اى لطیف به آیه قرآن یا حدیث و مثل سایر یا داستان و شعرى معروف مى شود ولى عین آن را نمى‏آورند؛ اما در اقتباس شرط است که عین عبارت مورد نظر یا قسمتى از آن را که حاکى و دلیل بر تمام جمله اقتباس شده باشد بیاورند.(18)

تمثیل

تمثیل در لغت: به معنى«همانند ساختن» است و در اصطلاح عبارت از تشبیه چیزى به چیزى یا شخصى به شخصى است تا از آن فایده معنوى حاصل شود؛ اما اصل مثل مأخوذ از مثال است و در تعریف آن گفته‏اند: قولى سایر یا مشهور است که در آن حال چیز دوم را به چیز اول همانند سازند و اصل در آن تشبیه است. امروزه هر سخن نغز متداول در زبان‏ها را که نکته‏اى اخلاقى، فلسفى، دینى، سیاسى، و ادبى در آن باشد مى توان آن را مثل گفت.(19)

به عبارت دیگر: تمثیل یا ارسال المثل، کلامى است که ضرب المثلى را در بر دارد و یا خود ضرب المثل است؛ ارزش یک مثل در جلب توجه شنونده و یا خواننده گاه بیشتر از چندین بیت یا چندین صفحه مقاله است

تعبیر به«ضرب المثل» در قرآن کریم در چند جا آمده از جمله، آیه 27 زمر و 58 روم که مى فرماید:«و لقد ضربنا للناس فى هذا القرآن من کل مثل»

و همینطور آیه 35 سوره نور و آیات 24 و 25 و 45 ابراهیم

در این نوشتار پاره‏اى از آیات که به صورت ضرب المثل در میان فارسى زبانان رایج شده است در بخشى جداگانه مى آوریم؛ ولى«تمثیلات قرآنى» که بسیار است و بحث مفصلى دارد در اینجا متذکر نمى‏شویم؛ علاقه‏مندان مى توانند به کتاب هایى که در این زمینه نوشته شده مراجعه کنند.(20)

قرآن و سخن سرایان

در این بخش نمونه هایى از تأثیرى پذیرى از برخى سخن سرایان فارسى زبان را – به اختصار – گرد مى آوریم؛ لازم به یاد آورى است که اشعار و نمونه هایى را که مى آوریم گاه متأثر از«ثقلین» – قرآن و حدیث – هر دو مى باشد؛ ولى متناسب با موضوع بحث فقط آیات قرآن را یاد آور مى شویم

رودکى

ابو عبدالله جعفر بن محمد رودکى شاعر بزرگ آغاز قرن چهارم هجرى(متوفاى 329 ه.ق) است. درباره‏اش نوشته‏اند که وى نخستین بار به شعر فارسى ضابطه و قاعده معین داد و آن را در موضوعات گوناگون به کار برد. لذا نزد شاعران زمان خود و بعد از آن به«استاد شاعران» مشهور شد. وى نابینا بوده است که نابینایى او یا مادر زادى بوده و یا بعدها نابینا شده است. از بررسى اشعار بجا مانده او به روشنى بر مى آید که وى با مفاهیم دینى و فرهنگ اسلامى آشنا بوده است. اینک چشم اندازى به اشعارش

زمانه پندى آزاد وار داد مرا زمانه را چون نکو بنگرى همه پند است‏

به روز نیک کسان گفت تا تو غم نخورى بسا کسا که به روز تو آرزومند است‏

که گفته‏اند: تلمیحى است به آیه«عسى ان تکرهوا شیئاً و هو خیر لکم»(بقره، 2 . 216)

نگارینا شنیدستم که گاه محنت و راحت سه پیراهن سلب بودست یوسف را به عمراندر

یکى از کید شد پر خون دوم شد چاک از تهمت سوم یعقوب را از بوش روشن گشت چشم تر

که این دو بیت اشاره دارد به سه آیه‏اى که در قرآن راجع به پیراهن حضرت یوسف علیه‏السلام آمده است و هر کدام جریان و داستانى جداگانه دارد

آیه 18 یوسف«و جأ و على قمیصه بدم کذب»؛

آیه 25 یوسف«و استبقا الباب و قدت قمیصه من دبر»؛

و آیه 93 یوسف«اذهبوا بقمیصى هذا فألقوه على وجه ابى یأت بصیراً»

فردوسى

حکیم ابوالقاسم فردوسى توسى(متولد حدود 329 ه.ق، متوفاى 411 یا 416) یکى از بزرگ‏ترین حماسته سرایان جهان مى باشد که وى جزو و سرانیگدان«سبک خراسانى» است و«شاهنامه» اثر مشهور اوست

نمونه هایى از تأثیر پذیرى او

بیاراى خوان و بپیماى جام زتیمار گیتى مبر هیچ نام‏

اگر چرخ گردان کشد زین تو سر انجام خشت است بالین تو

دلت را به تیمار چندین مبند بس ایمن مشو بر سپهر بلند

که تلمیح است به آیاتى چون«کل نفس ذائقْ الموت»(آل عمران، 3 . 185) و آیه«کل من علیها فان»(الرحمن، 55 . 26) و آیه«اینما تکونوا یدر ککم الموت و لو کنتم فى بروج مشیدْ»(نسأ، 4 . 18)

بیا تا جهان را به بد نسپریم به کوشش همه دست نیکى بریم‏

نباشد همى نیک و بد پایدار همان به که نیکى بود یادگار

که آن گنج و دینار و کاخ بلند نخواهد بدن مر تو را سودمند

که تلمیحى است به آیاتى چون آیه 17 سوره رعد«فأما الزبد فیذهب جفأ و اما مما ینفع الناس فیمک فى الأرض;» و آیه 88 شعرأ«یوم لا ینفع مال و لا بنون» و آیه 34 توبه«و الذین یکنزون الذهب و الفضْ و لا ینفقونها فى سبیل الله فبشرهم بعذاب الیم»

ناصر خسرو

ناصر خسرو و قبادیانى بلخى از شاعران بزرگ قرن پنجم است«متولد 394، متوفاى 481 ه.ق). وى نیز مانند بسیارى از شاعران بنام از قرآن کریم به صورت‏هاى گوناگون استفاده کرده است

نمونه‏هاى از تأثیر پذیرى او

کراناید گران امروز رفتن بر ره طاعت گران آید مر آن کس را به روز حشر میزان ها

اشاره دارد به آیه 18 اعراف«و الوزن یومئذ الحق فمن ثقلت موازینه فاولئک هم المفلحون» و آیات 6 تا 9 القارعه«فأما من ثقلت موازینه، فهو فى عیشْ راضیْ. و اما من خفت موازینه. فأمه هاویْ»

چون از آن روز بر نیندیشى که بریده شود در او«انساب»

که اقتباس از آیه 101 مؤمنون است:«فاذا نفخ فى الصور فلا انساب بینهم یومئذ و لا یستألون»

هو الأول هو الآخر هو الظاهر هو الباطن منزه مالک الملکى که بى پایان حشر دارد

اقتباس از آیه 3 حدید«هو الأول و الآخر و الظاهر و الباطن و هو بکل شئ علیم» و آیه 26 آل عمران«قل اللهم مالک الملک تؤتى الملک من تشأ;»

بر آنچه دارى در دست شاد مانه مباش وز آنچه از کف تو رفت از آن دریغ مخور

اشاره و تلمیح به آیه 23 حدید دارد«لکیلا تأسوا على مافاتکم و لا تفرحوا بما آتاکم»

سنایى عزنوى

ابوالمجد مجدود بن آدم، شاعر و عارف فارسى زبان سده ششم هجرى نیز از جمله کسانى است که تأثیر پذیرى لفظى و معنوى زیادى از قرآن و حدیث در آثار او دیده مى شود. از جمله

هر چه دارى براى حق بگذار کز گدایان ظریف‏تر ایثار

سید و سر فراز آل عبا یافت تشریف سوره«هل اتى»

ز آن سه قرص جوین بى مقدار یافت در پیش حق چنین بازار

که«حل» یا«تحلیل» از سوره«انسان» یا«هل اتى» است که مفسران شیعه و سنى همه معتقدند در شأن حضرت على و فاطمه و حسن و حسین(علیهم السلام) که در آیه 8 همین سوره مى فرماید:« و یطمعون الطعام على حبه مسکیناً و یتیماً و اسیراً»

آن دلبر عیار اگر یار منستى کوس«لمن الملک» زدن کار منستى‏

گویند که جز هیچکسان را نخرد یار من هیچ کسم کاش خریدار منستى‏

که اقتباس از آیه«لمن الملک الیوم الله الواحد القهار»(غافر، 40 . 16)؛ در ضمن«لمن الملک زدن» کنایه از مفاخره کردن و دعوت به مبازره است

خاقانى

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید